نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

به نام آنکه هست ... خدا
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

به نام آنکه هست ... خدا

لولا هم ما عرفنا الهوا

و لولا الهوا ما عرفنا هم

اگر نبود آنها ، عشق را نمی شناختیم

و اگر عشق نبود آنها را نمی شناختیم (شیخ بهایی)

فغان بلبلی کز عشق می نالد اثر دارد

نه هر مرغی که فریاد کشد شوری به سر دارد (حافظ)

عشق نه آن است که تو می دانی و می گویی و نه این است که من می دانم و می گویم عشق یعنی دوستی (حب ناب خالق به مخلوقش) به آفریده شده ای چو ابراهیم خلیل و ذبیحی چون اسماعیل و به مخلص عبدی چون محمد(ص) و حیدری چون علی (ع) پس خوشا آنان که خالقشان عاشقشان بود و هست، خوشا آنان که از آب اروند و کارون و بهمنشیر نوشیدند و عاشق شدند و در پیری و جنگ چو نخلهایِ خود استوار و پابرجا ماندند و به شرق و غرب نه گفتند و شهر و دیار و زادگاه خویش را ترک نکردند و خود به تنهایی عشق شدند و جمی نیز عشق بود و عشق شد و استوره مقاومت و دلیری و سمبل آزادگی و شهامت شهر آبادان بلکه ایران شد

این پیر عاشق پایگاه و مقر و حتی خاکریز برای آبادان و تمام ایران و دلیری و شجاعت آن پیر به همراه جوانمردی و تهور و از جان گذشتگی فرزندان آبادان و تمامی ایران اسلامی بود که به ذلت و خاری دشمن انجامید و بعث متجاوز را با تمامی اعوان و انصار خرد وکلانش مجبور به هزیمت نمود و آبادان این شهر عبادت کنندگان خدا توسط آن پیر مرشد از آفت ستم دشمن به دور ماند، چرا چون مرشد خود در شهر بود و بیدار و عشق بود در حلقه ی عاشقان و آبادان را عشق (جمی) با ندای مریدش (خمینی کبیر) از حصر رهانید و برای این مهم  و عظمت به درگاه حق شاکریم. چراکه : تا آبادان را نشناسی جمی را نمی شناسی و تا جمی را نشناسی آبادان را نمی شناسی  

آبادان را باید در امتداد جغرافیا و تاریخ بشناسی ، از قدمگاه حضرت امیر (س) ، از رباط و عباد و از میان سفرنامه های ابن بطوطه ، ناصر خسرو و ... بشناسی . از نخل ونفت از کارون و بهمنشیر از اروند و پالایشگاه بشناسی . آبادان را باید از سید عباس ، سید محمد و انبوه مساجد و حسینیه ها و آیاتی چون صدر هاشمی و قائمی و دهدشتی و عیسی طرفی و دیگر سادات محترم بشناسی ، از سنج ودمام بوشهری ها در شبهای عاشورا با نوای یا حسین  بشناسی . تظاهرات و اعتراضات پیش از انقلاب ، منبرها و آتشباری های جمی بر سر منبر و کوی و برزن دیده باشی تا آبادان را بشناسی . سینما رکس را باید دیده باشی و آن تشییع 370 لاله پرپر شده و سوخته را از خواهران و برادرانت تا آبادان را بشناسی ،  اثر کلام این روحانی ریز نقش و بلند همت  در بستن شیرهای نفت با مریدانش را باید دیده باشی تا آبادان را بشناسی . خراب شدن چندباره آوار مسجد و خانه و گلوله توپ بر سر جمی را باید دیده باشی تا نماد و مظهر مقاومت و عشق را بشناسی. و جمی و ما ادراک جمی ! جمی با بروبچه های عاشق بسان مرید و مراد بعد از اسلاف صالحش همچون شیخ  عبدالرسول و آیت الله صدر هاشمی و سید مکی و شیخ طرفی و شیخ کاظم و شیخ علوی و ایت الله دهدشتی که همگی از عاشقان بودند و از ستونهای مستحکم آبادان و از مرشدان و ارشادکنندگان و خیرین و صالحان این شهر مقاوم بودند ، ماندگار و استوار ماند .  و نیز می گویم اگر مفتح ها و مکارم ها و خزعلی ها و اسلامی ها و فلسفی ها که بعدا هرکدام از آنها چهره ای و استوانه ای و ستونی و بازویی شدند و چون جمی در انقلاب و برای انقلاب اسلامی مان همگی در حلقه ی عشاق بوده و هرکدام از ان عزیزان به نحوی با استعانت جمی به آبادان خدمت کردند حال اگر همه آنان را خوب بشناسی ، آبادان و جمی را نیز می شناسی  و راحت تر بگویم ایران را نیز می شناسی. با این همه این نشانه حق ناشناخته می رود .

اینک این پیر عاشق و این درخت سرسبز و تنومند این دیار و نماد و سمبل آن ، بعد از بیماری سخت دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود و عاشق و به منبع عشق رسید . یادش گرامی و روح وروانش شاد و پیوسته محشور با مرادش محمد مصطفی (ص) و یاورش علی مرتضی باشد ، ان شاءالله

شنبه 7 دی 87 محسن مدنی زادگان نقل از وبلاگjamiabadan.bligfa


کلمات کلیدی: