نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

در سوگ امام جمعه غیور آبادان.همه روزهای جمی غزه بود.دکتر غلامعلی رجایی
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

هر کس بخواهد بداند که در آن روزهای سخت بر جمی و یاران او چگونه گذشت، کافی است اخبار و تصاویر وحشتناک دیروز غزه را از رسانه ملی و غیرملی دیده باشد تا بداند همه روزها و ماه های نخست جنگ بر جمی و یاران مقاوم او در آبادان، اینگونه گذشت و او در اقتدا به امام خویش که امام مجاهدان روزگار بود، این ایستادگی و مقاومت تا پایان جان را به دیگران آموخت و در روزهایی که هیچ کس حتی برای یک ساعت احتمال ادامه عمر و زنده ماندن خود را نمی داد، جمی و مردان او مردانه ایستادند و آبادان قهرمان را سرپا نگه داشتند.


جمی ، همان که در آبادان محاصره شده درمعرض سقوط در اقتدا به مجاهدان صدر اول اسلام که در رکاب رسول خدا می جنگیدند و از کیان و حرمت دین خدا و رسول او جانانه دفاع می کردند در زیر گلوله باران هر روز و هر ساعت آبادان توسط نیروهای ارتش بعثی عراقی مردانه ایستاد و به رزمندگان آبادانی و غیرآبادانی درس مقاومت و ایستادن داد. اگر کسی در آن روزهای اول آتش و خون به آبادان سری زده باشد، می داند در آن زیر زمین کمیته ارزاق شهر، رزمندگان اسلام با چه شور و اشتیاقی به نماز جمعه آبادان می آمدند و به سخنان جمی گوش می دادند. سخنانی که معمولاً با صدای اصابت گلوله های توپ و خمپاره به اطراف محل برگزاری نماز جمعه همراه بود، نماز جمعه ای که حضرت امام که خود امام ایستادگان بود با حساسیت خاصی برگزاری آن را دنبال می کرد و وقتی آقای جمی به دلایلی یکی دو هفته ای نتوانسته بود نماز جمعه را اقامه کند و خطبه بخواند، در دیداری که با امام داشت، امام در اولین عبارات به او فرموده بودند: شما مثل اینکه چند هفته ای است در آبادان نیستید.
   
    نماز جمعه ای که دشمن بعثی هم با غیظ و غضب خاصی نظاره گر مستمر برپایی آن بود و با تمام توان می کوشید اقامه آن را متوقف کند، ولی حتی برای یک هفته هم به این هدف پلید خود توفیق نیافت و هر جمعه رزمندگان اسلام و کسانی که به دلیلی در آبادان محاصره شده - که در مقطعی فقط از طریق یک جاده خاکی در زیر آتش شدید دشمن و راه آبی به عقبه خود وصل بود - مانده بودند، با اشتیاق بیشتری در نماز حاضر می شدند و به خطبه های شورآفرین جمی گوش می دادند، خطبه هایی که اگر چه در ظاهر خطبه و سخنرانی بود، اما در واقع نماد برپایی پرچم بلند همیشه در اهتزاز عزت و سرفرازی حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی در شهری بود که کمتر در شهرهای جنگی نظیر آن را می توان یافت. علت این تفاوت ، نزدیکی بیش از حد تصور دشمن به آبادان بود، تا جایی که می توانست از آن سوی اروندرود با یک تفنگ کلاشینکف شهر را ناامن کند.
من که توفیق حضور مکرر در آبادان را در سال های نورانی جنگ داشته ام، هرگز نتوانسته ام پس از گذشت بیش از بیست و چند سال شیرینی و حلاوت حضور در نماز جمعه آبادان را در زیر آتش بی امان دشمن از یاد ببرم و خوب به یاد دارم که در اثنای ایراد خطبه های حضرت جمی که با آن اندام کوتاه، مانند کوهی مقاوم، سلاح در دست ایستاده بود و مانند شیری می غرید و به جمع نمازگزاران روحیه می بخشید. انتظار شهادت در لحظاتی که تصور اصابت گلوله ای به مکان اقامه نماز می رفت، از ذهن کمتر کسی دور می شد.
    خوب به یاد دارم در هفته های نخست جنگ که در فرمانداری ماهشهر بودم، یکی از آن شب های پراضطراب و حادثه شاهد تلفن یکی از کارمندان محلی فرمانداری به آبادان بودم که داشت با فامیلش در اطراف آبادان صحبت می کرد. تلفن را که گذاشت، سرش را میان دو دستش گرفت و ساکت ماند. وقتی پرسیدم چه خبر شد؟ گفت فامیل ما می گفت همین الان که با شما صحبت می کنم عراقی ها داخل روستای ما شده اند و وارد تک تک خانه ها می شوند و اولین عکس العمل آنها با ورود به اتاق های خانه ها این است که تمثال قاب گرفته حضرت امام خمینی(ره)را با عصبانیت از دیوار به زیر می کشند و می شکنند و تیراندازی های بیهوده می کنند تا به خیال خام خود در دل ما رعب و وحشت بیندازند.


    جمی در این شرایط در آبادان ماند و به عنوان حلقه وصل نیروهای مسلح که در آن زمان هماهنگی مابین آنها به دلیل تنوع وظایف آنها از مشکلات و خاص اول جنگ و در عین حال از ضروریات ایستادگی بود، عمل می کرد. جمی با صبر و حلم و هوشیاری مثال زدنی سعی در نزدیکی هرچه بیشتر حوزه عمل نیروهای شهربانی ژاندارمری ، کمیته و سپاه ، ارتش داشت تا در پرتو این هماهنگی شهر بهتر بتواند در محاصره به مقاومت سرفرازانه خود ادامه دهد. جمی در آن هفته ها و ماه های نخست جنگ کمتر مجال استراحتی داشت. به نقاط مختلف شهر سر می زد، در جلسات مهم نظامی شرکت می نمود و گاه فراغت سری به رادیو نفت آبادان می زد و برای رزمندگانی که در جبهه های جنوب و به ویژه در اطراف آبادان و خرمشهر می جنگیدند، پیام رادیویی می فرستاد.


    یادداشت های روزانه ای که وی در طول این روزها نوشته و خوشبختانه چاپ هم شد، بهترین سند و دلیل پرکاری و خستگی ناپذیری این روحانی مجاهدی است که رزمندگان اسلام از محورهای مختلف برای استماع خطبه های وی، به آبادان غرق در گلوله و آتش و انفجار می آمدند. می آمدند تا در کارنامه مقاومتشان در جبهه ها، حضور در نماز جمعه آبادان به امامت جمی، این یار انقلابی امام هم ثبت و ضبط شود. همان جمی ای که در دوران مبارزه ، ساواک در بدر به دنبال دستگیری وی بود و نتوانست او را که مخفیانه از آبادان به تهران آمده و در منزل علامه شهید مطهری یک ماه تمام مخفی بود، پیدا کند.


    همان جمی که نمی شود و نباید و نمی توان تاریخ نورانی هشت سال دفاع مقدس را که مرتبط با خوزستان و آبادان مقاوم است نوشت، ولی به نام و یاد و حضور و تاثیر و عملکرد او توجهی نداشت . همان جمی ای که اکنون فصلی از تاریخ مقاومت ایران و خوزستان و آبادان به او تعلق گرفته است و الحق از شخصیت ها و مشاهیر برجسته کشور و از چهره های ماندگار این ملک و آیین بود و اکنون دیگر در میان ما نیست.

همان جمی که با پایداری مثال زدنی خود در راستای تحقق فرمان حضرت امام که حصر آبادان شکستنی است و باید این محاصره شکسته شود، روز و شب نشناخت تا سرانجام آبادان از محاصره نیروهای بعثی به درآمد و گل لبخند بر لبان همه نقش بست.

همان جمی که تا صدای خطبه ها و پیام های او به شهرها و مرزها رسید، همگان و به ویژه آن هایی که بالاجبار شهر خود را مظلومانه ترک کرده و به شهرها و استان های اطراف مهاجرت کرده بودند، نفس راحتی می کشیدند که آبادان ایستاده چون جم ایستاده است.

همان جمی که هرگز اندیشه ترک آبادان در محاصره به رغم خیرخواهی و نصیحت خواهی و مصلحت اندیشی بعضی بزرگان و غیربزرگان در ذهن او خطور نکرد و ماندن مردانه او در شهری که از هر سو در محاصره و زیر آتش بی امان دشمن بعثی بود به دیگران توان و امکان و انگیزه ماندن و مقاومتی سرخ را بخشید. از این همه منزلت و سابقه درخشان مقاومت و ایستادگی اگر چه قرار است تقدیر شود و مقام جمی پاس داشته شود، اما هیهات که فداکاری ها و تلاش های خالصانه جمی و امثال جمی با چنین رویکردهائی قابل تقدیر و سپاس باشند. اجر جمی با خدای جمی است در روزی که نامه اعمال خلایق را به دست آن ها می دهند و خلایق سه دسته اند و من شک ندارم که چنین عالم مجاهد مقاوم و متواضعی که در تمام عمر از خصلت مردمی بودن خود یک لحظه هم دور نشده است، در زمره السابقون خواهد بود؛ همان گونه که در دوران نورانی جنگ، وی از با برکت ترین اصحاب امام و انقلاب اسلامی بود.


کلمات کلیدی: