نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

به یاد آیت الله جمی.نویسنده: نعمت الله سلیمانی
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  


روح سترگ مبارز خستگی ناپذیر، مجاهد نستوه، عارف ربانی، پیشتاز روحانیت مبارز علیه رژیم ستمشاهی در استان خوزستان و رزمنده جانباز جبهه ها، حضرت آیت الله غلامحسین جمی به رفیق اعلی پیوست. آیت الله غلامحسین جمی را نه تنها مردم خوزستان، بلکه همه ایران اسلامی به خوبی می شناختند و به او ارادت داشتند؛ چراکه فرزندان مبارز و مجاهد جای جای ایران زمین در هشت سال دفاع مقدس، به طور پیوسته به آبادان و خرمشهر آمده و از این عالم ربانی درس اخلاق و مقاومت می گرفته و در کنار رزمندگان آبادان و خرمشهر، با متجاوزان بعثی به مقابله می پرداختند. تصویر زیبا و ماندگاری که مردم از این مرد خدا داشتند این بود که او را می دیدند که در مسجد محقر دشتستانی های محله احمد آباد نماز جماعت را اقامه می کند؛ در مسجد قدس امامت نمازجمعه را در سال های بسیار سخت خون و آتش، برعهده دارد و در زیر بمباران های وحشیانه صدامیان کافر، خطبه های مقاومت سر می دهد و روح ایثار و فداکاری و جانبازی و حمایت از محرومان را در جان شیفتگان جبهه حق، می دمد. هر هفته چند بار به رادیونفت ملی می رود تا خطاب به مردم و رزمندگان پیام استقامت بدهد؛ در تلاشی خستگی ناپذیر در جلسات مربوط به چگونگی اداره یک شهر بزرگ محاصره شده، در فرمانداری و اداره جنگ در ستاد عملیات اروند شرکت می کند، از حل مسائل شرعی مردم و رزمندگان و اداره شهر غافل نمی ماند؛ و راهنمایی می کند که در آن قحطی آب و غذا، چگونه از حقوق صاحبان مغازه های متروک محافظت کنند تا حقی از آنان زائل نشود. به کسانی که دچار مشکلات مالی و درمانده هستند مانند آن زنی که مرغداری کوچکش را از دست داده کمک مالی می کند و برای پیرزنی که کولر خانه اش خراب شده و در زیر گرمای طاقت فرسای جنوب مانده است، تعمیرکار می فرستد. حتی بر ترک موتورسیکلت برادر فداکاری می نشیند و سراسیمه خود را به دورترین نقطه اروندکنار می رساند تا از مردم محروم آن دیار که زیر بمباران مداوم بعثی ها حاضر به ترک خانه و کاشانه خود نشده اند، خبر بگیرد و به وضعیت نابسامان آنان شخصا رسیدگی کند؛ آمار شهدا را از متصدی گورستان می گیرد؛ در تشییع جنازه مطهر شهیدان شرکت می کند و خود بر آنان نماز و تلقین می خواند و... در خانه محقرش به روی همه باز است و به درددل مردم با حوصله گوش فرامی دهد. دل نگران خراب شدن ثمره نخل هاست. به جبهه ها سرکشی می کند و به رزمندگان و فرماندهانی که مدام از کمبود مهمات و سلاح شکایت دارند، روحیه صبر و مقاومت می دهد. با این همه، کلاس تفسیر قرآن و اخلاق برای افرادی چون اعضای انجمن های اسلامی معلمان برگزار می کند. از اسارت محمدجواد تندگویان (وزیر نفت وقت) و از دیدار با موسی نامجو سخن می گوید. همپای روحانیون و مسوولان و فرماندهان به جای جای جبهه ها و مراکز حساس شهر سرکشی و معضلات و کمبودها را مصرانه به آنان گوشزد می کند تا شاید در آن وانفسای محاصره دشمن تا بن دندان مسلح، فرجی حاصل شود. شاهد شهادت برادر و همرزمش، عبدالرسول است که با خمپاره دشمن تکه تکه می شود. به وقت نماز در اثر اصابت گلوله توپ، سقف مسجد بر سرش خراب می شود اما به خواست الهی او را سالم از زیر آوار بیرون می کشند. در تمام دوران سخت و طاقت فرسای جنگ، ارتباط مستمری با دفتر حضرت امام خمینی(ره) دارد و بسیاری از مشکلات لاینحل آن شهر جنگی را با کسب تکلیف از امام، حل می کند. اصلاوی یکی از مجاری و راه های واثق کسب خیر از اوضاع جبهه برای حضرت امام بود. با اینکه از مناصب سیاسی و دنیایی خود را همیشه برکنار نگه می دارد، مرد سیاست هم هست. او نه تنها اخبار ایران بلکه جهان را با دقت پیگیر است؛ مرتب رادیوآمریکا، مسکو، بی بی سی و کویت را گوش می کند و به شنیدن آنها عادت کرده است. کش وقوس های خبری اتحادیه همبستگی کارگران لهستان در برابر حزب کمونیست را دنبال می کند و... حسین اردنی یا به تعبیر او جلاله الملک و شاه حسن مراکشی و حسنی نامبارک (تعبیر ایشان) از نیش زبان گویای او در خطبه های نماز جمعه مصون نمی مانند چراکه این نابکاران دیوصفت همچون ملک حسین اردنی، اولین کسانی بودند که در کنار صدام جنایتکار گلوله توپ را به سوی ایران شلیک کردند یا در تمام طول جنگ دست از حمایت صدام معدوم و ملعون برنداشتند.


کلمات کلیدی: