آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: حضور جمی در آبادان الهام بخش و دعوت‌کننده به جهاد بود

صفحه جبهه و جنگ - تاریخ: 1393/10/07

کمترین دستاوردی که دشمن برای خود متصور بود، تسخیر آبادان بود. آنها گمان می‌کردند به خاطر آبی که فاصله ما و آبادان است، آبادان به آنها تعلق دارد و برای همین، همت اولیه‌شان این بود که خرمشهر و آبادان را با هم بگیرند. آنها تصورش را هم نمی‌کردند که پس از اشغال خرمشهر، متوقف شوند، به ویژه اینکه از طرف دیگر هم به دلیل نزدیکی‌شان با ساحل ما، آبادان را تحت فشار قرار داده بودند.
آسیب‌پذیری آبادان به دلیل صنایع نفت هم این امید را در دل آنها بیشتر کرده بود که آبادان را قطعا می‌گیرند. البته بر خلا‌ف توقعشان، در خرمشهر خیلی معطل شدند. خرمشهری‌ها کار بزرگی کردند که مدتی آنها را در کنار دروازه شهر نگه داشتند و در این فاصله، کسانی که لا‌زم بود از شهر بروند، رفتند و آسیب‌ها و خسارات انسانی، بسیار کمتر شد. به طور طبیعی، کسی از بیرون انتظار نداشت فردی همچون آقای جمی که برای دشمن حکم سیبل را داشت، در آن شرایط و در خط مقدم جبهه حضور داشته باشد. اگر ایشان می‌آمد این طرف آب و اهواز و شهر‌های دیگر، کسی ایشان را سرزنش نمی‌کرد، همان گونه که دیگران آمدند و کسی هم حرفی نزد. آقای جمی‌کاری بیش از حد انتظار کرد و ماندن ایشان، باعث شد کسانی که می‌خواستند بمانند و بجنگند و میدان را خالی نکنند و نگویند آبادان خالی شده، بمانند و ایشان در این امر نقش محوری و بسیار جدی داشت. البته نیرو‌های مسلح، ارتش، سپاه و نیرو‌های مردمی حضور داشتند و می‌جنگیدند، اما آن کسی که چهره‌ای مردمی داشت و مثلا‌ نماز جمعه را برگزار می‌کرد و مردم جمع می‌شدند و برای مردم کشور هم الهام بخش بود، ایشان بود.
ما در آن موقع به دو جا بیشتر سر می‌زدیم؛ یکی خرمشهر بود و دیگری آبادان. وقتی خرمشهر سقوط کرد، آبادان و دزفول به عنوان دو شهر مقاوم و قهرمان در همه ایران مطرح بودند. البته در دزفول، مردم بیشتر مانده بودند. در آبادان ماندن کار بسیار سختی بود، چون دشمن از آن سوی آب، به راحتی و با خمپاره، آبادان را می‌زد. ماندن آقای جمی که تبلور ماندن مردم بود، حتی در برابر کسانی که به دلیل خطرناک ‌بودن شرایط، ایجاد شبهه می‌کردند، ماندن ایشان مجوزی شد برای کسانی که می‌خواستند از خطر استقبال کنند. ماندن ایشان، محور‌های اخلا‌قی، اسلا‌می و جهادی و همه چیز را تقویت کرد. من چند باری که به آبادان رفتم، نقش ایشان را در میان نیرو‌های رزمنده و مردم، نقش ستون خیمه برای بقای آبادان می‌دیدم. ‌حضور ایشان بسیار الهام‌بخش و دعوت‌کننده به جهاد بود. نماد زندگی مدنی آبادان بود. بیشتر مردم آبادان از شهر بیرون آمده بودند، اما همین که می‌دیدند صفوف نماز جمعه قابل توجه است و آقای جمی هم آن گونه خطبه می‌خواند، به نظرم موجب تقویت روحیه جهادی در دوران جهادمان شد. بسیاری از عوامل در پیروزی ما در جنگ نقش داشتند و مقاومت آبادان در آن شرایط بسیار سخت و استثنایی، هم بی‌تردید یکی از عوامل موثر بود. من نمی‌دانم که در تاریخ جنگ‌ها، جایی پیدا می‌شود که در شهری با ویژگی‌های آبادان، یعنی در کنار دشمن بودن، حضور مردمی تا این اندازه پررنگ بوده باشد؟

/ 0 نظر / 3 بازدید