تحلیل سردار دکتر حسین علایی از تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر

بسم الله الرحمن الرحیم

در آستانه میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار و یکی از شیرین ترین روزهای تاریخ ملت ایران یعنی فتح خرمشهر پس از یک اشغال طولانی برگزاری این جلسه مایه مباهات است لذا مراتب سپاس و تشکر خود را از موسسه مطالعات دین و اقتصاد به خاطر برگزاری این جلسه اعلام می دارد.

در این جا اول مقدمه ای راجع به مسائل جنگ می گویم و این که چطور به فتح خرمشهر رسیدیم و بعد موضوعی که فرمودند تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر را مطرح می کنم.

رژیم بعثی عراق وقتی جنگ را شروع کرد هدفش این بود که از این جنگ به اهدافی که برنامه ریزی کرده بود برسد و طبیعتاً جنگ را برای پیروزی طراحی کرده بود این که هدف عراق چه بوده تمام اسناد را که بررسی کردم به نظر می رسد هدف عراق به صورت شاخص چند هدف را می توان طراحی کرد که شاید به صورت پلکانی مطرح شده بوده اند. یک هدف حداکثری دارد و یک هدف حداقلی. حداقل ترین هدفی که عراق از شروع جنگ داشته این بوده که معاهده 1975 را ملغی کند و با ایران یک معاهده مرزی جدیدی را به امضا برساند. تمام اسناد و مدارک عراق را که بررسی کنیم به طور آشکار مشخص است اهداف دیگری هم در طول جنگ مطرح کرده اند که به نظر می رسد برخی از آنها رجز خوانی است مثل سقوط نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی در ایران. یکی از اهداف دیگری که جزو اهداف حداکثری بوده اگر بتوانم خوزستان را از ایران جدا کنم و کردستان را از مدیریت مرکزی جدا کنم نه به صورت کشور جدا یک سری هدف های ضمنی هم در دل این کار داشتند از جمله نظام بعثی را در عراق مستحکم کنند چون با پیروزی انقلاب اسلامی احساس می کردند در عراق ممکن است مردم دست به حرکاتی بزنند که نظام تک حزبی نتواند تداوم پیدا کند. عراق احساس می کرده شیعیان آنجا پتانسیل این را دارند که به سمت ایران گرایش پیدا کنند آنجه باقی می ماند جمعیت کمی از مردم عراق بودند که سمت غرب و شمال غرب عراق بوده اند که رژیم بعثی عراق از نظر پایگاه اجتماعی روی آنها بیشتر حساب می کرده. بنابراین اگر هدف حداقلی را بگیریم. می توان گفت عراق دنبال این بوده که معاهده 1975 الجزایر را ملغی کند و معاهده جدیدی امضا کنند. اساس این معاهده بر مرز اروندرود میان ایران و عراق قرار دارد و عراق به دنبال این بوده که مرز بیاید روی ساحل ایران. ساحل دور خودش را به ساحل نزدیک ما یعنی اروند رود به عنوان رودخانه اختصاصی قابل کشتیرانی برساند برای عراقی که به دریا دسترسی مستقل ندارد بتواند از اروند رود چنین استفاده ای بکنند عمل کند چون اروند از راه خور عبدا.... به خلیج فارس ارتباط دارد از دید ژئوپلوتیکی این کشور کشوری است که در رده درجه دو قرار می گیرد کشورهایی که با دریا ارتباط دارند رده یک هستند کشورهایی که با دریا ارتباطشان مشترک است با سایر کشورها مثل عراق که با ایران و کویت مشترک است درجه دو قرار می گیرند کشورهایی که محاط در خشکی هستند رده سه قرار می گیرند بنابراین اگر از دید عراقی ها نگاه کنیم می توان گفت دسترسی آزاد به دریاهای آزاد بدون نیاز به کشور همسایه می تواند هدف بسیار مهم راهبردی تلقی شود چون همیشه عراق در این تنگنای ژئوپلوتیکی قرار داشته. بحث اروند از زمانی که عثمانی ها بر عراق حاکم بودند تا انگلیس ها آمدند همیشه مطرح بوده. بنابراین شاید بتوان گفت شاخص ترین هدف بوده. فلش های حمله عراق را که نگاه کنیم به نظرم فلش ها هم متناسب با این هدف ها که گفتم عمل کرده. روز اول که عراق حمله کرده عمده ترین فلش حرکت از سمت بصره در محور شلمچه به خرمشهر و گرفتن آبادان و اشغال کامل شمال اروند رود است البته یک فلش به سمت اهواز و یک فلش به سمت دزفول است. در عمل که نگاه می کنیم نوع آرایش نیروهای عراقی هم اهدافی که عرض کردم را می تواند تامین کند. هم جداسازی خوزستان به عنوان کشوری که بتواند جدا شود در این اهداف نظامی هست هم تسلط بیشتر بر اروند رود (اگر مساله خوزستان حل نشود) عراق با این برنامه جنگ را شروع کرد. تصورش این بود که این جنگ بین 3 روز تا یک هفته طول می کشد چون برداشتی که از وضعیت ایران داشتند این بود که ایران آمادگی برای دفاع ندارد و اگر اتفاقی بیفتد ایران بلافاصله شرایط عراق را خواهد پذیرفت عراق حمله کرد در تقریباً 3 ماه اول جنگ عراق دائما حمله می کرد ولی حمله اصلی و اساسی در یک هفته اول جنگ بوده ولی تا سه ماه تقریباً این حملات ادامه دارد تا جایی که عراقی ها به این نتیجه می رسند که نمی توان ادامه داد در این سه ماه 2 هزار کیلومترمربع از خاک ایران را به تصرف و کنترل درمی آورند بعضی جاها به طور کامل، یعنی بعضی جاها یا اشغال کامل شده یا به کنترل درآمده، کنترل در حوزه نظامی به این مفهوم است که ایران در آن ناحیه کنترلی ندارد یا زیر آتش است یا در دست عراقی ها. 20 هزار کیلومترمربع هم محاسباتی است که خودمان انجام دادیم هم حرفی است که صدام حسین بعد از بیرون شدن از خرمشهر در یک سخنرانی این را می گوید، اینکه چه اتفاقی افتاد که عراق نتوانست از نظر نظامی به هدف خود برسد آنچه ما در عمل دیدیم و اتفاق افتاد این بود که امام از این جنگ ترسید و با یک سری اصول با این جنگ رفتار کردند که این عامل مقاومت شد که این ها چند چیز است که عرض می کنم امام یکی گفت ارتش عراق حمله کرده، متجاوز وارد خاک شده جنگ پایان نمی یابد مگر این که متجاوز به خارج مرز برود. این خیلی روشنگر بود. چون هفته اول بعد از این که عراقی ها دیدند نمی شود پیشنهاد آتش بس دادند اتفاقاً عراق از اول تا آخر جنگ یکی از سیاست هایش این بود که در مقاطع مختلف پیشنهاد آتش بس می داد، از دید او این بود که این مقدار از سرزمین ایران را که گرفتیم در اختیارمان باشد ایرانی ها برای بازپس گیری اقدامی نکنند. ولی امام اصولی را که به کار گرفت این بود که تا زمانی که یک سرباز عراقی داخل خاک ایران وجود دارد ما می جنگیم و دفاع می کنیم. مساله دومی که امام فرمود این بود که دفاع در انحصار نیروهای مسلح رسمی نیست دفاع بر همه واجب است این هم یک نکته. نکته سوم این که به مردم انتظار پایان فوری جنگ را ندادند گفتند اگر این جنگ20 سال هم طول بکشد ما ایستادیم. این روشی که اما در رهبری و مدیریت جنگ به کار گرفتند تکلیف را در حوزه نظامی و سیاسی مشخص کرد مردم فهمیدند باید ارتش عراق را بیرون کنند نیروهای مسلح هم فهمیدند که باید در این مسیر گام بردارند.

جالب این که ما آمادگی برای دفاع را قبل از شروع جنگ به لحاظ نظامی نداشتیم این که چرا؟ بحث مستقلی است. دلیل این هم آن است که بعضی لشگرهای ما تا زمانی که می خواستند وارد جبهه جنگ شوند حدوداً یک ماه پس از آغاز جنگ است یعنی لشگر 16 زرهی قزوین تقریباً یک ماه بعد از جنگ توانست همه لشکر را به منطقه بیاورد. لشکر 21 حمزه که در تهران بود تا آمدند به سمت جنوب بیایند تقریباً یک ماه طول کشید. سپاه هم غیرسپاهی که در خوزستان به طور طبیعی حضور داشت واحدی برای مقابله با تجاوز در خوزستان سازمان پیدا نکرده بود این اقدامی که امام به کار گرفتند ساختاری را در مقاومت و مقابله با عراق شکل داد که به آن نمی پردازیم. آن ساختار حاصل اش این شد که هر چه از جنگ جلو می رفتیم قدرت نیروهای داوطلب که از متن مردم می آمدند اینها آرام آرام در جبهه ها توان و قدرتشان به طور طبیعی رشد پیدا کرد به طوری که اگر نگاه کنیم از عملیات شکست حصر آبادان تا فتح خرمشهر تمام طرح این عملیات ها، شناسایی ای عملیات ها و نیروی اصلی عمل کننده در خط مقدم همین افراد داوطلب بودند یعنی طرح عملیات ثامن الائمه، فتح المبین، طریق القدس با اینها بود. ولی این تفکر حاکم بود و ما به جایی رسیدیم که به خصوص بعد از کنار رفتن بنی صدر که باعث انسجام بیشتر در نیروهای مسلح ایران شد و همه احساس کردند بهتر می توانند همکاری کنند ما یک دفعه تحولی را می بینیم که نتیجه برنامه ریزی های سال اول جنگ است هم نتیجه رفع موانع است. و آنچه ما ظرف 8 ماه یعنی 5 مهر 1360 تا 3 خرداد 1361 ما چهار عملیات بزرگ را انجام دادیم که در آن شکست نظامی بر ارتش عراق تحمیل شده و اشغال ایران به معنی نظامی پایان یافته نه این که همه سرزمین ها در اختیار ایران قرار گرفته ولی این که خاک ایران در اشغال بماند خاتمه پیدا کرده. عملیات ثامن الائمه حصر آبادان را شکست.

شکست حصر آبادان با این مفهوم بود که برنامه ای که عراق داشت که شمال اروند رود را در اختیار داشته باشد تا اروند رود را به عنوان گروگان ملغی کردن معاهده 1975 در اختیار داشته باشد از بین رفت. عراق به محض این که حصر آبادن را شکستیم در استراتژی اروندرود برای القا معاهده 1975 شکست خورد و صدام فهمید این مساله نمی تواند تداوم داشته باشد بر همین اساس بعد از شکست حصر آبادان استراتژی صدام تغییر پیدا کرد. به حفظ سرزمین های باقی مانده برای تداوم فشار بر ایران جهت بدست آوردن هدف الغای معاهده 1975 از طریق مذاکره که چون استراتژی امام این بود که تا یک سرباز دشمن در خاک ایران هست نپذیرد در دورتک افتادیم یعنی ثامن الائمه که انجام داد یک ماه و چهار روز بعد از آن طریق القدس را انجام دادیم و تا مرز چذابه رفتیم یعنی برای اولین بار به سمت مرز رفتیم بعد فتح المبین را انجام دادیم و در آن سرزمین وسیعی را از منطقه غرب شوش و دزفول آزاد کردیم عراقی ها فهمیدند گلوگاه خوزستان را که می خواستند از این طریق ببندند به طور کامل این سیاست به هم ریخت و فتح المبین آزاد شد بعد از آن عراقی ها مطمئن بودند ما به سمت آزادسازی خرمشهر و سرزمین جنوب می رویم که این هم عملیات بسیار سختی بود 23 روز یعنی از 10 اردیبهشت تا 3 خرداد جنگیدیم تا این منطقه که بیش از 5 هزار کیلومترمربع بود یعنی نصف سرزمین لبنان آزاد شد و خرمشهر اوج موفقیت ایران در آزادسازی سرزمین های اشغالی بود. اهمیت فتح خرمشهر این بود که علامت پیروزی صدام را تبدیل کرد به علامت شکست صدام. چون وقتی خرمشهر را عراق گرفت همه باور کردند که عراق موفق شده و وقتی از خرمشهر بیرون رانده شد همه باور کردند که عراق در این جنگ شکست خورده یعنی عراق در تحمیل جنگ به ایران با آزادسازی خرمشهر شکست قاطع خورد و تمام شد.

اگر مطالبی که هست را مطالعه کنید هر جا بحث این بوده که آیا از مرز عبور کنیم؟ امام مخالفت کرده در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی هم هست قبل از عملیات فتح خرمشهر اگر قرار شد نیروهای ما وارد خاک عراق شوند امام شدیدا مخالفت کرده. بعد از فتح خرمشهر ما این گونه ادامه نداریم یعنی جنگ ادامه پیدا کرد تا سال 067 چطور ممکن است؟ این از چند دیدگاه قابل بررسی است یکی از دیدگاه نظامی به محض این که جنگ شروع شود عبور از مرز دشمن مجاز است. چرا؟ چون جنگی شروع شده و این منطقی نیست که شما در خاک خود بجنگید و دشمن هر جا که خواست همان طور که وقتی نیروی هوایی عراق مهرآباد را بمباران کرد نیروی هوایی ما هم بغداد را بمباران کرد و کسی هم اعتراض نکرد چرا از مرز عبور کردیم.

نکته دوم این که آیا بعد از فتح خرمشهر همه سرزمین ایران آزاد شد؟ خیر عراقی ها تمام نقاطی را که از نظر نظامی و سیاسی اهمیت داشت برای این که به ملغای معاهده 1975 کمک شود را حفظ کردند. مثلاً شلمچه و یا منطقه کوشک و طلائیه یا در نقاط غرب کشور همه نقاط را حفظ کردند. بعد از این که صدام گفت من عقب نشینی می کنم و پیشنهاد آتش بس داد در عین حال حفظ 1000 کیلومتر مربع از خاک ایران را (یعنی معادل کشور بحرین) در اشغال نیروهای خود حفظ کرد بنابراین از نظر منطق نظامی تا وقتی همه سرزمین را آزاد نکردی هر کجا که خواستی می توانی بجنگی مساله سوم که از نظر نظامی اهمیت دارد مساله پدافند است که ما وقتی می خواهیم به هر دلیل جنگ را آرام کنیم. کجا باید نیروها را نگه داریم؟ این می شود پدافند در جنگ های کلاسیک برای این که از کمترین نیرو استفاده شود پدافند را متکی به عارضه های طبیعی انجام می دهند که تکیه بر عارضه طبیعی باعث صرفه جویی در نیرو می شود و در آرایش یگان های می شود.

بنابراین از دید ایران در جنوب بهترین نقطه برای پدافند اروند رود و ادامه اش داخل خاک عراق شط العرب بوده یعنی رفتن نیروها و چسبیدن به این رودخانه که مانع طبیعی تلقی می شده چرا برای ما پدافند اهمیت داشته؟ ما در جریان رفع اشغال سرزمین های ایران غنائم زیادی از ارتش عراق گرفتیم خیلی از نیروهای ارتش عراق منهدم شدند. ستون فقرات قدرت نظامی عراق باقی ماند مثلاً در جریان عملیات بیت المقدس 2 لشکر مهم عراق فرار کردند لشکرهای 5 و 6 از جلوی نیروهای ما فرار کردند. بنابراین از نظر نظامی تا زمانی که قدرت تهاجم در نیروهای مقابل وجود دارد وقتی قرار بر پدافند است باید در نقطه ای پدافند کرد که شما نیروی آزاد در اختیار داشته باشید نه این که همه نیروها را در خط بچینید و توان دفاعی تان کاهش پیدا کنداز نظر نظامی تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر چیزی طبیعی و عادی بوده. طرف دیگر از دید سیاسی و هزینه فایده باید چه کرد؟ وقتی جنگی شروع می شود مهم ترین مساله برای طرفین سناریوهای پایان دادن به جنگ است مثلا موضوع هسته ای سال هاست وجود دارد ولی مهم ترین مساله این است که چطور آن را پایان دهیم؟ چون نمی توان برای همیشه وجود داشته باشد. از این زاویه ایران چه طرحی برای پایان دادن به جنگ داشته؟ آنچه مشخص است طرح ایران برای پایان جنگ شامل چند مولفه بوده یکی پایان دادن به اشغال سرزمین، دوم نپذیرفتن الغای معاهده 1975 یعنی تاکید بر تداوم این معاهده، سوم مساله مشخص شدن متجاوز برای پیگیری عواقب حقوقی آغاز کننده جنگ و چهارم روشن شدن تکلیف خساراتی که متجاوز برطرف مقابل وارد کرد.

به همین خاطر می بینید در روزهای اول جنگ که هیات های میانجی می آیند به خصوص سازمان کنفرانس اسلامی امام جمعه ای به حبیب شطی که دبیر کل سازمان بود گفت که شما برو اعلام کن دولت عراق متجاوز است ما آتش بس اعلام می کنیم. بگو آنها جنگ را شروع کرده اند و حبیب شطی این کار را نکرد. برای خاتمه جنگ یکی اعلام کنید اینها جنگ را شروع کرده اند و یکی هم از خاک ما بیرون بروند. این سیاست ایران بوده.

سیاست عراق در اول این بود که با اشغال سرزمین به الغای معاهده بپردازد. زمانی که احساس کرد با اشغال سرزمین این کار را نمی تواند انجام دهد با تمرکز ا در مرز حفظ نقاط سرکوب به دنبال این بود که از طریق مذاکره ایران بپذیرد که راهی به جز الغای معاهده 1975 ندارد. بعد از فتح خرمشهر 2 جلسه شورای عالی دفاع خدمت امام تشکیل می شود که البته ما دعا می کنیم یک روزی اسناد این جلسات منتشر شود. افرادی که در جلسه بوده اند اظهاراتشان را داریم. در 6 خرداد 3 روز بعد از فتح خرمشهر امام ضمن اظهار خوشحالی می گوید به حاضرین که حالا می خواهید چکار کنید؟ که در آنجا بحث می شود مرحوم زهیرنژاد می گوید باید برویم کنار شط العرب پدافند کنیم. اظهار نظر نظامی مختص ایشان است از لحاظ سیاسی هم نظری مطرح می شود که می گوید خوب است برویم جایی را از عراق در اختیار داشته باشیم که بتوانیم در مذاکرات امتیازات لازم را از عراق بگیریم و امام با عبور از مرز مخالفت کرد ظاهراً آقای هاشمی رفسنجانی از بقیه آقایان هم اظهار نظری منتشر نشده. امام می فرماید از مرز عبور نکنید جنگ را ادامه دهید تا به 4 خواسته برسیم ولی از مرز عبور نکنیم. در آنجا 4 دلیل برای مخالفت از عبور از مرز مطرح می کنند که اینها بسیار جالب است، اول این که تا الان ما مدافع بودیم اگر غیر از این شود در افکار عمومی متجاوز شناخته می شویم، دوم عرب ها که تا الان ظاهر بی طرف را حفظ کرده اند به طور کامل پشت سرصدام می روند. سوم مردم عراق ممکن است آسیب ببینند، مورد چهارم از ذهنم رفت. در تداوم جنگ همه اینها اتفاق افتاده. امام می فرمایند حالا تصمیم نگیریم بروید فکر کنید تا جلسه ای بعد حدوداً یک هفته بعد جلسه دوم تشکیل می شود که احمدآقا فرزند امام نامه ای به ایشان نوشته در 7 صفحه که منتشر نشده من آن را خوانده ام. در بیت امام در حضور سید حسن آقا خوانده ام و همان جا به ایشان پس دادم. مطلب را این می نویسند که، شما با عبور از مرز مخالفید و شما معتقد به خاتمه جنگ در این مرحله هستید ولی چون به نظرات کارشناسان احترام قائلید و کارشناسان نظرشان با شما متفاوت است من نگرانم که شما نظر کارشناسان را بپذیرید و ما دیگر نتوانیم جنگ را جمع کنیم. تقریبا مفهوم این است.

بعد از جلسه دوم امام می گوید باید فکر کنم و بعد از مدتی مجوز عبور از مرز عراق را می دهد به شرط این که مردم عراق آسیب نبینند که عملیات رمضان بر همین اساس به مرحله اجرا درمی آید در شرق بصره. امام هم در پیامی که در جریان عملیات رمضان به عشایر عراق می دهند در آنجا سعی کرده اند 4 ابهامی را که خودشان درباره عبور از مرز داشته اند را حل کنند از جمله می گوید ما هیچ چشم داشتی به یک وجب از خاک عراق نداریم و از آنها می خواهند از این فرصت استفاده کنند تا دولت بعثی عراق را کنار بزنند. یعنی به این توجه داشتند که عبور از مرز ممکن است اوضاع جدیدی را ایجاد کند. اما نکته مهم این است که من معتقدم دستگاه سیاست خارجی ما برای پایان دادن به جنگ همراه با دستگاه دفاعی در جنگ برنامه ای را ارائه نکرده.

ما از وزارت خارجه هیچ طرح دیپلماتیک برای خاتمه دیده نمی شود اگر آن زمان وزارت خارجه می آمد چنین طرحی را درآورد و برنامه می داد، مهلت هم می داد که اگر عراق پذیرفت جنگ خاتمه می یابد و اگر نپذیرفت ما مجبوریم با تداوم جنگ سرزمین هایمان را آزاد کنیم و دشمن را وادار کنیم به معاهده مرزی که صدام حسین در مجلس عراق آن را پاره کرده پایبند باشد. چنین اتفاقی نیفتاده و این یکی از نقاط ضعف شیوه عمل ایران در جنگ پس از فتح خرمشهر است. اگر چنین می شد ما هرگز این سوال را مطرح نمی کردیم که جنگ پس از فتح خرمشهر آیا لازم بود؟ تصور تمام کسانی که در تصمیم گیری بوده اند این بود که عراق در نقطه ضعف است و ما با یک فشار دیگر می توان مساله را حل کرد و نگران این بودند که اگر جنگ را در این نقطه تمام کنیم فردا از ما این سوال را بپرسند که شما که در موضع قدرت بودید در اوج قدرت جنگ را متوقف کردید و به هیچ دستاوردی هم نرسیدید. مساله مهم این است که ما یک سناریوی مشخص سیاسی ـ نظامی برای این که جنگ را ختم کنیم به صورت رسمی اعلام نکردیم. مثلاً ما بعد از فتح فاو هم می توانستیم چنین کاری کنیم به محض این که ما فاو را گرفتیم و تمام اروند رود را گرفتیم صورت مساله طرح عراق برای ملغا کردن معاهده 1975 را پاک کردیم آن موقع هم وزارت خارجه می توانست بلافاصله جنگ را خاتمه دهد و راه را این قرار دهد که عراق از سرزمین های ما عقب نشینی کند معاهده 1975 را مثلاً اسرا را آزاد کند و یا هر طرح دیگری.

بخواهم جمع بندی کنم این است که این جنگ، برای رسیدن به هدف بزرگی از سوی رژیم بعث عراق بود که به آن نرسید در این جنگ یک دفاع خالصانه از سوی ملت ایران شکل گرفت که ما به حق اسم آن را گذاشته ایم دفاع مقدس. و تمام مردم ایران یا به صورت جسمانی یا به صورت اقتصادی و کمک پشتیبان دفاع بودند حتی کسانی که مخالف نظام بودند موافق دفاع بودند. نکته بعدی این که در این جنگ ما متکی به توان ملی سرزمین ها را آزاد کردیم در آزادسازی ردپایی از هیچ کمک غیرایرانی نیست نکته بعدی این که این دفاع متکی بر تفکر اسلامی شکل گرفت و اگر تفکر اسلامی در این دفاع نبود قطعاً شکست می خوردیم. و اوج آن آیه « و ما بنا اهدالحسنین» بود یعنی یا می جنگیم و دشمن را نابود می کنیم و یا در مسیر جنگیدن با دشمن به فوز عظیم می رسیم همانی که برای امام حسین می گوئیم.

نکته بعدی این که آیا می توانستیم به شکل دیگری جنگ را خاتمه دهیم؟ این باید در تجربیاتی باشد که باید بپردازیم آنچه می بینیم این است که بعد از فتح خرمشهر اگر با یک دستگاه دیپلماسی که سناریو ساز بود مواجه بودیم شاید در همان مقطع می توانستیم جنگ را خاتمه دهیم با وضعیتی که در آن زمان داشتیم. به نظر من حاصل این جنگ این است که خداوند کمک کرد و ما فراتر از آنچه در ابتدا فکر می کردیم به خواسته هایمان رسیدیم الان اروند رود در اختیار ماست، معاهده 1975 برقرار است، حزب بعثی در کار نیست، صدامی نیست. ارتش عراق که همیشه در طول تاریخ تهدید کننده ایران بوده الان از یکی مرزهایی که بیشترین احساس امنیت را داریم عراق است. فضای عراق به قلمرو نفوذ ایران تبدیل شده و عراقی که عربستان و امریکا و بسیاری کشورها دنبال این بودند که پس از سقوط صدام حسین آنجا را در اختیار بگیرند از کنترل همه خارج شده بود نکته ای را هم بگویم که در دوران جنگ یکی از کشورهایی که بیشترین کمک را در همه حوزه ها به عراق کرد عربستان صعودی بود بیشترین کمک مالی، نظامی، تشویق روحی صدام و حزب بعث، بیشترین خدمات در خلیج فارس از سوی عربستان صورت گرفت و الان هم عربستان مهم ترین مزاحم مردم سالاری در منطقه خاورمیانه است و مهم ترین مزاحم بسط اندیشه اسلام درست در جهان است به طوریکه عربستان باعث شده جهان، اسلام را القاعده و داعش بداند، القاعده و داعش فرزند عربستان هستند و دست پرورده اندیشه او سوال و جواب.

سوال: دلم می خواست دکتر علایی از نقش مهندس موسوی در اداره جنگ نکاتی را بیان کنند: جواب: دولت در آن زمان تمام ظرفیت خود را به کار گرفت البته، مقاطع مختلف جنگ متفاوت است سال آخر جنگ تقریبا یک سوم بودجه کل در اختیار جنگ بود و دولت کاری نبود که نخواهد انجام دهد همه ظرفیت خود را به کار گرفته بود. مهاجرین جنگی، آوارگان همه را دولت مدیریت می کرد. بیمارستان های صحرایی را دولت می زد. ما حس می کردیم دولت، دولت جنگ است و همه ظرفیت خود را به کار گرفته.

سوال: من سه نکته را مطرح می کنم اگر دکتر علایی سندی در این زمینه دارند یا تحلیلی دارند بفرمایند یک نکته این که آقای دعایی در خاطرات خود دارد که قبل از شروع جنگ پیش بینی می کردند این مساله شروع جنگ را نکته بعد سند مقتضی ندیدم این که نامه ای حضرت آیت ا... خویی به حضرت امام می نویسند و نسبت به تداوم جنگ برحذر می دارند و این که اگر تصورتان این است که بعثی ها در این جنگ کشته می شوند این اتفاق نمی افتد و پرهیزهایی که مرحوم مهندس بازرگان داشته اند. این سه نکته

جواب: در مورد نامه آیت ا... خویی من چیزی نه دیده ام و نه شنیده ام. نکته دیگر در مورد نهضت آزادی و مرحوم بازرگان تا فتح خرمشهر که حامی بودند و بعد از آن هم تا مدت ها چیزی نیست بعد از این که جنگ مشکل پیدا می کند در مورد مسائل جنگی اظهارنظر می کنند من تقریباً هیچ یک از مسئولین و سیاستمداران ایرانی را ندیدم که با عبور از مرز بعد از فتح خرمشهر مخالفت کرده باشند به غیر از حضرت امام. فضای کشور تداوم جنگ است تا رسیدن به اهداف بلند از سقوط رژیم بعث بگیر تا اشغال سرزمین.

سوال، بعد از فتح فاو عربستان پیشنهاد غرامت کرده بود؟

ج: این همه جا هست ولی هیچ کجا سندی از آن نیست و احتمالاً در حرف ها بوده.

سوال: پرداختن به جنگ از دیدگاه محقق، جمع بندی من از صحبت های شما این است که ما در تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر اشتباه کردیم.

این که طرح نداشتیم پس الان هم طرحی درباره مساله هسته ای نداریم. این که در جلسه دوم شورای عالی دفاع که فرمودید چرا امام نظرش را عوض کرد؟

ج: امیدواریم روزی متن مذاکرات آن جلسه منتشر شود. در جلسه دوم روی این مساله که امام فرموده بوده جنگ ادامه پیدا کند ولی از مرز عبور نکنیم بحث شده بوده که در آنجا از نظر نظامی هم ارتش هم سپاه استدلال می کند که پدافندی باید کنار شط العرب برویم. این که چه متن ریز مذاکرات پیش آمده را در اختیار نداریم. تصور این بوده که اگر ما یکی دو عملیات مهم انجام دهیم با این سیر صعودی قدرتی که پیدا کرده ایم که توانسته ایم ارتش عراق را ظرف 8 ماه از عمده سرزمین های اشغالی شده بیرون کنیم بنابراین باید استفاده کرد تا حصول نتیجه.

سوال: بعد از فتح خرمشهر رژیم عراق رسماً پیشنهاد آتش بس داد؟

بله

این پیشنهاد رسمی مورد بحث و تصمیم قرار گرفت؟ در شورای عالی دفاع؟

ج: اسناد که منتشر نشده ولی ایران آتش بس را نپذیرفت.

آتش بس پیشنهاد شده حفظ وضعیت موجود بود؟ این احتمال بود که اگر ما بپذیریم مجدداً امکاان حمله عراق هست؟

ج: بله ولی من معتقدم قبل از این که دولت عراق طرح آتش بس را بدهد یا به محض این که او داد ما باید طرح صلح اعلام می کردیم. اگر آن کار را می کردیم می توانستیم به خوبی از همه چیز دفاع کنیم. همین طرح که من فی البداهه اعلام کردم که جنگ را خاتمه دهیم طرح مان برای خاتمه این است و این است.

در زمانی که وقتی هیات های کنفرانس اسلامی می آمدند 5 شرط برای خاتمه بزرگ اعلام شد که مشخص شدن متجاوز، دریافت غرامت جنگ، بازگشت به مرزهای اولیه، تبادل اسرا بود. آیا بحثی که شما می فرمائید متفاوت است؟

ج: عملیاتی کردن این بحث ها بود. دستگاه دیپلماسی خارجی کارش این است که طرح را عملیاتی کند و رسماً اعلام کند.

چارچوب قطعنامه 598 بر پایه اصول ایران تنظیم شده بود.

ج: من معتقد نیستم. قطعنامه 598 برای شکست ما طراحی شده بود که منجر به موفقیت ما شد. قطعنامه 598 بر اساس طرح عراق است نه طرح ما. آتش بس و همزمان عقب نشینی به مرزهاست در شرایطی که ما داخل خاک عراق بودیم.

معمولاً قطعنامه ها این طور است که بند اول اجرا می شود و بقیه بندها موکول به زمان می شود و این که اسرا و اینها را می گوئید در بندهای دیگر است. بند اول باید بلافاصله آتش بس را پذیرفته عقب نشینی می کردیم تا بقیه بندها اجرا شود. تحولات جبهه جنگ قطعنامه 598 را به نفع ما تغییر داد نه اصل قطعنامه.

/ 0 نظر / 82 بازدید