نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

پایداری ماندگار.نویسنده: علی شمخانی
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  


من ترجیح می دهم شخصیت زمان جنگ آقای جمی را در یک جمله بیان کنم. آقای جمی یعنی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی ترین نقطه ایران. آقای جمی در حقیقت در این جمله، در زمان جنگ و بالاخص در زمان محاصره آبادان، قابل خلاصه شدن است.
    آتش تهیه در عملیات رزمی در دو زمان به کار گرفته می شود؛ یک زمان به هنگام آفند است، یعنی نیروی مهاجم اگر بخواهد اصل غافلگیری را رعایت نکند، آتش تهیه را به کار می برد. یک زمان هم وقتی است که عملیاتی لو برود، طرفی که آفند و عملیات روی او صورت می گیرد، آتش تهیه ای را برای تجمع نیرویی که قصد تهاجم به او را دارد، به کار می گیرد، ولی آقای جمی آتش تهیه از نوع سوم بود. او آتش تهیه پایداری و مقاومت در صحنه آبادان یا جنوبی ترین نقطه جبهه ایران بود که دائما در میان فرماندهان ستاد عملیات و مسجد قدس و مناطق عمومی آبادان تردد داشت و هر هفته هم موضع پرقدرت خویش را اعلام می کرد.
     یکی از ابزارهای کارآمد این آتش تهیه، نمازجمعه بود و پایداری وی در تداوم برگزاری آن که هم آبادانی ها را حول محور ایشان استوار و پابرجا نگه می داشت و هم ایرانی ها را نسبت به این موضوع که هنوز آبادان در اختیار ما است، دلگرم می کرد و شاید بعد از نمازجمعه تهران، بیشترین مخاطب را در میان نمازجمعه های ایران داشت.
    حضرت امام به برگزاری نمازجمعه در آبادان حساسیت زیادی داشتند و هنگامی که آقای جمی مدتی به دلایلی از آبادان خارج شده بود، از ایشان پرسیده بودند <چرا نمازجمعه را برگزار نمی کنید؟> البته امام جمعه موقت آنجا، آقای طرفی که یک روحانی عرب و انسان بسیار خوبی بود، نماز را برگزار می کرد.
    موقعی که نمازجمعه برگزار می شد، مردم عراق می فهمیدند که هنوز آبادانی ها هستند، لذا هم آبادان، هم ایران و هم دشمن، شنونده این نمازجمعه ها بودند و در حقیقت این نمازجمعه ها، میزان الحراره مقاومت و پایداری بودند.
    آقای جمی با توجه به اینکه در آن زمان سنشان بالاتر از سن یک رزمنده بود، می توانست مثل خیلی ها در آبادان حضور مستمر نداشته باشد، ولی نه سنش و نه کسالت جسمی اش مانع از حضورش نشد، مضافا بر اینکه برادرها و پسرهایش هم در آبادان بودند و این حضور در جهت تامین یک عقبه روانی محکم برای رزمندگان، نقش بسیار مثبتی را ایفا کرد.
    انتقال اخبار جبهه در زمان جنگ، شکل های متفاوتی داشت. یکی سیستم کلاسیک و سنتی بود و دیگری سیستم غیرسنتی و غیرکلاسیک که جمع این 2 سیستم می توانست مسوولان را در تهران به سمت یک تصمیم گیری درست هدایت کند، لذا گزارش های روزانه نوبه ای از اوضاع خودی و دشمن، همواره برای نیروهای مسلح ارسال می شد، ولی این گزارش ها به دلیل ساختار اداری کشورمان، برای تصمیم گیری درست و در عین حال سریع، کافی نبودند. آقای جمی، هم با ارتباطاتی که با آقای موسوی، امام جماعت مسجد جامع خرمشهر داشت و هم با توجه به ارتباط با مردم و با نیروهای مسلح و هم سکونت دائمی در آبادان و حضور کامل یعنی شنیدن صدای غرش توپ ها و شلیک موشک ها و مشاهده آتش سوزی پالایشگاه آبادان و با استفاده از دو رشته تماس تلفنی؛ یکی مستقیم به دفتر امام در تهران و یکی هم به دفتر امام در قم و به آقای شرعی، وضعیت جبهه ها را به درستی، اما با بیان غیرکلاسیک منتقل می کرد و این برای تحریک حساسیت ها کافی بود و یا حداقل تواتر خبر نسبت به اوضاع آبادان و خرمشهر را در پی داشت و می دانید که یکی از اصول تصمیم گیری روحانیت، تواتر خبر است و حضور ایشان در این زمینه هم بسیار مثثر بود، لذا آقای جمی در انتقال صحیح اخبار و اخبار صحیح، نقش مکمل داشت. نقش دیگر ایشان حفظ و تقویت روحیه مردم بود. او پیوسته به مردم امید می داد و احتمال ظفر و پیروزی را به آنان تزریق می کرد. از سوی دیگر، او عامل انسجام بین نیروهایی بود که در آبادان حضور داشتند. ما در طول جنگ در اوج اختلافات سیاسی بودیم اما واقعیت این است که این اختلافات در آبادان یا در خطوط مقدم، کمتر به چشم می خورد. در آبادان یکی از علل عدم بروز اختلافات، نوع نگاه آقای جمی به مسائل و نقش وحدت بخش ایشان و موعظه ها و سخنرانی هایش بود. این سه مجموعه را که کنار هم قرار دهیم، می شود گفت که آقای جمی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی ترین نقطه جنگ بود. در طول ایام دفاع مقدس و محاصره، نبرد ذوالفقاری و عملیات های تهاجمی که جمهوری اسلامی ایران در کربلای 5 و مخصوصا در والفجر 8 که در منطقه عمومی آبادان انجام داد، ضرورت اطلاع رسانی به ایشان و نقش فعال شان را در تبیین شرایط به گونه ای که بحث غافلگیری در عملیات محفوظ بماند، ایجاب می کرد و قطعا آقای جمی در این موضوع نیز نقش برجسته ای را ایفا کرد.


کلمات کلیدی: