نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

علمدار آبادان.نویسنده: غلامحسین غلامعلیان
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  


او که با محرم آمده بود، در محرم رفت که با عاشورا پیوندی دیرینه داشت. همین دیروز بود، 32 سال پیش شنیدم که در مسجد دشتستانی ها فردی به نام آقای جمی نماز به پا می دارد و در محراب رساله امام خمینی(ره) دارد. او نماینده امام است و اعلامیه های حضرت امام(ره) را در اختیار جوانان قرار می دهد. ایشان چند ساعت قبل از اذان به مسجد تشریف می آوردند و در گوشه ای از مسجد جوانان دورش حلقه می زدند، به سادگی سخن می گفت و در هر اموری مشورت می داد، شور و شوق انقلاب از مسجد ایشان شروع می شد. به دستور ساواک، تمامی بلندگوها را از گلدسته های مساجد پایین آوردند اما او حاضر به این کار نشد، از یزید زمان گفت و این حرف منجر به حمله به مسجد شد، او را کتک زدند و عمامه از سر او به زمین انداختند و جوانان به خیابان ها ریختند. اما او همچنان بی ادعاترین روحانی شهر بود. انقلاب که پیروز شد هسته اصلی دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی به نام بچه های جمی شکل گرفت و با تشکیل سپاه پاسداران بیشترین اعضا از مسجد ایشان بود. آیت الله جمی نسبت به همه محبت یکسان داشت. هرچند عده ای سعی بر مصادره ایشان داشتند اما هیچگاه موفق به این عمل نشدند.
    آقای جمی عشق خاصی نسبت به حضرت امام(ره) داشت و پس از امام خود را سرباز خاضع مقام معظم رهبری می دانست. آقای جمی در هنگام جنگ آبادان را ترک نکرد، در میان رزمندگان باقی ماند و نمازجمعه را به پا داشت که در بین جوانان رزمنده منشاء امید و رجاء بود. ارزش نمازجمعه آبادان به حدی بود که حضرت امام تاکید و عنایات خاصی به حضور آقای جمی داشتند. آقای جمی با نمازجمعه آبادان را مانند یک شهر عادی زنده نگه داشته بود که <تنها شهر مرزی که در طول جنگ سقوط نکرد آبادان بود.> این پیر نستوه در استقامت و مقاومت آبادان نقش برجسته و محوری داشت.
    روحانیون بسیاری در طول جنگ برای لحظاتی کوتاه به دیدار ایشان می آمدند و این افتخاری بود برای همه آنان که در سنگر پایداری شهر آبادان با آیت الله جمی دیدار داشته باشند. آقای جمی ساده زیست و بدون هیاهو! کما اینکه آنان که لحظه ای عکس یادگاری در جبهه کنار سنگر او گرفتند آن لحظه کوتاه را برجسته تر از هشت سال حضور جانانه سرباز دلاور امام خمینی(ره) جلوه دادند. همین امروز بعد از 32 سال آشنایی با آیت الله جمی در بیمارستان شنیدیم که پیر خسته از نامهربانی ها به سوی معبود بال گشود و رفت که به شهیدانی که از مسجد او آغاز کرده بودند، بپیوندد. وصیت او رسیدن به مولایش امام علی در نجف اشرف و وحدتی بود که همیشه در نمازجمعه فریاد می کرد.


کلمات کلیدی: