نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

و کاری بیش از حد انتظار کرد...نویسنده: اکبر هاشمی رفسنجانی
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  




شخصیت مرحوم آقای جمی بیشتر در دوران جنگ و زمانی که آبادان به آن شکل در معرض خطر قرار گرفت، جلوه کرد. قبلاهمه علمای منطقه، فعال بودند و ما تفاوت زیادی را بین آنها نمی دیدیم. البته آقای قائمی از لحاظ مدیریت، بزرگ تر آنجا بودند. سایر آقایان را هم نمی توانم رتبه گذاری کنم که به فعالیت های کدام یک می توان بیشتر بها داد. ما از مجموعه شان راضی بودیم و اینها هر وقت به قم می آمدند، از سوی نیروهای موثر حوزه مورد تکریم قرار می گرفتند. اولین باری که شخصیت آقای جمی برجسته شد، در همان مقطع بود. اعتصاب شرکت نفت در سراسر خوزستان و به ویژه پالایشگاه عظیم آبادان که بخش اعظم سوخت کشور از آنجا تامین می شد، در پیروزی انقلاب تاثیر بارزی گذاشت. من هر وقت که درباره عوامل موثر و تسریع کننده پیروزی انقلاب فکر می کنم، نمره بالایی به آبادان و کارکنان شرکت نفت می دهم، چون رژیم بقیه چیزها را به یک نحوی تحمل می کرد، ولی مشکل صادارت نفت و سوخت که پیش آمد، تحمل رژیم تمام شد و لذا به روحانیت و به امام متوسل شد. در حالی که ما با آنها در حال مبارزه بودیم و شعار سقوط آنها را می دادیم اما سران رژیم به قدری مستاصل شدند که به امام و روحانیت متوسل شدند و همین، نشانه اهمیت نفت و نقش آبادان است و این نقش را هم تا به آخر حفظ کردند. من که همراه گروه اعزامی از سوی امام به آبادان رفتم، باز همان ارتباط های سابق را با علما داشتم اما آقای جمی را در آن مقطع خیلی جدی تر و فعال تر یافتم. قبلاضرورتی برای شاخص شدن ایشان پیش نیامده بود ولی این مرحله، مقطع خطرناکی بود و رژیم پیوسته از سوی مردم و مبارزان در معرض تهدید بود و افراد شاخص، قطعا نشان می شدند که بعدا از آنها انتقام گرفته شود. من در آنجا از بروز شخصیت آقای جمی به عنوان یک مجاهد مبارز، بیشتر مطلع شدم. قبل از رفتن ما به آبادان، آقای حبیبی به آنجا رفته و با ادبیات جبهه ملی و لیبرالی با آنها صحبت کرده بود و کارگر ها ترسیده بودند که این هیات می خواهد برود و اعتصاب را بشکند. کار دشوار شده بود و ما با یک پیشداوری غلط مواجه بودیم و بسیار مهم بود که چه کسی زمینه شکستن این تفکر را در کارگران ایجاد کند. یکی از مراحلی که آقای جمی در آن نقش بارزی داشتند، این بود که با نفوذی که در کارگران داشتند، زمینه یک گردهمایی بسیار باشکوه و خوب را در پالایشگاه فراهم آوردند. ما در آن مقطع، کمتر می توانستیم در جاهای گوناگون، به خصوص پالایشگاه، چنین گردهمایی هایی داشته باشیم. تظاهرات بود و همه جا در خطر بود. البته در آنجا از طرف رژیم تهدید نمی شدیم، چون با برنامه رفته بودیم و آنها به ما نیاز داشتند، ولی جلسه بسیار باشکوهی بود و با صحبتی هم که من کردم، همه نگرانی های نیروهای مبارز رفع شد و متوجه شدند که برنامه به آن شکلی که دیگران القا کرده بودند، نیست و ما در مسیر مبارزه، جدی هستیم.
    باید در تاریخ نقش مهمی برای ایشان ثبت شود و البته برای ثبت این نقش باید وارد جزئیات شویم و موردی بررسی کنیم که ایشان در کدام مرحله چه گفته اند و چگونه عمل کرده اند و این دیگر کار خود شماست که به شکلی میدانی وارد عمل شوید، ولی آنچه که ما شاهد بودیم این بود که ما در سراسر کشور برای ادامه مبارزات و حفظ انقلاب، به روحانیت و نیروهای متدینی که در اطراف آنها بودند، اتکا داشتیم، چون پایگاه مبارزه هم همان ها بودند. جبهه ملی ها و چپی ها و التقاطی ها و توده ای ها هم بودند، ولی آنها خیلی رونق نداشتند. نیروی اصلی مبارزه، مردم بودند و محور آن هم روحانیت بود.


کلمات کلیدی: