نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

بیت مرحوم آیت‌الله جمی در پی درگذشت وی اطلاعیه‌ای صادر کرد.ارشیو.
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۳٠  

به گزارش خبرگزاری ایسنا در خوزستان - در متن این اطلاعیه آمده است: قال‌الله تعالی:

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا. صدق‌ الله العلی العظیم.

با اظهار تسلیم در برابر مشیت الهی، بدین‌وسیله به اطلاع می‌رساند حضرت آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین جمی، نماینده امام عظیم‌الشان امت(قدس‌سره) و مقام معظم رهبری (مدظله) و اولین امام جمعه شهر مقاوم، قهرمان‌پرور، مهد شهیدان سرافراز آبادان و نماینده مردم خوزستان در نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری، پس از عمری مبارزه، مقاومت و ایثار در راه تحقق آرمانهای بلند دینی و انقلابی به ندای ارجعی لبیک گفت و شب گذشته به دیدار معبود شتافت.

این روحانی مردم دوست، صادق و افتخارآفرین که در طول سال‌های دفاع مقدس به ویژه در دوران محاصره شهر آبادان، یار و همراه رزمندگان اسلام بود با دلی آرام و روحی بلند از دنیای فانی ما پر کشید تا در ملکوت اعلی، همنشین صالحان و شهیدان باشد.

ضمن عرض تسلیت به امام عصر(عج)، مقام مظعم رهبری، روحانیت متعهد، مردم شریف و یادگاران دوران پرحماسه دفاع مقدس و ابراز سپاس فراوان از همه عزیزان بزرگواری که در طول دوره بیماری ایشان با حضور در بیمارستان، تماس‌های روزانه و مکرر و نیز برپایی مجالس دعا و نیایش ما را مرهون عنایت‌های خود ساخته‌اند و همچنین با تشکر ویژه از کادر پزشکی و تیم پرستاری بیمارستان امام خمینی آبادان که صادقانه و مجدانه برای بهبود عزیزمان تلاش داشتند، به اطلاع می‌رسانیم مراسم تشییع پیکر پاک آن فقید سعید در آبادان انجام خواهد شد که اطلاعات تفصیلی به زودی به آگاهی خواهد رسید.


کلمات کلیدی: پیامها و اطلائیه ها
 
کتابشناسی مرحوم آیت‌الله غلامحسین جمی
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٩  
8 دی 1387 ساعت 17:20
آیت‌الله غلامحسین جمی (1304 ـ 1387) پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم حضرت امام (ره) به عنوان نخستین امام جمعه آبادان معرفی شد و از چهره های ماندگار و مظهر مقاومت شهر آبادان در دفاع مقدس بود. وی دیشب(هفتم دی) در سن 83 سالگی بر اثر بیماری راهی خانه ابدی شد. به همین مناسبت "ایبنا" مروری دارد بر مهم‌ترین آثاری که در باره وی منتشر شده‌اند./

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غلامحسین جمی سال 1304 در قریه اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر، به دنیا آمد.

وی در سال 1327 راهی آبادان شد و نزد آیت‌الله شیخ عبدالرسول قائمی تحصیل دروس حوزوی را پی گرفت.

با ظهور جمعیت فداییان اسلام به رهبری سیدمجتبی میرلوحی (نواب صفوی) و ایجاد کانون و شعبه‌ای از این جمعیت در آبادان، غلامحسین جمی با بسیاری از اعضا آشنا شد و با آغاز حرکت امام خمینی(ره) در دهه 1340در مساجد آبادان به سخنرانی پرداخت.

فعالیت‌ها و سخنرانی‌های غلامحسین جمی در آبادان سبب شد تا او سکان‌دار و چهره پیش‌رو انقلاب در آن خطه شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی علاوه برپایی و اقامه نماز جمعه در آبادان، تحولات و تحرکات سیاسی شهر را با دقت زیرنظر داشت.

با شروع جنگ تحمیلی، شهر آبادان در وضعیتی بحرانی قرار گرفت و یک سال در محاصره به سر برد. در چنین شرایط و وضعیتی، آیت‌الله غلامحسین جمی در شهر ماند و نقطه قوتی برای مقاومت آن شد.

وی در آذر 1361 و در انتخابات نخستین دوره مجلس خبرگان به نمایندگی مردم استان خوزستان برگزیده شد. 

آیت‌الله غلامحسین جمی بر اثر عارضه مغزی، مدت‌ها از بیماری رنج می‌برد و سرانجام هفتم دی ماه، در سن 83 سالگی و در بیمارستان امام خمینی‌(ره)دعوت حق را لبیک گفت.

کتاب "نوشتم تا بماند" بیست و چهارمین کتاب از مجموعه "یادداشت‌های جنگ" تهیه و منتشر شده توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت، به اهتمام محسن کاظمی، تازه‌ترین و مهم‌ترین کتاب در باره آیت‌الله جمی است.

فصل نخست این کتاب یادداشت‌های روزانه آیت‌الله غلامحسین جمی در جنگ را از تاریخ 24 مهر 1359 تا 19 مهر 1360 دربرمی‌گیرد.

"یادگشت‌ها" فصل دوم و شامل یادداشت‌های پراکنده آیت‌الله غلامحسین جمی با عناوین دوران مبارزه، جمی و بیماری، در میان بحران، پایداری تا پیروزی، بدرقه خاموش و آوای توحید است.

در فصل سوم با عنوان "پیوست ها" آثار شفاهی آیت‌الله غلامحسین جمی و از جمله خطبه نماز جمعه و سخنرانی ها و گفت و گو با مطبوعات گردآمده است. 

کتاب "نوشتم تا بماند" در قطع وزیری و 855 صفحه، با شمارگان 2500 نسخه و قیمت 11000تومان و جلد گالینگور تاکنون توسط انتشارات سوره مهر به چاپ دوم رسیده است. چاپ نخست این اثر سال 1386 با شمارگان 2200 نسخه روانه بازار کتاب شده بود.

"خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی" کتاب دیگری درباره وی است که وقایعی مانند؛ کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی(ره)، فعالیت‌های آیت‌الله قائمی و وقایع شتاب‌بخش به پیروزی انقلاب اسلامی را شرح می‌دهد. 

در پایان این کتاب، فصل جداگانه‌ای از خاطرات آیت‌الله جمی از جنگ تحمیلی به صورت روزشمار آمده است.

کتاب "خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی" در قطع رقعی و 295 صفحه و با شمارگان 3000 نسخه و قیمت 19000 ریال، سال 1385 توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی تدوین و منتشر شده است.

شماره بیست و سوم ماهنامه تاریخی،‌ فرهنگی "شاهد یاران" نیز با موضوع زندگی و سرگذشت آیت‌الله جمی است، مهرماه 1386 توسط نشر شاهد منتشر شده است.


کلمات کلیدی: کتابشناسی
 
پیام قالیباف: جمی، اسطوره بود
ساعت ٧:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
این شخصیت ارزشمند جهان اسلام و ایران در حالی از بین ما رفت که سراسر عمر پربرکتش وقف دین و میهن بود سوابق و خدمات درخشان او در دوران مبارزه و انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس از خاطره‌ها نخواهد رفت. او در سخت‌ترین شرایط به عنوان مرزبان عقیده و فرهنگ در سنگر ماند و پس از جنگ با قامتی استوار در سنگر نماز جمعه به ارشاد و تبلیغ می‌پرداخت.
مهر: دکتر محمدباقر قالیباف تصریح کرد: آیت‌الله جمی اسطوره مبارزه، مقاومت، استواری، فداکاری و ایثار و سخنانش مایه آرامش و قوت قلب و شور جهادی بود.

متن کامل پیام شهردار تهران بدین شرح است : مجاهدی نستوه، ‌انسانی مخلص و خداخواه، ‌عالمی بزرگوار و اخلاقی و با صفا و یاور رزمندگان پس از سالها مجاهدت فی سبیل‌الله به دیدار معبود خویش شتافت.

آیت‌الله جمی اسطوره مبارزه و مقاومت و استواری و فداکاری و ایثار و سخنانش مایه آرامش و قوت قلب و شور جهادی بود. او همواره به عنوان سمبل ونمونه اخلاص،‌ تقوا، صداقت، ساده زیستی و پاکی به شمار می‌رفت.

این شخصیت ارزشمند جهان اسلام و ایران در حالی از بین ما رفت که سراسر عمر پربرکتش وقف دین و میهن بود سوابق و خدمات درخشان او در دوران مبارزه و انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس از خاطره‌ها نخواهد رفت. او در سخت‌ترین شرایط به عنوان مرزبان عقیده و فرهنگ در سنگر ماند و پس از جنگ با قامتی استوار در سنگر نماز جمعه به ارشاد و تبلیغ می‌پرداخت.

تبعیت از ولایت و تشویق و ترغیب جوانان به پاکی و پاکدامنی از خصیصه‌های بارز این مرد خدا بود.

گر چه فقدان این عالم ربانی و بسیجی ثلمه بزرگی برای جمهوری اسلامی بود ولی نام و یادش همواره در خاطره‌ها باقی خواهد ماند. او امروز در محضر خوبان عالم به ویژه شهیدان دوران دفاع مقدس به عزت ابدی دست یافته است و ماییم و میراث گرانسنگ شهیدان.

از خداوند بزرگ می‌طلبیم زندگی و مرگ ما را برای خود و در راه خود قرار دهد و روح بلند این مرد آسمانی را در ایام سوگواری سالار شهیدان کربلا با اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش محشور فرماید.

کلمات کلیدی:
 
جمی به روایت علی شمخانی
ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
نقش دیگر ایشان حفظ و تقویت روحیه مردم بود. او پیوسته به مردم ‌امید می‌داد و احتمال ظفر و پیروزی را به آنان تزریق می‌کرد. از سوی دیگر، او عامل انسجام بین نیروهایی بود که در آبادان حضور داشتند.

اعتمادملی: من ترجیح می‌دهم شخصیت زمان جنگ آقای جمی را در یک جمله بیان کنم. آقای جمی یعنی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی‌ترین نقطه ایران. آقای جمی در حقیقت در این جمله، در زمان جنگ و بالا‌خص در زمان محاصره آبادان، قابل خلا‌صه شدن است. ‌

آتش تهیه در عملیات رزمی در دو زمان به کار گرفته می‌شود؛ یک زمان به هنگام آفند است، یعنی نیروی مهاجم اگر بخواهد اصل غافلگیری را رعایت نکند، آتش تهیه را به کار می‌برد. یک زمان هم وقتی است که عملیاتی لو برود، طرفی که آفند و عملیات روی او صورت می‌‌گیرد، آتش تهیه‌ای را برای تجمع نیرویی که قصد تهاجم به او را دارد، به کار می‌گیرد، ولی آقای جمی آتش تهیه از نوع سوم بود. ‌ او آتش تهیه پایداری و مقاومت در صحنه آبادان یا جنوبی‌ترین نقطه جبهه ایران بود که دائما در میان فرماندهان ستاد عملیات و مسجد قدس و مناطق عمومی آبادان تردد داشت و هر هفته هم موضع پرقدرت خویش را اعلا‌م می‌کرد.

‌ یکی از ابزارهای کارآمد این آتش تهیه، نمازجمعه بود و پایداری وی در تداوم برگزاری آن که هم آبادانی‌ها را حول محور ایشان استوار و پابرجا نگه می‌داشت و هم ایرانی‌ها را نسبت به این موضوع که هنوز آبادان در اختیار ما است، دلگرم می‌کرد و شاید بعد از نمازجمعه تهران، بیشترین مخاطب را در میان نمازجمعه‌های ایران داشت. ‌

حضرت امام به برگزاری نمازجمعه در آبادان حساسیت زیادی داشتند و هنگامی که آقای جمی مدتی به دلا‌یلی از آبادان خارج شده بود، از ایشان پرسیده بودند <چرا نمازجمعه را برگزار نمی‌کنید؟> البته امام‌جمعه موقت آنجا، آقای طرفی که یک روحانی عرب و انسان بسیار خوبی بود، نماز را برگزار می‌کرد. ‌

موقعی که نمازجمعه برگزار می‌شد، مردم عراق می‌فهمیدند که هنوز آبادانی‌ها هستند، لذا هم آبادان، هم ایران و هم دشمن، شنونده این نمازجمعه‌ها بودند و در حقیقت این نمازجمعه‌ها، میزان‌الحراره مقاومت و پایداری بودند.

آقای جمی با توجه به اینکه در آن زمان سنشان بالا‌تر از سن یک رزمنده بود، می‌توانست مثل خیلی‌ها در ‌آبادان حضور مستمر نداشته باشد، ولی نه سنش و نه کسالت جسمی‌اش مانع از حضورش نشد، مضافا بر اینکه برادرها و پسرهایش هم در آبادان بودند و این حضور در جهت تأمین یک عقبه روانی محکم برای رزمندگان، نقش بسیار مثبتی را ایفا کرد.

انتقال اخبار جبهه در زمان جنگ، شکل‌‌های متفاوتی داشت. یکی سیستم کلا‌سیک و سنتی بود و دیگری سیستم غیرسنتی و غیرکلا‌سیک که جمع این 2 سیستم می‌توانست مسوولا‌ن را در تهران به سمت یک تصمیم‌گیری درست هدایت کند، لذا گزارش‌های روزانه نوبه‌ای از اوضاع خودی و دشمن، همواره برای نیروهای مسلح ارسال می‌شد، ولی این گزارش‌ها به دلیل ساختار اداری کشورمان، برای تصمیم‌گیری درست و در عین حال سریع، کافی نبودند.
 
آقای جمی، هم با ارتباطاتی که با آقای موسوی، امام‌جماعت مسجد جامع خرمشهر داشت و هم با توجه به ارتباط با مردم و با نیروهای مسلح و هم سکونت دائمی‌ در آبادان و حضور کامل یعنی شنیدن صدای غرش توپ‌ها و شلیک موشک‌ها و مشاهده آتش‌سوزی پالا‌یشگاه آبادان و با استفاده از دو رشته تماس تلفنی؛ یکی مستقیم به دفتر امام در تهران و یکی هم به دفتر امام در قم و به آقای شرعی، وضعیت جبهه‌ها را به درستی، اما با بیان غیرکلا‌سیک منتقل می‌کرد و این برای تحریک حساسیت‌ها کافی بود و یا حداقل تواتر خبر نسبت به اوضاع آبادان و خرمشهر را در پی داشت و می‌دانید که یکی از اصول تصمیم‌گیری روحانیت، تواتر خبر است و حضور ایشان در این زمینه هم بسیار مؤثر بود، لذا آقای جمی در انتقال صحیح اخبار و اخبار صحیح، نقش مکمل داشت.
 
نقش دیگر ایشان حفظ و تقویت روحیه مردم بود. او پیوسته به مردم ‌امید می‌داد و احتمال ظفر و پیروزی را به آنان تزریق می‌کرد. از سوی دیگر، او عامل انسجام بین نیروهایی بود که در آبادان حضور داشتند. ما در طول جنگ در اوج اختلا‌فات سیاسی بودیم اما واقعیت این است که این اختلا‌فات در آبادان یا در خطوط مقدم، کمتر به چشم می‌خورد. در آبادان یکی از علل عدم بروز اختلا‌فات،‌‌نوع نگاه آقای جمی به مسائل و نقش وحدت‌بخش ایشان و موعظه‌ها و سخنرانی‌هایش بود.
 
این سه مجموعه را که کنار هم قرار دهیم، می‌شود گفت که آقای جمی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی‌ترین نقطه جنگ بود. ‌ در طول ایام دفاع مقدس و محاصره، نبرد ذوالفقاری و عملیات‌های تهاجمی که جمهوری اسلا‌می ایران در کربلا‌ی 5 و مخصوصا در والفجر 8 که در منطقه عمومی آبادان انجام داد، ضرورت اطلا‌ع‌رسانی به ایشان و نقش فعال‌شان را در تبیین شرایط به‌گونه‌ای که بحث غافلگیری در عملیات محفوظ بماند، ایجاب می‌کرد و قطعا آقای جمی در این موضوع نیز نقش برجسته‌ای ‌را ایفا کرد.

کلمات کلیدی: شمخانی علی
 
جمی به روایت اکبر ‌هاشمی‌رفسنجانی
ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
یکی از مراحلی که آقای جمی در آن نقش بارزی داشتند، این بود که با نفوذی که در کارگران داشتند، زمینه یک گردهمایی بسیار باشکوه و خوب را در پالا‌یشگاه فراهم آوردند.

اعتمادملی: شخصیت مرحوم آقای جمی بیشتر در دوران جنگ و زمانی که آبادان به آن شکل در معرض خطر قرار گرفت، جلوه کرد. قبلا‌ همه علمای منطقه، فعال بودند و ما تفاوت زیادی را بین آنها نمی‌دیدیم. البته آقای قائمی از لحاظ مدیریت، بزرگ‌تر آنجا بودند.

سایر آقایان را هم نمی‌توانم رتبه‌گذاری کنم که به فعالیت‌های کدام‌یک می‌توان بیشتر بها داد. ما از مجموعه‌شان راضی بودیم و اینها هر وقت به قم می‌آمدند، از سوی نیروهای موثر حوزه مورد تکریم قرار می‌گرفتند. ‌ اولین باری که شخصیت آقای جمی برجسته شد، در همان مقطع بود. اعتصاب شرکت نفت در سراسر خوزستان و به ویژه پالا‌یشگاه عظیم آبادان که بخش اعظم سوخت کشور از آنجا تامین می‌شد، در پیروزی انقلا‌ب تاثیر بارزی گذاشت.

من هر وقت که درباره عوامل موثر و تسریع‌کننده پیروزی انقلا‌ب فکر می‌کنم، نمره بالا‌یی به آبادان و کارکنان شرکت نفت می‌دهم، چون رژیم بقیه چیزها را به یک نحوی تحمل می‌کرد، ولی مشکل صادارت نفت و سوخت که پیش آمد، تحمل رژیم تمام شد و لذا به روحانیت و به امام متوسل شد. در حالی که ما با آنها در حال مبارزه بودیم و شعار سقوط آنها را می‌دادیم اما سران رژیم به قدری مستاصل شدند که به امام و روحانیت متوسل شدند و همین، نشانه اهمیت نفت و نقش آبادان است و این نقش را هم تا به آخر حفظ کردند.

من که همراه گروه اعزامی از سوی امام به آبادان رفتم، باز همان ارتباط‌های سابق را با علما داشتم اما آقای جمی را در آن مقطع خیلی جدی‌تر و فعال‌تر یافتم. قبلا‌ ضرورتی برای شاخص شدن ایشان پیش نیامده بود ولی این مرحله، مقطع خطرناکی بود و رژیم پیوسته از سوی مردم و مبارزان در معرض تهدید بود و افراد شاخص، قطعا نشان می‌شدند که بعدا از آنها انتقام گرفته شود. من در آنجا از بروز شخصیت آقای جمی به‌عنوان یک مجاهد مبارز، بیشتر مطلع شدم. قبل از رفتن ما به آبادان، آقای حبیبی به آنجا رفته و با ادبیات جبهه ملی و لیبرالی با آنها صحبت کرده بود و کارگر‌ها ترسیده بودند که این هیات می‌خواهد برود و اعتصاب را بشکند. کار دشوار شده بود و ما با یک پیشداوری غلط مواجه بودیم و بسیار مهم بود که چه کسی زمینه شکستن این تفکر را در کارگران ایجاد کند.

یکی از مراحلی که آقای جمی در آن نقش بارزی داشتند، این بود که با نفوذی که در کارگران داشتند، زمینه یک گردهمایی بسیار باشکوه و خوب را در پالا‌یشگاه فراهم آوردند. ما در آن مقطع، کمتر می‌توانستیم در جاهای گوناگون، به‌خصوص پالا‌یشگاه، چنین گردهمایی‌هایی داشته باشیم. تظاهرات بود و همه‌جا در خطر بود. البته در آنجا از طرف رژیم تهدید نمی‌شدیم، چون با برنامه رفته بودیم و آنها به ما نیاز داشتند، ولی جلسه بسیار باشکوهی بود و با صحبتی هم که من کردم، همه نگرانی‌های نیروهای مبارز رفع شد و متوجه شدند که برنامه به آن شکلی که دیگران القا کرده بودند، نیست و ما در مسیر مبارزه، جدی هستیم. ‌

باید در تاریخ نقش مهمی برای ایشان ثبت شود و البته برای ثبت این نقش باید وارد جزئیات شویم و موردی بررسی کنیم که ایشان در کدام مرحله چه گفته‌اند و چگونه عمل کرده‌اند و این دیگر کار خود شماست که به شکلی میدانی وارد عمل شوید، ولی آنچه که ما شاهد بودیم این بود که ما در سراسر کشور برای ادامه مبارزات و حفظ انقلا‌ب، به روحانیت و نیروهای متدینی که در اطراف آنها بودند، اتکا داشتیم، چون پایگاه مبارزه هم همان‌ها بودند. جبهه ملی‌ها و چپی‌ها و التقاطی‌ها و توده‌ای‌ها هم بودند، ولی آنها خیلی رونق نداشتند. نیروی اصلی مبارزه، مردم بودند و محور آن هم روحانیت بود.

کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی
 
حاشیه‌های تشییع پیکر آیت‌الله جمی.عصر ایران.
ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
طبق اعلام خانواده آن مرحوم، پیکر آیت‌الله جمی امشب در بصره مستقر خواهد بود و فردا صبح مراسم خاکسپاری در قبرستان وادی‌السلام نجف اشرف برگزار خواهد شد.

تشییع تاریخی پیکر پاک آیت‌الله غلامحسین جمی با حاشیه‌های خواندنی همراه بود.

به گزارش فارس ، خیل جمعیت مشتاق برای بدرقه پیکر آیت‌الله جمی از ساعات اولیه صبح در مقابل مصلای ثامن‌الائمه آبادان حضور پیدا کردند و لحظه به لحظه بر جمعیت افزوده می شد.
 
- حضور جانبازان و خانواده معظم شهدا در بین جمعیت شرکت‌کننده در مراسم تشییع چشمگیر بود، به‌طوری که بعضی از جانبازان و یادگاران دفاع مقدس که به وسیله ویلچر در مراسم تشییع حاضر شده بودند به یاد مقاومت و جانفشانی‌های روحانی جانباز و مجاهد آیت‌الله جمی به شدت می‌گریستند.

- حضور فرمانداران و نمایندگان مردم آبادان در دوره‌های مختلف در این مراسم چشمگیر بود.
- ائمه جمعه شهرهای مختلف استان خوزستان در آیین تشییع پیکر مطهر آیت‌الله جمی حضور پیدا کردند.

- در خلال مراسم بدرقه و تشییع پیکر آیت‌الله جمی مردم با سردادن شعارهایی بر علیه دولتمردان آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی، جنایت نظامیان جنایتکار اسرائیلی در نوار غزه را به شدت محکوم کردند.

- تمام بازار‌ها و مراکز دولتی و خصوصی به جز سازمان منطقه آزاد اروند که نسبت به اعلام تعطیلی بی‌اعتنا بود، امروز یکپارچه تعطیل بود و در اکثر معابر شهر آبادان و خرمشهر پارچه‌نوشته‌های تسلیت و همچنین پوستر آیت‌الله جمی در لباس رزمندگان به چشم می‌خورد.

- در لحظه آخر خروج پیکر پاک و مطهر آیت‌الله جمی، تشییع کنندگان فریاد " یا حسین" سردادند.

- تعدادی از روحانیون شهر بصره در مراسم استقبال از پیکر مرحوم آیت‌الله جمی در نقطه صفر مرزی شلمچه حضور یافته بودند

کلمات کلیدی:
 
پورفاطمی : آیت الله جمی از مجاهدان نستوه و عارفان راستین راه خدا بود
ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  

 

پیام تسلیت پورفاطمی به مناسبت درگذشت آیت الله جمی

 

خبر ارتحال ملکوتی و پرواز عارفانه‌ی حضرت آیت الله جمی امام جمعه آبادان در سالهای حماسه و عشق مرا در اندوهی عمیق نشاند.

 

آیت الله جمی که در دامان شریف تنگستان همیشه سرفراز دیده به جهان گشود و عمر پر برکت خویش را در راه خدمت به دین مبین و مردم شریف گذراند بی تردید یکی از مجاهدان نستوه و عارفان راستین راه خدا بود که در بدترین شرایط جنگ تحمیلی عراق ایستاد و با خالی نکردن سنگر نماز جمعه، دوشادوش رزمندگان حماسه آفرین به مقاومت و پایداری و مبارزه پرداخت.

 

او که معتمد امام و مورد احترام آن عارف سفر کرده بود، هرگز در برابر ناملایمات خم به ابرو نیاورد، و همچنان کوه بشکوهی ایستاد و به نشر معارف و شرح دلدادگی و مقاومت پرداخت.

 

اینجانب این مصیبت عظما را نخست به محضر شریف مقام معظم رهبری و بیت رفیع و معظم آن مبارز نستوه و همچنان به مردم استان بوشهر خصوصا مردم شریف تنگستان دلاورپرور و امت همیشه در صحنه‌ی ایران تسلیت می‌‌گویم.

 

یاد و نامش همواره سبز و راهش همیشه مستدام باد.

 

سید محمد مهدی پورفاطمی

 

نماینده مردم شریف دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی


کلمات کلیدی: بوشهر مراسم
 
با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق؛ پیکر حجت‌الاسلام والمسلمین جمی در نجف
ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  

با حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران، امام جمعه نجف و مردم و مسوولان محلی این شهر، مقارن اذان ظهر چهارشنبه پس از طواف در حرم امام علی(ع)، پیکر حجت‌الاسلام والمسلمین جمی، امام جمعه آبادان در زمان دفاع مقدس، در قبرستان وادی السلام به خاک سپرده شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) پیکر امام جمعه مقاوم آبادان که روز سه‌شنبه پس از تشیین باشکوه در آبادان، خرمشهر و شلمچه، برای خاک‌سپاری در نجف اشرف، منتقل شده بود، صبح روز چهارشنبه پس از طواف در حرم مولای متقیان، حضرت علی (ع) و در فضایی مملو از عشق به حضرت امام حسین(ع) بر روی دست گروهی از مومنان نجف اشرف و تعدادی از شهروندان آبادانی تشییع شد.

در مراسم تشییع پیکر مرحوم حاج آقا جمی، کاظمی قمی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق و تعدادی از کارکنان سفارت جمهوری اسلامی ایران، هم‌چنین تعدادی از مسوولان و کارکنان کنسول‌گری ایران در عتبات عالیات، حجت‌الاسلام والمسلمین قبانچی امام جمعه نجف اشرف، فرزندان شهیدان آیت‌الله سیدمحمد باقر حکیم و آیت‌الله سیدمحمدباقر صدر، برخی علما و طلاب حوزه علمیه نجف اشرف و مسوولان مجلس اعلای اسلامی عراق و ..... نیز حضور داشتند.

بر اساس این گزارش، در ادامه مراسم، امام جمعه نجف اشرف، روضه حضرت سیدالشهدا و اصحاب باوفایش را قرائت کرد و در فضایی عاشورایی، پیکر نماد مقاومت روحانیت در حماسه دفاع مقدس به خاک سپرده شد.

بر اساس این گزارش هم‌چنین هزار متر زمین در اطراف مزار مرحوم جمی از سوی مسوولان عراقی اختصاص داده شد است.


کلمات کلیدی:
 
حجت الاسلام جمی؛ مبارزی خستگی ناپذیر.ازمجموعه زندانیان سیاسی پیش از انقلاب(1)
ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  

کتاب خاطرات حجت الاسلام جمی توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی با شمارگان 3000 نسخه در فروردین 1385 به بازار کتاب آمد.
به گزارش سرویس فرهنگی حیات، غلامحسین جمی در سال 1304 در اهرم (مرکز تنگستان) از توابع بوشهر متولد شد.
کودکی را در فقر گذراند و پس از طی دوران ابتدایی در تنها مدرسه شهرستان اهرم به نزد حاج شیخ علی ماخودی رفت و «جامع المقدمات» و «بخشی از سیوطی » را نزد وی آموخت . او در سال 1327 به آبادان مهاجرت کرد و نزد آیت الله شیخ عبدالرسول قائمی تحصیلات حوزوی خود را ادامه داد.
پس از چندی به نجف اشرف رفت و تحصیلات خود را تا دو سال ادامه داد با ظهور جمعیت فداییان اسلام حجت الاسلام جمی با بسیاری از افراد این گروه دوستی داشت و طی قیام 15 خرداد 1342 حجت الاسلام جمی و جمعی دیگر از روحانیون به روشنگری در آبادان پرداختند. این عالم مبارز در 8 دی ماه 1387 در سن 83 سالگی در اثر سکته مغزی به دیار باقی شتافت.
در کتاب «خاطرات حجت الاسلام جمی» خاطراتی از فعالیت ها و مبارزات سیاسی و انقلابی ایشان گرد آمده که شامل وقایعی چون کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی (ره) فعالیت های آیت الله فائمی و وقایع شتاب بخش به پیروزی انقلاب اسلامی است.
در پایان این کتاب فصل جداگانه ای برای نقل خاطرات ایشان در 8 سال دفاع مقدس تحت عنوان «در خاطرات جنگ» در نظر گرفته شده است.
این کتاب در 8 فصل بیوگرافی، دوره پهلوی، نهضت ملی شدن صنعت نفت و شکل گیری مبارزات، آبادان و نقش آن در مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی ، مرحله مبارزات و شکل گیری انقلاب اسلامی ، مرحله پیروزی انقلاب اسلامی، در محضر یار و در خاطرات جنگ تدوین شده است.


کلمات کلیدی:
 
آیین ترحیم حجت الاسلام جمی در قم
ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
آیین ترحیم حجت الاسلام جمی در قم
ساعت خبر: 21:34 - تاریخ خبر: 26/10/1387  
 
 
قم / واحد مرکزی

آیین بزرگداشت حجت الاسلام حاج شیخ غلامحسین جمی ( رض ) امشب در حسینیه شهدای قم برگزار شد .
در این مراسم حضرات آیات مکارم شیرازی ، نوری همدانی ، سبحانی ، نمایندگان برخی از مراجع عظام ، مدیر دفتر مقام معظم رهبری در قم و نماینده ولی فقیه در استان خوزستان حضور داشتند .
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این آیین ، حجت الاسلام جمی را نماد مقاومت توصیف و از خدمات بی بدیل آن مرحوم به نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران تجلیل کرد .
حجت الاسلام علوی با اشاره به نگاه ویژه اسلام به علم و عالم ، ارتحال علمایی چون حجت الاسلام جمی را برای جامعه مصیبتی جبران ناپذیر دانست .
حجت الاسلام حاج شیخ غلامحسین جمی اولین امام جمعه آبادان و روحانی مبارز این منطقه هفتم دی دارفانی را وداع گفت .
آن مرحوم در دوران دفاع مقدس با وجود خطرهای فراوان ، حاضر به ترک آبادان نشد و نمازجمعه این شهر را با حضور شکوهمند رزمندگان اسلام حفظ کرد .

کلمات کلیدی:
 
راسم بزرگداشت ارتحال آیت‌الله جمی در قم برگزار شد.وبلاگ.
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  

به گزارش روابط عمومی و امور بین‌الملل دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، در این مراسم آیت‌الله مکارم شیرازی، آیت‌الله نوری‌همدانی، آیت‌الله سبحانی، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اعضای مجلس خبرگان رهبری، علما،‌ روحانیون و مردم قم حضور داشتند.
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش در این مراسم در سخنانی اظهار داشت: در دین مبین اسلام جهل سرچشمه تمام بدی‌ها و علم منشا خیر و برکت است و به همین دلیل اسلام توجه بسیار زیادی به علم و علما دارد.
حجت‌الاسلام سیدمحمود علوی تصریح کرد: رسول گرامی اسلام تحصیل علم را بر هر مومن واجب و ضروری می‌داند و اسلام وقتی بر هر سرزمینی می‌تابد خواستگاه دانشمندان می‌شود.
وی در ادامه گفت: علما همواره در طول تاریخ راه پیامبران را دنبال کرده‌اند و به عنوان وارثان انبیا چراغ‌های روشنی برای هدایت مردم هستند.
رئیس سازمان عقیدتی ارتش با بیان اینکه علما سنگربانان جامعه بشری هستند، خاطرنشان کرد: حیات اسلام در گرو زحمات اسلام است و عالمان از نظر اسلام دارای جایگاه متعالی هستند.
وی با بیان اینکه حتی نگاه کردن به عالم عبادت محسوب می‌شود، تاکید کرد: نقش علمای اسلام در تاریخ شیعه انکارناپذیر است و همیشه علما پشتوانه حرکت و عزت اسلام بودند.
علوی با اشاره به حضور همیشگی علما در صحنه بیان داشت: علما جز پیروزی و عزت اسلام انگیزه‌ای از حضور در صحنه ندارند.
وی ادامه داد: به تعبیر رسول گرامی اسلام جبران خلأ یک عالم امکانپذیر نیست و با ارتحال آیت‌الله جمی که به واقع مصداق حق بود، ستاره‌ای خاموش شد و خلایی غیرقابل جبران پیش آمد.
رئیس سازمان عقیدتی ارتش تصریح کرد: آیت‌الله جمی عمر خود را صرف تربیت انسان‌ها، مبارزه، مقاومت و ایستادگی کرد.
وی ادامه داد‌: آیت‌الله جمی در جریان پیروزی انقلاب و مبارزات منطقه خوزستان نقش محوری داشت.

+ نوشته شده توسط فخرالدین یوسف پور در شنبه 28 دی1387 و ساعت 7:46 | نظر بدهید

کلمات کلیدی:
 
آیین ترحیم حجت الاسلام جمی در قم.بازتاب.
ساعت ٦:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
آیین بزرگداشت حجت الاسلام حاج شیخ غلامحسین جمی ( رض ) امشب در حسینیه شهدای قم برگزار شد .
آیین بزرگداشت حجت الاسلام حاج شیخ غلامحسین جمی ( رض ) امشب در حسینیه شهدای قم برگزار شد .
در این مراسم حضرات آیات مکارم شیرازی ، نوری همدانی ، سبحانی ، نمایندگان برخی از مراجع عظام ، مدیر دفتر مقام معظم رهبری در قم و نماینده ولی فقیه در استان خوزستان حضور داشتند .
رئیس سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران در این آیین ، حجت الاسلام جمی را نماد مقاومت توصیف و از خدمات بی بدیل آن مرحوم به نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران تجلیل کرد .
حجت الاسلام دکتر علوی با اشاره به نگاه ویژه اسلام به علم و عالم ، ارتحال علمایی چون حجت الاسلام جمی را برای جامعه مصیبتی جبران ناپذیر دانست .
حجت الاسلام حاج شیخ غلامحسین جمی اولین امام جمعه آبادان و روحانی مبارز این منطقه هفتم دی دارفانی را وداع گفت .
آن مرحوم در دوران دفاع مقدس با وجود خطرهای فراوان ، حاضر به ترک آبادان نشد و نمازجمعه این شهر را با حضور شکوهمند رزمندگان اسلام حفظ کرد

کلمات کلیدی:
 
راسم بزرگداشت آیت‌الله جمی در قم برگزار شد
ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۸  
مخبرگزاری فارس: مراسم بزرگداشت آیت‌الله جمی امام جمعه آبادان با حضور مراجع عظام تقلید در حسینیه شهدا قم برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، رئیس سازمان عقیدتی ارتش پنج‌شنبه شب در این مراسم در سخنانی اظهار داشت: در دین مبین اسلام جهل سرچشمه تمام بدی‌ها و علم منشا خیر و برکت است و به همین دلیل اسلام توجه بسیار زیادی به علم و علما دارد.
حجت‌الاسلام سیدمحمود علوی تصریح کرد: رسول گرامی اسلام تحصیل علم را بر هر مومن واجب و ضروری می‌داند و اسلام وقتی بر هر سرزمینی می‌تابد خواستگاه دانشمندان می‌شود.
وی در ادامه گفت: علما همواره در طول تاریخ راه پیامبران را دنبال کرده‌اند و به عنوان وارثان انبیا چراغ‌های روشنی برای هدایت مردم هستند.
رئیس سازمان عقیدتی ارتش با بیان اینکه علما سنگربانان جامعه بشری هستند، خاطرنشان کرد: حیات اسلام در گرو زحمات اسلام است و عالمان از نظر اسلام دارای جایگاه متعالی هستند.
وی با بیان اینکه حتی نگاه کردن به عالم عبادت محسوب می‌شود، تاکید کرد: نقش علمای اسلام در تاریخ شیعه انکارناپذیر است و همیشه علما پشتوانه حرکت و عزت اسلام بودند.
علوی با اشاره به حضور همیشگی علما در صحنه بیان داشت: علما جز پیروزی و عزت اسلام انگیزه‌ای از حضور در صحنه ندارند.
وی ادامه داد: به تعبیر رسول گرامی اسلام جبران خلأ یک عالم امکانپذیر نیست و با ارتحال آیت‌الله جمی که به واقع مصداق حق بود، ستاره‌ای خاموش شد و خلایی غیرقابل جبران پیش آمد.
رئیس سازمان عقیدتی ارتش تصریح کرد: آیت‌الله جمی عمر خود را صرف تربیت انسان‌ها، مبارزه، مقاومت و ایستادگی کرد.
وی ادامه داد‌: آیت‌الله جمی در جریان پیروزی انقلاب و مبارزات منطقه خوزستان نقش محوری داشت.
بر اساس این گزارش در مراسم بزرگداشت آیت‌الله جمی، آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی، آیت‌الله العظمی نوری‌همدانی، آیت‌الله سبحانی، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اعضای مجلس خبرگان رهبری، علما،‌ روحانیون و مردم قم حضور داشتند.


 
مراسم بزرگداشت ایت الله جمی در قم برگزار شد.
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٧  

حضرات ایات عظام نوری همدانی .مکارم شیرازی و جعفر سبحانی در این مراسم شرکت کردند.

بدعوت ستاد برگزاری مراسم با حضور طلاب و روحانیون خوزستانی و بوشهری مراسم در حسینیه شهدا برگزار گردید و حجت الاسلام دکتر علوی نماینده متحرم ملی فقیه در ارتش یاد و خاطره این عالم عامل و جلیل القدر راگرامی داشتند.

ایت الله موسوی جزایری نماینده رهبری در خوزستان ابت الله شفیعی و حیدری نماینده گان خوزستان در مجلس خبرگان همچنین ایت دالله کعبی عضو محترم شورای نگهبان نیزدر این مراسم شرکت داشتند.از سوی مجمح محققین و مدرسین حوزه علمیه قم اقایان موسوی تبریزی .موسویان و سید محمد علی ایازی و همچنین ایت الله صدوقی امام جمعه یرد و اقای تابش نماینده یزد از دیگرشرکت کننده گان بودند .

از بیوت ایات عظام موسوی اردبیلی .صانعی علوی گرنانی نیز نمایندگانی شرکت یافته بودندحجت الاسلام جواد شهرستانی و حجت الاسلام محمد جواد فاظل لنکرانی از دیگر شرکت کننده کان در مراسم بودند


 
مراسم چهلم در ابادان و کاروان نجف
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  

احتمالا مراسم چهلم ایت الله در ابادان در بهمن ماه برگزار خواهد شد .همچنین کاروانی در اسفند ماه از ابادان و تهران راهی عتبات عالیات خواهند شد . گویا نام نویسی بصورت انفرادی واز طریق حمله داران و دفاتر مسافرتی منتخب و بصورت هماهنگ صورت خواهد گرفت


کلمات کلیدی:
 
شاهد یاران یادمان «نماد پایداری» به چاپ دوم رسید
ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  
شاهد یاران یادمان «نماد پایداری» به چاپ دوم رسید

گروه خبرنگاران افتخاری / سید جعفر فاطمی نوش آبادی: ماهنامه فرهنگی تاریخی «شاهد یاران» ویژه نکوداشت آیت‌الله «غلامحسین جمی» نماد پایداری، به مناسبت درگذشت وی توسط نشر شاهد به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) به نقل از نوید شاهد، در این ویژه‌نامه گفت‌وگوهایی از آیت‌لله علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی، امیر دریابان علی شمخانی، دکتر محسن رضایی، احمد جمی، دکتر محمود جمی، حمید جمی، غلامرضا محمدجعفری، سید محمد صدرهاشمی، سید عبدالمجید نقیب القرا و.... درباره زندگی و شخصیت آیت‌الله «جمی» به چاپ رسیده است.

همچنین، نماد تواضع و حق، نزدیک بود اسیر شویم، دو نقطه عطف، صبری به شکوه پیروزی، نماد اخلاص و سعه صدر، مردی از تبار نیکان، بر قله اخلاص و آبادان ایستاد چون «جمی» ایستاده بود از دیگر عناوین منتشر شده در این ویژه‌نامه است.

این ویژه‌نامه که در مهرماه 86 به چاپ رسیده بود، به مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی در شمارگان 3000 نسخه تجدید چاپ شد.

یادآور می‌شود، آیت‌الله «جمی» نماینده امام (ره) و امام جمعه فقید آبادان در سال‌های دفاع مقدس، چندی پیش بر اثر عارضه مغزی دارفانی را واع گفت.


کلمات کلیدی:
 
خاطرات خواندنی "فاطمه جمی"، خاطرات تنها خواهر مرحوم
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  
خاطرات خواندنی "فاطمه جمی"، خاطرات تنها خواهر مرحوم جمی ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
۱۵ دی ۱۳۸۷
بوشهرنیوز به نقل از رجانیوز:

تهمینه مهربانی: لحن شاد و باصداقتش، طعم رطب شیرین جنوب را دارد، طعم شجاعت های بی بدیل دلیران تنگستان را. زندگی دشوار، اما بسیار صمیمانه و سرشار از محبت خانواده جمی، یادگار دورانی است که "با هم بودن" و "عاطفه خانوادگی" معنا داشت، معنایی که با وجود اندوه فراوان، هنوز هم کلام "فاطمه جمی" خواهر مرحوم آیت الله غلامحسین جمی را سرشار از زیبایی، حلاوت و محبت می کند.

10 سال از حاج آقا کوچک تر و تنها دختر خانواده هستم. حاج آقا خیلی حوصله داشت، خیلی صبر داشت، خیلی آرام بود. آن قدر خوب بود که هرچه از خوبی‏اش بگویم، کم ‏گفته‏ام. ما هر فضولی و شلوغ کاری که می کردیم، حاج آقا عصبانی نمی شد و هیچ وقت نشد که به ما اخم کند.

پدر ما خیلی زود از دنیا رفت و همه زحمت‏های ما افتاد روی دوش مادرمان. او واقعاً فداکاری می کرد و با کشاورزی، خرج خانواده را درمی آورد. ما همه دلخوشی مان این بود که حاج آقا درسش تمام می شود و می آید کمک مادرمان، غافل از اینکه حاج آقا بنده خدا در راهی قدم گذاشته که در آن از مال و منال دنیا خبری نیست، توی عالم بچگی خیال می کردیم که حاج آقا رفته برایمان لباس بیاورد!

من 6 تا برادر دارم، برای همین خیلی نازم را می کشیدند. حاج آقا درسش که تمام شد، مجتهدین برازجان جلسه‏ای را برگزار کردند و عمامه روی سرش گذاشتند و حاج آقا اجازه پیدا کرد، به منبر برود و آمد به اهرم. آن موقع من 7، 8 سال داشتم. حاج آقا منبر می‏رفت و ما هم ذوق می‏کردیم که دیگر وضعمان خوب می‏شود، نگو که حاج آقا تازه می‏خواهد، شروع کند به مبارزه با شاه و این تازه اول بگیر و ببندها و این قصه‏هاست.

من خیلی بازیگوش بودم. حاج آقا می خواست به من نماز یاد بدهد و زیر بار نمی رفتم که همه را یکمرتبه یاد بگیرم. حاج آقا خیلی حوصله داشت، خیلی صبور بود. کلمه به کلمه یاد می داد. می گفت هر یک کلمه ای که یاد گرفتی، برو بازی کن و برگرد و کلمه بعدی را یاد بگیر. از صبرش هرچه بگویم، کم گفته‏ام. خلاصه آنقدر حوصله به خرج داد تا حمد و قل هوالله را کامل یاد گرفتم. بعد گفت حالا دیگر نماز را بلدی، برو بازی کن. از صبر و آقایی‏اش هرچه بگویم، کم گفته‏ام.

یک بار، یکی از همسایه‏ها می‏خواست دخترش را عروس کند و آمد دنبال مادرم. مادر نگران بود که بچه‏ها بی غذا می‏مانند. حاج آقا گفت شما برو، من مراقبشان هستم. مادرم رفت، برای حاج آقا مهمان آمد. خودمان کم بودیم، مهمان هم که آمد، شد نور علی نور. حاج آقا پرسید: "فاطمه! بلدی پلویی، چیزی درست کنی؟" گفتم: "ها، چرا بلد نباشم؟" نشان به آن نشان که هیچی بلد نبودم. رفتم و برنج را ریختم داخل دیگ و آن را پر از آب کردم و روغن هم ریختم و چشمتان روز بد نبیند، شفته ای شد آن سرش ناپیدا! هرکس دیگری بود، به من تشر می زد که این چیست برای مهمان درست کردی؟ ولی حاج آقا فرق سر مرا بوسید و صد بار گفت: به‌‏به! دست خواهرم درد نکند.

قرار بود، مغز حاج آقا را عمل نکنند. ما خواهر و برادرها، جانمان بود و حاج آقا. گفتیم هرچه داریم و نداریم، می فروشیم و حاج آقا را می بریم خارج، ولی ایشان گفت: "من ابداً خارج نخواهم آمد! استخاره کرده‏ام که توی همین بیمارستان نمازی شیراز عملم کنند." گفتیم: "برادر جان! تو یک پوست و استخوانی بیشتر نیستی و ما می ترسیم." گفت: "شماها می خواهید بترسید، اختیار خودتان را دارید، من نمی ترسم."

همیشه به ما توصیه می کرد که صبور باشیم و از مشکلات نترسیم. ماشاءالله ترس حالی‏اش نبود. برادر شهیدم، عبدالرسول را ساواک گرفته بود. من از اهرم رفتم پیش حاج آقا و خانمش و بچه هایش. هر روز صبح که می خواست از خانه برود بیرون، با کمال خونسردی می گفت: "حواستان را جمع کنید. شاید وقتی رفتم بیرون، مرا بگیرند. یک وقت نکند، بترسید." خانم می گفت: "حاج آقا! دست کم این رساله ها واعلامیه ها را از داخل خانه ببرید، جای دیگری." حاج آقا لبخند می زد و می گفت: "نترسید! اینها کور می شوند و نمی بینند." حاج آقا همه را مثل خودش حساب می کرد. مگر می شد، نترسید؟ آن روزها برای یک اعلامیه امام، افراد را می بردند ساواک، چه رسد به یک کوه اعلامیه و رساله. هر روز کارمان این بود که چشم به در بدوزیم که کی برمی گردد؟

تا قبل از جنگ، حاج آقا همیشه می گفت اگر بردنمان و اعداممان کردند، ناراحت نشوید. بعد از جنگ هم می گفت اگر شهید شدیم، ناراحت نشوید. خلاصه یک عمر منتظر بودیم که برادرهایمان را یا بگیرند یا شهید شوند. عادت کرده بودیم.

مادرم در سال 70 فوت کرد. یادم هست موقعی که آمدند، خبر شهادت برادرم را به او بدهند، شروع کردند به صغری، کبری چیدن. مادرم گفت: "چرا حاشیه می روید؟ حاج آقا شهید شده؟" گفتند: "خیر، عبدالرسول شهید شد." مادرم گفت: "خودش این راه را رفت و خودش می خواست. این ناراحتی دارد که این طور با ترس و لرز با من صحبت می کنید؟"

حاج آقا خیلی به مادرمان احترام می گذاشت. البته حاج آقا احترام همه را نگه می داشت، ولی مادر ما، هم مادرمان بود و هم پدرمان. او هیچ وقت طوری رفتار نکرد که یعنی ما پدر نداریم. برادر کوچک ترم تا 8 سالگی نمی دانست پدرمان فوت کرده. مادرمان همیشه می گفت پدرتان رفته پیش خدا. حاج آقا تا وقتی که برادر دیگرم رفت سربازی، کمک دست مادرم بود. وقتی او هم رفت، مادرمان گفت: "شما برو و به درس‏ات ادامه بده." حاج آقا رفت و بعد هم بالای منبر یک حرف هایی زد و گفتند به تنگستان برنگرد که تو را می گیرند. حاج آقا رفت آبادان و بعد هم نجف و موقعی که برگشت، دفتر ازدواج زد و گفت دفتر طلاق نمی زنم.

دشتستانی ها می خواستند، مسجد بزنند. یک خانمی نذر کرده بود که برای حاج آقا و خانواده اش، خانه هم درست کند، اما همه پولش خرج این مسجد شد و ناراحت بود. حاج آقا به او گفت: "خانه من همین مسجد است." و به این ترتیب مسجد دشتستانی ها درست شد. حاج آقا خانه نداشت، ولی ابداً در قید این چیزها نبود. همان جا می رفت و حرف های ضد رژیم را می زد و مسجد دائماً در محاصره بود. ماهم دائماً نگران که یا امروز حاج آقا را می گیرند یا فردا، اما خودش می گفت: "راحت باشید. نگران نباشید."

موقعی که آبادان محاصره شد، زن و بچه ها را فرستاد شیراز. من هم رفتم شیراز. یک خانه قدیمی توی بازار وکیل. آن قدر قدیمی بود که یک جور مارهای کوچکی از توی دیوارهایش می آمدند بیرون. حاج آقا گفته بود: "توی شیراز برایتان یک خانه عالی گرفته‏ام. نگویید بد است، وگرنه می‏برمتان آبادان توی سنگر!" ما هم می‏گفتیم: "نخیر! خیلی هم خانه خوبی است!" حاج خانم بنده خدا می گفت: "این جا برای ما بهشت است." خیلی خانم بود. در تمام طول آن سالها، زحمت همه بچه ها به دوش او بود.

هیچ کس اجازه نداشت به من بگوید بالای چشمم ابروست. اگر کسی با صدای بلند با من حرف می زد، حاج آقا فوراً تذکر می‏داد. بنده خدا خیلی هوای مرا داشت. همیشه وقتی می رفتم آبادان، اصرار می کرد که خواهر نرو، اینجا بمان! قول می دادم، زود برمی گردم.

خیلی خوش اخلاق بود، خیلی صبور بود. خیلی مهربان بود. هر مشکلی پیش می آمد، به کسی نمی گفت. خداییش خیلی هم زندگی سختی داشت. آن قدر مهربان بود که حتی اگر کسی لجبازی و توهین هم می کرد، به دل نمی گرفت و با او مهربانی می‏کرد. هیچ وقت ندیدم که عصبانی شود. همیشه آرام و صبور بود.

2 تا از دخترهای من، عروس حاج آقا و 2 تا از پسرهایم داماد او هستند. حاج آقا همین که می دید پسر و دختر به وصلت هم راضی هستند، می گفت عروس‏ات را بردار و ببر، مبارکت باشد. نه بگیری، نه ببندی، نه خرج و مخارجی. ساده و راحت. در مجلس عقد هم بچه ها معمولاً حاج آقا بود و و حاج خانم و من و آقا و بچه‏ها. همین! خدا رحمتش کند. مرد خدا بود.


کلمات کلیدی: فاطمه جمی
 
رفسنجانی:آیت الله جمی قطعه برلیان تاریخ دفاع مقدس را ثبت کردند.ارشیو
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  

"اکبر هاشمی رفسنجانی عصر دیروز طی سخنانی در مراسم نکوداشت حجت الاسلام جمی،امام جمعه سابق آبادان در محل سالن همایش های سازمان صدا و سیما گفت : در تاریخ ایران دوره ای به عظمت دوران دفاع مقدس را نمی توان پیدا کرد. دوره ای که ملت ما روی پای خود در برابر همه شروران عالم غرب و شرق و ارتجاع و عامل آنها یعنی صدام مقاومت کرد و در تاریخ،یک سابفه مهمی ثبت شد. هاشمی رفسنجانی افزود: در جایی که به آسانی به نفع ما رای نمی دادند،یعنی در سازمان ملل، با قدرت،متانت و تدبیر ،محکومیت حزب بعث عراق را و مظلومیت ایران را ثبت کردیم. وی با بیان اینکه همه موفقیت های جمهوری اسلامی معجزه تاریخ است، تاکید کرد:کسانی که در این میدان ایثار و فداکاری کردندو جنگیدند،تاریخ ایران و بلکه دنیا آنها را هیچ وقت فراموش نخواهند کرد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این مطلب که نقطه درخشان دوره دفاع مقدس را باید در آبادان و خرمشهر جستجو کنیم ، خاطر نشان کرد : همان روزهایی که خرمشهری ها،ارتش مغرور عراق را دم دروازه های خرمشهر معطل کردند، سرنوشت جنگ قابل پیش بینی شد. وی در ادامه با اشاره به نقش حجت الااسلام غلامحسین جمی در آبادان اعلام کرد: در ماندن مردم آبادان برای دفاع از خاک ایران این روحانی بزرگ ،نقش اول را دارد و هرچند که نماندن برای او اسان بود، اما آنجا ماند. چون تشخیص دادند و می دانستند که هویت آبادان با بودنش محفوظ می ماند. رئیس مجلس خبرگان رهبری افزود: در آنجا نماز جمعه بر پا کردند و برای مذاکره با رزمندگان و مردمی که در آبادان مقاومت می کردند ،جلساتی تشکیل می دادند.پس این حماسه را باید بیش از این در تاریخ و فضای آینده کشور بگنجانیم. وی در مورد وضعیت خوزستان در زمان جنگ گفت:با سقوط خوزستان، ادامه انقلاب اسلامی حیاتش مشکل می شد؛ چون منابع حیاتی ما درآن منطقه وجود داشت و با همان منابع محدود تخریب شده تا آخر جنگ توانستیم،زندگی اقتصادی خود را بچرخانیم. وی افزود:دشمن در چند قدمی مراکز حیاتی ما بود،از کارون عبور کرده بود و محاصره جدی برای آبادان بوجود آورده بود اما خوزستان،که در تاریخ همیشه پشتیبان کل ایران بوده است،پشتیبانی خود را در جنگ خیلی خوب نشان داد و مردم صبور این منطقه،قهرمانی کردند و مرکز الهام بخشی نظام بودند. رفسنجانی با بیان اینکه نمی توان از افتخارات مردم خوزستان گذشت،اظهار داشت:جناب آقای جمی و اسطوره های خوزستان با فداکاری و مقاومت حماسه بزرگی را خلق کردند و اثر مقاومت های ابتدایی تا حصر آبادان،در نتیجه فرمان معرف امام(ره) بود که مثل یک رحمت الهی از زبان آقای جمی صادر شد و جبهه را متحول کرد. هاشمی رفسنجانی گفت:تا وقتی که نیروهای مسلح ما احساس خودمانی را در همه بخش ها داشته باشند،استحکام جمهوری اسلامی تضمین شده است.


کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی
 
مدیر حوزه علمیه قم:مجاهدات آیت الله جمی ماندگار می ماند.ارشیو .
ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  

"،حجت الااسلام حسینی بوشهری در مراسم نکوداشت امام جمعه آبادان در سال های دوران دفاع مقدس که چهارشنبه گذشته در سالن همایش های صدا و سیما برگزار شد،افزود:اهداف متعالی،سرنوشت متعالی در پی دارد.و مجاهدت آیت الله جمی از این نوع است. حسینی بوشهری در ادامه تصریح کرد:اگر آگاهی و روشن بینی جمی در آبادان و تاکید وی برای ماندن مردم این شهر در مقابل تهاجم عراق ها نبود،کار ما بسیار سخت می شد و حصر آبادان به سختی شکسته می شد. وی همچنین گفت:آیت الله جمی می دانست که در موقعیت حساس دست به چه اقدامی بزند ودر واقع موقعیت شناسی وی سبب شد تا دشمنان زمینگیر شوند. مدیر حوزه علمیه قم درادامه سخنانش اظهار داشت:برای در امان بودن کشورمان در برابر توطئه های استکبار باید از مقاومت،ایثار وفداکاری های بی بدیل شخصیت های بزرگی همچون جمی استفتاده کنیم. حجت الااسلام حسینی بوشهری در خاتمه گفت:آیت الله جمی در شرایط سختی نمازجمعه های آبادان را برپا می کردند،ولی چون ایشان ضرورت این کار را حس کرده بودند،در آن دوران حیاتی تاریخ کشورمان خستگی ناپذیر ظاهر شدند.


کلمات کلیدی:
 
ایت الله نوری همدانی آیت‌الله جمی زبان گویای انقلاب و جهادگر میدان نبرد بود
ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٥  

در پیام‌ آیت‌الله حسین نوری همدانی آمده است: آن عالم بزرگوار و مجاهد در زیر آتشفشان‌های هشت سال دفاع مقدس، یک روز هم سنگر نماز جمعه را ترک نکرد و هر جمعه با خطابه‌‌های پرمحتوا به مجاهدین و مردم متعهد آن سامان روحیه می‌داد.

در این پیام آمده است: آن مرحوم در عمر پر برکت خود از امتحانات الهی سرافراز بیرون آمد و از اوایل انقلاب زبان گویا و بازوی توانا برای فعالیت‌کنندگان در راه انقلاب اسلامی و جهادگران میدان جهاد بود.
در پایان این پیام آمده است: اینجانب مصیبت درگذشت آن عالم برجسته را به علمای محترم و اهالی متعهد آبادان تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران و رحمت و برای بازماندگان صبر جزیل مسئلت دارم.

 


کلمات کلیدی: نوری همدانی
 
جمی و طرفی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۳  

جمی و طرفی حجت السلام والمسلمین طرفی از روحانیون عالم و فرهیخته ومبارز ابادان بود که بهنگام شکل گیری انقلاب کمیته عشایر را با هماهنگی ایت الله جمی جهت انسجام بخشی و هماهنگی در حضور و همراهی عشایر غیور مرز نشین نقش تشکیل داد و نقش سودمند و موئثری ایفانمود

.

به هنگامی که بعنوان سرباز داوطلب از گروهان یکم حفاظت پالایشگاه ابادان

.محل خدمتم .به پاسگاه موئمنی در مرز شلمچه ودر همسایگی پاسگاه حدودمنتقل شده بودم- خبر تبادل اتش بین پاسگاههای مرزی و گشته شدن سه نفر از برادران سپاه خرمشهر و همینطور زخمی شدن برادران اعزامی از سپاه اقاجاری درخرداد ماه مرا بدانجا کشیده بود-.در صبح روز جمعه بیستم شهریور پنجاه و نه اولین تبادلات اتش سلاح سبک و ادوات از دوطرف شروع شد و اولین شهیددر ان محل هم سربازی بود جمعی پادگان دزخرمشهر و خدمه توپ106

دراولین فرصت یعنی عصر شنبه بیست و یکم شهریور حجت الاسلام طرفی از اولین مسئولینی بود که در نقطه صفر مرزی حاضر شد

.در زمانی که چیزی بعنوان سنگر و جانپناه هنوز معنی و مفهوم پیدا نکرده بود. و از نزدیک منطقه را بازدید کرد و با نیروها و همچنین ساکنین محلی دیدار نمود که الحق باعث دلگرمی بود.و این نشان مسئولیت شناسی و شجاعت ایشان بودصفتی که گویا در تمامی یاران جمی به ودیعه گذاشته شده بود.البته همزمان مهندس غرضی استاندار وقت خوزستان جهت سرکشی به منطقه درگیری امده بود.

دیگربار وقتی در فرمانداری ابادان مشغول بودم یکی از وظایفم همراهی مسئولین و هیئتهائی بود بنا به امور مختلف به آبادان می امدندو از برنامه هایشان بطور معمول یکی هم ملاقات با امام جمعه و فرماندار بود در یکی از همین ایام ایت الله جمی در آبادان حضور نداشت و میهمانان هم اسرار داشتند حتما با نایب ایشان ملاقات کنند من به ایشان گفتم اقای طرفی عرب زبان هستند و ممکن است انگونه که انتظار دارند نتوانند از مطالب ایشان بهرهمند شوند مرحوم مغفور طرفی در یکی از منازل دواطاقی شرکت نفت روبروی دبیرستان مهر اقامت داشتند قبل از ملاقات همراهان مجذوب ساده زیستی و امکانات مختصر محل زندگی ایشان بودند وپس از ان متوجه صلابت وایمان ایشا به مقاومت و پیروزی بردشمن متجاوز

.و از اینکه فرصت ملاقات را از دست نداده بودندبسیار ممنون و متشکر بودندشنیده بودم دیدار عالم هم عبادت است و من چهره میهمانان بوضوح مشاهده می کردم معنویت و رضایت خاطر را.

انچه پس از حدود سی سال بیشتر در خاطرم مانده بوی خوش و دل انگیز عطر گل محمدی بود که ایشان در مواجه با میهمانان استفاده کرده بودندکه ندای امید و بوی خوش زندگی تداعی میکرد

.


کلمات کلیدی:
 
فراخوان خاطره و سند
ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۳  

بمناسبت ارتحال نماینده امام امت

(ره)و مقام معظم رهبری (مدضله العالی )،امام جمعه آبادان در سالهای دفاع مقدس و نماینده اول مردم خوزستان در اولین دوره مجلس خبرگان رهبری ،عالم عامل ایت الله جمی که عمر پربرکتش سراسر مبارزه ،مقاومت و ایثار در راه تحقق اهداف متعالی دینی و انقلابی و خدمت به مردم بوده است ،و بمنظور گرد آوری و حفظ و نگهداری وهمچنین مستند سازی خاطرات تاریخی بعنوان مرجع و منبعی مهم دربهره گیریهای آتی جهت تشریح و تبیین بخشی از تاریخ سراسر نشیب و فراز کشورعزیزمان ؛خصوصا دوران ملی شدن نفت ،انقلاب اسلامی ، و سالهای جنگ تحمیلی و خصوصا دفاع جانانه و مقاومت مردمی شگل گرفته در ابادان و نقش یگانه و منحصر بفرد ایشان در این امر ؛ بدینوسیله از کلیه دوستان و دوستداران ایشان خوزستانیهای محترم غیور مردان و زنان ابادانی و خرمشهری و رزمندگان سلحسشور دعوت می شود خاطرات و اسناد خود را پیرامون ایشان (از تولد تا رحلت ) بصورت نوشته عکس فیلم و صوت را در قالب فایلهای کامپیوتری به ادرس وبلاگ نور چشم ابادان به ادرس http://abadanjami.persianblog.ir ارسال نمایند. موجب تشکر است که هرگونه اسناد و مدارک منحصر بفرد و بدیع را به اطلاع برسانند تا پیگیری ،اخذ،مستند سازی و عودت گردد

.

بد ی‍‍‍هی است مجموعه ای که فراهم خواهد گردید از همان ابتدا جهت استفاده علاقه مندان در وبلاگ به اشتراک گذاشته خواهد شد و امید است که در تهیه کتب و مقالات و متون تحقیقی و پژوهشی مورد بهره قرار گیرد

 

.


کلمات کلیدی:
 
مراسم در عسلویه
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۳  

از سوی خوزستانیهای شاغل در منطقه عسلویه مراسم بزرگداشتی  روز سه شنبه   ٢۴/١٠/٨٧  برگزار می گردد


کلمات کلیدی:
 
برگزاری مراسم در قم
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢۳  

بقرار اطلاع : پنجشنبه ٢٧/١٠/٨٧ بعد از نماز مغرب و عشا مراسم بزرگداشتی از سوی ستاد  ارتحال ایت الله جمی در شهر مقدس قم خیابان صفائیه حسینیه شهدا برگزار می گردد


کلمات کلیدی: قم مراسم
 
مراسم بزرگداشت آیت‌الله جمی در بوشهر برگزار شد
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٢  
امروز صبح در مسجد امیر المومنین :
 / عکس
ارم نیوز : با حضور نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه، نماینده مردم بوشهر در مجلس خبرگان رهبری، نماینده مردم در مجلس، مدیران اجرایی، فرمانداران و دیگر مقامات کشوری و لشکری مراسم یادبود آیت الله غلامحسین جمی در مسجد امیر المومنین بوشهر برگزار شد.
با حضور نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه، نماینده مردم بوشهر در مجلس خبرگان رهبری، نماینده مردم در مجلس، مدیران اجرایی، فرمانداران و دیگر مقامات کشوری و لشکری مراسم یادبود آیت الله غلامحسین جمی در مسجد امیر المومنین بوشهر برگزار شد.
به گزارش ارم نیوز نماینده مردم بوشهر در مجلس خبرگان رهبری گفت: آیت الله جمی عالمی عامل بود که در مقام رضا و تسلیم چیزی جز خدا نمی‌خواست.
آیت الله سید هاشم حسینی بوشهری با اشاره به پیام مقام معظم رهبری در ارتباط با ارتحال آیت الله جمی افزود: در این پیام اوج صداقت و راستی و توجه و عنایت مقام معظم رهبری به ایشان دیده می‌شد.
وی ادامه داد: پیام مقام معظم رهبری جز معدود پیام‌هایی بود که ایشان ویژگی عالم عامل را به آیت الله جمی دادند.
حسینی بوشهری خاطر نشان کرد: چون آیت‌الله جمی قدم در راه رضایت خدا گذاشت تا سالیان متمادی محبت او در دل‌ها باقی می‌ماند.
نماینده مردم بوشهر در مجلس خبرگان با اشاره به اینکه ایشان اهل ادعا کردن نبود تصریح کرد: آیت‌الله جمی اهل صبر بود و از خود مقاومت و صبوری و شهامت به جاگذارد.
آیت الله حسینی بوشهری در بخش دیگری از سخنان خودگفت: قرآن ویژگی‌هایی را برای شخصیت‌های ارزشمند بیان می‌کند که هرکدام از این ویژگی‌‌ها نسبت به مقام و منزلت آن شخصیت‌ها اثرگذار است.
وی اظهار داشت: ایمان، اخلاص، مجاهدت و پایداری، علم و دانش، رضا وتسلیم در برابر خدا به عنوان عناصری هستند که در روایات ملاک برتری و شرافت انسان‌ها مطرح است.
نماینده مردم بوشهر در مجلس خبرگان با اشاره به اینکه ایمان به خدا در قرآن به‌عنوان بزرگترین سرمایه انسان معرفی می‌شود گفت: قرآن در تکریم انسان‌ها می‌فرماید مومنان و عالمان دو دسته‌ای هستند که از درجات معنوی بالایی برخوردارند.
حسینی بوشهری عمل صالح را از دیگر عناصر معرفی اشخاص عنوان کرد و افزود: عمل صالح سیره ایمان است و تسلیم بودن در برابر وعده‌های خداوند از آثار ایمان بوده که مختص انسان‌های مورد تمجید است.
وی گفت: یکی از عنصرهای کلیدی که در قرآن مورد تکریم قرار گرفته، انسان‌های مجاهد ثابت قدم و استوار است.

کلمات کلیدی: بوشهر مراسم
 
مراسم یادبود آیت‌الله جمی در زادگاهش برگزار شد
ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٢  

 

ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
 
بوشهرنیوز: دوست و همرزم آیت‌الله جمی در این مراسم با اشاره به خصوصیات برجسته اخلاقی ایشان گفت: آیت‌الله جمی با حضور خود در جبهه‌های جنگ تأثیر زیادی در روحیه رزمندگان داشت.
حجت‌الاسلام حیدری افزود: وی عالمی مجاهد و دلیر بود که هیچ‌گاه از ارزش‌های والای دینی و معنوی خود کوتاه نیامد و حتی در سخت‌ترین روزهای جنگ نیز از مبارزه با دشمن دست نکشید.
در این مراسم که با حضور گسترده و چشمگیر مردم اهرم همراه بود، پیام‌های تسلیت مقام معظم رهبری، رئیس جمهور، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس مجلس به‌مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی نیز قرائت شد.
همچنین در این مراسم باشکوه نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر، نماینده مردم بوشهر در مجلس خبرگان رهبری، استاندار بوشهر، نماینده مردم تنگستان و دشتی در مجلس، رئیس سازمان امور اداری مجلس شورای اسلامی و شماری از مدیران کل دستگاه‌های اجرایی استان بوشهر حضور داشتند.
مرحوم آیت‌الله جمی در شهر اهرم مرکز شهرستان تنگستان متولد و دوران نوجوانی و جوانی خود را هم در این شهرستان سپری کرد.

کلمات کلیدی: بوشهر مراسم
 
جمی و بروجردی
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٢٢  

حاج موسی محمد جعفری مراسم تشیع پیکر مطهر ایت الله جمی رادر ابادان  با مراسم رحلت ایت الله بروجردی_1339 _که مرجع اعلم وعلی الاطلاق زمان خودبوده است مقایسه می کرد.

در مراسم تشیع که از محل مصلی نماز جمعه واقع در انتهای لین یک احمد اباد شروع گردید و با طی مسیر ازروبروی کتابخانه شهر بسوی بلوار مرحوم پرویز دهداری ادامه و در میدان روبروی کلانتری و ابتدای میدان طیب به اتمام رسید .حضور تمامی اقشار وگروههای اجتماعی بوضوح بچشم می خوردعلاوه برمسئولیتن شهر کارکنان ادارات و ارگانهاو..که پای ثابت اینگونه مراسم هستندو حضورشان هم همواره مغتنم است والبته بوسطه موقعیت خاصی که حضرت ایشان بعنوان یک روحانی برجسنته در سطح استان داشتند.ایت الله جمی در دوره ایکه در انتخابات خبرگان شرکت نمود بعنوان نماینده اول استان از سوی مردم خوزستان برگزیده شد. حجت السلام تقوی از سوی مقام معظم رهبری مهندس فروزش از سوی ایت الله هاشمی رفسنجانی مهندس محسنمیردامادی علاوه برحضور شخصی به نمایندگی از سوی خاتمی وحجت الاسلام منتجب نیا ار سوی ایت الله کروبی و امام جمعه اهواز و استاندار خوزستان و سردار محسن رضائی دبیر مجمع تشخیص مصلحت ولی انچه مراسم ایت الله جمی را متفاوت و متمایز می کرد حضور خیل عظیم مردم بود چه ساکنین شهر که پیر و جوان بایاد مهربانیها و همراهیهاجمی در دوران جنگ ودوران مهاجرت برای خانوادههابسیار سخت ودشوار می نمود.شاید نقطه وصل و  جمی و بروجردی در نظر حاج موسی این بوده است که این دو بزرگوار به هنگام وفات هیچگونه مقام و منصب دولتیو حکومتی  نداشته اند .و انچه از اقشار و طبقاط مردم و صنوف حضور یافته اند تنها و تنها بوسطه صفات شخصیایشان بوده است ونشان اشکاری از قدرشناسی مردم فهیم وطنمان از خدنتگذاران صدیق خودو وفادارن راستین به سیره مطهر امام راحل که فرموده بودند که .شرافت ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم .مقایسه حاج موسی از این نظر قابل تامل و توجه است که بیاد داشته باشیم وی در کوران پنجاه ساله اخیر تحولات اجتماعی و فرهنگی و خصوصا مذهبی ابادان حضورموئثر داشته از اهتمام در ساخت مسجدحضرت موسی بن جعفر.ع.که بنام مسجدبهبهانیهانیز مشهوراست و در زمان انقلاب بعد از حسینیه اصفهانیها شاید دومین محل برای تبایغ انقلاب و در دوران جنگ نیز بواسطه حضور مرحوم ایت الله دهدشتی موقعیت سهل الوصول ان از نظر مکانی و جغرافیائی جایگاهخود را حفض نمود.دیگر نکته در قابل تامل بودن نظر حاج موسییحتمل بدور بودن شائبه ریا و چشم داشت از سوی ایشان است که  علی رغم کهولت بسیار سن مراسم تشیع را به همراه فرزندشان- غلامرضا محمد جعفری که مدتیدر زمان جنگ بترتیب شهرداری و فرمانداری ابادان را بر عهده داشتند که منشا خدمات موئثری هم شدند- وهنگام مراسم حسینه ثارالله زمانی که فرزندشان بسرپرستی هیئت اعزامی جهت تشیع پیکر ایت الله به نجف مشرف بودند بتنهائی درزیر باران رو سوی مراسم بزرگداشت داشتند.حاج موسی سمبل مردم خونگرم و وفادارابادان است .از دیگر عزیزان که می توانندراوی سالهای دور باشند می توان از حجت الاسلام سلیمانی امام جماعت مسج امام خمینی نام برد همچنین اقای مظاهری که در این اواخر در مسجدحضرت امیر الموئمنین نماز می خواندند و جناب اقای حاج محمد منبریکه از سالهای دور و قبل از انقلاب با ایشان مانوس و همدم بوده اندرا نام برد


 
پیکر مرحوم آیت الله جمی در آبادان تشییع شد
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٧  

. پیکر آیت الله جمی از مرز شلمچه تشییع شد تا پس از انتقال، در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امیرالمومنین(ع) در نجف اشرف به خاک سپرده شود. در این مراسم نمایندگانی نیز از سوی مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی حضور داشتند، رسول منتجب نیا، رسول مهرپرور و ذبیح الله کریمی نمایندگان حزب اعتماد ملی بودند که پیام تسلیت کروبی را به بیت شریف مرحوم آیت الله جمی و مردم سلحشور خوزستان ابلاغ کردند. دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با حضور در این مراسم تصریح کرد: امروز خوزستان قهرمان که دین خود را به اسلام و انقلاب ادا کرده با یکی از فرزندان غیور خود خداحافظی می کند؛ خوزستانی که مهد تمدن ها و فرهنگ های بزرگ بوده با یکی از فرهنگ سازان حسینی خود وداع می گوید. وی همچنین اظهار کرد: مرحوم جمی شمع جبهه مردم در آبادان بوده است. آبادان محاصره شده بود اما آقای جمی و تعدادی از مردم و رزمندگان در این شهر زندگی می کردند، در حالی که راه های زمینی به این شهر در آن زمان قطع شده بود و دسترسی و تدارکات تنها از راه آبی انجام می شد. فرمانده اسبق سپاه همچنین با اشاره به تلاش های دیگر آیت الله جمی در حفظ و ترویج اسلام گفت: آقای جمی با وجود آتش سنگین دشمن در آبادان نماز جماعت و جمعه بر پا می داشت و در عملیات های مختلف در دوران دفاع مقدس حضور وی را در کنار خود حس می کردیم. مرحوم جمی در دفاع مقدس ملت ایران نقش مهمی را بر عهده داشت و همان روزی که به غزه حمله شد، آقای جمی نیز از میان ما رفت. حجت الاسلام والمسلمین تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه کشور نیز در این مراسم گفت: پیکر حجت الاسلام والمسلمین جمی رنج سال های دفاع مقدس را به همراه دارد. وی ولایت مداری را از جمله ویژگی های مهم مرحوم جمی دانست و گفت: تجلیل از حجت الاسلام والمسلمین جمی تجلیل از مقاومت، صبر، پایداری، امام و ولایت به شمار می آید. جمی در منطقه روح جبهه و نماز بود. او امام جمعه ای بود که محرابش را هیچ زمانی ترک نکرد، او نمازش را در شرایط بسیار سخت هم ترک نکرد. در ادامه این مراسم حجت الاسلام والمسلمین دهدشتی، امام جمعه آبادان، هم در سخنانی گفت: همزمان با محرم و حمله صهیونیست ها به مردم بی دفاع غزه شاهد وفات حجت الاسلام والمسلمین جمی بودیم. امام جمعه آبادان در مراسم تشییع پیکر مرحوم حجت الاسلام والمسلمین جمی با تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام محرم افزود: امروز روز وداع مردم با ایشان است، او عمر خود را در کنار مردم گذراند. وی ادامه داد: حجت الاسلام والمسلمین جمی انسانی بی ادعا و مخلص بود. وقتی خبر فوت این عالم پخش شد، دوستدارانش از سراسر کشور به آبادان آمدند و ابراز همدردی کردند. آیت الله سیدمحمدعلی موسوی جزایری نماینده ولی فقیه در استان خوزستان و امام جمعه اهواز نیز طی سخنانی گفت: سال های طولانی و در دوران مختلف با حجت الاسلام والمسلمین جمی همکار و در کنار او بودیم. وی با عرض تسلیت درگذشت حجت الاسلام والمسلمین جمی به مردم شهر آبادان افزود: حضور ایشان را در صحنه ها و مقاطع مختلف انقلاب اسلامی شاهد بودیم. وی بزرگمردی در قالب یک روحانی وزین و متدین بود. جزایری ادامه داد: او سال ها صادقانه و مخلصانه به کار خود مشغول بود. از زمان آغاز مبارزات انقلاب اسلامی در سال 1341 و 42 تا به امروز، حضور ایشان را با بیانات و کتاب هایش در پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بوده ایم. نماینده ولی فقیه در استان خوزستان افزود: حجت الاسلام والمسلمین جمی اسطوره مقاومت و پایداری بود. در دوران جنگ، ایستادگی او در آبادان او را به اسطوره مقاومت تبدیل کرد. وی خادم امام حسین(ع) بود و سرانجام به فیض رسید. او امروز در محضر امام حسین است .


کلمات کلیدی:
 
عاشورای حسینی
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٧  

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

اسلام علیک یا اباعبدالله الحسین


کلمات کلیدی:
 
اطلاعیه آیت الله "محمد حسین احمدی شاهرودی"نماینده مردم خوزستان درمجلس خبرگان
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٧  

آیت الله "محمد حسین احمدی شاهرودی" نماینده مردم خوزستان درمجلس خبرگان رهبری دراطلاعیه‌ای درگذشت حجت‌الاسلام جمی را به پیشگاه امام زمان (عج)، مقام معظم رهبری و مردم ایران تسلیت گفت.

دربخشی ازاین اطلاعیه آمده درآستانه ماه محرم وایام عزاداری و سوگواری سرور و سالار شهیدان، ارتحال حجت‌الاسلام والمسلمین جمی اولین امام جمعه و نماینده سابق مجلس خبرگان رهبری موجب مزید غم و اندوه شد.

این اطلاعیه می‌افزاید: آن بزرگوار درانقلاب اسلامی پشتوانه‌ای محکم برای مبارزان راه حق و حقیقت و در دفاع مقدس پدری مهربان برای رزمندگان اسلام در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل و درسنگر منبر و محراب سربازی مخلص و پا در رکاب برای امام زمان (عج) بود.

دراین اطلاعیه تاکید شده‌است،او به حق شایسته تعظیم و تکریم است و مردم قدرشناس و فهیم آبادان هیچگاه این روحانی خدمتگزار والگوی مقاومت و ایثار را فراموش نخواهند کرد.

استاندار خوزستان نیز باانتشار بیانیه‌ای رحلت حجت‌الاسلام والمسلمین جمی امام جمعه سابق آبادان را تسلیت گفت.

در بخشی از بیانیه "سید جعفر حجازی" آمده است: خبرارتحال عالم نستوه، مجاهد فقید، یار دیرین امام(ره) و رهبری و یادگارهشت سال دفاع مقدس موجب تاسف و تاثر عمیق گردید.

وی اضافه کرد: آن عالم فرزانه که وجود شریف خود را وقف خدمت به نظام مقدس اسلامی و هموطنان عزیزمان کرده بود اکنون درجوار حق تعالی ماوا گزیده ، دوستان و همرزمان خود در دوران انقلاب و دفاع مقدس را وداع نموده و به سوی حق تعالی شتافت.

حجازی ادامه داد: اینجانب این ضایعه تاسفبار را به محضر رهبرعزیزانقلاب ، بازماندگان و بستگان و عموم خوزستانی‌های ولایتمدار و مردم شریف آبادان تسلیت عرض می‌کنم.

مسوولان ودانشجویان دانشکده مهندسی نفت شهید تندگویان آبادان نیزبا صدور اطلاعیه‌ای درگذشت حجت‌الاسلام جمی را تسلیت گفتند.

دراین اطلاعیه‌آمده است: درآستانه ماه محرم وایام عزاداری و سوگواری سرور و سالار شهیدان، ارتحال اسوه مقاومت و پیر بسیجیان حجت‌الاسلام جمی او که درس مقاومت، ایثار، رشادت و پایمردی رااز سرورآزادگان آموخته بود رابه پیشگاه با عظمت امام زمان(عج)، مقام معظم رهبری، حوزه علمیه، بیت شریف ایشان و مردم غیور آبادان تسلیت عرص می‌نماییم.

فرماندار دزفول با ستایش از نقش امام جمعه پیشین آبادان در پیروزی دفاع مقدس از حجت‌الاسلام جمی به عنوان اسوه مقاومت دراستان خوزستان یاد کرد.

"حمید قناعتی" دراطلاعیه‌ای گفت: مرحوم حجت‌الاسلام جمی یارآشنای رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بود.

وی افزود: وجود این روحانی جلیل القدر شورو شوق خاصی برای رزمندگانی که در جبهه‌های نبردازمیهن اسلامی دفاع می‌کردند بود و روحیه ایثارگری وی الگوی ارزشمندی برای رزمندگان درهنگام نبرد در جبهه‌ها به شمار می‌رفت.

قناعتی اظهارداشت: این ضایعه اسفناک را به هم استانیها، علماو روحانیان ، رزمندگانی که ازنزدیک باایشان آشنا بودند بویژه مردم شریف آبادان تسلیت عرض می‌نمایم.

انجمن مطبوعات آبادان با صدوراطلاعیه‌ای درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین جمی را به حضرت ولیعصر(عج)، رهبرمعظم انقلاب و مردم شهیدپرورایران‌اسلامی تسلیت گفت.

در قسمتی ازاین اطلاعیه آمده‌است درحالی که مردم ایران عزادار شهیدان عزه هستند داغی فراموش نشدنی دیگری بر دل آنها نهاده شد تا درآستانه ماه محرم و در کنار عزاداری امام حسین (ع) به سوگ بنشینند.

این اطلاعیه می‌افزاید: درگذشت اسوه مقاومت و پیربسیجی داغ سنگینی بردل جامعه مطبوعاتی این شهر نهاد چرا که او حامی به حق جامعه مطبوعاتی بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین جمی امام جمعه پیشین آبادان شنبه شب براثر عارضه قلبی در سن ‪ ۸۳‬سالگی در بیمارستان امام خمینی (ره) آبادان به دیار باقی شتافت. ک/


 
جمی قهرمان ملی بود.محمدعلی ابطحی
ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  

آیت الله جمی درگذشت. پارسال مراسمی برای بزرگداشت وی از سوی دوستانش در تهران برگزار شد. من هم رفتم. کتاب خاطرات ایشان در روزهای غربت اقامت در آبادان در دوران سخت محاصره­شان را همان شب خواندم. مطلبی نوشتم که امیدوارم اینجا آن را دوباره بخوانید. آیت الله جمی امام جمعه آبادان بود. امکان این را داشت که پس از آغاز جنگ از آبادان که در محاصره­ی جدی دشمن بعثی قرار داشت و هر لحظه بمباران می­شد، خارج شود و مقامات عالیه­ی خود را حفظ کند؛ اما آیت الله جمی در آن غربت مقاومت کرد. به رزمندگان روحیه می­داد. به مشکلات مردم بی­پناهی که در شهر مانده بودند رسیدگی می­کرد. روزهای گرم آبادان را با بی­آبی تحمل می­کرد و هر روز در تماس با مسئولان عالی­رتبه و دفتر امام بود تا امور جنگ را سامان دهد. خبر اقامه­ی نماز جمعه­اش در روزهای جمعه در آبادان مثل یک عملیات موفق برای مردم ایران و رزمندگان امیدبخش بود. بارها محل اقامت­های مختلفش بمباران شد و نجات پیدا کرد. عافیت طلبی نکرد. به نمایندگی از مردم ایران که با همه­ی وجودشان در حال دفاع از آب و خاک کشورشان بودند، سخنرانی می­کرد و روحیه می­داد و آنان را تنها نگذاشت. هر وقت در آن غربت فرصت می­کرد، یادداشت­هایش را از آن روزها یادداشت می­کرد که اخیراً با عنوان "نوشتم که بماند" انتشار یافته است. برای همه­ی کسانی که می­خواهند تاریخ مقاومت ایران در برابر دشمن متجاوز را بدانند خواندن آن ضروری است. او واقعاً یک روحانی قابل احترامی بود که بر تاریخ مقاومت ایران حق بزرگی داشت. کمتر در تاریخ چنین شخصیت­هایی بوده­اند. بعد از جنگ هم غرق در جمع آوری غنایم معنوی و مادی جنگ نشد؛ و آرمان­های آزادی­خواهانه و مستقل و مردم­محورش را فراموش نکرد. با این که یک بار نماینده­ی مردم استان خوزستان در مجلس خبرگان بود، برای بار دوم از او خواستند که باید امتحان بدهد. استنکاف کرد و نتوانست کاندیدای خبرگان شود. همیشه با آرمان­های اسلام­محور و ایران­محورش که در طول تاریخ جنگ تحمیلی آن را به دست آورده بود زندگی کرد. شاید به همین دلایل علی­رغم همه­ی تبلیغاتی که در مورد یادگاران دوران دفاع مقدس رواج داشت، نسل فعلی کمتر نامی از غلام­حسین جمی قهرمان شنیده است. نه خیابانی به نام او نام­گذاری شده و نه سریال و برنامه­ای درمورد فضایل او ساخته شده است؛ اما یاد آیت الله غلام­حسین جمی در تاریخ زرین مقاومت مردم ایران به عنوان یک قهرمان ملی برای همیشه جاوید و ماندگار باقی خواهد ماند. این مصیبت را به رزمندگان و مردم آبادان و خانواده­اش تسلیت می­گویم.


کلمات کلیدی:
 
گزارش تصویری .تشیع در ابادان
ساعت ٩:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

کلمات کلیدی: عکس
 
پرکشید و رفت.فتو وبلاگ آبادان
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  

یا ایتها النفس المطمئنه
ارجعی الی ربک راضیة مرضیة
فادخلی فی عبادی
وادخلی جنتی


کلمات کلیدی: عکس
 
جمی مردی برای خدا.محسن کاظمی
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  

.. یک پدر، یک روحانی، یک عالم، یک مبارز، یک رزمنده، امام جمعه ...نه! او یک مرد بود. مردی برای خدا برای اعتقادش و به هرآنچه که باور داشت، برای حضرت امام و به راهش، برای مردمش و به سرزمین مادری‌اش، برای آبادان و به روزهای پایداریش.

مردی که در امتحان بزرگ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مردانه و سرافراز از آن بیرون آمد. مردی که به واسطه سالها تلاش و مبارزه در جریان انقلاب و بعد ایستادگی و پایداری در برابر دشمن بعثی زبون هماره در قلبهای نه تنها مردم سرزمین آبادان بلکه یکایک فرزندان ایران باقی خواهد ماند. آبادان امروز به خود می‌بالد که روزی روزگاری نفس جمی در آن جاری بود. آبادان شهر عشق و خون و شهر مهر و جنون امروز به پاس حماسة رادمردی و ایستادگی پیرمردی روحانی و کهن‌سال و نحیف‌الجثه بر فراز بلندای تاریخ ایران ایستاده است.

قصه آبادان قصه هزار و یک شبی است که راوی آن صورت تکیده و رنج‌کشیده‌ای داشت که در روزهای سیاهی و تباهی رژیم شاهنشاهی علم مبارزه را در خوزستان به شانه‌ می‌کشید، با سخنرانی‌ها و خطابه‌های تند و آتشین دلهای جوانان را به دنبال خود می‌کشید و گرم می‌کرد. خطرناکترین عنصر در خطه جنوب برای ساواک جمی بود.  جوانان از او تأثیر می‌گرفتند کسانی که در برابر دژخیم ایستادند و پالایشگاه نفت آبادان را به اعتصاب کشاندند و به تبع آن اعتصاب سراسری نفت آبادان را رقم زدند, همه و همه زیر نظر جمی فعالیت می کردند.

. ...جمی نماینده واثق امام در آبادان است از این رو هر آنچه را که قبل از آغاز تهاجم می‌بیند به مسئولین هشدار می‌دهد. همین هوشیاری اوست که سبب می‌شود در پیام نوروزی 59 شش ماه قبل از شروع جنگ خطر صدام را برای مردم عراق گوشزد ‌کند. از شواهد و قرائن پیداست که روز حادثه نزدیک است جمی خود را آماده کارزار می‌کند. به گاه سخت حادثه پشتیبانی است سترگ  برای حماسه. جمی محور می‌شود، مردان شهر  برای مقاومت می‌مانند چرا که جمی مانده است . نظامیان ارتشی و سپاهی و بسیج حول محور جمی گردهم می‌آیند و وحدتی بی‌مثال شکل می‌گیرد برای خرد کردن دشمن. همگی چشم به دهان جمی دوخته‌اند تا انجام دهند که هر آنچه که او صلاح می‌داند چرا که  او نماینده امام است, حضور جمی در آن شهر ماتم‌زده حضور امام را در قلبها زنده نگاه می‌دارد و نمی‌گذارد که غم واندوه تاخت وتاز کند و نفس‌ها را به شماره اندازد. روحانی نحیف و لاغر از صبح پاشنه‌های کفش کتانی را بر می‌کشد تمام خاکریزها و سنگرها و پاسگاهها را سرکشی می‌کند، در تمام جلسات شهری و نظامی شرکت دارد و با هوشمندی و ذکاوت نظر می‌دهد، نظراتی کارساز.

شریعه را بسته‌اند؛ شهر تشنه است و گرسنه ... جمی از امام اجازه می‌گیرد تا در دکانها و انبارها باز شود و پس از صورت برداری از اجناس  به قدر کفایت و سرجوع از آن استفاده گردد.

مادری هروله‌کنان بین صفا و مروه برای کودکش چشمه‌ای می‌جوید؛ ابراهیم این‌جاست! جمی کودک را به آغوش می‌کشد لبان تشنه وخشک و ترک خورده کودک را می‌بوسد، زمزمی می‌جوشد، کودک سیراب می‌شود، برای همیشه، دیگر آبادان تشنه نیست.

تصمیم با همه است. فرزندان گرداگرد پدر جمع می‌شوند هم‌قسم می‌شوند تا جان در بدن دارند برای حفاظت از سرزمین مادری خون از چشم بگیرند جمی پیشانی یک‌یک فرزندان را می‌بوسد، اشک در چشمان حلقه زده است اما خجل از جاری ‌شدن. دقایقی همه در آغوش پدر آرام می‌گیرند تا که آرامش از دشمن بگیرند.

خمپاره‌ای وسط حیاط خانه فرود می‌آید، اما جمی که در رکوع نماز شب است پلک به هم نمی‌‌زند همراهان به حیاط می‌دوند در خانه از جاکنده شده است جمی سلام نماز را می‌گوید و همه را  به صبر و بردباری می‌خواند، آماده می‌شود تا سری به ایستگاه 7 بزند.

زخمی‌ها را به بیمارستان اپیدی و طالقانی می‌رسانند. پیکر شهدا نباید بر زمین بمانند، یعنی گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد اجازه نمی‌دهد که بمانند. جمی لاغر است و به راحتی در کناره قبر می‌ایستد دستش را از زیر سر رزمنده شهید بیرون می‌کشد و گونه او را در خاک می‌خواباند؛ گوئی فرزندش را می‌خواباند، لالائی می خواند برای  آرامش ابدی... امروز چند نفر شهید شده‌اند؟ گورکن قبرستان جواب می‌دهد. جمی آمار شهدا را از گورستان به دست می‌آورد.

از دفتر حصرت امام زنگ می‌زنند، آخرین وضعیت را می پرسند. حداقل روزی یک بار با جمی در تماس هستند. حالا معلوم است که یکی از راههای کسب اخبار از جبهه‌های جنگ برای حضرت امام جمی بوده است.

شیرزنی دستش را در مقابل خودروی جمی بالا می‌برد. خودرو می‌ایستد جمی به آرامی خود را به بیرون می‌کشد و می‌شنود: «شوهرم، دو دخترم، یک پسرم شهید شده‌اند، فقط یک پسر مانده که او هم در کنار رزمندگان در ایستگاه 12 است. خانه و زندگی‌ام با خاک یکسان شده است، یک مرغداری هم داشتم که آن هم از بین رفت ولی این جا را ترک نخواهم کرد»

خودرو حرکت می‌کند و جمی ایمان دارد که چنین مردمانی را هیچ قدرتی نمی‌تواند بشکند ساعتی پیش می‌گفتند جمی در فرمانداری است، اما الان صدایش از رادیو نفت ملی آبادان پخش می‌شود. حسین می‌گفت بچه‌های پالایشگاه  تا ساعتی دیگر با او جلسه دارند. بچه‌های سپاه را بگو که پس از حمله هوایی دیشب آب گودال حاصل از افتادن بمب را خالی می کنند که دستی شانه‌های‌شان را صفا داد. امروز دوشنبه است و درس احکام و اخلاق برقرار، گویی که نه جنگی است و نه محاصره‌ای جمی از برادری و مدینه فاضله‌ای می‌گوید که در آن اخلاق اسلامی حاکم است.

اوضاع سیاسی ـ اقتصادی لهستان به هم ریخته است، «اتحادیه همبستگی» تشکیلات سیاسی و رقیب حزب کمونیست لهستان این حزب را به باد تند انتقاد گرفته و سیاستهای اقتصادی وابسته به شوروی آن را  به زیر سئوال برده است اعتصاب سراسر این کشور کمونیستی را فرا گرفته است، برخی مقامات حزب استعفا داده‌اند... جمی در حالی که گوشش را به رادیو چسبانده و گوش به گوینده خبر رادیو بی‌‌بی‌سی می‌دهد سری تکان می‌دهد. این کار هر شب اوست و تمام رادیوهای خارجی را که صدایشان با پارازیتهای زیاد قابل شنیدن است می‌شنود تا بداند که تا دنیا در چه وضعی است و ما در کجای جهان ایستاده‌ایم، و چه بر سر مردمان دنیا می‌گذرد. از جنگ تحمیلی چه گویند و چه می‌دانند...

امروز چقدر گرم است به حد طاقت فرسا. جمی تعمیرکاری را صدا کرده و نشانی به دستش می‌دهد. تا برود و کولر خانه پیرزنی را تعمیر کند. زنی که تنها زندگی می‌کند و دستیاری برای این قبیل کارها ندارد.

روز 13 آبان است و باید به مناسبت اولین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی پیامی به رزمندگان و مردم آبادان از رادیو نفت ملی بدهد... بعد  بلافاصله به ستاد پشتیبانی جنگ حرکت می‌کنند. این جسم تکه تکه شده از آن کیست؟ جمی لحظه‌ای خیره می‌ماند، فقط لحظه‌ای!  آنگاه فریاد می‌زند سریع جنازه را جمع کنید عبدالرسول من با  دیگران فرقی نمی‌کند. برادرش را می‌گوید. مگر می‌شود؟!  او هیچ خم به ابرو نیاورد پله‌های ستاد را بالا رفت، شرکت‌کنندگان در جلسه شوک زد‌ه‌اند و در شگفت؛ یعنی حس و عاطفه در جمی مرده است؟! جمی به منزل باز می‌گردد در حالی که یک دستش خونی به خون برادر است  با دست دیگرش که  عبایش را گرفته در را باز می کند, فرزندان در می‌یابند که چه روی داده است جمی می‌گوید «عمویتان شهید شد» همین!

 در فرصتی که دست می‌دهد به دور از چشم همه,  جمی به منزل برادرش که اکنون خالی از سکنه است سر می‌زند، نمازی می‌خواند، خاطرات خود و برادرش در مقابل چشمانش رژه می‌روند.بغضش می‌ترکد و اشکهایش جاری می‌شود شانه‌هایش به شدت تکان می‌خورد. نه! حس و عاطفه او نمرده است بلکه جوانمردی و مردی در او بیشتر زنده است, می‌داند که هر کنش او واکنشی بیشتر در میان یاران دارد. معلوم است که به گاه  شهادت برادر, جمی از درون خورد می‌شود ولی به ظاهر نشان نمی‌دهد تا مبادا این شکستن  در میان صحابی ابعاد یابد و دشمن شاد شود.

«نماز امروز مسجد قدس» جمله‌ای است که دهان به دهان سینه به سینه و به صورت تلفنی و خبر حضوری نقل می‌شود. در تمام یک سال محاصره آبادان برای غافلگیری و باخبر نشدن دشمن از محل نماز جمعه، از قبل مشخص نبود که نماز جمعه در کجا (کمیته ارزاق، مسجد قدس، مسجد خاتم، مسجد بهائیها، مسجد نورو ...) برگزار خواهد شد. بیم حمله و بمباران آن  وجود داشت. نماز جمعه شعب آبادان نباید تعطیل بشود. برگزاری خطیر آن فقط و فقط در عهده و توان شانه‌های پیرمرد است. با وجود اوست که چراغ نماز جمعه روشن می‌ماند و در روزهای سخت محاصره و فشار مضاعف دشمن پرفروزان است و نور متصاعد از آن چشم دشمن را کور می‌کند.

 صدام به قدری از اقامه نماز جمعه در شهر گرداگرد فرو رفته در محاصره عصبانی است که از وقوع انقلاب اسلامی در ایران. چنین اقامه نمازی؛ یعنی شهر زنده است، زندگی جریان دارد و صدای آن را بشنوید. پس دشمن مأیوس و قلب امام شاد است. امام  هر هفته و هر هفته منتظر اقامه نماز جمعه آبادان و با وسواس پی گیر اخبار آن و شنیدن صدای جمی است. نماز جمعه آبادان همان قدر مهم است که نماز جمعه تهران. اصلاً نماز دشمن‌شکن یعنی همین.

سلاح ژ- ث فقط 20 سانت کوتاهتر از جمی است اما همین مرد ضعیف‌الجثه با خطبه‌های آتشین، محکم و قدرتمندش شرر به جان دشمن می‌اندازد. تمام استخوانهای دشمن با صفیر خطبه‌های آبادان به لرزه در می‌آید.

مأمومین چون انگشتر عقیقی جمی را در میان می‌گیرند. بچه‌های رادیو نفت ملی هنوز کابلها و میکروفون را جا به جا می‌کنند. جمی آغاز به سخن می‌کند. می‌خروشد، می‌غرد و آبادان را همچنان پایدار و استوار و زنده و دشمن را خار و زبون می‌خواند. صدام را عفلقی خطاب می‌کند تا تاریخ گذشته‌اش را به یاد آورد و اینکه کیست و در کجای تاریخ ایستاده است. جلاله‌الملک (شاه سلطان حسین) را ملامت می‌کند که چطور به امت اسلام خیانت می‌کند، در نمازهای قبلی نیز با او به عتاب سخن گفته بود.

 الله اکبر... به جلال و جبروتی که در ذهن ما به تصویر نیاید، به بزرگی زمانه‌ای که با اصابت گلوله توپ سقف مسجد بر سر جمی فرو ریخت اما او را  سالم از زیر خروارها خاک و آوار بیرون کشیدند بدون اینکه حتی خراش و  زخمی کوچک برداشته باشد. جمی زنده است چون آبادان زنده است آبادان زنده است  چون جمی زنده است.

 جمی در فکر است؛  شب عید است و ما هنوز اینجا تنها و غریب در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح ایستاده‌ایم باید شرح تمامی این روزها را بنویسم، من مسئول هستم و باید مراقب اوضاع باشم باید هر آنچه را می‌بینم، می‌شنوم و مواجه می‌شوم بنویسم تا آیندگان بدانند که در این سرزمین چه گذشت. همه که نمی‌توانند به اینجا بیایند، اما همه حق دارند که بدانند روزی روزگاری در این خطه چه گذشت؛ پس می نویسد: « 01/01/1360، اول فروردین و آغاز سال نو، روز نوروز. سالهای گذشته از ده روز قبل از عید تا سیزده فروردین، خوزستان شاهد هجوم مسافران نوروزی و مسائل مربوط به این مسافران بود. مسئله مهم برای آبادان در سالهای گذشته دراین روزها، مسئله اسکان مسافران نوروزی بود. مسافرخانه‌ها و مدارس مملو از جمعیت می‌شد اغلب منازل پر بود اما امسال جای مسافران نوروزی خالی است. نمی‌دانم چرا نیامده‌اند. که امسال از حیث مسکن هیچ مضیقه‌ای نیست. یک شهر دربست در اختیارشان قرار می‌گرفت. منزلهای اعیان و اشراف شهر و منازل زیبا و دل‌انگیز بریم و بوارده همه اینها خالی که حتی پرندگان نیز دیگر آنجا پروبالی نمی‌‌زنند. نغمه‌های خمسه خمسه و خمپاره و کاتیوشا و ژث و کلاشینکف و تشعشع گلوله‌های ضدهوایی و برق توپها، همه اینها دیدنی است. چرا این عزیزان به تماشا نیامده‌اند...»

رزمندگان و فرماندهان هرچه اصرار می‌کنند که روز حادثه نزدیک است فقط برای مدتی کوتاه شهر را ترک کند. نمی‌پذیرد می‌گوید:‌ «حتی یک ساعت! اینجا خانه من است» پس با وجود پرصلابت اوست که در پنجم مهر 1360 عملیات ثامن‌الائمه با رمز «نصرمن‌الله و فتح قریب» آغاز می‌شود. فردای پیروزی جمی می‌نویسد: «جز فکر پیروزی بزرگ و شکست تاریخی ارتش عراق در جبهه آبادان چیز دیگری در ذهن نیست»

 جمی رفت و به ملکوت اعلی پیوست، اما یادداشتهای جنگ او در دست ماست. وقتی که برای یافتن پاسخ پاره‌ای سئوالات برای اولین بار به نزدش رفتم  او را خسته و رنجور دیدم اما متلألی و درخشان. چنان صافی و زلالی در چهره این مرد موج می‌زد که دوست داشتم فقط ساعتها نگاهش کنم.  او «حاصل عمرش» را به دست من سپرده بود او گفت که یادداشتهایش را از جنگ نوشت تا بماند برای آیندگان, تا تذکری باشد برای مردم.

گرچه او دیگر در میان ما نیست اما همواره یاد دلاوریها و خاطره پایمردیهایش برای همیشه در قلب و ذهن ما و تمامی فرزندان ایران اسلامی باقی خواهد ماند.

او رفت و تن رنجور و خسته‌اش را از همه سختیها و مشقات زندگی رها ساخت خداوند سبحان درجات او را متعالی و در کنار ائمه اطهار محشورش فرماید.

محسن کاظمی

8  دی


کلمات کلیدی:
 
آیت الله جنتی درگذشت حجت الاسلام والمسلمین جمی را تسلیت گفت
ساعت ۸:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  

آیت الله "احمد جنتی" دبیر شورای نگهبان با صدور پیامی، درگذشت حجت الاسلام والمسلمین "غلامحسین جمی" امام جمعه پیشین آبادان راتسلیت گفت.
در این پیام که یک نسخه آن به دفتر ایرنا ارسال شد آمده است: رحلت عالم مجاهد حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج غلامحسین جمی (رضوان الله علیه ) موجب تاثر و تالم فروان گردید.
در بخش دیگری از این پیام آمده است: رحلت غم انگیز برادر مجاهد مخلص حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای جمی را به عموم مجاهدان بالاخص مردم شریف آبادان و بیت محترم ایشان تسلیت عرض نموده و از خدا می خواهم که روح ایشان را با شهدای کربلا محشور فرماید.


کلمات کلیدی: پیامها و اطلائیه ها
 
گزارش تصویری/ مجلس یادبود آیت‌الله جمی
ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  
دری نجف‌آبادی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا خاتمی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا دری نجف‌آبادی و کروبی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا
ناطق نوری در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا زنگنه و نوری در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا خاتمی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا
محتشمی‌پور و نبوی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا موسوی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا راستی کاشانی،محتشمی‌پور و شمخانی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا
ذوالقدر و سعیدی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا انصاری،موسوی‌خوئینی‌ها و عرب‌سرخی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا
فلاحیان و راستی کاشانی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا موسوی لاری در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا فلاحیان،دری‌نجف‌آبادی و کروبی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا
فلاحیان و کروبی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا دری نجف‌آبادی در مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا مجلس یادبود آیت‌الله جمی /سامان اقوامی-ایسنا

کلمات کلیدی: تهران مراسم
 
مراسم یادبود آیت‌الله جمی در تهران برگزار شد
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  

خبرگزاری فارس: مراسم یادبود آیت‌الله جمی با حضور شخصیت های سیاسی و نظامی و خانواده شهدا، در تهران برگزار شد.


به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، مجلس یادبود حضرت آیت‌الله جمی نماینده امام(ره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) و امام جمعه ‌آبادان در سال‌های دفاع مقدس و نماینده مردم خوزستان در اولین دوره مجلس خبرگان رهبری، امروز با حضور همرزمان وی و خانواده‌های معظم شاهد و ایثارگر و امیر دریابان علی شمخانی رئیس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی و عضو شورای راهبردی روابط خارجی، حجت الاسلام کروبی دبیرکل حزب اعتماد ملی، محمد خاتمی رئیس بنیاد باران، محمدباقر ذوالقدر معاونت بسیج ستادکل نیروهای مسلح و حجت الاسلام علوی نماینده ولی فقیه در ارتش در مسجد ولی عصر (عج) (خوزستانی‌های مقیم مرکز) برگزار شد.
در این مراسم برخی از همرزمان آیت‌الله جمی در ایام دفاع مقدس به بیان خاطرات خود از وی پرداختند


کلمات کلیدی: تهران مراسم
 
پیام تسلیت حضرت آیت الله العظمی صانعی (مدظله العالی) به مناسبت درگذشت حضرت آیت
ساعت ۸:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٥  

بسمه تعالی
« إذا مات المؤمن الفقیه ثلم فی الاسلام ثُلمة لایسدّها شئ»

 حضرت آیت الله غلامحسین جمی با دلی مالامال از عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) و امام و مقتدای خویش حضرت روح الله (سلام الله علیه) و پس از عمری خدمت خالصانه به انقلاب و نظام مقدّس جمهوری اسلامی، در جوار رحمت و رضوان الهی آرامش یافت.


ایشان در طیّ سالیان مبارزه و دوران دفاع مقدّس، از جمله یاران شجاع، پرتلاش و مورد عنایت خاصّ امام (سلام الله علیه) بود و حقیقتاً به عنوان مظهر استقامت و پایداری، برگ زرّینی است بر افتخار آفرینی عالمان راستین و آزاده به دین و مکتب.


این جانب ضایعة تأسّف انگیز رحلت این فقیه مؤمن و مجاهد خستگی ناپذیر را به محضر حضرت بقیّه الله الاعظم (ارواح العالمین له الفداء)، بیت مکرّم، مردم غیور و شجاع خوزستان خصوصاً مردم مقاوم و قهرمان آبادان تسلیت عرض نموده و از خداوند رحمان مسئلت می نمایم که روح بلند این مجاهد و عالم وارسته را در جوار رحمت بی انتهای خویش مسکن و مأوا بخشد.

 

 

 

قم المقدسه-یوسف صانعی
8/10/1387مصادف با
29ذی الحجه الحرام1429


 
از سوی بنیاد شهید و امورایثارگران،
ساعت ٥:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  
از سوی بنیاد شهید و امورایثارگران،
مراسم بزرگداشت «آیت الله جمی» برگزار می شود
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: مراسم بزرگداشت آیت الله «غلامحسین جمی»، نماینده امام (ره) و امام جمعه فقید آبادان در سال های دفاع مقدس، به همت بنیاد شهید و امورایثارگران برگزار می شود.
به گزارش روز شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" این مراسم فردا (یکشنبه پانزدهم آذرماه) ساعت 14:30 تا 16:30 در مسجد حضرت ولی عصر(عج) برگزار می شود.
حاج شیخ غلامحسین جمی که چندی پیش بر اثر عارضه مغزی درگذشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم حضرت امام خمینی (ره) به عنوان نخستین امام جمعه آبادان معرفی شد و تا سال 1383 که به علت بیماری دربیمارستان بستری شد، نماینده رهبرمعظم انقلاب اسلامی در آبادان بود.
وی از روحانیان مبارز دوران انقلاب اسلامی در آبادان بود و هدایت مردم آبادان را در مبارزه با رژیم ستمشاهی به عهده داشت.
به گزارش ایسکانیوز به نقل از ایثار، مرحوم جمی در انتقال پیام ها و اعلامیه های حضرت امام از نجف اشرف به آبادان و سپس ارسال آنها به قم، تهران و سایر شهرستان ها بسیار تلاش کرد و بارها به دست ساواک دستگیر، شکنجه و زندانی شد.
مسجد حضرت ولی عصر(عج) در خیابان خالد استانبولی (وزراء سابق)، جنب پارک ساعی واقع است./د/207

کلمات کلیدی:
 
بسم رب الشهدا.علیرضا بختیاری(عکس مراسم تشیع )
ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

سلام

دیروز ابادان حال و هوائی دیگر داشت روز روز وداع با پیری وارسته بود که قلبش مالامال از عشق به این سرزمین و اسلام بود  اوئی که عمر خود را وقف ایران و اسلام کرد ومردم در بدرقه او بعد از انقلاب واقعا بی نظیر و بی مانند بود از همه اقشار آمده بودند بی هیچ انتظاری آری آنان آمده بودند تا از از کسی که همواره در دل غصه آنان را داشت تشکر کنند برای یک عمر مجاهدت آخده بودند تا بگویند قدر شناس انسانهائی هستند که خالصانه و بی ادعا دغدغه آنان رادارند واقعا چه بگویم که مردان خدا حیات و مماتشان هم منشا خیر است کلمات را یارای وصف احساسات مردمی که برای وداع با پدر پیر شهرشان امده بودند قاصر است و من قلمم الکن از بنگاش در آوردتن آنچه که باید بنویسم ونمیتوانم ؛ آخر چگونه و چطور بنویسم از کسی که در زیر آتش و خون نگران فرزندان این دیار  بود در آن هنگام که خیلی از مدعیان فرار را بر قرار ترجیح داده بودند آنروزها و شبهائی که حضورش تسلا بخش دلهای مدافعان شهر بود که با دیدن او جانی تازه میگرفتند و شوق مبارزه با دشمن در دلهایشان شعله ور تر میشد یادش بخیر روزهائی که به محل گردان برای اقامه نماز می آمد و بعد از نماز در گوشه ای تکیه میداد و بدرد دل بچه ها گوش میداد و نمازهای جمعه اش که مثل تیری در دل دشمنان جای میگرفت دشمنی که از شدت حرص و غضب تلافی ناتوانی در هم شکستن مقاومت مدافعان شهر رابر سر زنان و کودکان خالی میکرد و با بمبهائی که غربیان هدیه داده بودند جای جای شهر را هدف قرار میدادند و مردم بی دفاع را طعمه کین  خود میکردند و آنگاه او بود که مرهمی میشد بر زخمها او بود که طنین صدایش در نماز جمعه روح وروانها را توان و قدرتی و دشمنان را هراس و وحشتی صد چندان می بخشید.

اما افسوس و صد افسوس او ما را را رها کرد تا بخدای خود بپیوندد افسوس برای ما است که دیگر وجود او را در میان خود نداریم و خوشحالی و شعف او را که به مقصود و مقصد خود نائل شد ،باشد که همراه شهدا و صالحین محشور گردد.

 

حضور پر شور عشایر عرب زبان چشم گیر بود.

عزای او را کوچک و بزرگی نبود.

غم امام جمعه ابادان حجهّ الاسلام دهدشتی بس افزونتر از همه بود چرا که او سالها با ایشان محشور بود.


کلمات کلیدی: عکس ،گزارش تصویری
 
مراسم یادبود آیت‌الله جمی فردا در تهران برگزار می‌شود
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  
مراسم یادبود آیت‌الله جمی فردا در تهران برگزار می‌شود
مراسم یادبود آیت‌الله غلامحسین جمی امام جمعه فقید آبادان، فردا یکشنبه در تهران برگزار می‌شود.
به گزارش خبرنگار ایرنا، مجلس یادبود آیت‌الله جمی نماینده امام(ره) و مقام معظم رهبری و امام جمعه ‌آبادان در سال‌های دفاع مقدس و نماینده مردم خوزستان در اولین دوره مجلس خبرگان رهبری، فردا یکشنبه 15 آبان از ساعت‌30/14تا‌30/16در مسجد ولیعصر (عج) (خوزستانی‌های مقیم مرکز) واقع در خیابان شهید خالداسلامبولی ، جنب پارک ساعی برگزار می‌شود.
آیت‌الله غلامحسین جمی اوایل دی بر اثر سکته مغزی و مشکلات ریوی و قلبی در بخش ICU بیمارستان امام خمینی(ره) شرکت نفت آبادان بستری شد و شامگاه هفتم دی ماه جان به جان آفرین تسلیم کرد.

کلمات کلیدی:
 
پیام فیروزآبادی به مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی
ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

 

آفتاب: رئیس ستاد کل نیروهای مسلح به مناسبت در گذشت «آیت الله جمی» پیام تسلیتی خطاب به مردم شریف آبادان و خانواده آن فقید سعید ارسال داشت. 

به گزارش سرویس سیاسی آفتاب، در پیام سرلشکر بسیجی دکتر سید حسن فیروزآبادی آمده است: «پرنده جان چهره ماندگار و یادگار هشت سال دفاع مقدس شهید جانباز سرافراز حضرت آیت‌الله غلامحسین جمی که عمر شریف و با برکتش را در دفاع از حریم دیانت و ولایت سپری کرد، از قید تن رنجورش رهید و در جوار قرب الهی آرمید».
 
سرلشکر فیروزآبادی فقدان این عالم و جانباز صبور و رنج کشیده را به مردم شریف و مقاوم خطه آبادان به خصوص خانواده ایشان تسلیت عرض نموده و از درگاه خداوند سبحان علو درجات و رحمت واسعه الهی و همنشینی با سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) را برای آن فقید سعید مسئلت نموده‌است. 


کلمات کلیدی:
 
پایگاه مردمی آیت الله جمی.نویسنده: عبدالحسین مقتدایی
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

اگر بخواهم درباره ویژگی های مرحوم آیت الله جمی سخن بگویم حرف های بسیاری وجود دارد؛ ولی مهم تر از همه پایگاه مردمی ایشان است. آیت الله جمی چه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره از موقعیت خاصی در میان مردم جنوب کشور برخوردار بود، ویژگی ای که شاید کمتر دیگر روحانیون از آن برخوردار باشند. آیت الله جمی با مردم همراه و همدل بود و همواره ثبات قدم، روش و منش ایشان در قبل و بعد از انقلاب اسلامی ثابت بود و هیچ گاه در موقعیت و جایگاه ایشان و خانواده و اطرافیان شان تغییر خاصی روی نداد و همین امر موجب اعتماد مردم نسبت به ایشان شد، زیرا روش و منش زندگی روحانیون ازجمله مسائلی است که همواره مردم بدان توجه دارند. اما هیچ کس نقش مرحوم آیت الله جمی را در دوران جنگ تحمیلی فراموش نخواهد کرد. در دوران جنگ حضور ایشان پشتوانه ای برای مردم بود. آیت الله جمی در دوران جنگ نه تنها در ارتباط با رزمنده ها بود بلکه با تصمیم گیران اصلی و حتی خود حضرت امام به صورت مستمر در ارتباط بودند و همراهی ایشان موجب دلگرمی تمام رزمنده ها می شد. از زمانی که بنده مرحوم آیت الله جمی را می شناسم همواره در عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی حضور داشتند. ایشان فردی شجاع و مبارز بود و هر وقت که اراده می کرد حرفش را می زد و در هر جا که لازم بود تذکر می داد. مرحوم آیت الله جمی در دوران مبارزات انقلابی همواره موضع محکمی داشت و محور مبارزات بود. مسجد آیت الله جمی همواره کانون فعالیت های سیاسی و اجتماعی بود. مرحوم آیت الله جمی رهبری شجاع در آبادان بود. ایشان همواره در نمازجمعه شرکت می کرد و نقطه نظرات خود را درباره مشکلات مردم آبادان به گوش مسوولان می رساند. در نهایت این را بگویم که اهمیت جایگاه ایشان به حدی است که هرگاه مسوولان به استان می آمدند همواره به دیدار ایشان می رفتند تا نقطه نظرات ایشان را دریافت کنند.


کلمات کلیدی:
 
پایداری ماندگار.نویسنده: علی شمخانی
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  


من ترجیح می دهم شخصیت زمان جنگ آقای جمی را در یک جمله بیان کنم. آقای جمی یعنی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی ترین نقطه ایران. آقای جمی در حقیقت در این جمله، در زمان جنگ و بالاخص در زمان محاصره آبادان، قابل خلاصه شدن است.
    آتش تهیه در عملیات رزمی در دو زمان به کار گرفته می شود؛ یک زمان به هنگام آفند است، یعنی نیروی مهاجم اگر بخواهد اصل غافلگیری را رعایت نکند، آتش تهیه را به کار می برد. یک زمان هم وقتی است که عملیاتی لو برود، طرفی که آفند و عملیات روی او صورت می گیرد، آتش تهیه ای را برای تجمع نیرویی که قصد تهاجم به او را دارد، به کار می گیرد، ولی آقای جمی آتش تهیه از نوع سوم بود. او آتش تهیه پایداری و مقاومت در صحنه آبادان یا جنوبی ترین نقطه جبهه ایران بود که دائما در میان فرماندهان ستاد عملیات و مسجد قدس و مناطق عمومی آبادان تردد داشت و هر هفته هم موضع پرقدرت خویش را اعلام می کرد.
     یکی از ابزارهای کارآمد این آتش تهیه، نمازجمعه بود و پایداری وی در تداوم برگزاری آن که هم آبادانی ها را حول محور ایشان استوار و پابرجا نگه می داشت و هم ایرانی ها را نسبت به این موضوع که هنوز آبادان در اختیار ما است، دلگرم می کرد و شاید بعد از نمازجمعه تهران، بیشترین مخاطب را در میان نمازجمعه های ایران داشت.
    حضرت امام به برگزاری نمازجمعه در آبادان حساسیت زیادی داشتند و هنگامی که آقای جمی مدتی به دلایلی از آبادان خارج شده بود، از ایشان پرسیده بودند <چرا نمازجمعه را برگزار نمی کنید؟> البته امام جمعه موقت آنجا، آقای طرفی که یک روحانی عرب و انسان بسیار خوبی بود، نماز را برگزار می کرد.
    موقعی که نمازجمعه برگزار می شد، مردم عراق می فهمیدند که هنوز آبادانی ها هستند، لذا هم آبادان، هم ایران و هم دشمن، شنونده این نمازجمعه ها بودند و در حقیقت این نمازجمعه ها، میزان الحراره مقاومت و پایداری بودند.
    آقای جمی با توجه به اینکه در آن زمان سنشان بالاتر از سن یک رزمنده بود، می توانست مثل خیلی ها در آبادان حضور مستمر نداشته باشد، ولی نه سنش و نه کسالت جسمی اش مانع از حضورش نشد، مضافا بر اینکه برادرها و پسرهایش هم در آبادان بودند و این حضور در جهت تامین یک عقبه روانی محکم برای رزمندگان، نقش بسیار مثبتی را ایفا کرد.
    انتقال اخبار جبهه در زمان جنگ، شکل های متفاوتی داشت. یکی سیستم کلاسیک و سنتی بود و دیگری سیستم غیرسنتی و غیرکلاسیک که جمع این 2 سیستم می توانست مسوولان را در تهران به سمت یک تصمیم گیری درست هدایت کند، لذا گزارش های روزانه نوبه ای از اوضاع خودی و دشمن، همواره برای نیروهای مسلح ارسال می شد، ولی این گزارش ها به دلیل ساختار اداری کشورمان، برای تصمیم گیری درست و در عین حال سریع، کافی نبودند. آقای جمی، هم با ارتباطاتی که با آقای موسوی، امام جماعت مسجد جامع خرمشهر داشت و هم با توجه به ارتباط با مردم و با نیروهای مسلح و هم سکونت دائمی در آبادان و حضور کامل یعنی شنیدن صدای غرش توپ ها و شلیک موشک ها و مشاهده آتش سوزی پالایشگاه آبادان و با استفاده از دو رشته تماس تلفنی؛ یکی مستقیم به دفتر امام در تهران و یکی هم به دفتر امام در قم و به آقای شرعی، وضعیت جبهه ها را به درستی، اما با بیان غیرکلاسیک منتقل می کرد و این برای تحریک حساسیت ها کافی بود و یا حداقل تواتر خبر نسبت به اوضاع آبادان و خرمشهر را در پی داشت و می دانید که یکی از اصول تصمیم گیری روحانیت، تواتر خبر است و حضور ایشان در این زمینه هم بسیار مثثر بود، لذا آقای جمی در انتقال صحیح اخبار و اخبار صحیح، نقش مکمل داشت. نقش دیگر ایشان حفظ و تقویت روحیه مردم بود. او پیوسته به مردم امید می داد و احتمال ظفر و پیروزی را به آنان تزریق می کرد. از سوی دیگر، او عامل انسجام بین نیروهایی بود که در آبادان حضور داشتند. ما در طول جنگ در اوج اختلافات سیاسی بودیم اما واقعیت این است که این اختلافات در آبادان یا در خطوط مقدم، کمتر به چشم می خورد. در آبادان یکی از علل عدم بروز اختلافات، نوع نگاه آقای جمی به مسائل و نقش وحدت بخش ایشان و موعظه ها و سخنرانی هایش بود. این سه مجموعه را که کنار هم قرار دهیم، می شود گفت که آقای جمی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی ترین نقطه جنگ بود. در طول ایام دفاع مقدس و محاصره، نبرد ذوالفقاری و عملیات های تهاجمی که جمهوری اسلامی ایران در کربلای 5 و مخصوصا در والفجر 8 که در منطقه عمومی آبادان انجام داد، ضرورت اطلاع رسانی به ایشان و نقش فعال شان را در تبیین شرایط به گونه ای که بحث غافلگیری در عملیات محفوظ بماند، ایجاب می کرد و قطعا آقای جمی در این موضوع نیز نقش برجسته ای را ایفا کرد.


کلمات کلیدی:
 
و کاری بیش از حد انتظار کرد...نویسنده: اکبر هاشمی رفسنجانی
ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  




شخصیت مرحوم آقای جمی بیشتر در دوران جنگ و زمانی که آبادان به آن شکل در معرض خطر قرار گرفت، جلوه کرد. قبلاهمه علمای منطقه، فعال بودند و ما تفاوت زیادی را بین آنها نمی دیدیم. البته آقای قائمی از لحاظ مدیریت، بزرگ تر آنجا بودند. سایر آقایان را هم نمی توانم رتبه گذاری کنم که به فعالیت های کدام یک می توان بیشتر بها داد. ما از مجموعه شان راضی بودیم و اینها هر وقت به قم می آمدند، از سوی نیروهای موثر حوزه مورد تکریم قرار می گرفتند. اولین باری که شخصیت آقای جمی برجسته شد، در همان مقطع بود. اعتصاب شرکت نفت در سراسر خوزستان و به ویژه پالایشگاه عظیم آبادان که بخش اعظم سوخت کشور از آنجا تامین می شد، در پیروزی انقلاب تاثیر بارزی گذاشت. من هر وقت که درباره عوامل موثر و تسریع کننده پیروزی انقلاب فکر می کنم، نمره بالایی به آبادان و کارکنان شرکت نفت می دهم، چون رژیم بقیه چیزها را به یک نحوی تحمل می کرد، ولی مشکل صادارت نفت و سوخت که پیش آمد، تحمل رژیم تمام شد و لذا به روحانیت و به امام متوسل شد. در حالی که ما با آنها در حال مبارزه بودیم و شعار سقوط آنها را می دادیم اما سران رژیم به قدری مستاصل شدند که به امام و روحانیت متوسل شدند و همین، نشانه اهمیت نفت و نقش آبادان است و این نقش را هم تا به آخر حفظ کردند. من که همراه گروه اعزامی از سوی امام به آبادان رفتم، باز همان ارتباط های سابق را با علما داشتم اما آقای جمی را در آن مقطع خیلی جدی تر و فعال تر یافتم. قبلاضرورتی برای شاخص شدن ایشان پیش نیامده بود ولی این مرحله، مقطع خطرناکی بود و رژیم پیوسته از سوی مردم و مبارزان در معرض تهدید بود و افراد شاخص، قطعا نشان می شدند که بعدا از آنها انتقام گرفته شود. من در آنجا از بروز شخصیت آقای جمی به عنوان یک مجاهد مبارز، بیشتر مطلع شدم. قبل از رفتن ما به آبادان، آقای حبیبی به آنجا رفته و با ادبیات جبهه ملی و لیبرالی با آنها صحبت کرده بود و کارگر ها ترسیده بودند که این هیات می خواهد برود و اعتصاب را بشکند. کار دشوار شده بود و ما با یک پیشداوری غلط مواجه بودیم و بسیار مهم بود که چه کسی زمینه شکستن این تفکر را در کارگران ایجاد کند. یکی از مراحلی که آقای جمی در آن نقش بارزی داشتند، این بود که با نفوذی که در کارگران داشتند، زمینه یک گردهمایی بسیار باشکوه و خوب را در پالایشگاه فراهم آوردند. ما در آن مقطع، کمتر می توانستیم در جاهای گوناگون، به خصوص پالایشگاه، چنین گردهمایی هایی داشته باشیم. تظاهرات بود و همه جا در خطر بود. البته در آنجا از طرف رژیم تهدید نمی شدیم، چون با برنامه رفته بودیم و آنها به ما نیاز داشتند، ولی جلسه بسیار باشکوهی بود و با صحبتی هم که من کردم، همه نگرانی های نیروهای مبارز رفع شد و متوجه شدند که برنامه به آن شکلی که دیگران القا کرده بودند، نیست و ما در مسیر مبارزه، جدی هستیم.
    باید در تاریخ نقش مهمی برای ایشان ثبت شود و البته برای ثبت این نقش باید وارد جزئیات شویم و موردی بررسی کنیم که ایشان در کدام مرحله چه گفته اند و چگونه عمل کرده اند و این دیگر کار خود شماست که به شکلی میدانی وارد عمل شوید، ولی آنچه که ما شاهد بودیم این بود که ما در سراسر کشور برای ادامه مبارزات و حفظ انقلاب، به روحانیت و نیروهای متدینی که در اطراف آنها بودند، اتکا داشتیم، چون پایگاه مبارزه هم همان ها بودند. جبهه ملی ها و چپی ها و التقاطی ها و توده ای ها هم بودند، ولی آنها خیلی رونق نداشتند. نیروی اصلی مبارزه، مردم بودند و محور آن هم روحانیت بود.


کلمات کلیدی:
 
آیت الله جمی، اسطوره مقاومت.نویسنده: محمد رشیدیان
ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

مرحوم حضرت آیت الله جمی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نقش بسیار مهمی را در مبارزات ایفا می کردند. در زمانی که مرحوم حاج آقا مصطفی به شهادت رسیدند ایشان به صورت جدی به مبارزه پرداخت و در راه منویات و مبارزات امام خمینی(ره) حرکت کرد. ایشان در زمانی که حتی بردن نام امام(ره) ممنوع بود هنگام شهادت حاج آقا مصطفی حدود سه ساعت درباره شخصیت حضرت امام(ره) سخنرانی کرد. ایشان در مبارزه همیشه پیشقدم بود. یادم هست در سال 1341 بود که حضرت امام(ره) به روحانیون دستور دادند که هر هفته جمعه جلسات عمومی و روزهای شنبه و پنجشنبه جلسات خصوصی برگزار کنند که در این راستا آیت الله جمی پیشقدم بود. حتی در زمانی که حضرت امام(ره) را دستگیر یا در زمانی که ایشان را تبعید کردند، حضرت آیت الله جمی اولین روحانی ای بود که در فضایی که حتی بردن نام امام جرم محسوب می شد و با کسانی که رساله امام(ره) را داشتند برخورد می شد، برای جمع آوری امضا از علما در حمایت و پشتیبانی از حضرت امام پیشقدم شد. ایشان سال ها زندان و شکنجه را تحمل کرد، می توان از او به عنوان اسطوره مقاومت و شجاعت نام برد و کسانی که آن سال ها در زندان بودند و تحت شکنجه قرار گرفته اند در مقابل ایشان سر تعظیم فرود می آورند. در دوران جنگ نیز بسیاری از علمای ایران پشت سر ایشان قرار داشتند. در زمان جنگ تحمیلی دشمن می خواست که آبادان سقوط کند تا از این طریق دیگر شهرهای ایران را نیز تصرف کند ولی آیت الله جمی سنگرها را حفظ کرد. درواقع می توان گفت که مقاومت های ایشان در حفظ سنگر آبادان باعث رسوایی بنی صدر شد. در آن زمان بنی صدر از طرف حضرت امام(ره) فرمانده کل قوا بود که بعدها معلوم شد او با صدام ارتباطاتی داشته است و به حساب همین ارتباطات، صدام همواره شعار می داد < امروز بغداد، فردا تهران> که با مقاومت های افرادی چون آیت الله جمی هرگز در تحقق این شعار موفق نشد. هنگامی که دشمن قصد داشت آبادان را تصرف کند بیش از 120 هزار نفر در آبادان پشت سر آقای جمی ایستادند و شهر را خالی نکردند و همین امر باعث شد تا آبادان سقوط نکند. مرحوم آیت الله جمی با وجود حال و روز نامناسبی که داشت به تمام جبهه ها می رفت و در جمع رزمنده ها حضور می یافت. باید گفت که شور و هیجانی که ایشان در میان مردم آبادان و رزمنده ها به وجود آورده بود باعث شد تا آبادان سقوط نکند و سنگر آبادان حفظ شود. این را فراموش نکنید که بیش از 85 درصد از نفت کشور در خوزستان وجود دارد که اگر آبادان تصرف می شد این منابع نفتی قطع می شد و البته دشمن می توانست با حضور در دیگر شهر نفت خیز 15 درصد نفت باقیمانده را نیز تصرف کند و اگر درآمد نفتی قطع می شد حتی نمی توانستیم خوراک رزمنده ها را تامین کنیم چه برسد به سلاح و مهمات آنها، بنابراین باید بر اهمیت نقش مرحوم آیت الله جمعی در دوران جنگ در آبادان تاکید کنیم. اهمیت جایگاه مرحوم آیت الله جمی به اندازه ای بود که همواره حضرت امام(ره) با ایشان در ارتباط بودند و سخنرانی شان در نمازجمعه را گوش می کردند. مرحوم آیت الله جمی روزی به من گفت: < یک بار حضرت امام(ره) از من پرسیدند که مدتی است صدای شما را نشنیده ام که بنده به ایشان گفتم مدتی مریض بودم و در آبادان نبودم.> امام(ره) همواره خطبه های آیت الله جمی را گوش می کردند و می گفتند از سخنان ایشان قوت قلب می گیرند. البته اهمیت جایگاه مرحوم جمی به اندازه ای بود که بسیاری از علما به آبادان می رفتند تا با ایشان گفت وگو کنند و از ایشان روحیه بگیرند. باتقوایی و ایمان از ویژگی های شخصیتی آیت الله جمی بود. ایشان همواره دیگران را به تقوا و صبر و مقاومت دعوت می کرد و بسیاری از علما از ایشان روحیه مقاومت را درس می گرفتند. مرحوم جمی هیچ گاه به دنبال شهرت نبود ولی باتقوایی و شجاعت و مقاومت ایشان باعث شهرت او شد و مرحوم آیت الله جمی را به عنوان اسطوره مقاومت و شجاعت در میان مردم معرفی کرد. ایشان در هر عرصه ای خط شکن و همواره محور مبارزات و فعالیت در آبادان بود.


کلمات کلیدی:
 
غلامحسین جمی و جنگ و تاریخ آینده ایران.نویسنده: محمدعلی ابطحی
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  





در ایام جنگ تحمیلی پیرمرد کوتاه قدی بود که به دلیل جراحی مغزی در سال 51 نصف صورتش هم کج شده بود. این پیرمرد امام جمعه اسطوره ای آبادان بود. هرکس از ایام جنگ چیزی به یاد داشته است نام پرافتخار غلامحسین جمی را شنیده است. سال گذشته برای او مراسم گرامی داشتی گرفتند. مهم ترین خصوصیت او این است که هیچ وقت در ایام جنگ آبادان را ترک نکرد. هر روز جمعه حتی اگر مجبور می شد با 50 نفر سرباز باقیمانده در شهر جمع شود نمازجمعه را می خواند. این نمازجمعه ها در آن شرایط سخت، خبر اول رادیو و تلویزیون بود و معنای سیاسی اش این بود که آبادان با اینکه محاصره شده و در چند کیلومتری خرمشهر سقوط کرده قرار دارد، همچنان ایستاده است و جزو خاک ایران است. هر هفته خبر نمازجمعه دشمن آب و خاک مان را بدجوری کلافه می کرد. در جریان مراسم تجلیل از او کتابی هدیه کردند که حاوی دستنوشته های آقای جمی در ایام جنگ است. در آن بلبشوی روزهای اولیه جنگ، خرمشهر سقوط کرده بود و اکثریت مردم آبادان به شهرهای دیگر پناه برده بودند. تمام شهر در حال بمباران شدن بود، آب و مواد غذایی نبود، سربازان خسته شده بودند و مرخصی می خواستند، همه عصبی و ناراحت بودند، عده ای خانواده فقیر همچنان در شهر مانده بودند و کسی نمی توانست خرماهای کشاورزان را جمع کند. برای همه این مشکلات، تنها کسی که عنوان امام جمعه داشت و در شهر مانده بود و باید پاسخگو می بود آقای جمی بود. سه ساعتی نتوانستم کتاب خاطرات جمی را به زمین بگذارم. از حوادث عادی ای که بارها نوشته است، اینکه به اتفاق برادر و فرزندش در آن گرمای وحشتناک آبادان که در بسیاری از مواقع جنگ کمتر کسی در آن زندگی می کرد، دنبال یک لیوان آب برای 24 ساعتش می گشته. چندجا نوشته امروز آب پیدا نکردیم، چند تا انار داشتیم به اتفاق مکیدیم تا رفع تشنگی شود. یکی از برنامه های هر روزش هم سر زدن به قبور شهدای آبادان بوده که خاطرات دردناکی از خانواده ها بر سر مزار نقل می کند. او به راحتی می توانست با استفاده از رانت امام جمعه بودن از آبادان بیرون بیاید و از تهران پیام بدهد و از رادیو آنجا پخش کنند، ولی نکرد و یکسره در آبادان ماند. این را خوب است نسل امروز بدانند. در میان روحانیون چنین اسوه هایی هم بوده اند که تا ایران هست بر گردن این آب و خاک حق دارند. آقای جمی آنقدر شجاع و منصف بود که وقتی برای دکتر آغاجری به خاطر سخنرانی اش حکم اعدام صادر شد شجاعانه بیانیه ای داد که آغاجری و خانواده اش را به تدین و اعتقاد دینی می شناسد


کلمات کلیدی:
 
دلیر تنگستانی؛ جمی .نویسنده: منوچهر گودرزی
ساعت ٤:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  






ساعت 11 شب بود که عزیزی از آبادان تلفن کرد و خبر را گفت، هرچند می دانستم آقای جمی حال خوبی ندارد ولی خبر مرگ همیشه ناگوار است، آن هم مرگ کسی که نماد بخشی از گذشته توست و با خاطراتش زندگی می کنی. غم سنگینی بر دلم نشست، با SMS به چند نفری این خبر را دادم، چند دقیقه ای گذشت که همسر برادرم که اصالتا آبادانی است تماس گرفت، صدای بغض آلودش در پشت تلفن، به من جرات گریه کردن می داد ولی خودم را کنترل کردم، او هم نتوانست خیلی صحبت کند و خداحافظی کرد. در تنهایی حزن آلودم، بغضم ترکید. خاطرات گذشته به سرعت در ذهنم می گذشت. پشت کلانتری 5 آبادان، مسجد <جمی>، در روزهای اوج گیری انقلاب وقتی که نیروهای ساواک در مقابل چشمان بهت آلود مردم، عمامه از سرش انداختند و با ضرب وشتم او را بردند و روز بعد از آن واقعه، در خیابان های امیری و احمدآباد شعار می دادیم <حجت الاسلام جمی آزاد باید گردد.>
    خطبه های نمازجمعه ایشان در دانشکده نفت آبادان، روزهای جنگ، خمپاره و گلوله و آتش و حضور ایشان در آبادان، آن روز که برای تشییع پیکر پاک شهیدان جمال گودرزی و حمید قبادی نیا و... برای اجرای وصیت جمال از ایشان نظر خواستیم، روزهای سخت تنهایی و غربت آبادانی ها؛ یک شهر بود و عده ای جوان و روحانی کوتاه قامت ساده زیستی که با حضورش در شهر، پشتوانه روحی جوانان پرشور برای دفاع از شهر بود.
    به سراغ کتاب یادداشت های روزانه جنگ آیت الله جمی رفتم که نوشته بود تا بماند. جمی ساده زیست و خاکی، با یادداشت های روزانه خود که به سادگی تحریر شده عظمت و بزرگی آن روزهای پراضطراب را به زیبایی به تصویر کشیده است. جمی تنگستانی، برای آبادانی ها یک روحانی معمولی نبود، کوله باری از خاطرات، رشادت ها، ایثار و مقاومت و استقامت بود. جمی بعد از جنگ هم خود را بستانکار مردم ندانست و بی منت و بی ادعا به کنج خلوت دل رفت و بی مهری ها را با سکوت پاسخ گفت. آن روز که جمی را روی ویلچر در سالن همایش های صدا و سیما دیدم نیز گریستم، آن روز هم دست خودم نبود، دلم مثل امشب به آبادان رفته بود.
    روحش شاد و یادش جاودانه باد.


کلمات کلیدی:
 
آیت الله جمی عاشق امام (ره) بود.نویسنده: مهدی کروبی
ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

مرحوم آیت الله جمی عاشق امام(ره) بود و اندیشه های ایشان را ترویج می کرد. زندگی آقای جمی توام با صداقت، پاکی، ساده زیستی، مبارزه و مقاومت بوده است و همواره با برپایی نمازجمعه در دوران جنگ تحمیلی در آبادان، به مردم دلداری و امید می داد.
    امام(ره) روی این قضیه توجه داشتند که آقای جمی در آبادان مانده است و نمازجمعه را ادامه می دهد و برای امام(ره) ارزشمند بود و مکررا این مساله را جویا می شد. آقای جمی در راس روحانیونی بود که از امام(ره) زیاد اسم می برد و اندیشه های ایشان را ترویج می کردند. مهم ترین نقطه خوبی یک فرد در صداقت او نهفته است، پاکی، استواری و صداقت همواره از مهم ترین اعمال جمی بود و منافع شخصی را هیچ وقت به منافع مردمی ترجیح نمی داد و هرگز نشد که در برابر فشارها، تغییری در رفتارش حاصل شود.
    انسان ها همواره در برابر موقعیت های مختلف تغییر می کنند، هیچ وقت آقای جمی را ندیده ام که راهش عوض شود، بلکه همیشه در صراط مستقیم انقلاب حرکت می کردند. حوادث دوران مختلف زندگی باعث خستگی آیت الله جمی نمی شد، روحیه اش کاملامقاومت و استواری را نشان می داد و نشانه ای از بزرگی در وی هویدا می شد و با سخنانش باعث دلگرمی به مردم آبادان می شد.
    فرهنگ ایثار و شهادت را حزبی نکنیم، این فرهنگ متعلق به هیچ حزب و جناحی نیست و نباید تصور کرد که فلان جناح در کشور، بیشتر به دنبال اشاعه چنین فرهنگی است و گروه دیگر در حال تخریب کردن این فرهنگ است. همه احزاب به نحوی فرهنگ ایثارگری را ترویج می دهند، ممکن است گروهی در اجرای برنامه ها با گروه دیگری اختلاف سلیقه داشته باشد اما در نهایت احزاب به یک هدف فکر می کنند و آن پیروزی و سربلندی مردم مقاوم ایران اسلامی در تمام عرصه ها است که آرزوی هر مدیر و گروهی است. آنچه مسلم است این است که اگر فداکاری و ازخودگذشتگی رزمندگان نبود، ما الان نمی توانستیم به این راحتی آزادی بیان داشته باشیم.
    آیت الله جمی هم با ماندن در شهر آبادان و تشویق و انگیزه دادن به مردم آنجا و بیان کردن برخی از فرمایشات امام(ره)، نقطه روشنی در تاریخ دفاع مقدس بود که به آن افتخار می کنیم. بزرگ ترین فرهنگی که می توان با آن به ساحل آرامش دست پیدا کرد، فرهنگ ایثار و شهادت است و به همین خاطر است که کشورهایی که چشم طمع به منابع جمهوری اسلامی داشتند، هیچ گاه نتوانستند به اینگونه از اهداف خود دست پیدا کنند؛ چون ما فرهنگی به نام ایثار و شهادت داریم. این فرهنگ، چون برگرفته از قیام امام حسین(ع) است، هیچ گاه به بیراهه نخواهد رفت و ما باید قدردان چنین نعمتی باشیم.


کلمات کلیدی:
 
به یاد آیت الله جمی.نویسنده: نعمت الله سلیمانی
ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  


روح سترگ مبارز خستگی ناپذیر، مجاهد نستوه، عارف ربانی، پیشتاز روحانیت مبارز علیه رژیم ستمشاهی در استان خوزستان و رزمنده جانباز جبهه ها، حضرت آیت الله غلامحسین جمی به رفیق اعلی پیوست. آیت الله غلامحسین جمی را نه تنها مردم خوزستان، بلکه همه ایران اسلامی به خوبی می شناختند و به او ارادت داشتند؛ چراکه فرزندان مبارز و مجاهد جای جای ایران زمین در هشت سال دفاع مقدس، به طور پیوسته به آبادان و خرمشهر آمده و از این عالم ربانی درس اخلاق و مقاومت می گرفته و در کنار رزمندگان آبادان و خرمشهر، با متجاوزان بعثی به مقابله می پرداختند. تصویر زیبا و ماندگاری که مردم از این مرد خدا داشتند این بود که او را می دیدند که در مسجد محقر دشتستانی های محله احمد آباد نماز جماعت را اقامه می کند؛ در مسجد قدس امامت نمازجمعه را در سال های بسیار سخت خون و آتش، برعهده دارد و در زیر بمباران های وحشیانه صدامیان کافر، خطبه های مقاومت سر می دهد و روح ایثار و فداکاری و جانبازی و حمایت از محرومان را در جان شیفتگان جبهه حق، می دمد. هر هفته چند بار به رادیونفت ملی می رود تا خطاب به مردم و رزمندگان پیام استقامت بدهد؛ در تلاشی خستگی ناپذیر در جلسات مربوط به چگونگی اداره یک شهر بزرگ محاصره شده، در فرمانداری و اداره جنگ در ستاد عملیات اروند شرکت می کند، از حل مسائل شرعی مردم و رزمندگان و اداره شهر غافل نمی ماند؛ و راهنمایی می کند که در آن قحطی آب و غذا، چگونه از حقوق صاحبان مغازه های متروک محافظت کنند تا حقی از آنان زائل نشود. به کسانی که دچار مشکلات مالی و درمانده هستند مانند آن زنی که مرغداری کوچکش را از دست داده کمک مالی می کند و برای پیرزنی که کولر خانه اش خراب شده و در زیر گرمای طاقت فرسای جنوب مانده است، تعمیرکار می فرستد. حتی بر ترک موتورسیکلت برادر فداکاری می نشیند و سراسیمه خود را به دورترین نقطه اروندکنار می رساند تا از مردم محروم آن دیار که زیر بمباران مداوم بعثی ها حاضر به ترک خانه و کاشانه خود نشده اند، خبر بگیرد و به وضعیت نابسامان آنان شخصا رسیدگی کند؛ آمار شهدا را از متصدی گورستان می گیرد؛ در تشییع جنازه مطهر شهیدان شرکت می کند و خود بر آنان نماز و تلقین می خواند و... در خانه محقرش به روی همه باز است و به درددل مردم با حوصله گوش فرامی دهد. دل نگران خراب شدن ثمره نخل هاست. به جبهه ها سرکشی می کند و به رزمندگان و فرماندهانی که مدام از کمبود مهمات و سلاح شکایت دارند، روحیه صبر و مقاومت می دهد. با این همه، کلاس تفسیر قرآن و اخلاق برای افرادی چون اعضای انجمن های اسلامی معلمان برگزار می کند. از اسارت محمدجواد تندگویان (وزیر نفت وقت) و از دیدار با موسی نامجو سخن می گوید. همپای روحانیون و مسوولان و فرماندهان به جای جای جبهه ها و مراکز حساس شهر سرکشی و معضلات و کمبودها را مصرانه به آنان گوشزد می کند تا شاید در آن وانفسای محاصره دشمن تا بن دندان مسلح، فرجی حاصل شود. شاهد شهادت برادر و همرزمش، عبدالرسول است که با خمپاره دشمن تکه تکه می شود. به وقت نماز در اثر اصابت گلوله توپ، سقف مسجد بر سرش خراب می شود اما به خواست الهی او را سالم از زیر آوار بیرون می کشند. در تمام دوران سخت و طاقت فرسای جنگ، ارتباط مستمری با دفتر حضرت امام خمینی(ره) دارد و بسیاری از مشکلات لاینحل آن شهر جنگی را با کسب تکلیف از امام، حل می کند. اصلاوی یکی از مجاری و راه های واثق کسب خیر از اوضاع جبهه برای حضرت امام بود. با اینکه از مناصب سیاسی و دنیایی خود را همیشه برکنار نگه می دارد، مرد سیاست هم هست. او نه تنها اخبار ایران بلکه جهان را با دقت پیگیر است؛ مرتب رادیوآمریکا، مسکو، بی بی سی و کویت را گوش می کند و به شنیدن آنها عادت کرده است. کش وقوس های خبری اتحادیه همبستگی کارگران لهستان در برابر حزب کمونیست را دنبال می کند و... حسین اردنی یا به تعبیر او جلاله الملک و شاه حسن مراکشی و حسنی نامبارک (تعبیر ایشان) از نیش زبان گویای او در خطبه های نماز جمعه مصون نمی مانند چراکه این نابکاران دیوصفت همچون ملک حسین اردنی، اولین کسانی بودند که در کنار صدام جنایتکار گلوله توپ را به سوی ایران شلیک کردند یا در تمام طول جنگ دست از حمایت صدام معدوم و ملعون برنداشتند.


کلمات کلیدی:
 
روزهای حصر، خوشترین روزهای زندگی ام بود...
ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

آخرین گفت وشنود از مرحوم آیت الله غلامحسین جمی؛

پیر جوان دلی که عاطفه و همت بسیاری متوجه تجلیل از اوست، همچنان به سان روزهای حصر آبادان، اطرافیان را میهمان محبت، آرامش و وقار خود می سازد. چشمان زلالی که آیینه ضمیر تابناک و صیقل خورده اویند، بیش از هر چیز، بیننده را به عالم معنا و جهاد فرامی خوانند و صحنه های ناب و بی بدیل روزهای خون و آتش را تداعی می کنند. از او خواستیم تا از خود بگوید که نپذیرفت و آنچه بیان داشت یادگارهایی از بیش از هشت دهه حیات طیبه اش بود. به امید آنکه سالکان طریق حق و عدالت را به کار آید و بر اراده و نیرویشان بیفزاید. آخرین گفت وگوی مرحوم آیت الله جمی امام جمعه غیور آبادان که 25 سال سنگر امامت جمعه را برپا داشت و روز یکشنبه گذشته، درگذشت را که همکاران نشریه <شاهد یاران> در اختیار ما قرار دادند، با هم می خوانیم. شیرین ترین خاطره شما چیست؟
    بهترین خاطره من پیروزی انقلاب بود، چون این پیروزی تمام زحماتی را که در طول قرن اخیر کشیده شده بود، به ثمر رساند. من در طول جریان نهضت نفت شاهد تلاش همه مردم و امیدشان به پیروزی بودم که البته به یاس تبدیل شد. با ظهور امام این امیدها مجددا زنده شد. من ایشان را قبلانمی شناختم، چون تا آن زمان خدمت شان نرسیده بودم. بعد از قضایای 15 خرداد، هنگامی که ایشان از زندان آزاد شدند، همه به دیدن شان رفتند. ازدحام فوق العاده زیاد بود. من چند روزی صبر کردم تا منزل امام خلوت شود، سپس به اتفاق آیت الله سبحانی، خدمت امام رفتم. ایشان قبلااسم مرا شنیده بودند و از جلسات هفتگی ما در آبادان هم اطلاع داشتند. علاوه بر این برخی از اطرافیان شان هم درباره بنده مطالبی را خدمت امام گفته بودند. ایشان در آن دیدار خیلی به من محبت کردند و این اولین دیدار من با امام بود. از همان وقت بود که دل ما در گرو محبت و علاقه به ایشان قرار گرفت و تا پیروزی انقلاب هر کاری که کردیم، ناشی از همین علاقه و محبت بود.
    بزرگ ترین آرزوی شما چیست؟
    خوشبختی ما روزی است که ببینیم در این مملکت چیزی جز اسلام نیست و جز به منویات اسلام عمل نمی شود. هدف ما و همه ملت از همه تلاش ها تحقق اسلام بود و طبعا آن روز بیش از هر زمان خوشحال خواهیم بود که شاهد اسلامی باشیم که همه ملت برای تحقق آن تلاش کردند و امام راحل تمام هم خود را مصروف آن کرد و طبعا تمام مومنان و مجاهدان در این کشور هرگاه که ببینند این کشور، قدمی به سوی تحقق اهداف اسلامی پیش می رود، شادمان تر خواهند بود. آرزوی ما هم جز این نیست.
    بهترین دوست شما در زندگی که بود؟
    البته تعبیر دوست را به کار نمی برم ولی برای من محبوب ترین شخصیت در زندگی، حضرت امام بودند. البته من همه علما و خادمان و مروجان اسلام را دوست دارم اما حضرت امام در راس آنها بودند. یکی از جنبه هایی که مرا شیفته ایشان کرد، این خصوصیت بود که وقتی انسان به شخصیت های بزرگی که آوازه ای دارند، نزدیک تر می شود و به واقعیت وجودی آنها بیشتر پی می برد، معمولاارادتش نسبت به آنها کمتر می شود اما امام بالعکس بودند، یعنی انسان هرچه بیشتر به ایشان نزدیک می شد، ارادت و احترام بیشتری را برمی انگیختند و این هم ناشی از کمال و عظمت بسیار بالایی بود که در ایشان وجود داشت و نتیجه سال ها خودسازی بود. ایشان در مراوده با افراد، این حالت را به آنها هم منتقل می کردند، به ویژه در درس اخلاقی که سال ها پیش از مرجعیت و آغاز دروس فقهی و اصولی در حوزه قم داشتند. دوست عزیزمان مرحوم آیت الله مطهری می گفتند <درس اخلاق دو جور است. یک دسته از بحث های اخلاقی هستند که فقط باید خواند و یاد گرفت و مثل هر کتاب علمی دیگری است که انسان برای افزودن به اطلاعاتش می خواند اما یک دسته از بحث های اخلاقی هستند که انسان وقتی می خواند یا می شنود، او را به پیش می برد. آن بحث دست انسان را می گیرد و به پیش می برد. درس اخلاق آقای خمینی و آقای ملکی تبریزی از این دسته اند.> این خودسازی و تعالی روحی در جاهای مختلفی بروز می کرد، من جمله در عرصه سیاست. تصمیم های قاطعی که امام در عرصه های سیاسی می گرفتند، ناشی از تعالی روحی ایشان بود و افراد زیادی هم به این واقعیت اذعان داشتند. در این مورد خاطره جالبی دارم. شاید بدانید که من یک ماه تحت تعقیب فرمانداری آبادان بودم و به تهران آمدم و در منزل آقای مطهری مخفی شدم. این دوران واقعا برای من نعمتی بود و چیزهایی از آن بزرگوار یاد گرفتم که پیوسته برایم مغتنم بوده است. آقای مطهری جلساتی درباره انقلاب و مبارزات مردم داشتند و چهره هایی چون مرحوم طالقانی، شهیدبهشتی، شهیدمفتح، شهیدباهنر و دیگران در این جلسات شرکت می کردند. یک بار آقای مطهری هنگامی که از جلسه برگشتند گفتند: <امروز آقای طالقانی درباره امام چیزی گفتند. ایشان می گفت این حرکت ها و تصمیم های امام، عادی نیست. انگار این مرد با مبدا ارتباط دارد و یا به او الهام می شود که چه کند.> این سخن از زبان مردی چون مرحوم طالقانی بیان شده که در مسائل سیاسی و اجتماعی، مرد بسیار هشیار و زرنگی بود. ایشان می گفت این دستورهایی که اخیرا امام درباره انقلاب صادر می کنند، همه به موقع و کاملامناسب هستند. اگر زودتر یا دیرتر صادر می شدند، تاثیر نداشتند. دقیقا سروقت هستند و این حاصل نمی شود مگر اینکه انسان با عوالم بالادر ارتباط باشد. بعدها در دیدارهای خصوصی ای که خود ما با امام داشتیم، جنبه های بسیار درخشانی از شخصیت ایشان بر ما نمایان می شد. یادم هست همان اوایلی که ایشان تازه در جماران مستقر شده بودند، به همراه یکی دو نفر دیگر از روحانیون برای دیدار امام رفتیم. صبح زود به جماران رسیدیم. از راه دوری آمده بودیم و گرسنه هم بودیم. در همان محله جماران قهوه خانه ای بود و قرار شد برای خوردن صبحانه به آنجا برویم. یکی از همراهان مان را فرستادیم که از نانوایی نانی بگیرد و به قهوه خانه بیاورد. او نان را گرفت و آورد، منتها قیافه متعجبی داشت. پرسیدیم <چه شده؟> گفت <واقعا امام شخصیت فوق العاده ای است. نانوا برایم تعریف کرد که امروز صبح یک نفر آمد و از من پرسید که آیا برای منزل امام از اینجا نان می خرند؟ و من جواب دادم بله. گفت امام پیغام داده اند از همان نانی که به دیگران هم می دهید، برای من و خانواده ام بدهید و من اگر متوجه بشوم که نانی را که برای ما می دهید، به شکل دیگری و بهتر از دیگران است، خواهم گفت که نان را از اینجا نخرند و از جای دیگر تهیه کنند.> نانوا بسیار تعجب کرده بود. این دقایق و ظرایفی که ما در رفتار امام می دیدیم، طبیعتا عشق و علاقه ما را به ایشان بیشتر می کرد و ما بیش از پیش به ایشان وابسته می شدیم.
    از چه زمانی وارد سیاست شدید؟
    بعد از شهریور 20 که رضاشاه از کشور رفت، آزادی بیشتری در کشور پیش آمد و نشریه های مذهبی منتشر شدند. از آنجا که افرادی مثل کسروی، جریانات ضدمذهبی راه انداخته بودند، چند جریان مقتدر مذهبی هم پیدا شدند؛ از جمله فداییان اسلام. این گروه ها افرادی مثل مرا به طور طبیعی جذب می کردند و من از همان زمان مرید مرحوم نواب صفوی بودم. فداییان اسلام در آبادان تشکیلاتی داشتند و نیروهای خوبی را هم جذب کرده بودند. علتش هم این بود که یکی از اصلی ترین پایگاه های تبلیغات کسروی، آبادان بود و لذا فداییان اسلام هم برای دفع و خنثی کردن این تبلیغات، عنایت خاصی به آبادان داشتند. من در آبادان برای فداییان اسلام، منبر می رفتم و منبرهایم هم داغ و انقلابی بودند.
    شهید نواب چه ویژگی هایی داشت؟
    شخصیت عجیبی داشت. خیلی تیزهوش و در عین حال بااخلاص بود. هنوز هم بعد از سال ها وقتی به یاد او می افتم، حالتی از شور و هیجان را در وجود خودم احساس می کنم. ایشان و سایر اعضای فداییان اسلام به آبادان رفت وآمد زیادی داشتند. ورود و خروج آنها به عراق و بالعکس، گاهی از آبادان و خرمشهر بود. شهید نواب هنگامی که برای مقابله با کسروی از نجف به ایران برگشت، وقتی متوجه شد که او در آبادان طرفداران زیادی دارد، در اینجا منبرهای داغی رفت. انصافا اگر فداییان اسلام، رزم آرا را از سر راه برنمی داشتند، نه جبهه ملی به مجلس راه پیدا می کرد و نه نفت ملی می شد. این حقیقتی است که تمام تاریخ نویسان و پژوهندگان باید به آن توجه کنند. بسیاری از دوستان فداییان اسلام هم با ما آشنایی داشتند. یکی از آنها شخصی بود به نام مظفر ذوالقدر که آخرین ترور آنها، یعنی ترور حسین علاء را انجام داد. او در آبادان با ما آشنا بود و به مساجد آبادان هم می آمد. آدم توانایی به نظر می رسید. با بروز و ظهور توده ای ها، شبانه توده ای های خطرناک را سر به نیست می کرد. افرادی مثل او هنگامی که با مرحوم نواب صفوی مواجه می شدند، به شدت تحت تاثیر عبادت و اخلاص او قرار می گرفتند.
    آیا با آیت الله کاشانی آشنایی داشتید؟ در جریان نهضت ملی شدن نفت نسبت به ایشان چه احساسی داشتید؟
    در آن دوران که همه مردم در صحنه بودند تا ملی شدن نفت تحقق پیدا کند، آیت الله کاشانی محبوبیت زیادی داشتند. عوامل استعمار در ایران هم به شدت از این قضیه نگران بودند و به همین دلیل در مقطعی توسط طرفداران دکتر مصدق و از طریق برخی از جراید، بساط فحش و ناسزا علیه ایشان را پهن کردند. انصافا نسبت به آیت الله کاشانی توهین و ظلم زیادی شد. آنها کار را به جایی رساندند که مرحوم آیت الله کاشانی بعد از کودتای 28 مرداد خانه نشین شدند و نتوانستند زندگی روزمره خود را اداره کنند. مرحوم آیت الله بروجردی نسبت به ایشان عنایت داشتند و توسط مرحوم آقای فلسفی به ایشان کمک می کردند.
    از شخصیت هایی که از دیگر شهرها به آبادان می آمدند، کدام یک در بسط گرایش اندیشه دینی در آبادان نقش داشتند؟
    فکر می کنم بیش از همه مرحوم شهیدمطهری بودند که به آبادان دعوت می شدند و روشنفکران و تحصیلکرده های آبادان از ایشان استفاده زیادی می کردند. ایشان مکررا به دانشکده نفت آبادان می آمدند یا در برخی از محافل دینی آبادان سخنرانی می کردند و به منزل ما هم به دلیل رابطه نزدیکی که با هم داشتیم، زیاد تشریف می آوردند. من مدتی به دلیل تشدید فشارها مجبور به فرار شدم و همان طور که عرض کردم یک ماهی در منزل ایشان مخفی بودم. مرحوم مطهری با آنکه از چهره های انقلابی و مبارزاتی بودند اما در شیوه شان نوعی اعتدال، روشن بینی و توجه به مقتضیات زمان در پیشبرد انقلاب دیده می شد و یکی از علل توفیق ایشان هم همین بود. یکی دیگر از چهره هایی که فعالیت های شایان توجهی در آبادان انجام دادند، مرحوم شهید مفتح بودند که مکررا به آبادان می آمدند. مردم آبادان ایشان را خیلی خوب می شناختند و در منبرهایشان حضور می یافتند. اگر حضور مرحوم مطهری و مرحوم مفتح با جمعه مصادف می شد، ما از آن شخصیت می خواستیم که در جلسه هفتگی روحانیون آبادان به منبر برود و سخنرانی کند. یک بار که مرحوم آقای مفتح برای تبلیغ آمده بودند و جلسه روحانیون هم برقرار بود، از ایشان خواستیم که منبر بروند. اعلام هم کردیم که سخنران جلسه هفتگی روحانیون هم آقای مفتح هستند. روز جمعه جمعیت فوق العاده ای در محل سخنرانی که همان مسجد قدس آبادان بود، جمع شد تا جایی که حیاط مسجد هم پر شد. رئیس ساواک آبادان هم پایش را در یک کفش کرد که مفتح نباید منبر برود و این در حالی بود که همه مردمی که در مسجد جمع شده بودند، منتظر آن بودند که ایشان به منبر برود. به هر حال یکی از روحانیون دیگر را راهی کردند که منبر برود. وقتی او روی منبر نشست که صحبت کند، همه مردم یکصدا فریاد زدند <مفتح! مفتح>! و آقای مفتح را روی دست بلند کردند و با سلام و صلوات روی منبر نشاندند. ایشان هم از فرصت، استفاده و انصافا سخنرانی انقلابی و داغی را ایراد کردند. مردم با این کارشان، ساواک را کاملادستپاچه کردند. از دیگر سخنران ها آیت الله مکارم شیرازی، از مراجع تقلید امروز بودند. یادم هست در مقطعی، ممنوعیت نام بردن از حضرت امام، رسما از طرف ساواک اعلام شد. تا مدت ها بعد از آن هم کسی جرات نمی کرد نام امام را روی منبر بیاورد. نمی دانم چه اتفاقی افتاده بود که من تصمیم گرفتم هرطور شده روی منبر نام حضرت امام را بیاورم. قضیه مربوط به ماه رمضانی است که من و آیت الله مکارم شیرازی، هر دو در مسجد <نو>ی آبادان منبر می رفتیم. اول من منبر می رفتم و بعد منبر ایشان شروع می شد. من نیتم را به آقای مکارم گفتم و ایشان فرمودند <بسیار خب، من اسم می برم.> ما بعدها متوجه شدیم که ریسک کرده بودیم و حقیقتا انجام این کار در آن مقطع، نوعی انتحار محسوب می شد. از شخصیت های دیگر آیت الله نوری همدانی، آیت الله جعفر سبحانی، آیت الله خزعلی، مرحوم حجت الاسلام والمسلمین دوانی و مرحوم دکتر شریعتی بودند که هر کدام در دینی و انقلابی کردن فضای شهر، تاثیر بسزایی داشتند.
    چگونه امام جمعه آبادان شدید؟
    در اوایل انقلاب که نمازجمعه در تهران، رسما توسط آیت الله طالقانی اقامه شد، به تبع آن در شهرهای دیگر هم این قضیه شروع شد. یکی از روحانیون مبارزی که به آبادان آمده بود، به من گفت که <شما باید نمازجمعه را در آبادان اقامه کنید و از آنجا که مردم آبادان، شما را قبول دارند، اگر نمازجمعه را اقامه کنید، خواهد گرفت.> این گذشت و چند روز بعد، آقای شیخ حسن صانعی از دفتر امام در قم با من تماس گرفت و گفت، <امام فرموده اند شما در آبادان نمازجمعه بخوانید.> من هم طبیعتا از همان موقع نمازجمعه را اقامه کردم. این برنامه به شکل عجیبی رسمیت پیدا کرد و مردم هم خیلی پرشور و انقلابی در نمازجمعه شرکت می کردند. از جمله عواملی که واقعا از سقوط آبادان جلوگیری کرد و موجب حفظ روحیه مردم و اثبات حاکمیت جمهوری اسلامی خوزستان شد، همین اقامه نمازجمعه بود. در ایام محاصره، به دلیل خطراتی که وجود داشت، ناچار بودیم جای برگزاری نماز را چندین بار تغییر بدهیم ولی حتی یک هفته هم این نماز ترک نشد و پخش آن پس از نمازجمعه تهران در رسانه ها، تاثیر بسیار زیادی بر مردم و حتی بر مسوولان داشت. حضرت امام هم پیگیر نمازجمعه آبادان بودند و بر حسب نقل های موثقی که می شد، به نمازجمعه آبادان گوش می دادند. من هم در دوران جنگ هر وقت خدمت شان شرفیاب می شدم، از وضعیت نمازجمعه آبادان خدمت شان گزارش می دادم. جالب اینجا بود که من از امام برای امامت نمازجمعه، هیچ حکم رسمی ای هم نداشتم، تا اینکه دو سه سال قبل از رحلت ایشان به فکر افتادم که برای امام جمعه بودنم، دستخطی از امام داشته باشم. به احمدآقا گفتم و ایشان هم فرمودند <هر جوری که دلت بخواهد، این فرمان را می نویسیم و برایت می فرستیم.> و حکم مفصلی را هم برایم فرستادند.
    بخش اعظم شهرت شما در میان مردم ایران، مقاومتی است که در روزهای جنگ نشان دادید و در تقویت و پایداری نیروهای رزمنده در آبادان نقشی تعیین کننده را ایفا کردید. از خاطرات شیرین آن روزها، نکاتی را بیان کنید.
    من واقعا نمی دانستم سرانجام ما چه خواهد بود. در نمازهای جمعه به مردم وعده پیروزی می دادم ولی خودم نمی دانستم سرانجام کارمان چه خواهد شد. در ایام حصر آبادان و به رغم تمام اخبار بدی که به ما می رسید، از جمله اخبار انفجارها و ترور شخصیت های بزرگی چون شهیدبهشتی و 72 تن یاران انقلاب، بحمدالله روحیه ما تضعیف نشد. این یک توان خدایی بود. خدا این روحیه را به ما داده بود که در اثر شنیدن این خبرها روحیه مان را از دست نمی دادیم. به رغم اینکه آبادان، شهری محاصره شده بود، من مردم را تشجیع می کردم که به مقاومت ادامه بدهند. هرجا چند تا رزمنده جمع می شدند، در آنجا حاضر می شدم و آنها را به مبارزه ترغیب می کردم و سخنان قوی می گفتم اما خودم در درونم حال دیگری داشتم و نمی دانستم چه می شود. همه ارتش های جهان برای جنگ با ما که بی سلاح بودیم، آمده بودند. من رزمنده ها را دلداری می دادم و تشجیع می کردم و خودم هم در درونم به خدا پناه می بردم و خدا هم حفظ فرمود.
    در ایام حصر، رابطه عاطفی شما با امام و پیام هایی که ایشان برای شما می فرستادند تا چه حد در حفظ روحیه تان تاثیر داشت؟
    امام همیشه به ما وعده نصرت و پیروزی می دادند. البته همه به ما نظر موافق داشتند. شرایطی بود که حتی یک ساعت در آبادان ماندن هم مشکل بود اما هنگامی که رزمنده ها می دیدند که من مانده ام، انگیزه پیدا می کردند که بمانند و مقاومت کنند.
    پس از شکسته شدن حصر آبادان، خاطره شیرین شما کدام است؟
    اینکه مملکت بلافاصله پس از رحلت امام، رهبر پیدا کرد و آن هم شخصیتی چون رهبر معظم انقلاب، از خاطرات خوش من است. من در آن جلسه خبرگان حضور داشتم و وقتی تاییدات امام نسبت به ایشان نقل شد، به ایشان رای دادم و بعد از آن هم یک روز به اتفاق آقای جزایری و عده ای از مردم خوزستان خدمت شان رفتیم. ابتدا ما صحبت کردیم و بعد هم ایشان صحبت کردند. آن روز هم از اوقات خوش زندگی ما است


کلمات کلیدی:
 
علمدار آبادان.نویسنده: غلامحسین غلامعلیان
ساعت ۳:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  


او که با محرم آمده بود، در محرم رفت که با عاشورا پیوندی دیرینه داشت. همین دیروز بود، 32 سال پیش شنیدم که در مسجد دشتستانی ها فردی به نام آقای جمی نماز به پا می دارد و در محراب رساله امام خمینی(ره) دارد. او نماینده امام است و اعلامیه های حضرت امام(ره) را در اختیار جوانان قرار می دهد. ایشان چند ساعت قبل از اذان به مسجد تشریف می آوردند و در گوشه ای از مسجد جوانان دورش حلقه می زدند، به سادگی سخن می گفت و در هر اموری مشورت می داد، شور و شوق انقلاب از مسجد ایشان شروع می شد. به دستور ساواک، تمامی بلندگوها را از گلدسته های مساجد پایین آوردند اما او حاضر به این کار نشد، از یزید زمان گفت و این حرف منجر به حمله به مسجد شد، او را کتک زدند و عمامه از سر او به زمین انداختند و جوانان به خیابان ها ریختند. اما او همچنان بی ادعاترین روحانی شهر بود. انقلاب که پیروز شد هسته اصلی دفاع از آرمان های انقلاب اسلامی به نام بچه های جمی شکل گرفت و با تشکیل سپاه پاسداران بیشترین اعضا از مسجد ایشان بود. آیت الله جمی نسبت به همه محبت یکسان داشت. هرچند عده ای سعی بر مصادره ایشان داشتند اما هیچگاه موفق به این عمل نشدند.
    آقای جمی عشق خاصی نسبت به حضرت امام(ره) داشت و پس از امام خود را سرباز خاضع مقام معظم رهبری می دانست. آقای جمی در هنگام جنگ آبادان را ترک نکرد، در میان رزمندگان باقی ماند و نمازجمعه را به پا داشت که در بین جوانان رزمنده منشاء امید و رجاء بود. ارزش نمازجمعه آبادان به حدی بود که حضرت امام تاکید و عنایات خاصی به حضور آقای جمی داشتند. آقای جمی با نمازجمعه آبادان را مانند یک شهر عادی زنده نگه داشته بود که <تنها شهر مرزی که در طول جنگ سقوط نکرد آبادان بود.> این پیر نستوه در استقامت و مقاومت آبادان نقش برجسته و محوری داشت.
    روحانیون بسیاری در طول جنگ برای لحظاتی کوتاه به دیدار ایشان می آمدند و این افتخاری بود برای همه آنان که در سنگر پایداری شهر آبادان با آیت الله جمی دیدار داشته باشند. آقای جمی ساده زیست و بدون هیاهو! کما اینکه آنان که لحظه ای عکس یادگاری در جبهه کنار سنگر او گرفتند آن لحظه کوتاه را برجسته تر از هشت سال حضور جانانه سرباز دلاور امام خمینی(ره) جلوه دادند. همین امروز بعد از 32 سال آشنایی با آیت الله جمی در بیمارستان شنیدیم که پیر خسته از نامهربانی ها به سوی معبود بال گشود و رفت که به شهیدانی که از مسجد او آغاز کرده بودند، بپیوندد. وصیت او رسیدن به مولایش امام علی در نجف اشرف و وحدتی بود که همیشه در نمازجمعه فریاد می کرد.


کلمات کلیدی:
 
سید حسن خمینی: آیت الله جمی پیرو راستین امام (ره) و خدمتگزار محرومان بود
ساعت ۳:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

 

 

 
حجت الاسلام و المسلمین سید حسن خمینی ارتحال مرحوم آیت الله شیخ غلامحسین جمی را تسلیت گفت.
به گزارش واحد خبر جماران در پیام تسلیت یادگار امام آماده است : ارتحال جانسوز عالم ربانی و مجاهد خستگی ناپذیر و یار و هم سنگر شهیدان و ایثارگران و الگوی کم نظیر دفاع از سرزمین ایران عزیز و پیرو راستین امام عظیم الشان و خدمتگزار بی ادعای مردم و محرومان مرحوم آیت الله حاج شیخ غلامحسین جمی موجب تاثر و تالم شد.
بی شک نام این مرد بزرگ در تاریخ افتخارات روحانیت جاودانه خواهد ماند.
اینجانب با تسلیت این مصیبت به رهبر معظم انقلاب اسلامی،فرزندان ،‌خانواده و بستگان بزرگوار ایشان و به قاطبه روحانیت و حوزه های علمیه و تمامی ایثارگران ، و نیز مردم عزیز و شریف خوزستان و آبادان ؛ از خداوند تعالی درخواست می کنم که او را با مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام محشور فرماید.
0001/1010

کلمات کلیدی: بیت امام (ره )
 
حضور نماینده ایت الله هاشمی رفسنجانی
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  

ریاست ازسوی ریاست محترم  مجمع تشخیص مصلحت نظام مهندس غلامرضا فروزش از فرماندهان پشتیبانی جنک و وزیر اسبق جهاد سازندگی در مراسم تششیع ایت الله جمی در ابادان خضوریافت و  همجنین پیام همدردی حضرت ایت الله هاشمی رفسنجانی رابه بیت معظم جمی ابلاع نمودند.


کلمات کلیدی:
 
تسلیت هاشمی رفسنجانی به مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی
ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱٤  
آیت الله هاشمی رفسنجانی رحلت امام جمعه شجاع و مقاوم آبادان در دوران دفاع مقدس را تسلیت گفت.
به گزارش مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی اعلام کرد: ارتحال عالم ربانی، روحانی جانباز و یادگار هشت سال دفاع مقدس، شادروان آیت‌الله غلامحسین جمی، موجب تاسف و تالم خاطر گردید. این روحانی نستوه در طول دوران هشت سال جنگ تحمیلی همواره با حضور خود در مناطق پرخطر جنگی، بویژه سنگر نماز جمعه آبادان، موجب تقویت روحیه رزمندگان اسلام، بویژه مردم مقاوم و خونگرم آبادان بود.
ضایعه فقدان آیت‌الله جمی را به حوزه‌‌های علمیه، حوزه علمیه خوزستان، روحانیت و مردم مؤمن آبادان، بویژه اعضای بیت محترم ایشان تسلیت می‌گویم و از درگاه احدیت برای آن عالم بزرگوار رحمت‌ واسعه و برای فرزندان، بازماندگان و آشنایان صبر و اجر مسئلت می‌نمایم

کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی
 
یت الله صانعی درگذشت آیت الله جمی را تسلیت گفت
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

آیت الله صانعی با صدور پیامی درگذشت آیت الله جمی امام جمعه سابق آبادان را تسلیت گفت.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از دفتر آیت الله صانعی، در این پیام آمده است: آیت الله غلامحسین جمی با دلی مالامال از عشق به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) و امام و مقتدای خود حضرت روح الله (سلام الله علیه) و پس از عمری خدمت خالصانه به انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی در جوار رحمت و رضوان الهی آرامش یافت.

در این پیام آمده است: ایشان در طی سالیان مبارزه و دوران دفاع مقدس، ازجمله یاران شجاع، پرتلاش و مورد عنایت خاص امام (ره) بود و حقیقتا به عنوان مظهر استقامت و پایداری برگ زرینی است بر افتخار آفرینی عالمان راستین و آزاده به دین و مکتب.

آیت الله صانعی در پیام خود ضایعه تاسف انگیز رحلت این فقیه مومن و مجاهد خستگی ناپذیر را به محضر حضرت بقیه ا...الاعظم ( ارواح العالمین له الفداء ) بین مکرم، مردم غیور و شجاع خوزستان خصوصا مردم مقاوم و قهرمان آبادان تسلیت عرض نموده و از خداوند رحمان مسئلت می‌نمایم که روح بلند این مجاهد و عالم وارسته را در جوار رحمت بی‌انتهای خویش مسکن و ماوا بخشد.


کلمات کلیدی:
 
پیام تسلیت رییس مجلس به مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی
ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

"رحلت عالم ربانی و مجاهد خستگی‌ناپذیر حضرت آیت‌الله غلامحسین جمی امام جمعه فقید و اسبق آبادان را به حضرت ولی‌الله اعظم رهبر معظم انقلاب، روحانیت و مردم بزرگوار آبادان و به ویژه خانواده محترم ایشان تسلیت عرض می‌نمایم.

مردم شریف آبادان مجاهدت‌های این روحانی بزرگوار را در دوران ستم‌شاهی و رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس و خطبه‌های پرشور و حماسی این شخصیت مقاوم را به یاد دارند که در بحبوحه جنگ تحمیلی و هجمه‌ دشمن، نمازهای جمعه نه تنها تعطیل نشد که به کانونی مقدس برای شورآفرینی و مقابله با دشمن بعثی گردید. حضور ایشان تاثیر مستقیم در حفظ شهر و شکست دشمن غدار داشت که در تاریخ ایران و روحانیت برای همیشه ثبت شده است. از خداوند متعال برای آن فقید سعید علو درجات و برای مردم آبادان به خصوص بازماندگان ایشان صبر و اجر مسئلت می‌نمایم".

دکتر علی لاریجانی

رییس مجلس شورای اسلامی


کلمات کلیدی:
 
با خاطرات دفاع مقدس حجت الاسلام والمسلمین جمی پیر بسیجیان و نماد مقاومت آبادان
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
خرمشهر- خبرگزاری ایسکانیوز: روز شمار زندگی و خاطرات مرحوم حجت الاسلام والمسلمین جمی یکی از مستندترین آثار به جا مانده در خصوص دفاع مقدس به ویژه روزهای خون و آتش و روزهای سخت جنگ و تجاوز صدامیان است.
 
به گزارش روز دوشنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، مرکز اسناد و خاطرات مرکز فرهنگی دفاع مقدس با ادای احترام به روح این روحانی مقاوم در بزرگداشت یاد و خاطره آن پیر بسیجی برخی از این خاطرات را مرور می کند:
- در ماه های اول جنگ و هجوم دشمن در روزهایی که درگیری شدت داشت به خوزستان یکی از کارهایم پیام های رادیویی بود که هر روز و احیانا هر دو روز یک بار از طریق رادیو آبادان به برادران رزمنده در جبهه و همچنین خواهران و برادران خوزستانی پیام می دادم و این پیام ها بی اثر نبود و گذشته از خوزستان به مناطق دیگری از کشور و خارج از کشور همچون کویت، صدای ما می رسید و مخصوصا از کویت و از خواهران و برداران علاقه مند به جمهوری اسلامی نامه های تشویق آمیز می آمد و دیگر از کارهایم، ارتباط تلفنی با دفتر حضرت امام خمینی(ره) در تهران و همچنین با نمایندگان مجلس و رییس مجلس شورای اسلامی آیت الله هاشمی رفسنجانی و گاهی با رییس جمهوری و همچنین با ذفتر امام در قم تماس می گرفتم ماجرای دفاع جانانه از خرمشهر در روزهای اول جنگ را برای دفتر امام با حساسیت گزارش می کردم.
- روز 25 مهر 1359 از رادیو به منزل آمدم و حال هم گرسنه ایم و هم تشنه، صبح زود برای اوضاع خرمشهر به ستاد عملیات مستقر در ژاندارمری رفته بودیم در منزل نه از غذا خبری بود و نه از آب اثری، فرستادم مسجد قدس که محل استقرار جمعی از رزمندگان بود، برایمان مقداری غذا آوردند، غذا خوردیم حالا برای آب چه کار کنیم که قحطی آب است چون لوله ها قطع و مختل شده است برای رفع تشنگی اناری را فشرده کردم و آب آن را خوردم و اندکی رفع تشنگی شد بعد از آن، اندکی استراحت کردم سپس مهدی و محمود (فرزندانم) با مقداری آب که به دست آورده بودند برایمان چای درست کردند که خیلی به جا و به موقع بود در این وقت با دفتر امام تماس گرفتم و اطلاعاتی را که داشتم گزارش کردم که به عرض ایشان برسانند. نزدیکی غروب، طبق عادت هر روزه، برای نماز مغرب و عشاء به مسجد رفتیم باید بگویم که از بدو درگیری ها تقریبا نماز جمعه و جماعت تعطیل است فقط احیانا شبها مسجد می روم که افردی محدود می آیند در حالی که شبستان مسجد قبل از جنگ گنجایش جمعیت را نمی داد. اکنون تقریبا دو صف در حیاط که به 20 نفر نمی رسد و چون خیلی تشنه بودیم قبل از رفتن به مسجد برای تحصیل آب به ستاد فرماندهی رفتیم معلوم شد کمی آب خنک دارند هر کدام لیوانی سرکشیدیم و به مسجد رفتیم در تمام آن ساعات، غرش توپ و شلیک خمپاره ها، شهر را آرام نمی گذارد و در طول روز، خرابی ها و خساراتی به شهر وارد شده است.
- روز 26 مهرماه 1359 است حدود 10 روز است که برایم میسر نشده است دوش مختصری بگیرم و لباس هایم را تعویض کنم بوی عرق سراپایم را گرفته و خودم به شدت از این موضوع ناراحتم. لباسهایم را برداشته شاید جایی آب لوله ای پیدا کنم و اقلا شست و شویی و تعویض لباسی، در بیمارستان، آقای دهدشتی را دیدم وضعیتم را گفتم، وی گفت حمام نوربخش در خیابان یک احمد آباد تا اندازه ای رفع نیاز می کند به آن جا مر جعه کردم معلوم شد آبی دارد محبت کردند نمره ای به من دادند شست و شویی کرده و لباسم را عوض کردم سپس به رادیو رفتم و در خصوص صدام خائن و جنگ صحبت کردم.
- روز 13 ابان 1359 است به اتفاق برادرم رسول به رادیو رفتم آنجا اندکی نشسته و یک فنجان چای خوردم سپس به استودیون رادیو رفته و پیامی در رابطه با 13 آبان دادم ساعت نزدیک 12 بود که از رادیو آمدیم ستاد. هماهنگی فرمانداری عبدالرسول پایین ایستاد من رفتم بالا سری بزنم دیدم دکتر شیبانی نشسته و مشغول صحبت با تلفن است پیش او نشستم شاید دقیقه ای طول نکشید که صدای انفجاری وحشت زا تمام شیشه های در و پنجره فرمانداری را خرد کرد بی اختیار از اتاق بیرون پریدیم در خیابان فریاد حجازی از شهروندان آبادنی بلند بود به سرعت پایین آمدم خیابان وضع وحشت انگیزی داشت سطح خیابان مملو از شیشه های خرد شده بود. آقای صابری یکی از اعضای فعال جهاد سازندگی را دیدم که ترکش بمب خورده و پشت فرمان ماشین در حال اغما است آمدم جنب اتومبیل برادرم رسول، دیدم رسول افتاده است غرق در خون و دل و روده هایش بیرون ریخته است مثل اینکه یک دستش قطع شده و دردم جان داده است نگاهی به بردار شهیدم کردم و استرجاعی بر زبان جاری کردم نوش جانش باد نعمت شهادت، چند دقیقه ای جسد بی جان و غرقه در خون برادرم در سطح خیابان افتاده بود تا ماشینی آمد و وی را به سردخانه انتقال داد. حقیقی که غیر قابل انکار است اینکه مرگ برادرم رسول آن هم به این وضع فوق العاده تاثر زاست. برادرم رسول را خیلی دوست داشتم بسیار رفیق و صمیمی بودیم همیشه سعی می کرد که کوچکترین حرکتی را که مایه رنجش خاطرم می شود انجام ندهد. او شیفته امام بود فراقش خیلی سخت و دشوار است من که جز خیر و سعادت و کمال او چیز دیگری برایش نمی خواهم چرا از مرگش ناراحت باشم بلکه باید خوشحال و مسرور باشم

کلمات کلیدی:
 
پیام تسلیت معاون قوه قضائیه به مناسبت درگذشت حضرت آیت الله جمی
ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
حسینعلی امیری، رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پیامی درگذشت حضرت آیت الله غلامحسین جمی، نماینده ولی فقیه و امام جمعه فقید آبادان را تسلیت گفت.
به گزارش روز سه شنبه باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" متن کامل این پیام بدین شرح است:
"درگذشت مجاهده نستوه و عالم ربانی حضرت آیت الله غلامحسین جمی، نماینده ولی فقیه و امام جمعه آبادان را که به حق نمادی از تقوی، مجاهدت و ایستادگی در راه اسلام و اسطوره ای به یادماندنی از حضور پر صلابت و افتخار آفرین روحانیت در سال های مبارزه بر علیه رژیم پهلوی و خصوصا دوران دفاع مقدس که همواره موجبات دلگرمی رزمندگان اسلام در ستیز با استکبار جهانی به سرکردگی رژیم منحوس بعث بودند را به محضر حضرت بقیه الله الاعظم (عج)، مقام معظم رهبری(مدظله العالی)، مردم شریف و عزیز خوزستان بویژه اهالی مقاوم آبادان و بیت مکرم آن بزرگوار تسلیت عرض نموده، علو درجات برای آن مرحوم و صبر جمیل و اجر جزیل برای بازماندگان را از درگاه خداوند سبحان جل و اعلی مسئلت می نمایم."

کلمات کلیدی:
 
پیام قالیباف: جمی، اسطوره بود
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 دکتر محمدباقر قالیباف تصریح کرد: آیت‌الله جمی اسطوره مبارزه، مقاومت، استواری، فداکاری و ایثار و سخنانش مایه آرامش و قوت قلب و شور جهادی بود.

متن کامل پیام شهردار تهران بدین شرح است : مجاهدی نستوه، ‌انسانی مخلص و خداخواه، ‌عالمی بزرگوار و اخلاقی و با صفا و یاور رزمندگان پس از سالها مجاهدت فی سبیل‌الله به دیدار معبود خویش شتافت.

آیت‌الله جمی اسطوره مبارزه و مقاومت و استواری و فداکاری و ایثار و سخنانش مایه آرامش و قوت قلب و شور جهادی بود. او همواره به عنوان سمبل ونمونه اخلاص،‌ تقوا، صداقت، ساده زیستی و پاکی به شمار می‌رفت.

این شخصیت ارزشمند جهان اسلام و ایران در حالی از بین ما رفت که سراسر عمر پربرکتش وقف دین و میهن بود سوابق و خدمات درخشان او در دوران مبارزه و انقلاب اسلامی و دوران دفاع مقدس از خاطره‌ها نخواهد رفت. او در سخت‌ترین شرایط به عنوان مرزبان عقیده و فرهنگ در سنگر ماند و پس از جنگ با قامتی استوار در سنگر نماز جمعه به ارشاد و تبلیغ می‌پرداخت.

تبعیت از ولایت و تشویق و ترغیب جوانان به پاکی و پاکدامنی از خصیصه‌های بارز این مرد خدا بود.

گر چه فقدان این عالم ربانی و بسیجی ثلمه بزرگی برای جمهوری اسلامی بود ولی نام و یادش همواره در خاطره‌ها باقی خواهد ماند. او امروز در محضر خوبان عالم به ویژه شهیدان دوران دفاع مقدس به عزت ابدی دست یافته است و ماییم و میراث گرانسنگ شهیدان.

از خداوند بزرگ می‌طلبیم زندگی و مرگ ما را برای خود و در راه خود قرار دهد و روح بلند این مرد آسمانی را در ایام سوگواری سالار شهیدان کربلا با اباعبدالله الحسین (ع) و یارانش محشور فرماید


کلمات کلیدی:
 
Jکتابشناسی مرحوم آیت‌الله غلامحسین جمی
ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

آیت‌الله غلامحسین جمی (1304 ـ 1387) پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم حضرت امام (ره) به عنوان نخستین امام جمعه آبادان معرفی شد و از چهره های ماندگار و مظهر مقاومت شهر آبادان در دفاع مقدس بود. وی دیشب(هفتم دی) در سن 83 سالگی بر اثر بیماری راهی خانه ابدی شد. به همین مناسبت "ایبنا" مروری دارد بر مهم‌ترین آثاری که در باره وی منتشر شده‌اند./


 

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، غلامحسین جمی سال 1304 در قریه اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر، به دنیا آمد.

وی در سال 1327 راهی آبادان شد و نزد آیت‌الله شیخ عبدالرسول قائمی تحصیل دروس حوزوی را پی گرفت.

با ظهور جمعیت فداییان اسلام به رهبری سیدمجتبی میرلوحی (نواب صفوی) و ایجاد کانون و شعبه‌ای از این جمعیت در آبادان، غلامحسین جمی با بسیاری از اعضا آشنا شد و با آغاز حرکت امام خمینی(ره) در دهه 1340در مساجد آبادان به سخنرانی پرداخت.

فعالیت‌ها و سخنرانی‌های غلامحسین جمی در آبادان سبب شد تا او سکان‌دار و چهره پیش‌رو انقلاب در آن خطه شود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی علاوه برپایی و اقامه نماز جمعه در آبادان، تحولات و تحرکات سیاسی شهر را با دقت زیرنظر داشت.

با شروع جنگ تحمیلی، شهر آبادان در وضعیتی بحرانی قرار گرفت و یک سال در محاصره به سر برد. در چنین شرایط و وضعیتی، آیت‌الله غلامحسین جمی در شهر ماند و نقطه قوتی برای مقاومت آن شد.

وی در آذر 1361 و در انتخابات نخستین دوره مجلس خبرگان به نمایندگی مردم استان خوزستان برگزیده شد. 

آیت‌الله غلامحسین جمی بر اثر عارضه مغزی، مدت‌ها از بیماری رنج می‌برد و سرانجام هفتم دی ماه، در سن 83 سالگی و در بیمارستان امام خمینی‌(ره)دعوت حق را لبیک گفت.

کتاب "نوشتم تا بماند" بیست و چهارمین کتاب از مجموعه "یادداشت‌های جنگ" تهیه و منتشر شده توسط دفتر ادبیات و هنر مقاومت، به اهتمام محسن کاظمی، تازه‌ترین و مهم‌ترین کتاب در باره آیت‌الله جمی است.

فصل نخست این کتاب یادداشت‌های روزانه آیت‌الله غلامحسین جمی در جنگ را از تاریخ 24 مهر 1359 تا 19 مهر 1360 دربرمی‌گیرد.

"یادگشت‌ها" فصل دوم و شامل یادداشت‌های پراکنده آیت‌الله غلامحسین جمی با عناوین دوران مبارزه، جمی و بیماری، در میان بحران، پایداری تا پیروزی، بدرقه خاموش و آوای توحید است.

در فصل سوم با عنوان "پیوست ها" آثار شفاهی آیت‌الله غلامحسین جمی و از جمله خطبه نماز جمعه و سخنرانی ها و گفت و گو با مطبوعات گردآمده است. 

کتاب "نوشتم تا بماند" در قطع وزیری و 855 صفحه، با شمارگان 2500 نسخه و قیمت 11000تومان و جلد گالینگور تاکنون توسط انتشارات سوره مهر به چاپ دوم رسیده است. چاپ نخست این اثر سال 1386 با شمارگان 2200 نسخه روانه بازار کتاب شده بود.

"خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی" کتاب دیگری درباره وی است که وقایعی مانند؛ کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی(ره)، فعالیت‌های آیت‌الله قائمی و وقایع شتاب‌بخش به پیروزی انقلاب اسلامی را شرح می‌دهد. 

در پایان این کتاب، فصل جداگانه‌ای از خاطرات آیت‌الله جمی از جنگ تحمیلی به صورت روزشمار آمده است.

کتاب "خ‍اطرات‌ ح‍ج‍ت‌الاس‍لام‌ غلامحسین جمی" در قطع رقعی و 295 صفحه و با شمارگان 3000 نسخه و قیمت 19000 ریال، سال 1385 توسط انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی تدوین و منتشر شده است.

شماره بیست و سوم ماهنامه تاریخی،‌ فرهنگی "شاهد یاران" نیز با موضوع زندگی و سرگذشت آیت‌الله جمی است، مهرماه 1386 توسط نشر شاهد منتشر شده است


کلمات کلیدی:
 
حزب همبستگی اطلاعیه
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

شورای عالی حزب همبستگی ایران اسلامی به مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی اطلاعیه‌ای منتشر کرد.

به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در این اطلاعیه خطاب به مهندس جمی آمده است: رحلت عالم فرزانه و مجاهد نستوه حضرت آیت‌الله جمی موجب تاثر و تالم گردید. استقامت و حضور هشت ساله آن یار دیرین امام (ره) در منطقه جنگی و همچنین اقامه نمازجمعه در کنار رزمندگان و مردم غیور آبادان هرگز از یاد و خاطره ملت بزرگ ایران و صفحات زرین دفاع مقدس پاک نخواهد شد.

حزب همبستگی ایران اسلامی ضمن عرض تسلیت ارتحال آن بزرگوار به جنابعالی و خانواده معزز ایشان و ملت شریف ایران به ویژه مردم عزیز آبادان، برای آن جناب و بازماندگان صبر و اجر جزیل و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت الهی و علو درجات از درگاه ایزد متعال مسالت می‌نماید.


کلمات کلیدی:
 
در رثای آیت الله جمی.روزنامه اعتماد ملی
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

آیت الله جمی امام جمعه سابق آبادان و یکی از شاگردان شریف و فاضل امام خمینی(ره)، به رحمت ایزدی پیوست. جمی عمری را در راه گسترش و تبیین آموزه های اسلام و نحله پیر و مقتدای خویش گذراند.
    جمی انسانی شریف، نجیب و مردم دار بود. صبر و بردباری او مثال زدنی و مورد ستایش همراهان و همفکران وی بود. او از دهه 40 که نهضت مبارزاتی امام راحل آغاز شد، جزو همراهان صدیق و مجاهد و سختکوش نهضت اسلامی بود. شجاعت، صراحت و صداقت کم نظیر وی و فن بلاغت و سخنوری از او خطیبی زبردست، مردم دوست و توانا ساخته بود. منبرهای او از سال های 43 به بعد تا پیروزی انقلاب اسلامی در محدوده و شعاع خویش روشنگر و الهام بخش بود. امام خمینی(ره) به ایشان علاقه وافری داشتند و این ارتباط عاطفی تا زمانی که امام در قید حیات بودند، تداوم داشت. در انتخابات دور اول خبرگان رهبری، از آنجا که برخی تردیدها درباره اجتهاد ایشان مطرح شده بود، جناب مهدی کروبی به نقل از آیت الله العظمی شیخ یوسف صانعی، قریب به مضمون بیان کردند که در آستانه انتخابات خبرگان اول رهبری به ملاقات امام رفتم. حضرت ایشان با تکیه بر سوابق و خدمات درخشان آقای جمی در دوران مبارزه و انقلاب اسلامی و خدماتی که به مردم شریف آبادان روا داشته بودند اظهار فرمودند که فلانی؛ چقدر خوب است که آقای جمی به مجلس خبرگان رهبری راه یابند! در آن سال ها آقای صانعی عضو فقهای شورای نگهبان بودند.
    آیت الله جمی در دوران جنگ تحمیلی نقشی بی بدیل داشت. مجاهدان راه خدا و رزمندگان سپاهی و ارتشی و بسیجی هیچ گاه نقش ایشان را در خدمت به رزمندگان و دفاع از میهن اسلامی فراموش نمی کنند. بدون اغراق اگر آیت الله جمی نبود، آبادان به دست نیروهای بعثی سقوط می کرد. حضور همه جانبه او در آبادان و برگزاری مرتب نمازهای جمعه در زیر بمباران و گلوله پرانی دشمن بعثی تنها امید و بهانه برای مقاومت و حفظ بالای روحیه رزمندگان بود. او در این راه برادر گرامی اش را نیز تقدیم دفاع از آب و خاک این کشور عزیز کرد. زمانی که خبر شهادت برادرش را به او دادند، در دفتر امام حضور داشت. تنها به آرامی استرجاع گفت و به کار خویش پرداخت. حضور او در جبهه ها تا پایان جنگ الهام بخش مبارزان وطن و مدافعان ایران اسلامی بود.اما جمی ناملایماتی را نیز پس از رحلت امام(ره) متحمل شدند، علی رغم اعتقاد و باور امام به ایشان و آن سابقه درخشان همانند برخی دیگر از همراهان و هم رایان خود ازجمله آیت الله احسان بخش نماینده امام در گیلان در انتخابات دوم خبرگان رهبری صلاحیت شان مورد تردید و ابهام قرار گرفت و به مجلس خبرگان رهبری راه نیافتند.مرگ آیت الله جمی فرصت مناسبی است تا با مرور زندگی، مبارزات و حیات پربارش یک بار دیگر به مردان و زنانی پرداخته شود که در دوران پرهیاهوی امروز، مخلصانه و بی ادعا همه توان خود را صرف گسترش آرمان های اسلامی و راه امام خمینی(ره) کردند؛ اندیشه ای که بیش از پیش و البته با پرهیز از تظاهرگرایی و دولتی کردن آن نگرش معظم نیازمند توجه و بازخوانی مجدد است. روحش شاد و راهش پررهرو باد


کلمات کلیدی:
 
گزارش مشروح مراسم تشیع .سخنرانیها
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
سال‌های طولانی و در دوران‌ مختلف با حجت‌الاسلام والمسلمین جمی همکار و در کنار او بودیم. آیت‌الله ‌سیدمحمدعلی موسوی‌ جزایری با عرض تسلیت درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین جمی به مردم شهر آبادان افزود: حضور...


 راسم تشییع پیکر مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین جمی پیش از ظهر سه‌شنبه با حضور مردم و جمعی از مسوولان در آبادان برگزار شد.  
 این مراسم با قرائت پیام مقام معظم رهبری، رییس‌جمهور و رییس مجلس شورای اسلامی و سخنرانی برخی مسوولان کشوری و استانی در مورد شخصیت مرحوم جمی آغاز شد و پس از اقامه نماز بر پیکر آن مرحوم در مصلای ثامن‌الائمه(ع) آبادان، مراسم تشییع در مسیر خیابان یک احمد‌آباد، بلوار مرحوم پرویز دهداری، میدان طیب و مسجد قدس به طرف خرمشهر و مرز شلمچه ادامه یافت تا پس از انتقال، در جوار بارگاه ملکوتی حضرت امیرالمومنین(ع)‌ در نجف اشرف به خاک سپرده شود.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین جمی، امام جمعه آبادان در دوران دفاع مقدس، شنبه‌شب گذشته به دیار باقی شتافت.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در مراسم تشییع مرحوم جمی گفت: مقاومت امروز مردم غزه از مقاومت‌های مردم آبادان ناشی می‌شود. مردم غزه در راه مقاومت از مردم شهرهایی همچون آبادان درس گرفته‌اند.
 
دکتر محسن رضایی افزود: امروز خوزستان قهرمان که دین خود را به اسلام و انقلاب ادا کرده با یکی از فرزندان غیور خود، خداحافظی می‌کند؛ خوزستانی که مهد تمدن‌ها و فرهنگ‌های بزرگ بوده با یکی از فرهنگ‌سازان حسینی خود وداع می‌گوید.
 
وی هم‌چنین اظهار کرد: مرحوم جمی شمع جبهه مردم در آبادان بوده است. آبادان محاصره شده بود، اما آقای جمی و تعدادی از مردم و رزمندگان در این شهر زندگی می‌کردند؛ در حالی که راه‌های زمینی به این شهر در آن زمان قطع شده بود و دسترسی و تدارکات تنها از راه آبی انجام می‌شد.
 
فرمانده اسبق سپاه هم‌چنین با اشاره به تلاش‌های دیگر مرحوم جمی در حفظ و ترویج اسلام گفت: آقای جمی با وجود آتش سنگین دشمن در آبادان نماز جماعت و جمعه بر پا می‌داشت و در عملیات‌های مختلف در دوران دفاع مقدس حضور وی را در کنار خود حس می‌کردیم. مرحوم جمی در دفاع مقدس ملت ایران نقش مهمی را بر عهده داشت و همان روزی که به غزه حمله شد آقای جمی نیز از میان ما رفت.
 
هم‌چنین حجت‌الاسلام والمسلمین تقوی گفت: پیکر حجت‌الاسلام والمسلمین جمی رنج سال‌های دفاع مقدس را به همراه دارد.
 
 رییس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور با بیان این مطلب اظهارکرد: حجت‌الاسلام والمسلمین جمی افتخار روحانیت شیعه است. در روحانیت شیعه چهره‌ها و قله‌هایی وجود دارد که ایمان، توکل، مردم‌دوستی و مردم‌خواهی، خدا جویی و خدا‌خواهی آن‌ها را به افتخاراتی تبدیل ساخته است.
 
وی ادامه داد: آقای جمی یکی از چهره‌های نورانی در سلسله روحانیت به شمار می‌آید و پیرامون چنین شخصیت‌هایی سخن گفتن، کار آسانی نیست. ایشان شخصیتی بزرگ بود. مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین جمی در آبادان رشد کرد و امروز او مساوی تمام آبادان است؛ او رسالت و مسئولیت خود را به خوبی انجام داد.
 
رییس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور ادامه داد: ولایت‌مداری از جمله ویژگی‌های مهم آقای جمی بود. تجلیل از حجت‌الاسلام والمسلمین جمی تجلیل از مقاومت، صبر، پایداری، امام و ولایت به شمار می‌آید. جمی در منطقه روح جبهه و نماز بود. او امام جمعه‌ای بود که محرابش را در هیچ زمانی ترک نکرد، او نمازش را در شرایط بسیار سخت هم ترک نکرد.
 
تقوی در پایان گفت: خاک خوزستان مقدس است. زیر هر نخل در این استان شهیدی ایستاده است. این استان سرزمین عشق، شعور و شور است. حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین جمی در چنین استانی می‌زیست و روح‌بخش و نشاط بخش جبهه‌ها در دوران دفاع مقدس بود.
 
حجت‌الاسلام والمسلمین دهدشتی امام جمعه آبادان هم در سخنانی گفت: همزمان با محرم و حمله صهیونیست‌ها به مردم بی‌دفاع غزه شاهد وفات حجت‌الاسلام والمسلمین جمی بودیم.
 
امام جمعه آبادان در مراسم تشییع پیکر مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین جمی با تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام محرم افزود: امروز روز وداع مردم با ایشان است، او عمر خود را در کنار مردم گذراند.
 
وی ادامه داد: حجت‌الاسلام والمسلمین جمی انسانی بی‌ادعا و مخلص بود. وقتی خبر فوت این عالم پخش شد دوستدارانش از سراسر کشور به آبادان آمدند و ابراز همدردی کردند.
 
نماینده ولی فقیه در استان خوزستان و امام جمعه اهواز نیز طی سخنانی گفت: سال‌های طولانی و در دوران‌ مختلف با حجت‌الاسلام والمسلمین جمی همکار و در کنار او بودیم.
 آیت‌الله ‌سیدمحمدعلی موسوی‌ جزایری با عرض تسلیت درگذشت حجت‌الاسلام والمسلمین جمی به مردم شهر آبادان افزود: حضور ایشان را در صحنه‌ها و مقاطع مختلف انقلاب اسلامی شاهد بودیم. وی بزرگمردی در قالب یک روحانی وزین و متدین بود.
 
وی ادامه داد: او سالها صادقانه و مخلصانه به کار خود مشغول بود. از زمان آغاز مبارزات انقلاب اسلامی در سال 1341 و 42 تا به امروز، حضور ایشان را با بیانات و کتاب‌هایش در پیروزی انقلاب اسلامی شاهد بوده‌ایم.
 
نماینده ولی فقیه در استان خوزستان افزود: حجت‌الاسلام والمسلمین جمی اسطوره مقاومت و پایداری بود. در دوران جنگ، ایستادگی او در آبادان او را به اسطوره مقاومت تبدیل کرد. وی خادم امام حسین(ع) بود و سرانجام به فیض رسید. او امروز در محضر امام حسین  علیه  السلام است.

کلمات کلیدی:
 
انتشار نماهنگ «اشک پنهان»به مناسبت نکوداشت حجت الاسلام جمی
ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

حسام الدین سراج در این نماهنگ شعر عبدالجبار کاکایی را می خواند. «اشک پنهان»به کارگردانی مسعود محبی،تصویر برداری داور دلاور،تولید موسسه فرهنگی –هنری شاهد است و در شش دقیقه ساخته شده است. این نماهنگ با پخش تصاویری از جنگ تحمیلی در شهر آبادان،روزهای مقاومت آبادان را تداعی می کند. حجت الاسلام جمی،نماینده امام (ه) و امام جمعه آبادان در دوران دفاع مقدس می باشد.


کلمات کلیدی:
 
هاشمی رفسنجانی:آیت الله جمی قطعه برلیان تاریخ دفاع مقدس را ثبت کردند
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

اکبر هاشمی رفسنجانی در تاریخ ایران دوره ای به عظمت دوران دفاع مقدس را نمی توان پیدا کرد. دوره ای که ملت ما روی پای خود در برابر همه شروران عالم غرب و شرق و ارتجاع و عامل آنها یعنی صدام مقاومت کرد و در تاریخ،یک سابفه مهمی ثبت شد. هاشمی رفسنجانی افزود: در جایی که به آسانی به نفع ما رای نمی دادند،یعنی در سازمان ملل، با قدرت،متانت و تدبیر ،محکومیت حزب بعث عراق را و مظلومیت ایران را ثبت کردیم. وی با بیان اینکه همه موفقیت های جمهوری اسلامی معجزه تاریخ است، تاکید کرد:کسانی که در این میدان ایثار و فداکاری کردندو جنگیدند،تاریخ ایران و بلکه دنیا آنها را هیچ وقت فراموش نخواهند کرد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان این مطلب که نقطه درخشان دوره دفاع مقدس را باید در آبادان و خرمشهر جستجو کنیم ، خاطر نشان کرد : همان روزهایی که خرمشهری ها،ارتش مغرور عراق را دم دروازه های خرمشهر معطل کردند، سرنوشت جنگ قابل پیش بینی شد. وی در ادامه با اشاره به نقش حجت الااسلام غلامحسین جمی در آبادان اعلام کرد: در ماندن مردم آبادان برای دفاع از خاک ایران این روحانی بزرگ ،نقش اول را دارد و هرچند که نماندن برای او اسان بود، اما آنجا ماند. چون تشخیص دادند و می دانستند که هویت آبادان با بودنش محفوظ می ماند. رئیس مجلس خبرگان رهبری افزود: در آنجا نماز جمعه بر پا کردند و برای مذاکره با رزمندگان و مردمی که در آبادان مقاومت می کردند ،جلساتی تشکیل می دادند.پس این حماسه را باید بیش از این در تاریخ و فضای آینده کشور بگنجانیم. وی در مورد وضعیت خوزستان در زمان جنگ گفت:با سقوط خوزستان، ادامه انقلاب اسلامی حیاتش مشکل می شد؛ چون منابع حیاتی ما درآن منطقه وجود داشت و با همان منابع محدود تخریب شده تا آخر جنگ توانستیم،زندگی اقتصادی خود را بچرخانیم. وی افزود:دشمن در چند قدمی مراکز حیاتی ما بود،از کارون عبور کرده بود و محاصره جدی برای آبادان بوجود آورده بود اما خوزستان،که در تاریخ همیشه پشتیبان کل ایران بوده است،پشتیبانی خود را در جنگ خیلی خوب نشان داد و مردم صبور این منطقه،قهرمانی کردند و مرکز الهام بخشی نظام بودند. رفسنجانی با بیان اینکه نمی توان از افتخارات مردم خوزستان گذشت،اظهار داشت:جناب آقای جمی و اسطوره های خوزستان با فداکاری و مقاومت حماسه بزرگی را خلق کردند و اثر مقاومت های ابتدایی تا حصر آبادان،در نتیجه فرمان معرف امام(ره) بود که مثل یک رحمت الهی از زبان آقای جمی صادر شد و جبهه را متحول کرد. هاشمی رفسنجانی گفت:تا وقتی که نیروهای مسلح ما احساس خودمانی را در همه بخش ها داشته باشند،استحکام جمهوری اسلامی تضمین شده است.


کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی
 
پیام تسلیت آیت الله مکارم شیرازی در ارتحال آیت‌الله جمی،
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی با صدور پیامی ارتحال آیت‌الله جمی را به خانواده این عالم ربانی تسلیت گفت.
در این پیام آمده است: فقدان اسفناک عالم مجاهد جناب حجت‌الاسلام والمسلمین آقاى حاج شیخ غلامحسین جمى را که عمر با برکت خود را صرف نشر اسلام و مکتب اهل بیت(ع)و مبارزه در راه انقلاب و نظام جمهورى اسلامى کرد به تمام خاندان محترم و مردم شهیدپرور آبادان مخصوصا حوزه علمیه و علماى این شهر صمیمانه تسلیت مى‌گویم.
اینجانب در تمام دورانى که با ایشان معاشرت داشتم جز خیر و صلاح و نیکى از ایشان ندیدم. خدایش غریق رحمت کند و به بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل عنایت فرماید.

* حمایت کودکان قمی از مردم غزه
کودکان قمی با شرکت در یک مسابقه نقاشی که از سوی سازمان ملی جوانان استان قم برگزار شد، حمایت خود را از کودکان غزه اعلام کردند.
در این مسابقه نقاشی کودکان قمی نقاشی‌های خود را با موضوع جنایات غزه بر روی یک پارچه به طول 100 متر به تصویر کشیدند.

* برگزاری نشست مدیران حمل و نقل کلانشهرهای کشور در قم
معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری قم گفت: هفدهمین نشست معاونان و مدیران حمل و نقل و ترافیک کلانشهرهای کشور از فردا به مدت دو روز در قم برگزار می‌شود.
محسن صابری گفت: این نشست در هفت کارگروه شامل معاونین حمل و نقل و ترافیک، سازمان‌های اتوبوسرانی، تاکسیرانی، پایانه‌های مسافربری و... برگزار خواهد شد.
وی رفع معضلات و بررسی افکار و اطلاعات مربوط به سیستم حمل و نقل عمومی شهرها را از جمله اهداف برگزاری این نشست عنوان کرد


کلمات کلیدی: مراجع ،مکارم شیرازی
 
پیام تسلیت سه نماینده آبادان به مناسبت درگذشت آیت الله جمی
ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 عبدالله کعبی، سیدحسین دهدشتی و سیدعلی موسوی جرف سه نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی در پیام مشترکی که نسخه‌ای از آن به دفتر خبرگزاری فارس در جنوب خوزستان نمابر شده است، رحلت جانگداز عالم ربانی آیت‌الله جمی امام جمعه اسبق آبادان را تسلیت گفتند.
در بخشی از این پیام آمده است: روح پاک و ملکوتی عالم وارسته، مجاهد نستوه اسوه مقاومت، جهاد و ایثار آیت‌الله جمی به رحمت حق پیوست، ایشان در دوران انقلاب یار دیرین حضرت امام (ره) بود.
در این پیام آمده است: جمی، در علم و تقوا، زهد و ساده زیستی، مجاهدت، مقاومت و ایثار مثال زدنی و کم نظیر بود.
در بخش دیگری از این پیام آمده است: وی در دوران هشت سال دفاع مقدس ملجا رزمندگان اسلام و بسیجیان ایثارگر بود و با شهامت‌، شجاعت و مقاومت در حصر آبادان کنار مردم و در سنگر نماز دشمن شکن جمعه مجاهدت و ایستادگی کرد.
دراین پیام نمایندگان مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی از مردم همیشه در صحنه خواستند که به پاس مجاهدت این عالم ربانی برای شادی روح پاک در مجالس عزا سیدالشهدا(ع) برای آن بزرگوار طلب آمرزش کنند


کلمات کلیدی:
 
آیت‌الله جمی مدافع صبور انقلاب بود. آیت‌الله جمی مدافع صبور انقلاب بود
ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، حجت‌الاسلام اسدالله ایمانی نماینده ولی فقیه در استان بوشهر و ابوطالب شفقت استاندار بوشهر در پیامی مشترک با ابراز تاسف و اندوه، این مصیبت بزرگ را به ساحت مقدس حضرت ولی عصر (عج)، مقام معظم رهبری، فرزندان، بیت شریف و مردم داغدار آبادان تسلیت و تعزیت گفتند.
در بخشی از این پیام آمده است: در آستانه محرم و سوگواری ابا‌عبدالله‌الحسین عالمی فرزانه و مجاهدی پرشور دار فانی را وداع گفت و رخ در نقاب خاک کشید و دنیای فانی دیگر نتوانست آیت‌الله جمی، بزرگ مرد دین و جبهه‌های ایثار را در بر خویش نگه دارد و عالمی وارسته از سلاله عطرت و امامت به نزد معبود خویش شتافت و حلقه‌ای از زنجیر سلسله عاشقان اهل بیت از میانمان رخت بر بست و لباس ابدیت پوشید.
در بخش دیگری از این پیام آمده است: این عالم برجسته و خدوم همواره از جمله مدافعان صبور انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود و سال‌ها استقامت برای برپایی نماز جمعه در آبادان ایشان را به نماد پایمردی و الگوی رزمندگان هشت سال دفاع مقدس مبدل کرد.
در قسمت دیگری از این پیام تسلیت آمده است: مردم ولایت‌مدار بوشهر مفتخرند که عالمی نستوح و مجاهد از این دیار سالیان متمادی در سنگر پاسداری از دین و قرآن و تربیت رزمندگان سلحشور منشا خدماتی ارزنده بوده است.
در انتهای این پیام نیز با تسلیت مجدد ضایعه درگذشت یادگار ارزشمند دفاع مقدس اعلام شده است: به همین مناسبت آیین‌های بزرگداشت مرحوم آیت‌الله جمی در بوشهر برگزار خواهد شد


کلمات کلیدی: بوشهر مراسم
 
بیانیه سازمان عقیدتی سیاسی ارتش.اخلاق و لحن آیت‌الله جمی روح پایداری را به مردم
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی ارتش، متن این پیام بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
عالم وارسته و زاهد ، مبارز نستوه و انقلابی و مجاهد فی سبیل الله، حضرت آیت الله حاج شیخ غلامحسین جمی (رضوان الله تعالی علیه) ، امام جمعه والامقام شهر ایثار و مقاومت، آبادان، پس از سالها زندگی سرشار از ایمان، مبارزه، مردانگی و ایثار در راه اهداف الهی و آرمان های والای انقلاب اسلامی به دیدار معبود خود شتافت تا در حلقه شهیدان پاکباز و همیشه جاوید دفاع مقدس، پاداش مجاهدت، صبر و اخلاص خویش را دریافت کند.
این عالم متعهد و انقلابی، یکی از برجسته ترین نمادها و اسطوره های مقاومت و فداکاری در تاریخ انقلاب اسلامی است. هرچند سابقه درخشان مبارزه آیت الله جمی با رژیم ستمشاهی، تحمل زندان ها و شکنجه ها و همراهی مخلصانه اش با رهبر کبیر انقلاب اسلامی، از آغاز نهضت تا پیروزی که با سکانداری و هدایت حرکت های انقلابی مردم آبادان نیز همراه بود، فرازی بلند از دفتر زندگی سراسر حماسه او به شمار می رود؛ اما نام "جمی" با خاطره ایستادگی، شهامت و ایثارگری او در دوران سخت محاصره آبادان و در طول سالهای دفاع مقدس، بلند آوازه گشت و در دفتر رشادت مردان بزرگ تاریخ، ثبت گردید.
مرحوم آیت الله جمی در سالهای سخت جنگ تحمیلی، در میان مردم و رزمندگان بود و بیش از هر کسی رنج ها و مقاومت ها را می دید و با حفظ سنگر امامت نماز جمعه نقطه قوتی برای مقاومت آبادان گردید. او همواره پشتوانه و حامی صدیق سربازان میهن اسلامی در ارتش جمهوری اسلامی ایران و قوت قلب و تکیه گاه استوار رزمندگان به شمار می رفت و با اخلاق نیکو و لحن شیرین و امیدوار کننده‌اش، روح صبر و پایداری را به مردم و رزمندگان می دمید.
اینک در روزهای هجرت و فقدان این روحانی بزرگوار و روشن بین و خدوم، همه فرماندهان و رزمندگانی که سالها در کنار او با دشمن مقابله کردند، سوگوارند و خاطره حضور فداکارانه و نصایح مشفقانه این بزرگمرد را از یاد نخواهند برد.
فرماندهان و آحاد کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران ، ضایعه اسفبار درگذشت این عالم ربانی و پرهیزکار را به محضر صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا، ملت سلحشور ایران، بویژه هموطنان خونگرم استان خوزستان و شهر آبادان و نیز به بیت مکرم آن مرحوم تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند منان، علو درجات را برای آن فقید سعید مسئلت دارند.


کلمات کلیدی: ارتش
 
حاشیه‌های تشییع پیکر مطهر آیت‌الله جمی
ساعت ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
خبرگزاری فارس: تشییع تاریخی پیکر پاک آیت‌الله غلامحسین جمی با حاشیه‌های خواندنی همراه بود.

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، خیل جمعیت مشتاق برای بدرقه پیکر آیت‌الله جمی از ساعات اولیه صبح در مقابل مصلای ثامن‌الائمه آبادان حضور پیدا کردند و لحظه به لحظه بر جمعیت افزوده می شد.
- حضور جانبازان و خانواده معظم شهدا در بین جمعیت شرکت‌کننده در مراسم تشییع چشمگیر بود، به‌طوری که بعضی از جانبازان و یادگاران دفاع مقدس که به وسیله ویلچر در مراسم تشییع حاضر شده بودند به یاد مقاومت و جانفشانی‌های روحانی جانباز و مجاهد آیت‌الله جمی به شدت می‌گریستند.
- حضور فرمانداران و نمایندگان مردم آبادان در دوره‌های مختلف در این مراسم چشمگیر بود.
- ائمه جمعه شهرهای مختلف استان خوزستان در آیین تشییع پیکر مطهر آیت‌الله جمی حضور پیدا کردند.
- در خلال مراسم بدرقه و تشییع پیکر آیت‌الله جمی مردم با سردادن شعارهایی بر علیه دولتمردان آمریکا و رژیم جعلی صهیونیستی، جنایت نظامیان جنایتکار اسرائیلی در نوار غزه را به شدت محکوم کردند.
- تمام بازار‌ها و مراکز دولتی و خصوصی به جز سازمان منطقه آزاد اروند که نسبت به اعلام تعطیلی بی‌اعتنا بود، امروز یکپارچه تعطیل بود و در اکثر معابر شهر آبادان و خرمشهر پارچه‌نوشته‌های تسلیت و همچنین پوستر آیت‌الله جمی در لباس رزمندگان به چشم می‌خورد.
- در لحظه آخر خروج پیکر پاک و مطهر آیت‌الله جمی، تشییع کنندگان فریاد " یا حسین" سردادند.
- تعدادی از روحانیون شهر بصره در مراسم استقبال از پیکر مرحوم آیت‌الله جمی در نقطه صفر مرزی شلمچه حضور یافته بودند.
- طبق اعلام خانواده آن مرحوم، پیکر آیت‌الله جمی امشب در بصره مستقر خواهد بود و فردا صبح مراسم خاکسپاری در قبرستان وادی‌السلام نجف اشرف برگزار خواهد شد


کلمات کلیدی:
 
آیت‌الله جمی یک امت بود.رئیس شواری سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور
ساعت ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، حجت‌الاسلام و المسلمین سید رضا تقوی صبح امروز در آیین تشییع پیکر آیت‌الله جمی افزود: آیت‌الله جمی رنج سا‌ل‌های مقاومت را در خود دارد، وی اگرچه از لحاظ ظاهری نحیف بود ولی از قله کوه‌ها و صخره‌های سخت سربلندتر و سخت‌تر بود.
وی اظهار داشت: این روحانی بار سنگینی از مسئولیت را در طول حیات پربرکتش به دوش جان کشید و به حق افتخار روحانیت شیعه است.
رئیس شواری سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور ادامه داد: در بین روحانیت شیعه چهره‌هایی وجود دارند که ایمان، اخلاص، مردم‌خواهی و خداجوئیشان موجب استحکام هرچه بیشتر نهاد عظیم اسلام شده است که این شجره طیبه در این سرزمین پاک پای گرفت و شاخ و برگش گسترده شد.
تقوی ادامه داد: اکنون اصل آن شجره طیبه ثابت و فرع آن در آسمان است و این عالم نستوه و مجاهد سرافراز یکی از چهره‌های منور در سلسله روحانیت به شمار می‌رود.
وی تصریح کرد: آیت‌الله جمی یک امت بود، او همه آبادان بود، همانگونه که امام راحل برابر با یک ملت در کشور بود، آیت‌االله جمی نیز همه آبادان بود.
تقوی اضافه کرد: آیت‌الله جمی در دوران هشت سال دفاع مقدس روح و جان جبهه‌ها بود و همانند امام علی (ع) هیچ‌گاه سنگر اقامه نماز جمعه را در آبادان خالی نگذاشت.
رئیس شواری سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور، ولایت‌مداری را از ویژگی‌های بارز آیت‌الله جمی برشمرد و افزود: وی از امام راحل به خوبی الگو گرفته و در دوران دفاع مقدس پشتیبان رزمندگان بود به طوری که مقاومت آیت‌الله جمی در دفاع از کیان کشور تا ابد جاودان خواهد ماند.


کلمات کلیدی: ائمه جمعه
 
پیام تسلیت رئیس‌جمهور به مناسبت ارتحال حجت الاسلام والمسلمین جمی
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 متن پیام احمدی نژاد به این شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم
انالله و انا الیه راجعون
رحلت عالم مجاهد حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی(رضوان الله) موجب تاثر و تالم فراوان گردید .
خدمات و تلاش های ارزنده این روحانی خدمتگزار و اصیل در دوران مبارزه و دفاع مقدس و در سنگر امامت جمعه شهر مقاوم آبادان که تقدیر بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) را در پی داشت نمادی از پایداری ملی در تاریخ جانفشانی ملت حق طلب و شهید پرور ایران اسلامی است .
اینجانب با عرض تسلیت به رهبر معظم انقلاب اسلامی ، مردم شریف آبادان و خانواده آن مرحوم و عموم ارادتمندان ایشان از خداوند متعال برای آن بزرگوار حشر با اولیای الهی و شهیدان عالی مقام و صبر و اجر برای بازماندگان مسالت دارم .


کلمات کلیدی:
 
با بدرقه مردم آبادان و خرمشهر.پیکر آیت‌الله جمی رهسپار نجف اشرف شد
ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

خبرگزاری فارس: پیکر آیت‌الله جمی با بدرقه تاریخی مردم همیشه در صحنه و ولایت‌مدار آبادان و خرمشهر، از مرز شلمچه رهسپار نجف اشرف شد.


گزارش تصویری مرتبط

-------------------------------

به گزارش خبرگزاری فارس از خرمشهر، پیکر مطهر آیت‌الله غلامحسین جمی روحانی مجاهد و مقاوم آبادان در دوران دفاع مقدس، بعد از ظهر امروز در میان حزن و اندوه مردم خرمشهر و آبادان از مرز شلمچه رهسپار خاک مقدس نجف اشراف شد.
مردم قهرمان و همیشه در صحنه خرمشهر پس از ساعت‌ها انتظار، پیکر مطهر مجاهد نستوه، عمود خیمه مقاومت و پایداری را با ذکر" لا الا اله الله"و"الله‌اکبر" تشییع و تا مرز شلمچه همراهی کردند.
خیل جمعیت مشتاق که به وسیله ده‌ها اتوبوس و خودرو به مرز شلمچه منتقل شده بود به دلیل ممانعت مرزداران، امکان حضور در نقطه صفر مرزی را نیافتند.
آیت‌الله ابوالحسن نوری امام جمعه خرمشهر نیز با حضور در نقطه صفر مرزی شلمچه ضمن ابراز همدردی با خانواده آن مرحوم، آیت‌الله جمی را اسوه تقوا و پایداری توصیف کرد و گفت: خدمات ارزنده آیت‌الله جمی در طول دوران حیاتش هیچ گاه از ذهن‌ها محو نخواهد شد و چنین شخصیت‌هایی همواره در دل مردم جای دارند.
تعداد کثیری از رزمندگان دوران دفاع مقدس در آخرین لحظه وداع با آیت‌الله جمی با خواندن زیارت عاشورا و نوحه‌سرایی، پیکر مطهر آیت‌الله جمی را تا خروج از مرز بین‌المللی شلمچه بدرقه کردند


کلمات کلیدی: مراسم تشیع ،خرمشهر
 
محسن رضایی:آیت‌الله جمی حقیقتا شمع جبهه‌ها بود
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

خبرگزاری فارس: دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: آیت‌الله جمی شمعی بود که با سوختن خود به جبهه‌های جنگ روشنی می‌بخشید.


به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، محسن رضایی در آیین تشییع پیکر مطهر آیت‌الله جمی افزود: وی با سوختن خود علاوه بر روشن‌بخشی به جبهه‌ها به رزمندگان نیز امید می‌داد.
وی اظهار داشت: حضور آیت‌الله جمی در جبهه‌های جنگ به ویژه در زمان محاصره آبادان بسیار پرمعنا و تاثیرگذار بود.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: آیت‌الله جمی با اراده فولادین خود در زیر آتش دشمن هیچگاه سنگر نماز جمعه را ترک نکرد و این در تاریخ دفاع مقدس بی‌نظیر بود.
رضایی اضافه کرد: به رغم اینکه دشمن زمان و مکان اقامه نماز جمعه را به خوبی می‌دانست، اما آن روحانی مجاهد مخلصانه و با صلابت نماز را برای رزمندگان اسلام اقامه می‌کرد.
وی با اشاره به تاثیرات جدی آیت‌الله جمی در عملیات‌های مختلفی به ویژه خیبر و کربلای پنج افزود: آیت‌الله جمی حقیقتا در جبهه‌های جنگ نقش‌های ماندگاری را ایفا کرد که بیان آن به زمان بیشتری نیاز دارد.
دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: امروز محاصره غزه تداعی کننده محاصره آبادان است و ملت مظلوم فلسطین حقیقتا از آن دوران الگو می‌گیرند.
فرمانده سپاه در دوران مقدس افزود: همزمانی اتفاقات غزه و ارتحال آیت‌الله جمی و حلول ماه محرم حکمت‌هایی دارد که باید به آن تامل کرد.
وی در پایان گفت: ارتحال جانسوز آیت‌الله جمی در ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین خلوص و ارادت او را به مکتب امام حسین (ع) نشان می‌دهد


کلمات کلیدی: رضائی محسن
 
وداع تاریخی مردم ابادان
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
وداع تاریخی مردم آبادان با آیت الله جمی آغاز شد  
 
 
 
 
 
 
 
   
 
 
    لحظاتی پیش و با حضور اقشار مختلف مردم، وداع تاریخی مردم آبادان با آیت‌الله جمی آغاز شد.
   
   
 
 
     
لحظاتی پیش و با حضور اقشار مختلف مردم، وداع تاریخی مردم آبادان با آیت‌الله جمی آغاز شد.
تشییع پیکر پاک و مطهر اولین امام جمعه آبادان از لحظاتی پیش روی دستان مردم متعهد آبادان آغاز شده است.
بنا براین گزارش، آیین تشییع روحانی مبارز آیت الله جمی از ساعت هشت و ۳۰ دقیقه امروز و از محل مصلای آبادان آغاز و با گذر از خیابان یک احمدآباد و بلوار دهداری و میدان طیب خاتمه می‌یابد و سپس به مرز شلمچه منتقل و پس از طواف حرم مطهر حضرت علی(ع) در قبرستان وادی السلام نجف آرام گیرد.
در این مراسم، مقامات مختلف استان، مسئولان محلی، نهادها، سازمان ها و اقشار مختلف مردم حضور دارند.

کلمات کلیدی:
 
مجموعه عکس مراسم تشیع
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 
 
 

 
* نام:
 
ایمیل:
 
* نظر:
 

کلمات کلیدی: مراسم تشیع ،عکس
 
تشییع بر روی دستان مردم قدر شناس
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  


کلمات کلیدی: مراسم تشیع
 
مراسم باشکوه تشیع
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  

 


کلمات کلیدی: مراسم تشیع
 
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام درگذشت حجة السلام و المسلمین غلامحسین
ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام درگذشت حجة السلام و المسلمین غلامحسین جمی

خبرگزاری آریا- حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت روحانی مجاهد و فداکار و «یادگار مقاومت، صبوری و شهامت»  حجة السلام و المسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی را تسلیت گفتند.

به گزارش خبرگزاری آریا، متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

روحانی مجاهد و فداکار جناب حجة السلام والمسلمین حاج شیخ غلامحسین جمی رضوان الله علیه به لقاءالله پیوست و با کوله باری از عمل صالح و جهاد مخلصانه در پیشگاه خدای متعال حضور یافت. تلاش و مبارزات این روحانی عالیقدر که از سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز شده بود، در نخستین سالهای پیروزی و بویژه پس از یورش رژیم بعثی به مرزهای کشور، به اوج رسید و یادگاری فراموش نشدنی از مقاومت و صبوری و شهامت بجای گذاشت. او در روزهای مِحنت خرمشهر و آبادان برای رزمندگان خطوط مقدم، سنگری معنوی و پشتیبانی بی نظیر بود. در سخت ترین شرایطِ آتشباریهای دشمن، حضور مؤثر و خطبه ها و سخنرانیهای تسلاّبخش او قطع نشد و در دوران خطر و سختی و مِحنت، مردم آبادان و رزمندگان دست از جان شسته را تنها نگذاشت. پرونده ی عمل این مرد مؤمن و صبور و بی ادعا در نزد پروردگار رحیم و غفور و اولیائش، مایه ی سرافرازی او و جلب رحمت حضرت حقّ متعال است انشاءالله.

اینجانب درگذشت این عالم عامل را به خاندان محترم و ارادتمندان و دوستان ایشان و به عموم مردم آبادان و بوشهر تسلیت عرض می کنم و علوّ درجاتش را از خداوند متعال مسألت مینمایم.

سیدعلی خامنه ای

10/دی/1387

لازم به ذکر است حجة الاسلام والمسلمین تقوی رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و هیأت همراه به نمایندگی از سوی حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تشییع حجه الاسلام والمسلمین جمی شرکت کردند.


کلمات کلیدی: رهبرانقلاب
 
جمی مردی برای خدا
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱  
جمی مردی برای خدا دوشنبه نهم دی 1387 0:0

 

... یک پدر، یک روحانی، یک عالم، یک مبارز، یک رزمنده، امام جمعه ...نه! او یک مرد بود. مردی برای خدا برای اعتقادش و به هرآنچه که باور داشت، برای حضرت امام و به راهش، برای مردمش و به سرزمین مادری‌اش، برای آبادان و به روزهای پایداریش.

مردی که در امتحان بزرگ انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی مردانه و سرافراز از آن بیرون آمد. مردی که به واسطه سالها تلاش و مبارزه در جریان انقلاب و بعد ایستادگی و پایداری در برابر دشمن بعثی زبون هماره در قلبهای نه تنها مردم سرزمین آبادان بلکه یکایک فرزندان ایران باقی خواهد ماند. آبادان امروز به خود می‌بالد که روزی روزگاری نفس جمی در آن جاری بود. آبادان شهر عشق و خون و شهر مهر و جنون امروز به پاس حماسة رادمردی و ایستادگی پیرمردی روحانی و کهن‌سال و نحیف‌الجثه بر فراز بلندای تاریخ ایران ایستاده است.

قصه آبادان قصه هزار و یک شبی است که راوی آن صورت تکیده و رنج‌کشیده‌ای داشت که در روزهای سیاهی و تباهی رژیم شاهنشاهی علم مبارزه را در خوزستان به شانه‌ می‌کشید، با سخنرانی‌ها و خطابه‌های تند و آتشین دلهای جوانان را به دنبال خود می‌کشید و گرم می‌کرد. خطرناکترین عنصر در خطه جنوب برای ساواک جمی بود.  جوانان از او تأثیر می‌گرفتند کسانی که در برابر دژخیم ایستادند و پالایشگاه نفت آبادان را به اعتصاب کشاندند و به تبع آن اعتصاب سراسری نفت آبادان را رقم زدند, همه و همه زیر نظر جمی فعالیت می کردند.

. ...جمی نماینده واثق امام در آبادان است از این رو هر آنچه را که قبل از آغاز تهاجم می‌بیند به مسئولین هشدار می‌دهد. همین هوشیاری اوست که سبب می‌شود در پیام نوروزی 59 شش ماه قبل از شروع جنگ خطر صدام را برای مردم عراق گوشزد ‌کند. از شواهد و قرائن پیداست که روز حادثه نزدیک است جمی خود را آماده کارزار می‌کند. به گاه سخت حادثه پشتیبانی است سترگ  برای حماسه. جمی محور می‌شود، مردان شهر  برای مقاومت می‌مانند چرا که جمی مانده است . نظامیان ارتشی و سپاهی و بسیج حول محور جمی گردهم می‌آیند و وحدتی بی‌مثال شکل می‌گیرد برای خرد کردن دشمن. همگی چشم به دهان جمی دوخته‌اند تا انجام دهند که هر آنچه که او صلاح می‌داند چرا که  او نماینده امام است, حضور جمی در آن شهر ماتم‌زده حضور امام را در قلبها زنده نگاه می‌دارد و نمی‌گذارد که غم واندوه تاخت وتاز کند و نفس‌ها را به شماره اندازد. روحانی نحیف و لاغر از صبح پاشنه‌های کفش کتانی را بر می‌کشد تمام خاکریزها و سنگرها و پاسگاهها را سرکشی می‌کند، در تمام جلسات شهری و نظامی شرکت دارد و با هوشمندی و ذکاوت نظر می‌دهد، نظراتی کارساز.

شریعه را بسته‌اند؛ شهر تشنه است و گرسنه ... جمی از امام اجازه می‌گیرد تا در دکانها و انبارها باز شود و پس از صورت برداری از اجناس  به قدر کفایت و سرجوع از آن استفاده گردد.

مادری هروله‌کنان بین صفا و مروه برای کودکش چشمه‌ای می‌جوید؛ ابراهیم این‌جاست! جمی کودک را به آغوش می‌کشد لبان تشنه وخشک و ترک خورده کودک را می‌بوسد، زمزمی می‌جوشد، کودک سیراب می‌شود، برای همیشه، دیگر آبادان تشنه نیست.

تصمیم با همه است. فرزندان گرداگرد پدر جمع می‌شوند هم‌قسم می‌شوند تا جان در بدن دارند برای حفاظت از سرزمین مادری خون از چشم بگیرند جمی پیشانی یک‌یک فرزندان را می‌بوسد، اشک در چشمان حلقه زده است اما خجل از جاری ‌شدن. دقایقی همه در آغوش پدر آرام می‌گیرند تا که آرامش از دشمن بگیرند.

خمپاره‌ای وسط حیاط خانه فرود می‌آید، اما جمی که در رکوع نماز شب است پلک به هم نمی‌‌زند همراهان به حیاط می‌دوند در خانه از جاکنده شده است جمی سلام نماز را می‌گوید و همه را  به صبر و بردباری می‌خواند، آماده می‌شود تا سری به ایستگاه 7 بزند.

زخمی‌ها را به بیمارستان اپیدی و طالقانی می‌رسانند. پیکر شهدا نباید بر زمین بمانند، یعنی گرمای بالای 50 درجه سانتیگراد اجازه نمی‌دهد که بمانند. جمی لاغر است و به راحتی در کناره قبر می‌ایستد دستش را از زیر سر رزمنده شهید بیرون می‌کشد و گونه او را در خاک می‌خواباند؛ گوئی فرزندش را می‌خواباند، لالائی می خواند برای  آرامش ابدی... امروز چند نفر شهید شده‌اند؟ گورکن قبرستان جواب می‌دهد. جمی آمار شهدا را از گورستان به دست می‌آورد.

از دفتر حصرت امام زنگ می‌زنند، آخرین وضعیت را می پرسند. حداقل روزی یک بار با جمی در تماس هستند. حالا معلوم است که یکی از راههای کسب اخبار از جبهه‌های جنگ برای حضرت امام جمی بوده است.

شیرزنی دستش را در مقابل خودروی جمی بالا می‌برد. خودرو می‌ایستد جمی به آرامی خود را به بیرون می‌کشد و می‌شنود: «شوهرم، دو دخترم، یک پسرم شهید شده‌اند، فقط یک پسر مانده که او هم در کنار رزمندگان در ایستگاه 12 است. خانه و زندگی‌ام با خاک یکسان شده است، یک مرغداری هم داشتم که آن هم از بین رفت ولی این جا را ترک نخواهم کرد»

خودرو حرکت می‌کند و جمی ایمان دارد که چنین مردمانی را هیچ قدرتی نمی‌تواند بشکند ساعتی پیش می‌گفتند جمی در فرمانداری است، اما الان صدایش از رادیو نفت ملی آبادان پخش می‌شود. حسین می‌گفت بچه‌های پالایشگاه  تا ساعتی دیگر با او جلسه دارند. بچه‌های سپاه را بگو که پس از حمله هوایی دیشب آب گودال حاصل از افتادن بمب را خالی می کنند که دستی شانه‌های‌شان را صفا داد. امروز دوشنبه است و درس احکام و اخلاق برقرار، گویی که نه جنگی است و نه محاصره‌ای جمی از برادری و مدینه فاضله‌ای می‌گوید که در آن اخلاق اسلامی حاکم است.

اوضاع سیاسی ـ اقتصادی لهستان به هم ریخته است، «اتحادیه همبستگی» تشکیلات سیاسی و رقیب حزب کمونیست لهستان این حزب را به باد تند انتقاد گرفته و سیاستهای اقتصادی وابسته به شوروی آن را  به زیر سئوال برده است اعتصاب سراسر این کشور کمونیستی را فرا گرفته است، برخی مقامات حزب استعفا داده‌اند... جمی در حالی که گوشش را به رادیو چسبانده و گوش به گوینده خبر رادیو بی‌‌بی‌سی می‌دهد سری تکان می‌دهد. این کار هر شب اوست و تمام رادیوهای خارجی را که صدایشان با پارازیتهای زیاد قابل شنیدن است می‌شنود تا بداند که تا دنیا در چه وضعی است و ما در کجای جهان ایستاده‌ایم، و چه بر سر مردمان دنیا می‌گذرد. از جنگ تحمیلی چه گویند و چه می‌دانند...

امروز چقدر گرم است به حد طاقت فرسا. جمی تعمیرکاری را صدا کرده و نشانی به دستش می‌دهد. تا برود و کولر خانه پیرزنی را تعمیر کند. زنی که تنها زندگی می‌کند و دستیاری برای این قبیل کارها ندارد.

روز 13 آبان است و باید به مناسبت اولین سالگرد تسخیر لانه جاسوسی پیامی به رزمندگان و مردم آبادان از رادیو نفت ملی بدهد... بعد  بلافاصله به ستاد پشتیبانی جنگ حرکت می‌کنند. این جسم تکه تکه شده از آن کیست؟ جمی لحظه‌ای خیره می‌ماند، فقط لحظه‌ای!  آنگاه فریاد می‌زند سریع جنازه را جمع کنید عبدالرسول من با  دیگران فرقی نمی‌کند. برادرش را می‌گوید. مگر می‌شود؟!  او هیچ خم به ابرو نیاورد پله‌های ستاد را بالا رفت، شرکت‌کنندگان در جلسه شوک زد‌ه‌اند و در شگفت؛ یعنی حس و عاطفه در جمی مرده است؟! جمی به منزل باز می‌گردد در حالی که یک دستش خونی به خون برادر است  با دست دیگرش که  عبایش را گرفته در را باز می کند, فرزندان در می‌یابند که چه روی داده است جمی می‌گوید «عمویتان شهید شد» همین!

 در فرصتی که دست می‌دهد به دور از چشم همه,  جمی به منزل برادرش که اکنون خالی از سکنه است سر می‌زند، نمازی می‌خواند، خاطرات خود و برادرش در مقابل چشمانش رژه می‌روند.بغضش می‌ترکد و اشکهایش جاری می‌شود شانه‌هایش به شدت تکان می‌خورد. نه! حس و عاطفه او نمرده است بلکه جوانمردی و مردی در او بیشتر زنده است, می‌داند که هر کنش او واکنشی بیشتر در میان یاران دارد. معلوم است که به گاه  شهادت برادر, جمی از درون خورد می‌شود ولی به ظاهر نشان نمی‌دهد تا مبادا این شکستن  در میان صحابی ابعاد یابد و دشمن شاد شود.

«نماز امروز مسجد قدس» جمله‌ای است که دهان به دهان سینه به سینه و به صورت تلفنی و خبر حضوری نقل می‌شود. در تمام یک سال محاصره آبادان برای غافلگیری و باخبر نشدن دشمن از محل نماز جمعه، از قبل مشخص نبود که نماز جمعه در کجا (کمیته ارزاق، مسجد قدس، مسجد خاتم، مسجد بهائیها، مسجد نورو ...) برگزار خواهد شد. بیم حمله و بمباران آن  وجود داشت. نماز جمعه شعب آبادان نباید تعطیل بشود. برگزاری خطیر آن فقط و فقط در عهده و توان شانه‌های پیرمرد است. با وجود اوست که چراغ نماز جمعه روشن می‌ماند و در روزهای سخت محاصره و فشار مضاعف دشمن پرفروزان است و نور متصاعد از آن چشم دشمن را کور می‌کند.

 صدام به قدری از اقامه نماز جمعه در شهر گرداگرد فرو رفته در محاصره عصبانی است که از وقوع انقلاب اسلامی در ایران. چنین اقامه نمازی؛ یعنی شهر زنده است، زندگی جریان دارد و صدای آن را بشنوید. پس دشمن مأیوس و قلب امام شاد است. امام  هر هفته و هر هفته منتظر اقامه نماز جمعه آبادان و با وسواس پی گیر اخبار آن و شنیدن صدای جمی است. نماز جمعه آبادان همان قدر مهم است که نماز جمعه تهران. اصلاً نماز دشمن‌شکن یعنی همین.

سلاح ژ- ث فقط 20 سانت کوتاهتر از جمی است اما همین مرد ضعیف‌الجثه با خطبه‌های آتشین، محکم و قدرتمندش شرر به جان دشمن می‌اندازد. تمام استخوانهای دشمن با صفیر خطبه‌های آبادان به لرزه در می‌آید.

مأمومین چون انگشتر عقیقی جمی را در میان می‌گیرند. بچه‌های رادیو نفت ملی هنوز کابلها و میکروفون را جا به جا می‌کنند. جمی آغاز به سخن می‌کند. می‌خروشد، می‌غرد و آبادان را همچنان پایدار و استوار و زنده و دشمن را خار و زبون می‌خواند. صدام را عفلقی خطاب می‌کند تا تاریخ گذشته‌اش را به یاد آورد و اینکه کیست و در کجای تاریخ ایستاده است. جلاله‌الملک (شاه سلطان حسین) را ملامت می‌کند که چطور به امت اسلام خیانت می‌کند، در نمازهای قبلی نیز با او به عتاب سخن گفته بود.

 الله اکبر... به جلال و جبروتی که در ذهن ما به تصویر نیاید، به بزرگی زمانه‌ای که با اصابت گلوله توپ سقف مسجد بر سر جمی فرو ریخت اما او را  سالم از زیر خروارها خاک و آوار بیرون کشیدند بدون اینکه حتی خراش و  زخمی کوچک برداشته باشد. جمی زنده است چون آبادان زنده است آبادان زنده است  چون جمی زنده است.

 جمی در فکر است؛  شب عید است و ما هنوز اینجا تنها و غریب در مقابل دشمن تا بن دندان مسلح ایستاده‌ایم باید شرح تمامی این روزها را بنویسم، من مسئول هستم و باید مراقب اوضاع باشم باید هر آنچه را می‌بینم، می‌شنوم و مواجه می‌شوم بنویسم تا آیندگان بدانند که در این سرزمین چه گذشت. همه که نمی‌توانند به اینجا بیایند، اما همه حق دارند که بدانند روزی روزگاری در این خطه چه گذشت؛ پس می نویسد: « 01/01/1360، اول فروردین و آغاز سال نو، روز نوروز. سالهای گذشته از ده روز قبل از عید تا سیزده فروردین، خوزستان شاهد هجوم مسافران نوروزی و مسائل مربوط به این مسافران بود. مسئله مهم برای آبادان در سالهای گذشته دراین روزها، مسئله اسکان مسافران نوروزی بود. مسافرخانه‌ها و مدارس مملو از جمعیت می‌شد اغلب منازل پر بود اما امسال جای مسافران نوروزی خالی است. نمی‌دانم چرا نیامده‌اند. که امسال از حیث مسکن هیچ مضیقه‌ای نیست. یک شهر دربست در اختیارشان قرار می‌گرفت. منزلهای اعیان و اشراف شهر و منازل زیبا و دل‌انگیز بریم و بوارده همه اینها خالی که حتی پرندگان نیز دیگر آنجا پروبالی نمی‌‌زنند. نغمه‌های خمسه خمسه و خمپاره و کاتیوشا و ژث و کلاشینکف و تشعشع گلوله‌های ضدهوایی و برق توپها، همه اینها دیدنی است. چرا این عزیزان به تماشا نیامده‌اند...»

رزمندگان و فرماندهان هرچه اصرار می‌کنند که روز حادثه نزدیک است فقط برای مدتی کوتاه شهر را ترک کند. نمی‌پذیرد می‌گوید:‌ «حتی یک ساعت! اینجا خانه من است» پس با وجود پرصلابت اوست که در پنجم مهر 1360 عملیات ثامن‌الائمه با رمز «نصرمن‌الله و فتح قریب» آغاز می‌شود. فردای پیروزی جمی می‌نویسد: «جز فکر پیروزی بزرگ و شکست تاریخی ارتش عراق در جبهه آبادان چیز دیگری در ذهن نیست»

 جمی رفت و به ملکوت اعلی پیوست، اما یادداشتهای جنگ او در دست ماست. وقتی که برای یافتن پاسخ پاره‌ای سئوالات برای اولین بار به نزدش رفتم  او را خسته و رنجور دیدم اما متلألی و درخشان. چنان صافی و زلالی در چهره این مرد موج می‌زد که دوست داشتم فقط ساعتها نگاهش کنم.  او «حاصل عمرش» را به دست من سپرده بود او گفت که یادداشتهایش را از جنگ نوشت تا بماند برای آیندگان, تا تذکری باشد برای مردم.

گرچه او دیگر در میان ما نیست اما همواره یاد دلاوریها و خاطره پایمردیهایش برای همیشه در قلب و ذهن ما و تمامی فرزندان ایران اسلامی باقی خواهد ماند.

او رفت و تن رنجور و خسته‌اش را از همه سختیها و مشقات زندگی رها ساخت خداوند سبحان درجات او را متعالی و در کنار ائمه اطهار محشورش فرماید.

محسن کاظمی

8  دی 1387


کلمات کلیدی:
 
تصویر ایت الله جمی
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٩  


کلمات کلیدی: عکس
 
تشکیل ستاد برگزاری مراسم ارتحال حجت الاسلام جمی در آبادان
ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
جلسه ستاد برگزاری مراسم ارتحال حجت الاسلام غلامحسین جمی امروز در فرمانداری آبادان تشکیل شد.

به گزارش خبرنگار مهر در آبادان، فرماندار آبادان در این نشست گفت: حجت الاسلام جمی در دوران زندگی پر افتخار و صادقانه خود به ویژه سالهای دفاع مقدس به عنوان نماد و مظهر مقاومت مردم بود.

سیدخلف موسوی افزود: مردم داغدار آبادان برای وداع با این پیر فرزانه و عزاداری گردهم می آیند و مردم و مسئولان باید مراسمی مناسبی که در شان وی باشد، برگزار کنند.

وی اضافه کرد: برای برگزاری مراسم عزداری و تشییع وی کمیته هایی تشکیل تا مردم بتوانند هرچه با شکوهتر از این مجاهد نستوه، اسوه مقاومت و جهاد و ایثار تجلیل کنند.

در ادامه این جلسه، کمیته هایی با عنوان انتظامی، اطلاع رسانی، پشتیبانی، تبلیغات و مراسم و کمیته عشایر تشکیل شد.

فرماندار آبادان افزود: تمام اطلاعیه ها و اخبار مربوط به مراسم باید از طریق ستاد اطلاع رسانی تهیه و ارسال شود.

موسوی گفت: مسیر مراسم تشییع پیکر پاک امام جمعه که سه شنبه انجام خواهد شد از مصلای آبادان تا مسجد قدس این شهر خواهد بود.


کلمات کلیدی:
 
تصویر مراسم بزرگداشت در
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
تعداد بازدید کنندگان خبر:52
تاریخ: 8/10/1387
نگاهی به تصاویر کنگره نکوداشت مرحوم آیت الله جمی در تهران

کلمات کلیدی:
 
تصویر جمی و رفسنجانی در مراسم بزرگداشت
ساعت ۸:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

 


کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی ،عکس
 
تصویر ایت الله جمی در مراسم بزرگداشت
ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
کلمات کلیدی: عکس
 
نماینده ولی فقیه در خوزستان:حجت الاسلام والمسلمین جمی سمبل مقاومت آبادان شد
ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در اهواز، آیت الله موسوی جزایری نماینده ولی فقیه در استان خوزستان در پیامی آیت الله جمی را پدر رزمندگان اسلام و سمبل مقاومت آبادان خواند و  ارتحال وی را تسلیت گفت.

متن این پیام به این شرح است:

 

 

عالم جلیل القدر و مجاهد خستگی ناپذیر حضرت حجت الاسلام و المسلمین جمی پس از عمری خدمت صادقانه و خالصانه در آستانه ماه محرم الحرام و سوگواری حضرت سید الشهداء (ع) دعوت حق را لبیک گفته و به اولیاء گرامش خصوصا مولایش ابی عبدالله الحسین علیه السلام پیوست .

 

از ویژگیهای ایشان عشق شدید به ساحت مقدس حضرت ابی عبدالله الحسین و ذکر مصائب آن حضرت بود .

 

آنجناب یک روحانی دلسوز و مردم دوست و مجاهد خستگی ناپذیر بود ، از بدو قیام حضرت امام خمینی در سال 42 به صفوف انقلاب پیوست و با خطابه های غرّا و آتشین با رژیم ستمشاهی مبارزه کرد ، در دوران دفاع مقدس در زیر آتش شدید دشمن مقاومت قهرمانانه کرد و در حق رزمندگان اسلام پدری نمود و بحق سمبل مقاومت مردم آبادان و پیر جبهه ها شد .

 

اینجانب که در این مصیبت جانسوز برادری صمیمی و همکاری قدیمی و همرزمی ارزشمند را از دست داده ام و در مصیبت سهیم و شریک می باشم، با تأسف و تأثر به محضر مقدس رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی فقیه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای و بیت شریف و محترمشان و همچنین مردم ولایتمدار آبادان تسلیت عرضه داشته، جبران این ضایعه مولمه را از درگاه باری تعالی مسئلت دارم .

 

 

 

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته .

 

اهواز- موسوی جزایری


کلمات کلیدی: موسوی جزایری
 
سپاه پاسداران رحلت آیت الله جمی را تسلیت گفت
ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه ای رحلت آیت الله جمی امام جمعه مومن و شجاع آبادان را تسلیت گفت.

به گزارش حیات به نقل از روابط عمومی سپاه پاسداران، در این اطلاعیه آمده است: در آستانه فرا رسیدن محرم حسینی خبر ارتحال آیت الله غلامحسین جمی نماینده امام (ره) و مقام معظم رهبری و اولین امام جمعه آبادان، خوزستان دلاور را اندوهگین کرد. شخصیت شجاعی که در طول دوران دفاع مقدس با حضور در سنگرهای مقاومت شهر یار و یاور رزمندگان سپاه، ارتش و بسیج و مایه دلگرمی آنان بود.
در این اطلاعیه آمده است: این عالم وارسته و خداترس که در طول هشت سال دفاع مقدس و در بدترین شرایط در زیر بارش گلوله های دشمن هرگز سنگر نماز جمعه آبادان و جبهه های جنگ را ترک نکرد و با خطابه های تاثیرگذار خود به مظهر مقاومت مردم این شهر در برابر تجاوز دشمن بعثیب بدل شد، سرانجام پس از عمری مجاهدت خستگی ناپذیر در سن 84 سالگی دعوت حق را لبیک گفت و به سوی محبوب خویش شتافت.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در این اطلاعیه رحلت این مجاهد نستوه را به حضرت ولی عصر (عج)، مقام معظم رهبرِی، مردم غیور آبادان و بیت معظم وی تسلیت گفت و از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت واسعه الهی مسئلت کرد


کلمات کلیدی:
 
پیام تسلیت وزیردفاع به مناسبت درگذشت آیت الله جمی
ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

وزیر دفاع وپشتیبانی نیروهای مسلح در پیامی رحلت عالم وارسته، روحانی بسیجی، حضرت آیت الله حاج شیخ غلامحسین جمی را به خانواده ایشان، رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی، روحانیت معظم، حوزه های علمیه، ملت شریف ایران و رزمندگان تسلیت گفت.
به گزارش اداره کل تبلیغات دفاعی وزارت دفاع، در پیام سردار سرتیپ محمد نجار، با اشاره به سوابق مبارزاتی و حضور مستمر و موثر ایشان در طول دفاع مقدس در سنگر نماز جمعه شهر آبادان آمده است: آیت ا... جمی پژواک مقاومت و پایداری مردم در اوج محاصره شهر مقاوم آبادان بود. خطبه های شورانگیز و شورگستر ایشان در زیر بمباران های شدید دشمن بعثی روحیه بخش رزمندگان اسلام و مایوس کننده دشمن متجاوز بود.
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس نیز درپیامی درگذشت پیر بسیجی، حجت الاسلام والمسلمین غلامحسین جمی را تسلیت گفت.
سردار میرفیصل باقرزاده دراین پیام اورده است: آن مرحوم باوجود همه مشکلات و سختی های دوران جنگ تحمیلی مانند کوه در آبادان ایستاد و عامل تقویت روحیه رزمندگان اسلام بود.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با صدور اطلاعیه ای درگذشت آیت ا... جمی امام جمعه مومن و شجاع آبادان را تسلیت گفت


کلمات کلیدی:
 
جمی" نماد حضور پرصلابت روحانیت در سال های دفاع مقدس بود
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
جمی" نماد حضور پرصلابت روحانیت در سال های دفاع مقدس بود
رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس در گذشت پیر بسیجی، حجت الاسلام غلامحسین جمی را تسلیت گفت.

به گزارش خبرگزاری مهر، سردار میرفیصل باقر زاده گفت: آن مرحوم علیرغم همه مشکلات و سختی های دروان جنگ تحمیلی مانند کوه در آبادان ایستاد و اقامه نماز جمعه و جماعت کرد و به یک وجود پربرکت در تقویت روحیه رزمندگان اسلام تبدیل شد. 

 باقرزاده، امام جمعه سابق آبادان را نماد حضور پرصلابت روحانیت در سال های دفاع مقدس توصیف کرد و افزود: اقامه نماز جمعه در زیر بمباران دشمن، حضو در بین مردم، تلاش در جهت نجات آبادان در روزهای سخت محاصره و حماسه ذوالفقاری، پا به پای فرماندهان و رزمندگان سلحشور در خطوط مقدم جنوب خوزستان از ایشان اسطوره ای بیاد ماندنی در اوراق زرین دفاع مقدس بجای گذاشت.

وی درگذشت این مجاهد نستوه و روحانی مبارز را  به پیشگاه مقام معظم رهبری، روحانیت مبارز، پیشکسوتان جهاد و شهادت و مردم شریف آبادان و خرمشهر تسلیت گفت و یاد و خاطره سمبل پایداری در آبادان قهرمان را گرامی داشت


کلمات کلیدی: بنیاد حفظ اثار
 
بیش از نیم قرن مجاهدت و مقاومت .صدر هاشمی.
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
جمی از میان ما رفت، با کارنامه‌ای افتخارآمیز از مبارزه، مقاومت و ایثار در راه تحقق آرمان‌های بلند دینی و انقلابی. من او را از سال‌های دور می‌شناسم. آنچه از دوران نوجوانی و جوانی از شخصیت او در ذهن من نقش بسته، آمیزه‌ای از شجاعت، متانت و صداقت است. من او را به دلیل نزدیکی که با مرحوم پدرم ـ که فقیهی پارسا بود ـ داشت، خوب می‌شناسم؛ کلام و کردار او حتی نگاه او برای من در آن سال‌ها، پرجذبه بود و در دل و جان من می‌نشست.

جمی در سال‌های پس از قیام 15 خرداد در متن تحولات نهضت امام خمینی(ره) بود و در راه استمرار نهضت و تبیین اندیشه و مکتب فقهی سیاسی رهبر آن، کوشش‌ها می‌کرد. در نشست‌های هفتگی که به همت او و عده‌ای از روحانیون شهر تشکیل می‌شد، متهورانه و باورمندانه از امام سخن می‌گفت. در همین جلسات بود که شهید مفتح نیز که هر از چند گاهی به آبادان می‌آمد، سخنرانی می‌کرد و به افشاگری علیه رژیم پهلوی و دفاع از نهضت امام می‌پرداخت. اینها همه در حالی بود که جلسات هفتگی روحانیون آبادان، از ارکان مؤثر بر استمرار نهضت در سال‌های دهه 40 در شهر آبادان بود.

جمی در سال‌های مبارزه و به ویژه در ماه‌های نزدیک به پیروزی انقلاب، پناه جوانان متدین و انقلابی شهر بود، به آنان امید می‌داد، وضعیت را تبیین می‌کرد و البته بر توکل به خدا تأکید داشت. او رکن اصلی تحولات و همواره در تب و تاب بود و کمتر به توصیه‌ها و تهدیدات عوامل رژیم و حکومت نظامی توجه می‌کرد. البته جانب حزم و احتیاط را نیز از دست نمی‌داد.
 

جمی در فراز و فرودهای تحولات آن روزها، همواره در کنار فرهنگیان، بازاریان، کارکنان ادارات، دانشجویان و ... بود و به دلیل ویژگی‌ها و جاذبه‌های شخصیتی، کلامش مورد پذیرش قرار می‌گرفت. همچنین وی در جریان اعتصابات پالایشگاه آبادان که به زودی همه بخش‌های صنعت نفت را در بر گرفت و با همت والای کارکنان متدین و انقلابی تا سقوط رژیم ادامه یافت و البته با فشارها و تهدیدهای بسیاری هم همراه بود، او نقش تأثیرگذاری داشت.

با پیروزی انقلاب و فروپاشی نظام شاهنشاهی، محور انتظام امور شهر در هم ریخته شد، اما وی به همراه گروهی از یاران انقلاب با عزمی جزم با تشکیل کمیته انقلاب به رتق و فتق امور پرداخت. او در استقرار نظام نوپای برخاسته از انقلاب، سر از پای نمی‌شناخت و از همه توان و اعتبار خود همچون سال‌های پیش از پیروزی، مایه می‌گذاشت. وقتی اوضاع به طور نسبی تثبیت شد، نماز جمعه را در محل دانشکده نفت آبادان - که یکی از مراکز تجمع فعالیت‌های انقلابی در ماه‌های پیش از پیروزی بود - اقامه کرد.

در آخرین روز تابستان سال 1359 با فرود نخستین گلوله‌های دشمن و بمباران فرودگاه و برخی مراکز صنعتی و نفتی، شهر که خود را برای بدرقه فرزندانش به کانون‌های تعلیم و تربیت آماده می‌کرد، به یک‌باره در آتش و خون گرفتار شد. شعله‌های دود و آتش از پالایشگاه که نماد زندگی و پویایی شهر بود، به آسمان برخاست، قامت نخل‌های سبز، یکی پس از دیگری در هم شکست و مردم مظلوم شهر، گروه گروه به خاک و خون غلتیدند. بسیاری از مردم نیز ناگزیر از ترک خانه و کاشانه خود شده و با اندک وسایل ضروری همراه، راهی دیار غربت شدند. روزها طول کشید تا باور کنیم فصلی دیگر از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین آغاز شده است و باید خود را برای زندگی در شرایط جدید و مقاومت در برابر مهاجمان آماده کنیم.

جمی در چنین شرایط پرخطر و غمناکی نمی‌توانست شهر و فرزندان را به حال خود رها کند. او که بهای ماندن را می‌دانست، ماند تا در کنار فرزندان شهر که آنان نیز توان دل کندن از شهرشان را نداشتند، از حیثیت و کرامت یک ملت دفاع کند. او که بهانه‌ها برای رفتن داشت، ماندن را برگزید و نقشی نانوشته را در آن اوضاع نفسگیر بر عهده گرفت.

پیگیری‌های او در آن روزهای پرحادثه، در کنار تلاش‌های مجدانه و ایثارگرانه مسئولان شهر، آرامشی نسبی به ارمغان آورد و شهر در هیأت یک شهر کاملا جنگی سامان گرفت. گروه‌هایی از جوانان شهر در کنار دیگر جوانانی که از شهرهای دور و نزدیک آمده بودند، پیرامون شهر مستقر شدند.

با تشکیل ستادهای گوناگون همچون فرمانداری، بهداشت و درمان، ارزاق، عشایر عرب، رادیو آبادان، شهرداری، آب و برق و مساجد، امکان مقاومتی قهرمانانه و افتخارآمیز ـ و چه بسا طولانی ـ فراهم شد. جمی به این ستادها سر می‌زد، با رزمندگان دیدار و گفت‌وگو می‌کرد و آیات جهاد و امید و نصرت را بر آنان می‌خواند و بدینسان، انگیزه مقاومت را در آنان دوچندان می‌کرد. پیام‌های او از فرستنده رادیو آبادان ـ که آن روزها، صدای مقاومت شهر بود ـ مخاطبان بسیاری در آبادان و جبهه‌های اطراف آن داشت. او به بیمارستان‌ها می‌رفت و از مجروحان عیادت می‌کرد، به بدرقه شهیدان می‌رفت و محور انسجام امور شهر بود و طرفه آن‌که در آن اوضاع و احوال شهر که صدای انفجار و صفیر گلوله، لحظه‌‌ای قطع نمی‌شد، خطبه عقد هم جاری می‌کرد.
نماز جمعه شهر، گاه در زیر چتری از آتش و دود، گاه نیز در فاصله نزدیکی از خطوط رویارویی با دشمن برگزار می‌شد و نمازگزاران که مسئولان شهر مقاومت و رزمندگان بودند با انگیزه‌ای قوی و بدون هراس از گلوله‌های دشمن، نماز را به امامت او اقامه می‌کردند.

پخش خطبه‌های جمعه جمی از رادیو آبادان، دل‌های هزاران انسان را از فراسوی حصار شهر به آنجا می‌کشاند.

نماز جمعه شهر در محاصره نه تنها نماد مقاومت آبادان که نشان اراده یک ملت برای پایداری و دفاع از سرزمین و آیین خود بود. خطبه‌های نماز جمعه جمی در آن سال‌ها، آمیزه‌ای از معنای شهادت، اراده مقاومت، رنگ صداقت، حلاوت ایمان و حس شعور و آگاهی را داشت.
جمی همواره برای نجات شهر با مسئولان کشوری در تماس بود و اوضاع را برای آنان تشریح می‌کرد و برای رفع مشکلات و کمبودها، از آنان یاری می‌طلبید و به ویژه ضرورت شکستن محاصره آبادان را به آنان یادآور می‌شد. او هر از چندی، گزارشی از وضعیت شهر را برای استحضار امام امت(ره) ارسال می‌کرد.

جمی در سفری به تهران، ضمن ملاقات با امام راحل(ره) و ارایه گزارشی از اوضاع و درخواست از حضرت ایشان برای جلب توجه بیشتر مسئولان نظامی و دفاعی به آبادان، در مراسم نماز جمعه دانشگاه تهران حضور یافت و در سخنرانی کوتاهی، پیام مظلومیت شهری را که در محاصره بود، اما هنوز نفس می‌کشید و مقاومت می‌کرد، به گوش نمازگزاران آن روز و همه مردم ایران رساند و توجه بیشتر مسئولان را خواستار شد.
 
در نتیجه پیگیری‌های او و مسئولان شهر، نمایندگان مجلس و فرماندهان نظامی و به دنبال صدور فرمان تاریخی امام(ره) مبنی بر ضرورت شکسته شدن حصر آبادان، به زودی در عملیاتی غرورآفرین و حماسی،‌ محاصره یک ساله شهر در هم شکست.

با شکسته شدن محاصره آبادان و فراهم آمدن امکان رفت‌وآمد به شهر، خطبه‌های جمی نیز مخاطبان حضوری بیشتری یافت؛ رزمندگان جبهه‌های جنوب، گروه‌های دانشجویی، اصناف، فرهنگیان، مسئولان کشوری، روحانیون و دیگر اقشار ملت که از سراسر کشور برای دیدار از جبهه‌های جنوب به این خطه می‌آمدند، روز جمعه، میهمان نماز جمعه بودند. نمازهای جمعه آبادان در آن سال‌ها، صحنه‌های زیبایی از پیوند جبهه‌های جنگ و دفاع با آحاد جامعه را به نمایش می‌گذاشت.

پذیرش قطعنامه و پایان جنگ برای جمی به معنای پایان سختی‌ها نبود؛ مهاجران جنگ با کوله‌باری از درد و رنج زندگی در غربت به شهر بازمی‌گشتند؛ در حالی که شهر هنوز خسته و مجروح بود.

این بار هم جمی بود که باید می‌ماند و ‌ماند و حضورش مرهمی بود بر رنج‌ها و زخم‌های دل مردم خسته و وامانده. او در کنار مردم ماند و در کار بازسازی خانه و کاشانه‌شان گره‌گشایی کرد. دیدن دردها و مشقت‌های مردم مظلوم و جنگ‌زده در این سال‌ها، به مراتب از تحمل سختی‌ها و خطرهای سال‌های جنگ و محاصره بیشتر بود. هرچه بود اما با تن خسته خود صبر کرد، او رضایت خداوند را می‌خواست و گره‌گشایی از کار خلق را عبادت می‌دانست.

جمی در همه سال‌های زندگی، ساده زیست، مردمی ماند و دل در گرو دنیا نگذارد. در سال‌های اخیر، بیماری‌های متعدد به دنبال آن همه سختی، توان را از او گرفت و پیکر او را فرسود و سرانجام در شامگاه روز شنبه، هشتم دی ماه، روح بلند او از دنیای فانی ما به ملکوت اعلی پر کشید تا همنشین صالحان و شهیدان باشد.

آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین جمی، امروز در میان ما نیست، یاد و خاطره او که در همه سال‌های زندگی، ساده زیست، مردمی ماند و دل در گرو دنیا ننهاد، اما جاودانه خواهد ماند.
عاش سعیدا و مات سعیدا

کلمات کلیدی: صدرهاشمی محمد
 
رضایی:شجاعت جمی فراموش ناشدنی
ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، در پیامی درگذشت آیت‌الله جمی، امام جمعه دوران دفاع مقدس آبادان را تسلیت گفت.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، متن پیام دکتر محسن رضایی بدین شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
عالم مجاهد، انسان صبور و مقاوم و ایثارگر خیرخواه و زاهد و خدوم
آیت‌الله آقای حاج شیخ غلامحسین جمی، امام جمعه والامقام شهر ایثار و مقاومت، آبادان به دیار خدا شتافت تا پاداش فداکاری، مجاهدت و اخلاص و صداقتش را دریافت کند.
نام جمی با واژه مقاومت و فداکاری در طول دفاع مقدس عجین است. شهامت و شجاعت و ایثارگری او به ویژه در دوران سخت حصر آبادان و در سنگر امامت جمعه در خاطره فرماندهان جبهه‌ها و رزمندگان اسلام فراموش ناشدنی است. او در شرایط سخت دفاع مقدس در کنار ما بود و شهر و جبهه را ترک نکردند.

اینجانب ارتحال این عالم وارسته را به محضر حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه‌الشریف ـ مقام معظم رهبری در حوزه‌‌های علمیه، قاطبه ملت ایران، علی‌الخصوص هم‌وطنان خونگرم خوزستانی و به ویژه مردم وفادار آبادان و بیت مکرم ایشان تسلیت عرض نموده، از درگاه حضرت احدیت برای آن فقید سعید، علو درجات و برای عموم بازماندگان، صبر و اجر و دوام توفیق مسألت می‌نمایم.


کلمات کلیدی: رضائی محسن
 
آیت الله شفیعی: حجت الاسلام جمی عامل افزایش روحیه رزمندگان در آبادان بود
ساعت ٧:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
اهواز - خبرگزاری مهر: نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری گفت: حجت الاسلام و المسلیمن جمی اسطوره مقاومت و پایداری در حماسه هشت سال دفاع مقدس در شهرستان آبادان بود.

به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، آیت الله سید علی شفیعی امروز در جلسه شورای اداری در سالن اجتماعات سازمان آب و برق عنوان کرد: این عالم ربانی با ثبات و ایستادگی خود در آبادان بزرگ ترین روحیه را به رزمندگان اسلام می داد.

وی عنوان کرد:حجت الاسلام و المسلیمن جمی  انسانی مخلص ، خدا پرست و با ایمان بود که هیچگاه نمی توان او را فراموش کرد.

آیت الله شفیعی گفت: حجت الاسلام جمی در سنگر امامت جمعه، روحانیت و در دیگر سنگرها به بهترین شکل ممکن انجام وظیفه و خدمت رسانی کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به فرا رسیدن ایام عزاداری اباعبدالله حسین (ع) اشاره و اظهار داشت: بزرگ ترین سرمایه ما برای حفظ دین و مذهب همین برنامه هایی است که برای امام حسین(ع) برگزارمی شود.

آیت الله شفیعی گفت: دشمنان نیز به خوبی به این مسئله دست یافته اند و به همین منظور از سه سال گذشته با یک برنامه ریزی دقیق به دنبال ضربه زدن به اعتقادات مردم بوده اند.

نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری افزود: استکبار دست بر روی سه نقطه حساس مرجعیت، روضه خوانی و اشعار مداحان که شیعیان بر روی آنها حساس هستند گذاشته است و دقیقا بر روی آنها برنامه ریزی کرده اند.

آیت الله شفیعی اضافه کرد: دشمنان با تفرقه افکنی بین مراجع تقلید به عنوان بزرگ ترین پشتوانه مردم در جامعه اسلامی، رخنه کردن در مراسم روضه خوانی ها و از محتوا تهی کردن این مراسم ها و برانگیختن شاعران و مداحان بی سواد و تهی از اعتقادات اسلاهی به دنبال ضربه زدن به اسلام و شیعه هستند


کلمات کلیدی: خبرگان
 
تسلیت هاشمی رفسنجانی به مناسبت درگذشت آیت‌الله جمی
ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
آیت الله هاشمی رفسنجانی رحلت امام جمعه شجاع و مقاوم آبادان در دوران دفاع مقدس را تسلیت گفت.
به گزارش مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پیامی اعلام کرد: ارتحال عالم ربانی، روحانی جانباز و یادگار هشت سال دفاع مقدس، شادروان آیت‌الله غلامحسین جمی، موجب تاسف و تالم خاطر گردید. این روحانی نستوه در طول دوران هشت سال جنگ تحمیلی همواره با حضور خود در مناطق پرخطر جنگی، بویژه سنگر نماز جمعه آبادان، موجب تقویت روحیه رزمندگان اسلام، بویژه مردم مقاوم و خونگرم آبادان بود.
ضایعه فقدان آیت‌الله جمی را به حوزه‌‌های علمیه، حوزه علمیه خوزستان، روحانیت و مردم مؤمن آبادان، بویژه اعضای بیت محترم ایشان تسلیت می‌گویم و از درگاه احدیت برای آن عالم بزرگوار رحمت‌ واسعه و برای فرزندان، بازماندگان و آشنایان صبر و اجر مسئلت می‌نمایم.

کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی
 
کعبی در نطق پیش از دستور:حضور آیت‌الله جمی در جبهه‌ها موجب دلگرمی مردم بود یکشنب
ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

خبرگزاری فارس: نماینده آبادان در مجلس گفت: آیت‌الله جمی با شروع جنگ تحمیلی در کنار نیروهای سپاه و ارتش قرار گرفت و حضور او در جبهه‌های جنگ موجب دلگرمی مردم آبادان بود. به گزارش خبرنگار امور مجلس خبرگزاری فارس، عبدالله کعبی نماینده آبادان در مجلس شورای اسلامی به عنوان سومین ناطق پیش از دستور جلسه علنی امروز شنبه مجلس شورای اسلامی با اشاره به رحلت آیت‌الله جمی گفت: ایشان از روحانیون مبارز خوزستان بود و در غیاب امام خمینی (ره) اولین امام جمعه شهر آبادان بود و مقتدای رزمندگان در طول هشت سال جنگ تحمیلی بود. وی افزود: آیت‌الله جمی کار مبارزه با رژیم ستم‌شاهی را در آبادان آغاز کرد و با قیام حضرت امام خمینی(ره) در دهه 40 آن را تداوم بخشید. نماینده آبادان در مجلس با اشاره به دیگر ویژگی‌های آیت‌الله جمی اظهار داشت: این عالم بزرگ با پیروزی انقلاب اسلامی ایران هدایت انقلابیون آبادان را بر عهده گرفت و با شروع جنگ تحمیلی در کنار نیروهای سپاه و ارتش قرار گرفت و حضور او در جبهه موجبات دلگرمی همه مردم این شهر را فراهم کرد. کعبی رحلت آیت‌الله جمی را به حضرت ولی عصر(عج)، مقام معظم رهبری و ملت ایران به ویژه مردم آبادان تسلیت گفت.


کلمات کلیدی:
 
متن اطلاعیه بیت آیت‌الله غلامحسین جمی
ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
زندگینامه و اطلاعیه بیت آیت‌الله جمی به مناسبت ارتحال آن روحانی مجاهد

خبرگزاری فارس: بیت آیت‌الله غلامحسین جمی، امام جمعه مجاهد و یادگار ارزشمند دوران دفاع مقدس به مناسبت ارتحال آن روحانی مبارز اطلاعیه‌ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کردند.

 متن اطلاعیه بیت آیت‌الله غلامحسین جمی به شرح زیر است:
انا‌لله و انا الیه راجعون
قال الله تعالی: «من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا صدق‌الله العلی العظیم.»
با اعلام تسلیم در برابر مشیت الهی و بدینوسیله به اطلاع می‌رساند حضرت آیت‌الله حاج شیخ غلامحسین جمی نماینده امین امام عظیم‌الشان (ره) و مقام معظم رهبری (مدظله) و اولین امام جمعه شهر مقاوم، قهرمان‌پرور، مهد شهیدان سرافراز آبادان پس از عمری مبارزه، مقاومت و ایثار در راه تحقق آرمان‌های بلند دینی و انقلابی به ندای ارجعی لبیک گفت و شب گذشته به دیدار معبود شتافت.
این روحانی مردم‌دوست، صادق و افتخار‌آفرین که در طول سال‌های دفاع مقدس و به‌ویِِِژه در دوران محاصره شهر آبادان، یاور و همراه رزمندگان اسلام بود با دلی آرام و روحی بلند از دنیای فانی ما پرکشید تا در ملکوت اعلی، همنشین صالحان و شهیدان باشد.
ضمن عرض تسلیت به امام عصر (عج)، مقام معظم رهبری، روحانیت متعهد، مردم شریف و یادگاران دوران پرحماسه دفاع مقدس و ابراز سپاس فراوان از همه عزیزان بزرگواری که در طول دوره بیماری ایشان با حضور در بیمارستان، تماس‌های روزانه و مکرر و نیز برپایی مجالس دعا و نیایش ما را مرهون عنایت‌های خود ساخته‌اند و همچنین با تشکر ویژه از کادر پزشکی و تیم پرستاری بیمارستان امام خمینی آبادان که صادقانه و مجدانه برای بهبود عزیزمان تلاش داشتند، به اطلاع می‌رسانیم مراسم تشییع پیکر پاک آن فقید مجتهد در آبادان انجام خواهد شد که اطلاعات تفضیلی به‌زودی به آگاهی خواهد رسید.
عاش سعیدا و مات سعیدا
بیت مرحوم آیت‌الله جمی
هشتم دی ماه 1387

آیت‌الله جمی که بود؟
آیت‌الله غلامحسین جمی در سال 1304 هجری شمسی در یک خانواده فقیر و مذهبی در قریه اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر به دنیا آمد.
آیت‌الله غلامحسین جمی امام جمعه جانباز و مبارز دوران دفاع مقدس از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با حکم حضرت امام خمینی (ره) به عنوان امام جمعه شهرستان آبادان منصوب شد.
آنچه در پی می‌آید زندگینامه ایشان است که در حین تصویربرداری فیلم زندگی‌اش بازگوکرده است.

*شروع درس خواندن
« سال تولد من تقریباً با اوایل سلطنت پهلوی اول مصادف بود و در آن زمان در محل ما، حوزه علمیه وجود نداشت، در روستای ما مدرسه هم نبود، تنها مکتب‌خانه‌ای بود که بچه‌ها اعم از دختر و پسر در آن جا درس می‌خواندند.
حدود شش یا هفت سال داشتم که مرحوم پدرم مرا به آن مکتب‌خانه برد، در همان مکتب‌خانه بودم که مدرسه ابتدایی تأسیس شد، مدرسه‌ای با چهار کلاس به نام مدرسه انوشیروان و تا کلاس ششم ابتدایی در همان مدرسه بودم، مدرک ششم ابتدایی را گرفتم اما دیگر در اطراف ما مدرسه‌ای نبود.

*تحصیلات حوزوی
از آنجایی که پدرم عشق و علاقه فراوانی به امور مذهبی و روحانیت داشت، مرا علاقه‌مند کرده بود که وارد حوزه علمیه بشوم.
علاوه بر این، گاهی که در جلساتی می‌نشستیم و بعضی از این پیرمردهای باسواد شعر می‌خواندند، لغت می‌دانستند، حکایت نقل می‌کردند، لغت عربی بلد بودند، در من تأثیر می‌گذاشت و بیشتر علاقه‌مند می‌شدم که دنبال دروس حوزوی بروم.
بعداز دروس ابتدایی، به همان دلیلی که ذکر شد، دیگر عملاً برای من امکان ادامه تحصیل در مدارس دولتی نبود، در همین زمان دو تن از روحانیون خیلی خوب نجف‌رفته به اهرم آمده بودند و در همسایگی ما سکونت داشتند.
آنان حاج شیخ محمد‌علی مأحوزی و حاج شیخ علی مأحوزی بودند که از شاگردهای خوب مرحوم آقا ضیا عراقی، مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم محمد کاظم شیرازی و مرحوم اصطهباناتی به شمار می‌رفتند، بعداز اتمام جامع‌المقدمات و مقدار زیادی از سیوطی، برای ادامه درس به برازجان و بوشهر رفتم، سپس حادثه‌ای در زندگی من رخ داد که از استان بوشهر هجرت کردم و به آبادان آمدم، از زمانی که به آبادان آمدم زندگی من وارد فصل دیگری شد و سال 1327 بود که وارد آبادان شدم.
شنیدم که یک روحانی به نام حاج شیخ عبدالرسول قائمی که در آبادان خیلی خدمت می‌کند ایشان در آبادان به اصطلاح خیلی گل کرده بود، مرحوم آیت‌الله قائمی مدرسه علمیه‌ای را تأسیس کرده بود و من وارد این مدرسه شدم، خدا رحمتش کند مرد بزرگی بود، پرورشگاهی را هم تأسیس کرده بود، از من دعوت کرد که به عنوان معلم عربی در این پرورشگاه درس عربی بدهم، صرف و نحو را شروع کردم، خیلی مورد توجه‌شان واقع شد.
درس می‌‌دادم و هم معالم و شرایع (فقه و اصول) را از مرحوم آیت‌الله قائمی و مرحوم سید موسی حسینی می‌آموختم. مشغول تحصیل بودم که شرایط برای رفتن به نجف مهیا شد، خیلی علاقه‌مند بودم به نجف مشرف بشوم، خلاصه قاچاقی به نجف رفتم و در آن جا حاشیه ملاعبدالله و مطول را خواندم و از محضر آیت‌الله راستی کاشانی خیلی استفاده کردم و ایشان هم به من خیلی محبت پیدا کرده بود و با هم مأنوس شده بودیم.
در درس مطول مرحوم حاج شیخ محمد‌علی مدرس هم شرکت کردم.
مدتی در نجف بودم، تا این که مریض شده، مجبور شدم به ایران بازگردم، به آبادان برگشتم و در آن جا ماندگار شدم و تحصیل را ادامه دادم، در آبادان اساتید خوبی وجود داشتند مانند مرحوم آیت‌الله قائمی و مرحوم آیت‌الله صدر هاشمی که صاحب رساله بودند، همین‌طور مرحوم آیت‌الله شیخ محمد‌طاهر آل شبیر خاقانی که مرجع تقلید و صاحب رساله بود، بنده بیشتر نزد اینها درس خواندم و بیشترین استفاده را از این اساتید بردم، این آقایان بر گردن من حق دارند، تا آن‌جا که می‌توانستند، به من توجه داشتند.

*آثار علمی
متأسفانه من این توفیق را نداشتم که کتابی بنویسم اما گاهی مقاله‌هایی می‌نوشتم که در نشریه مکتب اسلام منتشر می‌شد، مقاله‌هایی هم برای روزنامه ندای حق که از روزنامه‌های بعد از شهریور 21 و روزنامه دینی بود نوشته‌ام اما آثار قلمی مستقلی ندارم، به عقیده من این توفیقی است که نصیب بنده نشد.

*اسناد و مدارک شخصی
زندگی بنده در دوران مبارزات انقلاب و در طول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دستخوش یک سری اتفاقات و حوادث شد، اسناد و مدارک و اجازه‌نامه‌های خوبی داشتم، اجازه‌نامه از مرحوم آیت‌الله حاج سید عبدالهادی شیرازی (ره)، از مرحوم آیت‌الله اصطهباناتی (ره)، از مرحوم آیت‌الله حکیم (ره)، از مرحوم آیت‌الله خویی (ره)، از مرحوم حضرت امام (ره) و از آیت‌الله گلپایگانی (ره) و الان هم از همه مراجع اجازه‌نامه و دستخط دارم اما در نقل و انتقالاتی که به واسطه انقلاب و بعد هم جنگ داشتیم، همه آنها از بین رفتند.
در دوران جنگ که آبادان تخلیه شد و مردم به خاطر ناامنی و پرتاب خمپاره‌ها، راکت‌ها، موشک‌ها و حمله هواپیماهای عراقی مجبور شدند شهر را ترک کنند، من هم خانواده خود را به جای دیگری فرستادم و به تنهایی در آبادان ماندم، تا اینکه منزل ما براثر اصابت گلوله توپ صدمه دید و ناامن شد، از این رو مجبور شدم منزل را به جای دیگری منتقل کنم و از آن جا هم به جای دیگر و از آن جا هم به جای دیگر و ... در طول جنگ پنج بار منزل ما تغییر کرد، در آبادان و بعد هم اهواز جابه‌جا شدم.
در این نقل و انتقال‌ها، کتاب‌ها و اسناد و مدارک بنده از بین رفت و بسیاری از آنها مفقود شد و الان فقط تعدادی از اجازه‌نامه‌های مراجع فعلی نزد من است.

*علاقه‌مندی به مسائل سیاسی
یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم، در آن ایام، تنها روزنامه‌ای که برای ما قابل دسترسی بود، روزنامه اطلاعات بود که آن را هم گاهی از بوشهر یا برازجان تهیه می‌کردم، این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقه‌مند کرد، به‌خصوص وقتی که جنگ دوم جهانی شروع شده بود.
اخبار جنگ در روزنامه‌ها مطرح می‌شد، لازم به ذکر است که من از ابتدا، شم سیاسی داشتم و این روزنامه خواندن‌ها و دنبال وقایع بودن، مرا بیشتر به سمت سیاست می‌کشاند.
آن زمانی که درس می‌خواندم، این سؤال برای من مطرح بود که این درس‌ها را برای چه می‌خوانیم؟ این‌ها که کاربرد عملی ندارند، آن چه که ما در فقه می‌خواندیم، قسمت عمده‌اش مربوط به مسائل اجتماعی و اداره امور دنیایی مردم است، حال آنکه چیزی در دست ما نیست.
ما کتاب قضا می‌خوانیم اما قانون قضای ما از کشورهای دیگر گرفته شده، قانون تجارت ما از قانون بیگانگان اخذ شده است، مملکت ما مملکت اسلامی است، مملکت امام زمان (عج) است اما آن چه دستگاه حاکمه اجرا می‌کند، غیر از اسلام است لذا در ذهن من این بود که باید حکومتی داشته باشیم، نیروی اجرایی داشته باشیم تا آن چه اسلام در مورد قضا، ارث، تجارت، بیع و شرا و ... دارد، عملاً پیاده شود.
همین مسأ‌له مرا به سمت مسائل سیاسی می‌کشاند، علاقه‌مند بودم که از جایی، فریادی بلند شود و اسلام‌خواهی را ندا دهد و انقلابی بشود، راه و رسم مملکت، اسلامی بشود و حکومت، حکومت اسلام باشد.»
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.


کلمات کلیدی: بیت ایت الله جمی (ره)
 
جمی ؛ نماد پایداری آبادان در دفاع مقدس
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

حجت الاسلام غلامحسین جمی

حجت الاسلام غلامحسین جمی، امام جمعه شهر آبادان در دوران دفاع مقدس بود که با وجود بمباران شدید شهر توسط نیروهای بعثی هیچگاه تحمل دوری از شهر خود را نداشت و همواره دوشادوش رزمندگان اسلام در این شهر به جنگ علیه نیروهای متجاوز ادامه داد.

به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، وی در سال 1304 در روستای اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر در یک خانواده فقیر و مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش با وجود اینکه تحصیلات حوزوی نداشت اکثر سوره های قرآن را حفظ بود و بخش عمده ای از در آمد وی از طریق روزه و نماز استیجاری تامین می شد.

در اوایل سلطنت پهلوی اول غلامحسین 6 یا 7 ساله وارد مکتبخانه شد تا سواد خواندن و نوشتن را بیاموزد ولی در همان ابتدا مکتبخانه آنها به مدرسه ای 4 کلاسه به نام انوشیروان تبدیل شد و او در همان مدرسه مدرک ششم ابتدایی خود را دریافت کرد.

به خاطر عشق و علاقه ای که پدرش به امور مذهبی و روحانیت داشت با همفکری دو تن از روحانیون شهر نجف به نام های حاج شیخ محمد علی ماحوزی و حاج شیخ علی ماحوزی که از شاگردهای خوب مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم محمد کاظم شیرازی و مرحوم اصطهباناتی به شمار می‌رفتند که در اهرم سکونت می کردند، علاقه اش به رفتن به حوزه بیشتر شد.

در سال 1327 بنا به دلایلی به آبادان مهاجرت کردند که وی در این خصوص می گفت: "سال 1327 بود که وارد آبادان شدم. شنیدم یک روحانی به نام حاج شیخ عبدالرسول قائمی در آبادان خیلی خدمت می‌کند. ایشان در آبادان به اصطلاح خیلی گل کرده بود. مرحوم آیت‌الله قائمی مدرسه علمیه‌ای را تاسیس کرده بود و من وارد این مدرسه شدم».

وی در مدت هشت سال جنگ هیچگاه برای استراحت و انجام کارهای شخصی از آبادان خارج نشد و معمولا هنگام خروج از شهر مستقیم به بیت امام خمینی(ره) می رفت تا گزارشات مربوط به جنگ و شهر را به ایشان منتقل نماید

پس از مدتی در پروشگاهی که آیت الله قائمی برای کودکان بی سرپرست تاسیس کرده بود شروع به درس دادن درس عربی کرد تا اینکه شرایط برای عزیمت وی به نجف اشرف مهیا شد و در نهایت به صورت غیرقانونی به شهر نجف رفت.

وی در کتاب زندگی نامه خود در مورد درس خواندن و کنجکاوی های آن زمانش می نوشت: "آن زمانی که درس می‌خواندم، این سئوال برای من مطرح بود که این درس‌ها را برای چه می‌خوانیم؟ اینها که کاربرد عملی ندارند. آنچه که ما در فقه می‌خواندیم، قسمت عمده‌اش مربوط به مسائل اجتماعی و اداره امور دنیایی مردم است، حال آنکه چیزی در دست ما نیست. ما کتاب قضا می‌خوانیم، اما قانون قضای ما از کشورهای دیگر گرفته شده، قانون تجارت ما از قانون بیگانگان اخذ شده است. مملکت ما مملکت اسلامی است، مملکت امام زمان(عج) است، اما  آنچه دستگاه حاکمه اجرا می‌کند، غیر از اسلام است، لذا در ذهن من این بود که باید حکومتی داشته باشیم، نیروی اجرایی داشته باشیم تا آنچه اسلام در مورد قضا، ارث، تجارت، بیع و شرا، و... دارد، عملاً پیاده شود".

امام جمعه سابق آبادان در مورد چگونگی گرایش خود به فعالیت های سیاسی نیز می گفت: "یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم. در آن ایام، تنها روزنامه‌ای که برای ما قابل دسترسی بود، روزنامه اطلاعات بود که آن را هم گاهی از بوشهر یا برازجان تهیه می‌کردم. این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقمند کرد، به‌خصوص وقتی که جنگ دوم جهانی شروع شده بود. اخبار جنگ در روزنامه‌ها مطرح می‌شد. لازم به ذکر است که من از ابتدا، شم سیاسی داشتم و این روزنامه خواندن‌ها و دنبال وقایع بودن، مرا بیشتر به سمت سیاست می‌کشاند".

حجت الاسلام غلامحسین جمی

حجت الاسلام جمی درباره سکونت و زندگی خود در دوران هشت سال دفاع مقدس در آبادان را اینگونه بیان تشریح می کرد: "در دوران جنگ که آبادان تخلیه شد و مردم به خاطر ناامنی و پرتاب خمپاره‌ها، راکت‌ها، موشک‌ها و حمله هواپیماهای عراقی مجبور شدند شهر را ترک کنند، من هم خانواده خود را به جای دیگری فرستادم و به تنهایی در آبادان ماندم، تا اینکه منزل ما بر اثر اصابت گلوله توپ صدمه دید و ناامن شد، از این رو مجبور شدم منزل را به جای دیگری منتقل کنم و از آنجا هم به جای دیگر و از مکان سوم نیز به مکان دیگر و...در طول جنگ 4-5 بار منزل ما تغییر کرد. در آبادان و بعد هم در اهواز همین گونه بود".

وی در مدت هشت سال جنگ هیچگاه برای استراحت و انجام کارهای شخصی از آبادان خارج نشد و معمولا هنگام خروج از شهر مستقیم به بیت امام خمینی(ره) می رفت تا گزارشات مربوط به جنگ و شهر را به ایشان منتقل نماید و در حین همین گزارشات بود که امام با اتکا به گزارشات آقای جمی دستور شکسته شدن حصر آبادان را صادر کرد.

به گزارش مهر ، در طول جنگ نیز وی اصرار عجیبی به برپایی نمازجمعه شهرستان آبادان داشت و حتی با وجود حضور تنها دو نفر وی اقدام به برگزاری نماز جمعه می کرد به همین دلیل اخبار نمازجمعه شهر آبادان از نماز جمعه تهران هم مهمتر بود و مردم با دقت آنرا پیگیری می کردند.

یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم، این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقمند کرد

آقای جمی در مورد نحوه برگزاری نمازجمعه شهر آبادان در ایام جنگ می گفت: "تاریخ اولین نمازجمعه را دقیق نمی دانم که چه روزی بوده است، در آبادان آرامش بود و از جنگ خبری نبود، اما وقتی جنگ شروع شد، نمازجمعه هم قهرا تعطیل شد. نماز جمعه دو ماه یا سه ماه تعطیل بود، تاریخ دقیقش را نمی دانم. شهر کم کم خلوت شد، همه رفتند، زن و بچه و آنهایی که کاری با جنگ نداشتند، رفتند. اما رزمندگان و عده ای از کسبه و بازاریان در آبادان مانده بودند. در حالی که جنگ شروع شده بود، بعضی بچه ها دوباره آمدند و گفتند نماز جمعه را در آبادان دایر کنیم؛ باید نماز جمعه داشته باشیم. تعداد مردم هم کم بود. گفتم: حالا کجا نماز جمعه را برگزار کنیم؟ در همه جای شهر گلوله و خمپاره می آید و جایی در امان نیست. یک زیرزمینی در احمد آباد وجود داشت که امن بود و بعدها محل کمیته ارزاق آبادان شد. اولین نماز جمعه جنگ را در همان زیرزمین برگزار کردیم و در واقع اوایل جنگ بود.

تعداد مردم هم برای نماز جمعه به اندازه ای بود که مشروع باشد. تقریباً در حدود ده تا دوازده نفر بودند. هفته های اول خواهران شرکت نمی کردند، ولی بعد خواهران هم شرکت کردند. هر هفته تعداد شرکت کنندگان در نماز جمعه زیادتر می شد، به طوری که زیرزمین پر می شد و کمبود جا وجود داشت. یادم هست که در یکی از این نمازجمعه ها که ما آنجا دایر کردیم، مرحوم رجایی رحمه الله علیه هم آمده بود، ولی من متوجه نشدم".

پس از جنگ بازهم حجت الاسلام جمی به عنوان امام جمعه آبادان ایفای نقش کرد ولی به علت بروز چند نارسایی قلبی مشکلات جسمی وی از حد طبیعی گذشت و مجبور به استعفا از سمت خود شد و در نهایت در آذر ماه سال 1382 پس از 25 سال امامت جمعه آبادان جای خود به  حجت الاسلام سید علی دهدشتی سپرد.

وی در این مدت مجبور بود در روزهای گرم سال به علت ممانعت پزشکان از سکونت در آبادان به شهرهای خوش آب و هوا عزیمت کند ولی باز هم بیشتر وقت خود را در آبادان و در کنار مردم این شهر می گذراند.

روحش شاد و یادش پر رهرو باد...


کلمات کلیدی: دفاع مقدس
 
یار بیـــــدارخمینی(ره)
ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

                        یار بیـــــدارخمینی(ره)           سروده: م. ا. زائر

آشنای درد محرومان و مظلومان جمی               پیروخط الهی حامی قرآن جمــــی

مقتدا ومرشدومصلح. خطیب پارســــــا             یاور رزمندگان یارسلحشوران جمی

                             یاربیدارخمینی  یاور سیــــــــــــدعلــــــی

                             خطبه هایش گرم چون گرمی آبادان جمی

اسوه تقوا وپرهیزاست وهم ایمان  جمی          پیروراه رسول الله وهم سلمان جمی

سوخت چون شمعی به جمع عاشقانش سالها       درگلستان دیانت بلبل خوشخوان جمی

                           یاربیدارخمینی یاور سیــدعلـــــــــــــــــــی

                           خطبه هایش گرم چون گرمی آبادان  جمی

مکنب ناب محمد(ص)راست  پشتیبان جمی       دردل  شب چشم ازخوف خداگریان جمی

آمرمعروف وناهی از بدی ومنکــــــراست        خصم کفارستمگر یار دینداران جمـــــــی

                         یاربیدارخمینی یاور سیـــــــــــــــــــدعلـــــــــی

                         خطبه هایش گرم چون گرمی آبادان جمــــــــی

+ نوشته شده توسط امیر ثابت قدم در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 6:30 | یک نظر

کلمات کلیدی:
 
در سوگ امام جمعه غیور آبادان.همه روزهای جمی غزه بود.دکتر غلامعلی رجایی
ساعت ٥:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

هر کس بخواهد بداند که در آن روزهای سخت بر جمی و یاران او چگونه گذشت، کافی است اخبار و تصاویر وحشتناک دیروز غزه را از رسانه ملی و غیرملی دیده باشد تا بداند همه روزها و ماه های نخست جنگ بر جمی و یاران مقاوم او در آبادان، اینگونه گذشت و او در اقتدا به امام خویش که امام مجاهدان روزگار بود، این ایستادگی و مقاومت تا پایان جان را به دیگران آموخت و در روزهایی که هیچ کس حتی برای یک ساعت احتمال ادامه عمر و زنده ماندن خود را نمی داد، جمی و مردان او مردانه ایستادند و آبادان قهرمان را سرپا نگه داشتند.


جمی ، همان که در آبادان محاصره شده درمعرض سقوط در اقتدا به مجاهدان صدر اول اسلام که در رکاب رسول خدا می جنگیدند و از کیان و حرمت دین خدا و رسول او جانانه دفاع می کردند در زیر گلوله باران هر روز و هر ساعت آبادان توسط نیروهای ارتش بعثی عراقی مردانه ایستاد و به رزمندگان آبادانی و غیرآبادانی درس مقاومت و ایستادن داد. اگر کسی در آن روزهای اول آتش و خون به آبادان سری زده باشد، می داند در آن زیر زمین کمیته ارزاق شهر، رزمندگان اسلام با چه شور و اشتیاقی به نماز جمعه آبادان می آمدند و به سخنان جمی گوش می دادند. سخنانی که معمولاً با صدای اصابت گلوله های توپ و خمپاره به اطراف محل برگزاری نماز جمعه همراه بود، نماز جمعه ای که حضرت امام که خود امام ایستادگان بود با حساسیت خاصی برگزاری آن را دنبال می کرد و وقتی آقای جمی به دلایلی یکی دو هفته ای نتوانسته بود نماز جمعه را اقامه کند و خطبه بخواند، در دیداری که با امام داشت، امام در اولین عبارات به او فرموده بودند: شما مثل اینکه چند هفته ای است در آبادان نیستید.
   
    نماز جمعه ای که دشمن بعثی هم با غیظ و غضب خاصی نظاره گر مستمر برپایی آن بود و با تمام توان می کوشید اقامه آن را متوقف کند، ولی حتی برای یک هفته هم به این هدف پلید خود توفیق نیافت و هر جمعه رزمندگان اسلام و کسانی که به دلیلی در آبادان محاصره شده - که در مقطعی فقط از طریق یک جاده خاکی در زیر آتش شدید دشمن و راه آبی به عقبه خود وصل بود - مانده بودند، با اشتیاق بیشتری در نماز حاضر می شدند و به خطبه های شورآفرین جمی گوش می دادند، خطبه هایی که اگر چه در ظاهر خطبه و سخنرانی بود، اما در واقع نماد برپایی پرچم بلند همیشه در اهتزاز عزت و سرفرازی حاکمیت نظام مقدس جمهوری اسلامی در شهری بود که کمتر در شهرهای جنگی نظیر آن را می توان یافت. علت این تفاوت ، نزدیکی بیش از حد تصور دشمن به آبادان بود، تا جایی که می توانست از آن سوی اروندرود با یک تفنگ کلاشینکف شهر را ناامن کند.
من که توفیق حضور مکرر در آبادان را در سال های نورانی جنگ داشته ام، هرگز نتوانسته ام پس از گذشت بیش از بیست و چند سال شیرینی و حلاوت حضور در نماز جمعه آبادان را در زیر آتش بی امان دشمن از یاد ببرم و خوب به یاد دارم که در اثنای ایراد خطبه های حضرت جمی که با آن اندام کوتاه، مانند کوهی مقاوم، سلاح در دست ایستاده بود و مانند شیری می غرید و به جمع نمازگزاران روحیه می بخشید. انتظار شهادت در لحظاتی که تصور اصابت گلوله ای به مکان اقامه نماز می رفت، از ذهن کمتر کسی دور می شد.
    خوب به یاد دارم در هفته های نخست جنگ که در فرمانداری ماهشهر بودم، یکی از آن شب های پراضطراب و حادثه شاهد تلفن یکی از کارمندان محلی فرمانداری به آبادان بودم که داشت با فامیلش در اطراف آبادان صحبت می کرد. تلفن را که گذاشت، سرش را میان دو دستش گرفت و ساکت ماند. وقتی پرسیدم چه خبر شد؟ گفت فامیل ما می گفت همین الان که با شما صحبت می کنم عراقی ها داخل روستای ما شده اند و وارد تک تک خانه ها می شوند و اولین عکس العمل آنها با ورود به اتاق های خانه ها این است که تمثال قاب گرفته حضرت امام خمینی(ره)را با عصبانیت از دیوار به زیر می کشند و می شکنند و تیراندازی های بیهوده می کنند تا به خیال خام خود در دل ما رعب و وحشت بیندازند.


    جمی در این شرایط در آبادان ماند و به عنوان حلقه وصل نیروهای مسلح که در آن زمان هماهنگی مابین آنها به دلیل تنوع وظایف آنها از مشکلات و خاص اول جنگ و در عین حال از ضروریات ایستادگی بود، عمل می کرد. جمی با صبر و حلم و هوشیاری مثال زدنی سعی در نزدیکی هرچه بیشتر حوزه عمل نیروهای شهربانی ژاندارمری ، کمیته و سپاه ، ارتش داشت تا در پرتو این هماهنگی شهر بهتر بتواند در محاصره به مقاومت سرفرازانه خود ادامه دهد. جمی در آن هفته ها و ماه های نخست جنگ کمتر مجال استراحتی داشت. به نقاط مختلف شهر سر می زد، در جلسات مهم نظامی شرکت می نمود و گاه فراغت سری به رادیو نفت آبادان می زد و برای رزمندگانی که در جبهه های جنوب و به ویژه در اطراف آبادان و خرمشهر می جنگیدند، پیام رادیویی می فرستاد.


    یادداشت های روزانه ای که وی در طول این روزها نوشته و خوشبختانه چاپ هم شد، بهترین سند و دلیل پرکاری و خستگی ناپذیری این روحانی مجاهدی است که رزمندگان اسلام از محورهای مختلف برای استماع خطبه های وی، به آبادان غرق در گلوله و آتش و انفجار می آمدند. می آمدند تا در کارنامه مقاومتشان در جبهه ها، حضور در نماز جمعه آبادان به امامت جمی، این یار انقلابی امام هم ثبت و ضبط شود. همان جمی ای که در دوران مبارزه ، ساواک در بدر به دنبال دستگیری وی بود و نتوانست او را که مخفیانه از آبادان به تهران آمده و در منزل علامه شهید مطهری یک ماه تمام مخفی بود، پیدا کند.


    همان جمی که نمی شود و نباید و نمی توان تاریخ نورانی هشت سال دفاع مقدس را که مرتبط با خوزستان و آبادان مقاوم است نوشت، ولی به نام و یاد و حضور و تاثیر و عملکرد او توجهی نداشت . همان جمی ای که اکنون فصلی از تاریخ مقاومت ایران و خوزستان و آبادان به او تعلق گرفته است و الحق از شخصیت ها و مشاهیر برجسته کشور و از چهره های ماندگار این ملک و آیین بود و اکنون دیگر در میان ما نیست.

همان جمی که با پایداری مثال زدنی خود در راستای تحقق فرمان حضرت امام که حصر آبادان شکستنی است و باید این محاصره شکسته شود، روز و شب نشناخت تا سرانجام آبادان از محاصره نیروهای بعثی به درآمد و گل لبخند بر لبان همه نقش بست.

همان جمی که تا صدای خطبه ها و پیام های او به شهرها و مرزها رسید، همگان و به ویژه آن هایی که بالاجبار شهر خود را مظلومانه ترک کرده و به شهرها و استان های اطراف مهاجرت کرده بودند، نفس راحتی می کشیدند که آبادان ایستاده چون جم ایستاده است.

همان جمی که هرگز اندیشه ترک آبادان در محاصره به رغم خیرخواهی و نصیحت خواهی و مصلحت اندیشی بعضی بزرگان و غیربزرگان در ذهن او خطور نکرد و ماندن مردانه او در شهری که از هر سو در محاصره و زیر آتش بی امان دشمن بعثی بود به دیگران توان و امکان و انگیزه ماندن و مقاومتی سرخ را بخشید. از این همه منزلت و سابقه درخشان مقاومت و ایستادگی اگر چه قرار است تقدیر شود و مقام جمی پاس داشته شود، اما هیهات که فداکاری ها و تلاش های خالصانه جمی و امثال جمی با چنین رویکردهائی قابل تقدیر و سپاس باشند. اجر جمی با خدای جمی است در روزی که نامه اعمال خلایق را به دست آن ها می دهند و خلایق سه دسته اند و من شک ندارم که چنین عالم مجاهد مقاوم و متواضعی که در تمام عمر از خصلت مردمی بودن خود یک لحظه هم دور نشده است، در زمره السابقون خواهد بود؛ همان گونه که در دوران نورانی جنگ، وی از با برکت ترین اصحاب امام و انقلاب اسلامی بود.


کلمات کلیدی:
 
مراسم در تهران
ساعت ٥:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

بمناسنت درگذشت عالم مجاهد حضرت ایت الله جمی مراسم بزرگداشت بشرح زیر منعقد می گردد. 

 

یکشنبه ۱۵/۱۰/۱۳۸۷

ساعت ۳۰/۱۴الی ۳۰/۱۶

محل  مسجد حضرت ولیعصر (عج) خیابان خالد اسلامبولی (وزرا) جنب پارک ساعی


کلمات کلیدی:
 
مجلس بزرگداشت ارتحال حجت‌الاسلام جمی در آبادان برپا شد
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

مجلس بزرگداشت ارتحال حجت‌الاسلام "غلامحسین جمی" روز یکشنبه در حسینیه ثارالله آبادان بر پا شد.

در این مجلس که امام جمعه، فرماندار ، ایمه جماعات، روحانیان و طلاب حوزه‌های علمیه، جمعی از مسوولان نهادها و اداره‌ها و اقشار مختلف مردم حضور داشتند یکی از وعاظ در سخنانی به بیان پاره‌ای از خدمات ارزنده این عالم گرانقدر پرداخت.

مردم آبادان با شنیدن خبر ارتحال حجت‌الاسلام جمی باتجمع در حسینیه‌ثارالله مراسم عزداری و سوگواری برپا کرده‌اند.

در این مراسم که مصادف با حلول ماه محرم است ، امت شهید پرور آبادان با بر پایی مجالس عزا ارادت خود را نسبت به خادم اهل البیت (ع) اعلام داشتند.

حجت‌الاسلام غلامحسین جمی امام جمعه پیشین و نماینده امام (ره) در آبادان شب گذشته در بیمارستان امام خمینی (ره) این شهرستان دارفانی را وداع گفت.

آیین تشییع پیکر امام جمعه اسبق آبادان سه شنبه هفته جاری انجام خواهد شد.ک/‪


کلمات کلیدی:
 
3 روز عزای عمومی در آبادان به‌مناسبت ارتحال آیت‌الله جمی
ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  
فرماندار آبادان و امام جمعه آبادان با صدور اطلاعیه مشترک به‌مناسبت ارتحال آیت‌الله جمی با صدور اطلاعیه مشترک سه روز در آبادان عزای عمومی اعلام کردند.
سید خلف موسوی امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در آبادان اظهار داشت: با توجه درگذشت آیت‌الله جمی امام جمعه مجاهد و یادگار دوران دفاع مقدس، از فردا به مدت سه روز در شهرستان آبادان عزای عمومی خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه آیت‌الله جمی اولین امام جمعه شهر آبادان بعد از انقلاب و نماینده امام راحل و مقام معظم رهبری در این شهر بود، اظهار داشت: آیت‌الله جمی حق بزرگی بر گردن انقلاب و نظام و مردم ولایت‌مدار آبادان دارد و به این خاطر ستاد ارتحال آن عالم ربانی ساعتی پیش در فرمانداری تشکیل شد.
وی از تعطیلی یک روزه در شهرستان آبادان در روز تشییع پیکر آن مرحوم خبر داد و خاطرنشان کرد: طبق برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته، مراسم تشییع آن بزرگوار روز سه‌شنبه تعیین شد.
فرماندار آبادان از عموم مردم همیشه در صحنه و قدرشناس خوزستان خواست به پاس مجاهدت‌ها و ایستادگی‌های آیت‌الله جمی در دوران هشت سال دفاع مقدس حضوری چشمگیر در آیین‌های تشییع و ترحیم آن بزرگوار داشته باشند.

کلمات کلیدی:
 
به نام آنکه هست ... خدا
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

به نام آنکه هست ... خدا

لولا هم ما عرفنا الهوا

و لولا الهوا ما عرفنا هم

اگر نبود آنها ، عشق را نمی شناختیم

و اگر عشق نبود آنها را نمی شناختیم (شیخ بهایی)

فغان بلبلی کز عشق می نالد اثر دارد

نه هر مرغی که فریاد کشد شوری به سر دارد (حافظ)

عشق نه آن است که تو می دانی و می گویی و نه این است که من می دانم و می گویم عشق یعنی دوستی (حب ناب خالق به مخلوقش) به آفریده شده ای چو ابراهیم خلیل و ذبیحی چون اسماعیل و به مخلص عبدی چون محمد(ص) و حیدری چون علی (ع) پس خوشا آنان که خالقشان عاشقشان بود و هست، خوشا آنان که از آب اروند و کارون و بهمنشیر نوشیدند و عاشق شدند و در پیری و جنگ چو نخلهایِ خود استوار و پابرجا ماندند و به شرق و غرب نه گفتند و شهر و دیار و زادگاه خویش را ترک نکردند و خود به تنهایی عشق شدند و جمی نیز عشق بود و عشق شد و استوره مقاومت و دلیری و سمبل آزادگی و شهامت شهر آبادان بلکه ایران شد

این پیر عاشق پایگاه و مقر و حتی خاکریز برای آبادان و تمام ایران و دلیری و شجاعت آن پیر به همراه جوانمردی و تهور و از جان گذشتگی فرزندان آبادان و تمامی ایران اسلامی بود که به ذلت و خاری دشمن انجامید و بعث متجاوز را با تمامی اعوان و انصار خرد وکلانش مجبور به هزیمت نمود و آبادان این شهر عبادت کنندگان خدا توسط آن پیر مرشد از آفت ستم دشمن به دور ماند، چرا چون مرشد خود در شهر بود و بیدار و عشق بود در حلقه ی عاشقان و آبادان را عشق (جمی) با ندای مریدش (خمینی کبیر) از حصر رهانید و برای این مهم  و عظمت به درگاه حق شاکریم. چراکه : تا آبادان را نشناسی جمی را نمی شناسی و تا جمی را نشناسی آبادان را نمی شناسی  

آبادان را باید در امتداد جغرافیا و تاریخ بشناسی ، از قدمگاه حضرت امیر (س) ، از رباط و عباد و از میان سفرنامه های ابن بطوطه ، ناصر خسرو و ... بشناسی . از نخل ونفت از کارون و بهمنشیر از اروند و پالایشگاه بشناسی . آبادان را باید از سید عباس ، سید محمد و انبوه مساجد و حسینیه ها و آیاتی چون صدر هاشمی و قائمی و دهدشتی و عیسی طرفی و دیگر سادات محترم بشناسی ، از سنج ودمام بوشهری ها در شبهای عاشورا با نوای یا حسین  بشناسی . تظاهرات و اعتراضات پیش از انقلاب ، منبرها و آتشباری های جمی بر سر منبر و کوی و برزن دیده باشی تا آبادان را بشناسی . سینما رکس را باید دیده باشی و آن تشییع 370 لاله پرپر شده و سوخته را از خواهران و برادرانت تا آبادان را بشناسی ،  اثر کلام این روحانی ریز نقش و بلند همت  در بستن شیرهای نفت با مریدانش را باید دیده باشی تا آبادان را بشناسی . خراب شدن چندباره آوار مسجد و خانه و گلوله توپ بر سر جمی را باید دیده باشی تا نماد و مظهر مقاومت و عشق را بشناسی. و جمی و ما ادراک جمی ! جمی با بروبچه های عاشق بسان مرید و مراد بعد از اسلاف صالحش همچون شیخ  عبدالرسول و آیت الله صدر هاشمی و سید مکی و شیخ طرفی و شیخ کاظم و شیخ علوی و ایت الله دهدشتی که همگی از عاشقان بودند و از ستونهای مستحکم آبادان و از مرشدان و ارشادکنندگان و خیرین و صالحان این شهر مقاوم بودند ، ماندگار و استوار ماند .  و نیز می گویم اگر مفتح ها و مکارم ها و خزعلی ها و اسلامی ها و فلسفی ها که بعدا هرکدام از آنها چهره ای و استوانه ای و ستونی و بازویی شدند و چون جمی در انقلاب و برای انقلاب اسلامی مان همگی در حلقه ی عشاق بوده و هرکدام از ان عزیزان به نحوی با استعانت جمی به آبادان خدمت کردند حال اگر همه آنان را خوب بشناسی ، آبادان و جمی را نیز می شناسی  و راحت تر بگویم ایران را نیز می شناسی. با این همه این نشانه حق ناشناخته می رود .

اینک این پیر عاشق و این درخت سرسبز و تنومند این دیار و نماد و سمبل آن ، بعد از بیماری سخت دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود و عاشق و به منبع عشق رسید . یادش گرامی و روح وروانش شاد و پیوسته محشور با مرادش محمد مصطفی (ص) و یاورش علی مرتضی باشد ، ان شاءالله

شنبه 7 دی 87 محسن مدنی زادگان نقل از وبلاگjamiabadan.bligfa


کلمات کلیدی:
 
تمبرهای بزرگداشت امام جمعه سابق آبادان به موزه آستان قدس اهداشد
ساعت ۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

(ارشیو)
مجموعه تمبرهای بزرگداشت امام جمعه سابق آبادان حجت الاسلام غلامحسین جمی اسوه مقاومت در سنگر نمازجمعه در دوران دفاع مقدس به موزه تمبر واسکناس آستان قدس رضوی اهدا شد. نادر دریابان مدیر مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر با اعلام این خبر گفت: این تمبرها مربوط به کنگره بزرگداشت حجت الاسلام والمسلمین جمی است که سال گذشته در تهران و آبادان برگزار شد.
    دریابان با تجلیل دوباره از امام جمعه سابق آبادان گفت: حضور و اقامه نماز جمعه حجت الاسلام جمی در کنار رزمندگان اسلام دردوران سخت محاصره آبادان عامل روحی مهمی به شمار می رفت که خشم دشمن بعثی را به شدت برانگیخته بود یادآور می شود پیش از این نیز تمبر بزرگداشت امام جمعه خرمشهر آیت الله سیدابوالحسن نوری جانباز فتح خرمشهر نیز به موزه آستان قدس رضوی اهدا گردیده بود.


کلمات کلیدی: تمبر یادبود
 
غلامحسین جمی و جنگ و تاریخ آینده ی ایران(جمی از زبان یک رزمنده )ارشیو
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

سلام به رمضان سلام به روزه وسلام به همه  دیروز یک فرصت کوتاه پیدا کردم «مدتیه وضع اینتر نتی که من استفاده میکردم به هم ریخته و بد ارتباط برقرار می کنه منه فرصتم کمتر شده » تا به اینترنت ارتباط برقرار کنم یه خبری دیدم مبنی بر بزرگداشت حضرت آیت ا...جمی  مدتها بود هیچ خبری از این بزرگوار نشنیده بودم خیلی خوشحال شدم و از ته دل برایش آرزوی سلامتی وطول عمر کردم من در زمان جنگ مدتها از طریق جهادسازندگی به منطقه خوزستان رفته بودم اکثر بچه های جهاد روزهای جمعه به آبادان میرفتن برای نمازجمعه (البته آنها که فرصت نمازجمعه داشتن ) آن زمان هم ماه رمضان در تابستان بود و در گرمای خوزستان روزه گرفتن بسیار مشکل (البته رزمنده ها روزه نمی گرفتن بدلیل مسافر بودن )بود این بزرگوار با زبان روزه خطبه های بسیار جالبی میگفت و برای رزمندگان واقعا" اسوه ای بود به همین خاطر این خبر را(بزرگداشت حضرت آیت ا...جمی )عینا" اینجا کپی میکنم (این خبر .متن را وبلاگ حجت السلام والمسلمین ابطحی نوشته بود که از ایشان هم بخاطر اطلاع رسانی دیر هنگام تشکر میکنم ) تا شما هم بخوانید .

 

 

"غلامحسین جمی و جنگ و تاریخ آینده ی ایران

 

در ایام جنگ تحمیلی یک پیرمرد کوتاه قدی بود که به دلیل جراحی مغزی در سال 51 نصف صورتش هم کج شده بود. این پیرمرد امام جمعه اسطوره­ای آبادان بود. هر کس از ایام جنگ چیزی به یاد داشته است نام پر افتخار غلامحسین جمی را شنیده است. هنوز زنده است با سکته­ای که در سال 1382 کرد سال­هاست در گوشه­ی خانه­ای افتاده و با ویلچر گاهی جابه جا می­شود. دیروز در تهران مراسم بزرگداشت او بود. خوشبختانه بزرگداشتی در زمان حیات. مهمترین خصوصیت او این است که هیچ وقت در ایام جنگ آبادان را ترک نکرد. هر روز جمعه حتی اگر مجبور می­شد با 50نفر سرباز باقیمانده در شهر جمع شود نماز جمعه را می­خواند. این نماز­جمعه­ها در آن شرایط سخت، خبر اول رادیو و تلویزیون بود و معنای سیاسی اش این بود که آبادان با اینکه محاصره شده  و در چند کیلومتری خرمشهر سقوط کرده قرار دارد، همچنان ایستاده است و جزء خاک ایران است.هر هفته خبر نماز جمعه دشمن آب و خاکمان را بدجوری کلافه می­کرد. درجریان مراسم تجلیل دیروز کتابی هدیه کردند که حاوی دستنوشته­های آقای جمی در ایام جنگ است.در آن بلبشوی روزهای اولیه جنگ، خرمشهر سقوط کرده بود و اکثریت مردم آبادان به شهرهای دیگر پناه برده بودند. تمام شهر در حال بمباران شدن بود، آب و مواد غذایی نبود،سربازان خسته شده بودند و مرخصی می­خواستند، همه عصبی و ناراحت، عده ای خانواده فقیر همچنان در شهر مانده بودند، خرما های کشاورزان را کسی نمیتوانست جمع کند، برای همه ی این مشکلات، تنها کسی که عنوان امام­جمعه داشت و در شهر مانده بود و باید پاسخگو می­بود آقای جمی بود. سه ساعتی نتوانستم کتاب خاطرات جمی را به زمین بگذارم. از حوادث عادی­ای که بارها نوشته است، این­که به اتفاق برادر و فرزندش در آن گرمای وحشتناک آبادان که در بسیاری از مواقع جنگ کمتر کسی در آن زندگی می­کرد، دنبال یک لیوان آب برای 24 ساعت اش می­گشته. چند جا نوشته امروز آب پیدا نکردیم چند تا انار داشتیم به اتفاق مکیدیم تا رفع تشنگی شود. یکی از برنامه های هر روزش هم سر زدن به قبور شهدای آبادان بوده که خاطرات دردناکی از خانواده ها بر سر مزار نقل میکند. او به راحتی می­توانست با استفاده از رانت امام جمعه بودن از آبادان بیرون بیاید و از تهران پیام بدهد و از رادیو آن­جا پخش کنند، ولی نکرد و یکسره در آبادان ماند. این را نسل امروز خوب است بدانند در میان روحانیون چنین اسوه­هایی هم بوده­اند که تا ایران هست بر گردن این آب و خاک حق دارند. جمی بعد از جنگ عملا منزوی شد. حتی خبر مراسم تجلیل از او که روزی محور جنگ بود در رسانه ملی مطرح نشد. آقای جمی آن­قدر شجاع و منصف بود که وقتی برای دکتر آغاجری به خاطر سخنرانی­اش حکم اعدام صادر شد شجاعانه بیانیه­ای داد که آغاجری و خانواده­اش را به تدین و اعتقاد دینی می­شناسد. خبر برگزاری سمینار بزرگداشت راهم آقای دکتر آغاجری به من داد. ستاد نماز جمعه و بنیاد شهید متولی مراسم تجلیل بودند. آقای هاشمی رفسنجانی هم سخنرانی کرد. وقتی من رسیدم سخنرانی ایشان تمام شده بود. علی معلم شعر زیبایی را در مورد جمی خواند. موقع خداحافظی رفتم روی این پیرمرد ویلچرنشین را ببوسم. از زمان مدیریت رادیو من را می­شناخت. خیلی اظهار لطف کرد.


کلمات کلیدی:
 
پایداری ماندگار(ایت الله جمی از زبان دریادارشمخانی )ارشیو
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

سال‌های دفاع مقدس و نقش حجت الاسلام جمی‌ در گفت و گو با دریابان علی شمخانی.
 

 

تاریخ ورود خبر: 4 مهر 1386 ساعت 14:39
تاریخ تایید: 6 مهر 1386 ساعت 16:52
تاریخ به روز رسانی: 6 مهر 1386 ساعت 16:49
لینک خبر: http://www.hamshahrionline.ir/News/?id=33789

همان گونه که خواننده از پرسش و پاسخ آغازین این گفت و شنود درخواهد یافت، امیر دریابان شمخانی در مقام سخن گفتن از آقای جمی ‌ترجیح داد به شیوه‌ای متفاوت از روال نشریه به بیان گفتنی‌های خویش از وی بپردازد.

شمخانی شخصیتی مهربان و در عین حال جدی دارد و از تکرار آنچه که در گذشته ابراز داشته، رویگردان است، از همین روی از بیان مجدد آنچه که قبلاً در دیدار با مسئولان برگزاری کنگره نکوداشت حجت الاسلام جمی‌ اظهار داشته بود، پرهیز کرد و در دیدار با ما تحلیلی جدید و البته جالب را مطرح ساخت.

  • از چگونگی آشنایی‌تان با حجت‌الاسلام والمسلمین جمی نکاتی را ذکر کنید.

من ترجیح می‌دهم شخصیت زمان جنگ آقای جمی را در یک جمله بیان کنم. آقای جمی یعنی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی‌ترین نقطه ایران. آقای جمی در حقیقت در این جمله، در زمان جنگ و بالاخص در زمان محاصره آبادان، قابل خلاصه شدن است.

آتش تهیه در عملیات رزمی در 2 زمان به کار گرفته می‌شود. یک زمان به هنگام آفند است، یعنی نیروی مهاجم اگر بخواهد اصل غافلگیری را رعایت نکند، آتش تهیه را به کار می‌برد. یک زمان هم وقتی است که عملیاتی لو برود، طرفی که آفند و عملیات روی او صورت می‌‌گیرد، آتش تهیه‌ای را برای تجمع نیرویی که قصد تهاجم به او را دارد، به کار می‌گیرد، ولی آقای جمی آتش تهیه از نوع سوم بود.

او آتش تهیه پایداری و مقاومت در صحنه آبادان یا جنوبی‌ترین نقطه جبهه ایران بود که در میان   فرماندهان ستاد عملیات و مسجد قدس و مناطق عمومی آبادان، دائماً تردد داشت و هر هفته هم موضع پر قدرت خویش را اعلام می‌کرد.

 یکی از ابزار کارآمد این آتش تهیه، نماز جمعه بود و پایداری وی در تداوم برگزاری آن که هم آبادانی‌ها را حول محور ایشان استوار و پابرجا نگه می‌داشت و هم ایرانی‌ها را نسبت به این موضوع که هنوز آبادان در اختیار ماست، دلگرم می‌کرد و شاید بعد از نماز جمعه تهران، بیشترین مخاطب را در میان نماز جمعه‌های ایران داشت.

حضرت امام به برگزاری نماز جمعه در آبادان حساسیت زیادی داشتند و هنگامی که آقای جمی مدتی به دلایلی از آبادان خارج شده بود، از ایشان پرسیده بودند، « چرا نماز جمعه را برگزار نمی‌کنید؟» البته امام جمعه موقت آنجا، آقای طرفی که یک روحانی عرب و انسان بسیار خوبی بود، نماز را برگزار می‌کرد.

موقعی که نماز جمعه برگزار می‌شد، مردم عراق می‌فهمیدند که هنوز آبادانی‌ها هستند، لذا هم آبادان، هم ایران و هم دشمن، شنونده این نماز جمعه‌ها بودند و در حقیقت این نماز جمعه‌ها، میزان الحراره مقاومت و پایداری بودند.

 آقای جمی با توجه به اینکه در آن زمان سنشان بالاتر از سن یک رزمنده بود، می‌توانست مثل خیلی‌ها در ‌آبادان حضور مستمر نداشته باشد، ولی نه سنش و نه کسالت جسمی‌اش مانع از حضورش نشد، مضافاً بر اینکه برادرها و پسرهایش هم در آبادان بودند و این حضور در جهت تأمین یک عقبه روانی محکم برای رزمندگان، نقش بسیار مثبتی را ایفا کرد.

انتقال اخبار جبهه در زمان جنگ، شکل‌‌های متفاوتی داشت. یکی سیستم کلاسیک و سنتی بود و دیگری سیستم غیر سنتی و غیر کلاسیک که جمع این 2 سیستم می‌توانست مسئولین را در تهران به سمت یک تصمیم‌گیری درست هدایت کند، لذا گزارش‌های  روزانه نوبه‌ای از اوضاع خودی و دشمن، همواره برای نیروهای مسلح ارسال می‌شدند، ولی این گزارش‌ها به دلیل ساختار اداری کشورمان، برای تصمیم‌گیری درست و در عین حال سریع، کافی نبودند.

آقای جمی، هم با ارتباطاتی که با آقای موسوی، امام جماعت مسجد جامع خرمشهر داشت و هم با توجه به ارتباط با مردم، با نیروهای مسلح و هم سکونت دائمی‌در آبادان و حضور کامل یعنی شنیدن صدای غرش توپ‌ها و شلیک موشک‌ها و مشاهده آتش‌سوزی پالایشگاه آبادان و با استفاده از 2 رشته تماس تلفنی، یکی مستقیم به دفتر امام در تهران و یکی هم به دفتر امام در قم و به آقای شرعی، وضعیت جبهه‌ها را به درستی، اما با بیان غیر کلاسیک منتقل می‌کرد و این برای تحریک حساسیت‌ها کافی بود و یا حداقل تواتر خبر نسبت به اوضاع آبادان و خرمشهر را در پی داشت و می‌دانید که یکی از اصول تصمیم‌گیری روحانیت، تواتر خبر است و حضور ایشان در این زمینه هم بسیار مؤثر بود، لذا آقای جمی در انتقال صحیح اخبار و اخبار صحیح، نقش مکمل داشت.

نقش دیگر ایشان حفظ و تقویت روحیه مردم بود. او پیوسته به مردم ‌امید می‌داد و احتمال ظفر و پیروزی را به آنان تزریق می‌کرد. از سوی دیگر، او عامل انسجام بین نیروهایی بود که در آبادان حضور داشتند.

 ما در طول جنگ در اوج اختلافات سیاسی بودیم، اما واقعیت این است که این اختلافات در آبادان یا در خطوط مقدم، کمتر به چشم می‌خورد. در آبادان یکی از علل عدم بروز اختلافات،‌ ‌نوع نگاه آقای جمی به مسائل و نقش وحدت بخش ایشان و موعظه‌ها و سخنرانی‌هایش بود. این3 مجموعه را که کنار هم قرار دهیم، می‌شود گفت که آقای جمی آتش تهیه مقاومت و پایداری در جنوبی‌ترین نقطه جنگ بود.

در طول ایام دفاع مقدس و محاصره،   نبرد ذوالفقاری، عملیات‌های تهاجمی که جمهوری  اسلامی ایران در کربلای 5 و مخصوصاً در والفجر 8  که در منطقه عمومی آبادان انجام داد، ضرورت اطلاع‌رسانی به ایشان و نقش فعالشان را در تبیین شرایط به گونه ای که بحث غافلگیری در عملیات محفوظ بماند، ایجاب می‌کرد و قطعاً آقای جمی در این موضوع نیز نقش برجسته ای ‌را ایفا کرد و به همین دلایل است که دوستان ایشان و بچه‌های جنگ آبادان تصمیم گرفته اند با توجه به نقشی که آقای جمی‌به عهده داشت، از ایشان تجلیل به عمل آورند و این، کاری اصولی است.

در اینجا یاد این مورد افتادم  که در شیعه، هنگامی که نماز میـّت می‌خوانیم، می‌گوییم، «اللهم انا لانعلم منه الا خیراً،خدایا ما جز خوبی از او نمی‌دانیم.»، به همین دلیل است که من معتقدم در جمهوری اسلامی، ایران، هیچ مرده خوب و هیچ زنده بدی نداریم.

 اولین بار است که می‌خواهیم این معادله را عوض کنیم و« لا نعلم الا خیراً » را در حیات فردی بگوییم و این زیباست. در ثبت یک رویداد، این گونه نیست که تلاش‌های افراد به فراموشی سپرده شوند. البته آبادانی‌ها، هم قبل از انقلاب و هم قبل از جنگ، آقای جمی را کاملاً می‌شناختند.

 ایشان نقش بسیار فعالی در نهضت امام داشت و شرح حال و زندگی ایشان از ابتدای چگونگی ورود به عالم روحانیت و چگونگی ورود به نهضت، کاملاً‌برای مردم مشخص است؛ به خصوص در آبادان که از نظر خطوط سیاسی، یکی از پر مسئله‌ترین شهرهای خوزستان بود، یعنی چپ مارکسیسم، قومگرایی، افراط و التقاط، به دلیل کارگری بودن محیط، کاملاً فعال بودند. یکی از عوامل تثبیت این وضعیت به نفع نیروهای خط انقلاب و خط امام، به طور قطع آقای جمی بود.

نکته دیگری که در کنار تجلیل از زندگان می‌خواهم عرض کنم این است که اخیراً باب شده در انتهای اطلاعیه‌هایی که برای فوت چاپ می‌شوند، بدون استثنا می‌نویسند، « وی از یاران امام بود» سخن اینجاست که اگر حضرت امام، این همه یار و یاور داشتند که در خرداد 42 کار را به نتیجه می‌رساندند یا انقلاب، قبل از بهمن 57 محقق می‌شد، ولی در مورد آقای جمی، ایشان بی‌تردید و بی برو برگرد از یاران امام بود و این را می‌توان به ضرس قاطع گفت.

 آقای جمی با توجه به فیزیک بدنش طوری است که من وقتی اولین بار که ایشان را دیدم یاد فرفره افتادم. ایشان در همه موضوعات بسیار سریع  العکس العملی بود.

آقای جمی‌از کمک به یک مستمند گرفته تا انتقال یک خانواده به بیرون از محاصره آبادان، از درخواست نیرو تا انتقال سریع وضعیت‌های مختلف عملیاتی در صحنه خرمشهر و آبادان، به شکل فی‌الفور و آنی عمل می‌کرد. فکر می‌کنم آقای جمی به دلیل استمرار خدمت در آبادان، آثار پایداری از خود باقی گذاشته است که تابع حیات فیزیکی وی نیست و بعد از حیات جسمانی او هم پایدار خواهند ماند.

 تقویت این واقعیت و جلوگیری از متمرکز شدن همه توجهات ما به عبارت «یادش به‌خیر آقای جمی» و انتقال ارزش‌هایی که ایشان نماد آن است، از ‌نسل‌های همعصر وی  به نسل‌های جدید،‌ تلاشی است که کنگره تجلیل از ایشان می‌تواند نقطه آغازین آن و در حکم  جرقه‌ای برای برافروختن شعله‌هائی گرمی‌بخش باشد؛  ولی قطعاً، این نقطه آغاز، اگر توأم با برنامه، استمرار و جلوگیری همزمان از غلو و از سانسور و اجتناب از بزرگنمایی کاذب یا  کوچک نمائی  مصلحتی باشد، حتماً نتایج قابل اعتماد و اتکایی از تلاش‌های آقای جمی برای انتقال به نسل جدید منطقه جنوب به همراه خواهد داشت.

امثال آقای جمی دستمایه‌های قوی فرهنگی ما هستند و بزرگ شماری و تجلیل آنان، سکوی آغاز تحرک فرهنگی و اجتماعی ماست. صحنه زندگی آقای جمی و سیر وقایع تاریخی مرتبط با  حیات سیاسی و فرهنگی وی، در ذهن من از او مثلثی را می‌سازد که یک ضلع آن اهرم است و دشتستانی که دلیران تنگستانی و رئیس علی دلواری را به خاطر می‌آورد.

 ضلع دیگر این مثلث، ارتباط آقای جمی‌است با عشایر عرب و واقعه جهاد دشت آزادگان در مقابله با انگلیسی‌ها که خود یک حماسه بسیار بزرگ و متأسفانه مکتوم است و ضلع سوم، حضور وی در جبهه‌های جنگ و 8 سال دفاع مقدس است.

 برآیند این 3 نقطه، پتانسیل فرهنگی پرباری را فراهم می‌آورد‌. پرداختن به آقای جمی‌در واقع یادآور این سه رویداد بزرگ و در مقابل،  پرداختن به هریک از این رویدادها، یادآور ایشان است، لذا  ضرورت دارد که دست‌اندر کاران این نکوداشت، آقای جمی را فقط در جنگ و در جنگ هم فقط در موضوع محاصره آبادان نبینند.

قبل از جنگ در صحنه آبادان ناامنی‌های بی‌شماری وجود داشت و  مقابله با  گروهک‌های محارب که بستر ساز تجاوز عراق به ایران بودند، امر خطیری بود.‌ قبل از پیروزی انقلاب ، یک حرکت فرهنگی قدرتمند ضرورت داشت تا مانع از رسوخ و نفوذ فرهنگی غربی شود که همراه با پمپاژ نفت به غرب، به درون آبادان پمپاژ می‌شد؛ فرهنگی که مانع از گسترش و تعمیق فرهنگ وارداتی غرب شود و آقای جمی‌در این عرصه نیز حضوری موثّر و مستمر داشت. در اثر نهضت امام، فرهنگ سطحی وارداتی به سرعت پاکسازی شد.

حوادث سه گانه‌ای که در ارتباط با حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آقای جمی‌برشمردم؛ هر یک می‌توانند موجد یک کار عظیم فرهنگی باشند تا مردم جنوب و ‌آبادان، سیر این حوادث را به شکل مواریثی پابرجا، پرافتخار و ماندگار ببینند.

این رویدادها، مخازن فرهنگی و اجتماعی عظیمی هستند که می‌توان از آنها بهره گرفت و آنها را به بستر اجتماعی جنوب و آبادان تزریق کرد.آقای جمی اینک در سنین کهنسالی به سر می‌برد.

وی هم از لحاظ سنی و هم از نظر مصائبی که در طول حیات سیاسی و اجتماعی خود تحمل کرده، چهره‌ای است که من پرهیز می‌کنم از اینکه او را چهره ماندگار نامگذاری کنم، چون چهره ماندگار همواره پیام صددرصد مثبت به جامعه ندارد، اما چهره پر افتخار چهره‌ای است که پیام غیر مثبت ندارد و پیام او به جامعه، مطلقاً مثبت است.

  • از خاطرات شخصی خود درباره ایشان بگویید.

ببینید! من اساساً آدم خاطره‌گویی نیستم و خاطره‌گویی را نوعی ابزار فرار از عبرت می‌دانم، یعنی اصولاً‌ خاطره‌گویی و خاطره نویسی نباید وسیله‌ای برای گریز از عبرت‌آموزی از حوادث باشد. در خاطراتی که نقل می‌شوند، حوادثی توضیح داده می‌شوند. این حوادث، بی‌روح هستند.

مدیر ندارند، رئیس ندارند، بستر اعتقادی ندارند، بستر تاریخی ندارند، افرادش فاقد نقش هستند. این در حقیقت بی‌آدرس سازی یک حادثه است. من به همین دلیل زبانم، زبان خاطره گویی نیست و لذا هرکس که برای این کار به من مراجعه کرد، به او گفتم که من روی hardware خاطراتم، دکمه delete را زده‌ام و از هیچ کس خاطره‌ای ندارم.

سه گانه یک حیات  سیاسی و فرهنگی

صحنه زندگی آقای جمی و سیر وقایع تاریخی مرتبط با حیات سیاسی و فرهنگی وی، در ذهن من از او مثلثی را می‌سازد که یک ضلع آن دشتستانی است  که دلیران تنگستانی و رئیس علی دلواری را به خاطر می‌آورد.

ضلع دیگر این مثلث، ارتباط آقای جمی‌است  با عشایر عرب و واقعه جهاد دشت آزادگان در مقابله با انگلیسی‌ها که خود یک حماسه بسیار بزرگ و متأسفانه مکتوم است و ضلع سوم، حضور وی  در جبهه‌های جنگ و 8 سال دفاع مقدس است.


کلمات کلیدی: شمخانی علی
 
انتقال پیکر آیت الله جمی به نجف اشرف
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۸  

به در خواست این روحانی مبارز قبل از فوت و با موافقت خانواده ایشان به زودی پیکر ایشان پس از تشیع در آبادان به نجف اشرف منتقل می شود تا در این شهر مقدس به خاک سپرده شود.

 

به گزارش شیعه آنلاین به نقل از مهر، پیکر حجت الاسلام غلامحسین جمی -نخستین امام جمعه شهر آبادان پس از انقلاب اسلامی- پس از تشیع در آبادان برای خاکسپاری به شهر نجف اشرف منتقل می شود.


به در خواست این روحانی مبارز قبل از فوت و با موافقت خانواده ایشان به زودی پیکر ایشان پس از تشیع در آبادان به نجف اشرف منتقل می شود تا در این شهر مقدس به خاک سپرده شود.


هماهنگی لازم در این خصوص با سفارت عراق در ایران صورت گرفته تا حجت الاسلام جمی در شهری که در ایام جوانی دروس حوزوی خود را در محضر اساتید به نام مذهب تشییع در آن زمان فراگرفته بود، برای همیشه آرام بگیرد.


حجت الاسلام غلامحسین جمی اولین امام جمعه شهرستان آبادان بعد از انقلاب اسلامی بود که در سال 1382 به علت شرایط نامساعد جسمانی و با موافقت مقام معظم رهبری جای خود در سمت امامت جمعه آبادان را به حجت الاسلام دهدشتی داد.


حجت الاسلام جمی ساعت 20 شب گذشته پس از چند روز بستری در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امام خمینی (ره) شرکت نفت در آبادان دعوت حق را لبیک گفت و به دیار ابدی شتافت.


ارسال: یکشنبه08 دی 1387/ 9:24ق.ض
پیوند مطلب: http://www.shia-online.ir/article.asp?id=3945


کلمات کلیدی:
 
گزارشی از مراسم رونمایی کتاب خاطرات آیت ا... جمی(ارشیو)
ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

- نشست مطبوعاتی و مراسم رونمایی کتاب «نوشتم تا بماند» شامل مجموعه یادداشت های روزانه جنگ «آیت ا... جمی» با حضور «مرتضی سرهنگی» مدیر مرکز مطالعات و تحقیقات فرهنگ و ادب پایداری و «محسن کاظمی»، گردآورنده اثر، در سالن کنفرانس ساختمان جدید حوزه هنری برگزار شد. در ابتدای این نشست «محسن کاظمی» صحبت خود را به دو محور شخصیت آیت ا... جمی و کتاب «نوشتم تا بماند» تقسیم نمود و گفت: غلامحسین جمی امام جمعه آبادان بودند که سوابق انقلابی و مبارزاتی زیادی قبل از انقلاب و پس از سال 1342 داشتند. پیشتر نیز با فداییان اسلام ارتباطی داشته اند. «کاظمی» اضافه کرد: ایشان در اهرم تنگستان متولد شدند و برای ادامه تحصیل به آبادان آمدند بعد به نجف اشرف رفتند و به آبادان بازگشتند و در آنجا اقامت کردند. وی افزود: آیت ا... جمی از جمله روحانیونی بود که همواره مورد سو»ظن رژیم طاغوت بود. او بارها دستگیر شد و تحت کنترل و مراقبت قرار داشت. با پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی به خصوص در آبادان آیت ا... جمی فعالیت های بسیاری در سطح شهر انجام داد. حضور وی نه تنها به عنوان یک روحانی تاثیرگذار در نماز جمعه بلکه در سایر ارکان اصلی دفاعی از شهر آبادان همواره مورد تقدیر است. «کاظمی» تصریح کرد: نماز جمعه های وی در دوران جنگ بسیار نافذ و باشکوه برگزار می شد، به طوری که امام خمینی(ره) همواره از انعکاس این نماز جمعه ها صحبت می کردند و به آیت ا... جمی هم علاقه بسیاری داشتند. سرکشی به جبهه های جنگ و روحیه دادن به رزمندگان اسلام از مهم ترین فعالیت های وی را تشکیل می داد. «کاظمی» گفت: آیت ا... جمی از نظر جسمی ضعیف و بیمار بودند و در شرایط بسیار سخت در شهر می ماند، اینکه ایشان برچه اساسی و با چه اعتقادی پایداری می کند نیز از محورهای کتاب است. بسیاری گفته اند که آنقدر عرصه به ما تنگ شده بود که می خواستیم شهر آبادان را ترک کنیم ولی وقتی می دیدیم که آیت ا... جمی می خواهد بماند از شرمندگی ما نیز در شهر می ماندیم. وی در ادامه گفت: کتابی که پیش رو داریم در واقع برآیند سال های مقاومت و پایداری آیت ا... جمی و مردمی است که در بدترین شرایط، جنگ تحمیلی را تاب آوردند و با گوشت و خون خود از شهر دفاع کردند. آیت ا... جمی سعی کرده در دست نوشته های خود به نوعی ایثار و مقاومت را منعکس کند. روی این اصل است که انتشار این کتاب برای آگاه شدن نسل حاضر از وقایع جنگ بسیار ضروری است. گردآوردنده کتاب «نوشتم تا بماند» در ادامه خاطرنشان کرد: یادداشت های آیت ا... جمی به هیچ وجه در جریان گردآوری این کتاب مخدوش نشده بلکه ویرایش و مرتب شده است. هرچند برخی از کلمات این دست نوشته ها برای ما واضح نبوده اما تمام سعی خود را کرده ایم تا بتوانیم این سطور را آنطور که هست با وجود بوی باروت و خون و آتش در معرض دید مخاطبان قرار بدهیم. اصل این دست نوشته ها به شکل مستند در اختیار خانواده آیت ا...جمی، موزه شهدا و مرکز اسناد انقلاب اسلامی می باشد. وی در قسمت دیگری از صحبت های خود به فعالیت های همه جانبه آیت ا...جمی اشاره کرد و گفت: او در تمام سطوح مدیریتی شهر شرکت می کرد و هم کارهای ستادی انجام می داد و هم مشورت هایی ارائه می کرد. حتی از حقوق مغازه های متروکه شهر نیز دفاع کرد. آیت ا...جمی نمازهای یومیه خود را هم در مسجد می خواندند و به همین خاطر یکبار هم زیر آوار ماند. «کاظمی» عنوان کرد «عبدالرسول جمی» برادر آیت ا...جمی در برابر چشمان او با گلوله کاتیوشا هدف قرار گرفت و قطعه قطعه شد اما به گفته شاهدان در آیت ا...جمی کوچکترین اثر خمیدگی دیده نشد، نه اینکه ایشان عاری از احساس بوده باشند، بلکه می دانستند خمیدگی او موجب تضعیف روحیه مردمی می شود. «کاظمی» گفت: آیت ا...جمی می دانست که یک روز یادداشت هایش را مردم می خوانند و گواه این حرف این است که در جای جای کتاب مردم را مخاطب قرار می دهند. وی افزود: زمانی که برای مصاحبه با ایشان رفته بودم درباره چرایی این نوشته ها از آیت ا...جمی سوال کردم ولی ایشان به دلیل عمل سکته مغزی در سال 51 و همچنین سکته مغزی در سال 80 حافظه تاریخی(دقیق) خود را از دست دادند و فقط به من پاسخ  دادند که من مسئول هستم و باید می نوشتم تا بماند و عنوان کتاب نیز از همین جمله گرفته شده است. گردآورنده کتاب «نوشتم تا بماند» ادامه داد: پیشنهاد نوشتن کتاب را اردیبهشت امسال مرتضی سرهنگی به من ارائه داد و ما توانستیم در مدت کمتر از 5 ماه در قالب دو گروه فنی و هنری و همچنین تخصصی این اثر را گردآوریم.


کلمات کلیدی: کتاب ،نوشتم تا بماند
 
جمی چشم ابادان
ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

 

غلامحسین جمی به سال 1304 در اَهْرَم (مرکز تنگستان) از توابع بوشهر به دنیا آمد. کودکی را در فقر گذراند. پدرش احمد، با کشت گندم در زمینی کوچک و داشتن چند نخل به سختی خانواده را تأمین می‌کرد. او که در مکتب‌خانه درس خوانده بود شبها برای فرزندانش قرآن، ناسخ‌التواریخ، دعاهایی از مفاتیح‌الجنان و اشعاری از سعدی می‌خواند. چشمه دینی و اعتقادی پدر، غلامحسین را به دانستن و تحصیل علم تشنه‌تر کرد، لذا مقدمات را در مکتب‌خانه گذراند و از آن‌جا به دبستان رفت. مدرسه انوشیروان تنها مدرسه اهرم بود؛ لذا جمی پس از پایان تحصیلات ابتدایی باید راهی دیگر برای علم‌آموزی و اقناع روح و علایق خویش می‌یافت. به نزد حاج شیخ علی ماحوزی در همسایگی خود رفت و جامع‌المقدمات و بخشی از سیوطی را از وی آموخت.

پدر غلامحسین در چهل سالگی فوت کرد و مسئولیت اداره مادر، پنج برادر و تنها خواهر بر شانه‌های او قرار گرفت. از طرفی در چنین شرایط سخت و در اوج تنگدستی، او درس و طلبگی را رها نکرد و در 1327 به آبادان مهاجرت کرد تا نزد آیت‌الله شیخ عبدالرسول قائمی (1275 ش، اصفهان – 1373 ش، قم) مؤسس تنها مدرسه علمیه آن زمان آبادان، تحصیل دروس حوزوی را پی‌بگیرد. در آبادان و به سن بیست بود که با یکی از علویه‌های بوشهری ازدواج کرد که ثمره آن چهار پسر و دو دختراست.

او پس از چندی به نجف اشرف رفت و در آن‌جا حاشیه ملاعبدالله و مطول را خواند و از محضر آیت‌الله راستی کاشانی و شیخ محمدعلی مدرس استفاده کرد. در هنگامه نهضت ملی شدن صنعت نفت و قیام 30 تیر 1331 که بنابر آن، حمایت آیت‌الله کاشانی و قاطبه مردم از نخست‌وزیری مصدق رقم خورد، جمی در نجف بود؛ اما مدت اقامت او دو سال بیشتر طول نکشید و مجبور شد به دلیل بیماری به آبادان بازگردد و نزد حضرات آیات قائمی، صدرهاشمی و محمدطاهر شبیرخاقانی تحصیل علوم دینی را ادامه دهد. در این زمان با آیت‌الله شیخ عیسی طرفی هم مباحثه شد و رفاقت یافت.

جمی پس از پایان درس سیوطی و مغنی بخشی از عروه الوثقی را نیز به استادی آیت‌الله قائمی خواند.

بدین‌ترتیب جمی در آبادان ماند، با مردم شهر کاملاً مأنوس شد و در غمها و شادیهای آنها شریک شد و در سردی و گرمی روزگار همواره در کنار مردم این خطه ماند و تبلیغ دینی را پیشه کرد.

او که برخاسته از خطه تنگستان بود در شرایط فرهنگی ضد استعماری این سرزمین، ذیل تعالیم ظلم‌ستیزانه قهرمانان مبارزی چون باقرخان تنگستانی و فرزند شهیدش احمدخان، رئیس‌علی دلواری، زائر خضرخان اهرمی، شیخ حسین خان چاه‌کوتاهی و غضنفر السلطنه دشتستانی تربیت یافت. او از کودکی و از نزدیک شاهد ظلم و ستم بی‌حد حاکمان دست‌نشانده رضاشاه پهلوی بود و می‌دید که به غیر از به تاراج بردن اندک دستمایه و ماحصل رنج و زحمت مردم، فرهنگ و اعتقادات ایشان هم مورد هجوم و لطمه قرار گرفته است و چادر از سر زنان کشیده می‌شود، «شاپو» بر سر مردان گذاشته به ستیز با جلسات مذهبی آنان برمی‌خیزند، لذا او به اندیشه پیکار و مبارزه با جور و ستم افتاد.

با ظهور جمعیت فداییان اسلام به رهبری سیدمجتبی میرلوحی (نواب صفوی) و ایجاد کانون و شعبه‌ای از این جمعیت در آبادان، جمی ضمن تأثیرپذیری از تعالیم و اهداف این گروه و مبارزات آنها برای برقراری حکومت اسلامی، با بسیاری از اعضای آن همچون مظفرعلی ذوالقدر (عامل ترور نافرجام حسین علاء) آشنا شد. با فرجام تلخ فداییان اسلام در 1334 و اعدام نواب صفوی و برادران واحدی و ذوالقدر، راه مبارزه با رژیم پهلوی بسیار صعب و دشوار می‌نمود و باید برای آن برنامه‌ریزی و روشنگری می‌شد. پس جمی منبر را برگزید و در روشن کردن افکار عمومی نسبت به بی‌عدالتی و ظلم و فساد رژیم پهلوی کوشید.

با آغاز حرکت اعتراض‌آمیز حضرت امام خمینی در قضایای مربوط به تصویب‌نامه انجمنهای ایالتی و ولایتی و لوایح شش‌گانه انقلاب شاه و مردم (موسوم به انقلاب سفید) و همچنین قیام 15 خرداد 1342، جمی نیز با دیگر روحانیان و مردم انقلابی و مبارز همراه شد و در منابر و مساجد آبادان به سخنرانی پرداخت. با آزادی امام از زندان، او از جمله کسانی است که به دیدار و ملاقات ایشان در قم شتافت.

پس از تبعید حضرت امام از کشور در سال 1343، جمی و دیگر روحانیان آبادان در اول آذر 1343 تلگرافی مبنی بر اعلام مراتب ناراحتی و تأسف علما و مردم آبادان از این واقعه (تبعید) تنظیم و برای امام به ترکیه مخابره کردند. بعد از این زمان، وظیفه و مسئولیت سنگینی بر دوش روحانی سرشناس و مبارز آبادان قرار گرفت. جمی این شهر را به کانون ارتباط ایران با نجف تبدیل کرد. مبارزین برای خروج از کشور و ورود به عراق و بالعکس از این منزلگاه عبور می‌کردند و جمی در سازماندهی، حمایت و همراهی ایشان نقش بسزایی داشت. حتی اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی و کتب، رساله و دیگر آثار حضرت امام از نجف ابتدا به این شهر می‌رسید و از آنجا به دیگر کانونها و مراکز انقلابی سراسر ایران گسیل می‌شد، و در این مسیر و گذر این روحانی نحیف‌الجثه اما بلندنظر و مبارز به عنوان حامی و هماهنگ‌کننده نقش بسیاری داشت.

در همین دوره بود که با حجت‌‌الاسلام فاکر و آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی ارتباط عمیق و دوستانه‌ای یافت. جمی در این سالها معیشت خانواده‌اش را فقط از طریق دفتر ازدواج (و نه طلاق)ی که دارد تأمین می‌کرد و بلافاصله پس از رسیدن به تمکن لازم به سال 1349 برای اولین و آخرین بار به حج و زیارت خانه خدا رفت، در آنجا بود که با پیام افشاگرانه، امام علیه رژیم شاه، عقب‌ماندگی مسلمین و هشدار نسبت به خطر نفوذ اسرائیل مواجه شد، لذا در ضمن انجام مناسک حج به امر توزیع این پیام و اعلامیه هم مبادرت ورزید.

از آنجا که آبادان مهد فعالیت کسروی، بهاییها، یهودیها و انجمن حجتیه‌ایها بود، غلامحسین جمی برای خنثی نمودن فعالیت ایشان، بیشتر به سخنرانی، وعظ و خطابه روی آورد و در این فرایند، مبارزان انقلابی آبادان حول شخصیت وی گرد آمدند و قوایی شدند تا در روز حادثه شهر را به تمامی به حرکت در آورند، و در حوادث سیاهی چون آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، در 28 مرداد 1357 توسط عوامل رژیم شاه (ساواک) رخ داد، با هوشیاری تمام دستهای آلوده را رسوا کنند و موج اعتراض را نه تنها در شهر آبادان بلکه در سراسر کشور راه اندازند.

در گرماگرم سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب، پیرو رهنمود حضرت امام مبنی بر برگزاری جلسات روحانیون در شهرستانها برای بررسی اوضاع کشور، روحانیون آبادان همچون صدرهاشمی و قائمی، حاج مکی، سنابادی و برهانی و در رأس ایشان غلامحسین جمی نسبت به برگزاری جلسه هفتگی روحانیون مبادرت ورزیدند. این جلسات هر هفته عصرهای جمعه و در مساجد مختلف شهر برگزار می‌شد که در آن جمی سخنرانی می‌کرد و روحانیون را در جریان آخرین اخبار قیام و نهضت امام خمینی و اوضاع سیاسی کشور قرار می‌داد و آخرین توصیه‌ها، رهنمودها و اعلامیه‌های حضرت امام را برای آنان یادآور می‌شد.

در سال 1351 جمی به سختی بیمار شد و از فعالیت عادی باز ماند و برای درمان و جراحی تومور مغزی به بیمارستان نمازی شیراز اعزام شد پس از عمل جراحی پیچیده، سخت و سنگین، از بیماری و مرگ نجات؛ یافت اما وضعیت عادی و ظاهری صورتش تغییر کرد. این عمل جراحی به هیچ روی سبب نشد که او دست از مبارزه و سخنرانیهایش بردارد بلکه پس از طی دوره نقاهت ادامه مسیر زندگی را صرف فعالیتهای انقلابی‌اش کرد.

فعالیتها و سخنرانیهای جمی در آبادان سبب شده بود تا او سکان‌دار و چهرة پیش‌رو انقلاب در آن خطه باشد. از این‌رو وقتی روحانیون مبارزی چون سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد، محمد مفتح، هاشمی رفسنجانی و هادی غفاری و... برای سخنرانی به آبادان می‌رفتند جمی وظیفه حمایت و پشتیبانی ایشان را در آنجا به عهده داشت و تدارکات لازم را مهیا می‌کرد و حتی اسباب و وسایل سفر ایشان را به نجف اشرف و دیدار با حضرت امام فراهم می‌نمود.

وضعیت او و سخنرانیهایش برای رژیم شاه مشکل‌ساز شد و وی را از بردن نام امام خمینی بر بالای منابر سخنرانی‌اش منع کردند.

برادرش عبدالرسول نیز از جمله مبارزانی بود که با سازمانها،‌ مراکز انقلابی در ارتباط بود. در سال 1355 ساواک در پی به‌دست آوردن مدارکی دال بر این ارتباط و فعالیت علیه رژیم شاه، او را دستگیر و به شدت شکنجه کرد و تا 1357 وی را در زندان نگهداشت.

حجت‌‌الاسلام جمی نیز که به همراه برادر دستگیر و به او اهانت شده بود به واسطه فشار مردم و روحانیت آبادان از بازداشتگاه ساواک رهایی یافت. هیچ یک از این وقایع سبب خاموش شدن صدای انقلابی جمی نشد. با فوت حاج آقا مصطفی خمینی به سال 1356 او نیز به همراه دیگر روحانیان آبادان پیام تسلیت و همدردی برای حضرت امام فرستاد.

از جمله وقایع مهم انقلاب، اعتصاب در صنعت نفت بود که ستاد مرکزی آن در آبادان قرارداشت و اعتصاب از آنجا شکل می‌گرفت. افراد و اعضای این ستاد با جمی در ارتباط بودند و از راهنمایی و مشورت وی بهره‌مند می‌شدند. جمی نیز در میان اعتصابیون حاضر می‌شد ضمن سخنرانی آنان را به ادامه راه ترغیب می‌کرد.

پس از آنکه بختیار وعده‌های خود را به تعویق انداخت و برای ورود حضرت امام خمینی به کشور مانع‌تراشی ‌کرد، روحانیون انقلابی سراسر کشور به تهران مهاجرت کردند و در دانشگاه تهران متحصن شدند، جمی از پیشروان این حرکت بود و در جمع متحصنین حضور داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت بر دوش روحانی انقلابی، مبارز و پیشرو شهر آبادان سنگین‌تر شد. ریزشها و خیزشها منحصر به آبادان نبود. در سراسر کشور عوامل و سرسپردگان رژیم مسئولیتها را واگذاشته یا فراری یا مخفی و یا دادگاهی شدند. نیروهای پرشور انقلابی با کم‌ترین سازماندهی و تجربه عهده‌دار هدایت و اداره دستگاه‌ها و سازمانهای لشکری و کشوری شدند.

در آبادان نیز نیروهایی تازه نفس عهده‌دار وظایف اداره شهر شدند و یا به هدایت و خدمت در نهادهای برآمده از دل انقلاب پرداختند. در رأس این تغییر و تحولها جمی بود که بر این فرایند کنترل و نظارت داشت. او به همراه چند نفر از علاقه‌مندان انقلاب، شورای انقلاب آبادان را شکل داد و بعد کمیته انقلاب اسلامی را راه‌اندازی نمود.

جمی علاوه بر برپایی و اقامه نماز جمعه در آبادان، تحولات و تحرکات سیاسی شهر را با دقت و وسواس زیر نظر داشت، تا در این شرایط از فضای به‌دست آمده سوءاستفاده نشود و گروههای ضدانقلاب نشو و نما ننمایند. تقریباً تمامی ارکان اداره‌کننده شهر با او در ارتباط بودند و با او مشورت می‌کردند.

با شروع جنگ تحمیلی شهر آبادان که به هیچ‌وجه مانند بسیاری از شهرهای مرزی آمادگی ورود به جنگ را نداشتند، در وضعیتی بحرانی قرار گرفت و یک سال در محاصره به سر برد. در چنین شرایط و وضعیت آشوب‌زده‌ای، با تمام محدودیتها و تنگیهای موجود، جمی در شهر ماند و نقطه قوتی برای مقاومت آن شد.

یادداشت‌های وی از این روزهای آتش و خون محور اصلی بحث این کتاب است.

جمی در زیر باران بمب و خمپاره در آبادان ماند و نمازهای جمعه آن را در چنین شرایطی اقامه کرد. نماز و نماد عبادی ـ سیاسی‌ای را که بسیار مورد توجه حضرت امام بود در این شهر زنده نگهداشت.

او در آذر 1361 در انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان به نمایندگی از مردم خوزستان برگزیده شد اما در انتخابات دومین دوره این مجلس به دلیل شرکت نکردن در آزمون وضع شده از سوی شورای نگهبان از صحنه رقابت بازماند.

غلامحسین جمی نه تنها در دوران مبارزه و طول جنگ بلکه در زمان بازسازی نیز در کنار مردم آبادان ماند و بعد از جنگ نیز سنگر نماز جمعه آبادان را ترک نکرد تا آنکه در سال 1382 به دلیل کهولت سن و ضعف جسمی از این جایگاه کناره گرفت.

جمی در سال 1380 سکته کرد و بخش عظیمی از حافظه تاریخی‌اش را از دست داد.

بنیاد ایثارگران انقلاب اسلامی درچهارم مهر 1386 مقارن با سالگرد عملیات ثامن الائمه و روز شکست حصر آبادان در سالن همایشهای صدا وسیما در اقدامی پسندیده از آیت الله جمی وسالها مبارزه وپایداری وی تجلیل کرد.

همچنین کتاب یادداشتهای روزانه وی از جنگ با عنوان "نوشتم تا بماند" در آبان ماه 1387به عنوان بهترین اثردوازدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس شناخته شد.

 

                                                             محسن کاظمی 


کلمات کلیدی: بیوگرافی
 
خاطرات حجت السلام جمی
ساعت ٥:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

خاطرات حجه الاسلام جمی

تدوین: مرکز اسناد انقلاب اسلامی،

تاریخ انتشار: فروردین 1385

قیمت: 19000 ریال

شابک: 8-085-419-964

نوبت چاپ: اول

شمارگان: 3000

معرفی کتاب: حجه الاسلام و المسلمین جمی یکی از مبارزان خطه جنوب ایران است که روزگار حکومت پهلوی، اعمال و سیاه کاری های آن خاندان و وقایع منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران را دیده و با بیانی ساده و صمیمی به نقل آن پرداخته است.
این کتاب، وقایعی چون: کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی، فعالیت های آیت الله قائمی و وقایع شتاب بخش به پیروزی انقلاب اسلامی را شرح می دهد.
در پایان، فصل جداگانه ای به خاطرات ایشان از جنگ تحمیلی اختصاص دارد که به صورت روزشمار آمده است... .

این کتاب شامل فصول زیر است:
1- بیوگرافی
2- دوره پهلوی اول
3- نهضت ملی شدن صنعت نفت و شکل گیری مبارزات
4- آبادان و نقش آن در مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی
5- مرحله مبارزات و شکل گیری انقلاب
6- مرحله پیروزی انقلاب اسلامی
7- در محضر یار
8- در خاطرات جنگ



پیوند کتاب: http://www.irdc.ir/book.asp?id=415


کلمات کلیدی: خاطرات
 
خاطرات حجه الاسلام جمی
ساعت ٥:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

نمای بزرگ جلد

خاطرات حجه الاسلام جمی

تدوین: مرکز اسناد انقلاب اسلامی،

تاریخ انتشار: فروردین 1385

قیمت: 19000 ریال

شابک: 8-085-419-964

نوبت چاپ: اول

شمارگان: 3000

معرفی کتاب: حجه الاسلام و المسلمین جمی یکی از مبارزان خطه جنوب ایران است که روزگار حکومت پهلوی، اعمال و سیاه کاری های آن خاندان و وقایع منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی ایران را دیده و با بیانی ساده و صمیمی به نقل آن پرداخته است.
این کتاب، وقایعی چون: کشف حجاب، نهضت ملی شدن صنعت نفت و نقش علما و فداییان اسلام در آن واقعه، نقش آبادان در نهضت امام خمینی، فعالیت های آیت الله قائمی و وقایع شتاب بخش به پیروزی انقلاب اسلامی را شرح می دهد.
در پایان، فصل جداگانه ای به خاطرات ایشان از جنگ تحمیلی اختصاص دارد که به صورت روزشمار آمده است... .

این کتاب شامل فصول زیر است:
1- بیوگرافی
2- دوره پهلوی اول
3- نهضت ملی شدن صنعت نفت و شکل گیری مبارزات
4- آبادان و نقش آن در مبارزات و پیروزی انقلاب اسلامی
5- مرحله مبارزات و شکل گیری انقلاب
6- مرحله پیروزی انقلاب اسلامی
7- در محضر یار
8- در خاطرات جنگ


کلمات کلیدی: کتاب ،خاطرات
 
هاشمی‌رفسنجانی در وصف حجت‌الاسلام جمی می‌گوید.(باارزوی بهبودی ایشان)
ساعت ٤:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

آفتاب: آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از جمله معدود شخصیت‌هایی است که می‌تواند به علم ‌رجال در نظام جمهوری اسلا‌می ایران تسلط داشته باشد و همه چهره‌ها و شخصیت‌های حاضر در انقلا‌ب اسلا‌می و پس از آن را به نیکی می‌شناسد. حجت‌الا‌سلا‌م جمی را اما هاشمی رفسنجانی از روزگار قدیم می‌شناسد. زمانی که آبادان یکی از پایگاه‌های دینی و تبلیغاتی بود و هاشمی رفسنجانی در همین رفت‌و‌آمدها جمی را شناخت و به تعبیرخود او را خیلی با صفا و صمیمی یافت. نقش حجت‌الا‌سلا‌م جمی بین دیگر روحانیون آبادان در اعتصابات شرکت نفت برجسته شد و در دوران جنگ جلوه کرد. هاشمی رفسنجانی در گفتگویی که با نشریه «شاهد یاران» درباره آیت‌الله جمی انجام داده است، حضورجمی را در آبادان در زمان جنگ را الهام بخش توصیف می‌کند.

هم بر اساس خاطرات جنابعالی و هم بر اساس آنچه در خاطرات حجت‌الا‌سلا‌م جمی خوانده و یا از ایشان شنیده‌ایم، آبادان از دیرباز، یکی از پایگاه‌های تبلیغاتی و دینی شما بوده است. علت این گزینشرا بیان بفرمایید؟
ما در آن ایام جاهای زیادی می‌رفتیم، مخصوصا در ماه‌های رمضان و محرم. کارمان این بود. آبادان یکی از جاهایی بود که مکرر می‌رفتیم. عللی هم داشت، یکی از علل هم این بود که در آن شرایط که اساسا به دلیل فشار‌های رژیم، شرایط دشواری برای سخنرانی به وجود آمده بود، در آبادان شرایط مساعدتری وجود داشت. در آنجا آقایان علما فضا را خوب حفظ کرده بودند، از جمله مرحوم آقایان قائمی مدیریت خیلی خوبی داشتند. بقیه آقایان، منجمله آقای صدر که شخصیت بارزی در آن منطقه بودند، آنجا را خیلی خوب اداره می‌کردند. شاه هم نسبت به آن منطقه ملا‌حظاتی داشت، چون توده‌ای‌ها قبلا‌ در آنجا خیلی فعال بودند. محیط، کارگری بود و پالا‌یشگاه نفت و مرزی بودن منطقه، بر حساسیت آن می‌افزود، لذا رژیم نمی‌خواست آنجا را متشنج کند و از سویی هم می‌دید که روحانیت آنجا نمی‌خواهد ماجراجویی کند و یک حدی از افشا‌گری‌ها و کارهای فکری و حرف‌های سیاسی را تحمل می‌کرد. عوامل دیگری هم در ذهن خود ما وجود داشتند، از جمله اینکه فکر می‌کردیم جوانان آن شهر نیاز به آگاهی دارند، چون توده‌ای‌ها در آنجا سابقه فعالیت داشتند و خود ما برای آبادان اولویت قائل بودیم.

آشنایی شما با آقای جمی از چه مقطعی آغاز شد؟
من از همان اولین سالی که به آبادان رفتم، با همه آقایان روحانی آشنا شدم، چون روحانیون شاخص آنجا چندتایی بیشتر نبودند و یکی از آنها جناب آقای جمی بودند و ایشان را خیلی باصفا و صمیمی یافتیم. دیگران هم همین‌طور بودند. قبل از انقلا‌ب مجموعه علمای آبادان برای ما دوست‌داشتنی بودند و همگی هم از آن به بعد از دوستان ما شدند. تاریخ آن سالی را که اولین بار به آبادان رفتم، الا‌ن یادم نیست و باید مراجعه کنم، ولی هر چه بود با همه آقایان آشنا شدیم و طرح رفاقت هم پیش می‌آمد.

نقش آقای جمی در ایجاد زمینه مساعد برای نفوذ افکار انقلا‌بی و شخصیت‌های انقلا‌بی در آنجا چقدر بود؟
شخصیت آقای جمی بیشتر در دوران جنگ و زمانی که آبادان به آن شکل در معرض خطر قرار گرفت، جلوه کرد. قبلا‌ همه علمای منطقه، فعال بودند و ما تفاوت زیادی را بین آنها نمی‌دیدیم. البته آقای قائمی از لحاظ مدیریت، بزرگ‌تر آنجا بودند. سایر آقایان را هم نمی‌توانم رتبه‌گذاری کنم که به فعالیت‌های کدام یک می‌توان بیشتر بها داد. ما از مجموعه‌شان راضی بودیم و اینها هر وقت به قم می‌آمدند، از سوی نیرو‌های موثر حوزه مورد تکریم قرار می‌گرفتند.

همانگونه که پیش از این نیز اشاره شد، هدف دشمن تسخیر آبادان بود. آیا جنابعالی در تهران تصور می‌کردید که آقای جمی بتوانند اینگونه در آبادان مقاومت کنند؟ ‌
حداقل دستاوری که دشمن برای خود متصور بود، تسخیر آبادان بود. آنها فکر می‌کردند که به خاطر آبی که فاصله ما و آبادان است، آبادان به آنها تعلق دارد و لذا همت اولیه‌شان این بود که خرمشهر و آبادان را با هم بگیرند. آنها تصورش را هم نمی‌کردند که بعد از اشغال خرمشهر، متوقف شوند، به خصوص اینکه از طرف دیگر هم به خاطر نزدیکی‌شان با ساحل ما، آبادان را تحت فشار قرار داده بودند. ‌

آسیب‌پذیری آبادان به دلیل صنایع نفت هم این امید را در دل آنها بیشتر کرده بود که آبادان را قطعا می‌گیرند. البته برخلا‌ف توقعشان، در خرمشهر خیلی معطل شدند. خرمشهری‌ها کار بزرگی کردند که مدتی آنها را در کنار دروازه شهر نگه داشتند و در این فاصله، کسانی که لا‌زم بود از شهر بروند، رفتند و آسیب‌ها و خسارات انسانی، بسیار کمتر شد. به طور طبیعی کسی از بیرون انتظار نداشت که کسی مثل آقای جمی که برای دشمن حکم سیبل را داشت، در آن شرایط و در خط مقدم جبهه حضور داشته باشد. 

اگر ایشان می‌آمد این طرف آب و اهواز و شهر‌های دیگر، کسی ایشان را سرزنش نمی‌کرد، کما اینکه دیگران آمدند و کسی هم حرفی نزد. آقای جمی‌کاری بیش از حد انتظار کرد و ماندن ایشان باعث شد کسانی که می‌خواستند بمانند و بجنگند و صحنه را خالی نکنند و نگویند آبادان خالی شده، بمانند و ایشان در این امر نقش محوری و بسیار جدی داشت. البته نیرو‌های مسلح، ارتش، سپاه و نیرو‌های مردمی حضور داشتند و می‌جنگیدند، اما آن کسی که چهره‌ای مردمی داشت و مثلا‌ نماز جمعه را برگزار می‌کرد و مردم جمع می‌شدند و برای مردم کشور هم الهام بخش بود، ایشان بود. 

ما در آن موقع به دو جا بیشتر سر می‌زدیم؛ یکی خرمشهر بود و دیگری آبادان. وقتی خرمشهر سقوط کرد، آبادان و دزفول به عنوان دو شهر مقاوم و قهرمان در همه ایران مطرح بودند. البته در دزفول، مردم بیشتر مانده بودند. در آبادان ماندن کار بسیار سختی بود، چون دشمن از آن طرف آب، به راحتی و با خمپاره، آبادان را می‌زد. ماندن آقای جمی که تبلور ماندن مردم بود، حتی در برابر کسانی که به دلیل خطرناک‌بودن شرایط، ایجاد شبهه می‌کردند، ماندن ایشان مجوزی شد برای کسانی که می‌خواستند از خطر استقبال کنند. ماندن ایشان، محور‌های اخلا‌قی، اسلا‌می و جهادی و همه چیز را تقویت کرد. من چندباری که به آبادان رفتم، نقش ایشان را در میان نیرو‌های رزمنده و مردم، نقش ستون خیمه برای بقای آبادان می‌دیدم. ‌

تاثیر روانی آقای جمی در آبادان به عنوان نماینده حاکمیت، در مسوولا‌ن تهران چگونه بود؟
حضور ایشان بسیار الهام‌بخش بود. دعوت‌کننده به جهاد بود. نماد حیات مدنی آبادان بود. اکثر مردم آبادان از شهر بیرون آمده بودند، اما همین که می‌دیدند صفوف نماز جمعه قابل توجه است و آقای جمی هم آنگونه خطبه می‌خواند، به نظرم موجب تقویت روحیه جهادی در طول دوران جهادمان شد. بسیاری از عوامل در پیروزی ما در جنگ نقش داشتند و مقاومت آبادان در آن شرایط بسیار سخت و استثنایی، هم بی‌تردید یکی از عوامل موثر بود. من نمی‌دانم که در تاریخ جنگ‌ها، جایی پیدا می‌شود که در شهری با ویژگی‌های آبادان، یعنی در کنار دشمن بودن، حضور مردمی تا این حد پررنگ بوده باشد؟

با توجه به اینکه نیرو‌های رزمنده، وظایف خود را خوب انجام می‌دادند، آیا دلیل خاصی داشت که حضرت امام به آن شکل صریح وارد میدان شوند و فرمان شکسته شدن حصر آبادان را صادر فرمایند؟
چیزی که یادم هست، گمانم نماینده‌های مجلس خدمت امام رفتند و استدلا‌لشان این بود که می‌توان حصر آبادان را شکست و استدلا‌لشان هم منطقی بود. البته اینگونه نبود که نیرو‌ها نمی‌خواهند حصر آبادان را بشکنند و هر کدام در گوشه‌ای مخلصانه می‌جنگیدند و جهاد می‌کردند، اما فرق بود بین زمانی که آنها خودشان می‌جنگیدند تا وقتی که امام دستور می‌دادند. 

امام فرمان دادند و همت‌ها همه متوجه این نقطه شد و مقطع خوبی هم بود، یعنی شکستن حصر آبادان، برای رژیم عراق شکست مهمی بود. رژیم عراق با هزاران زحمت، خود را به نقاط حساسی رسانده و آبادان را محاصره کرده بود و قطعا نمی‌خواست آنجا را از دست بدهد. شکست حصر آبادان، نقطه تحول و استراتژیک در کل سرنوشت جنگ بود و فرمان امام در آن بسیار نقش داشت. فکر می‌کنم مراجعاتی هم که از سوی خوزستانی‌ها به امام شد، در اینکه امام تصمیم بگیرند چنین فرمانی را صادر کنند، بسیار نقش داشت. ‌

به نظر شما نکوداشت‌هایی از قبیل آنچه در مورد آقای جمی صورت خواهد گرفت، چه نقشی در آشناسازی نسل جدید با ارزش‌های انقلا‌ب و آماده‌سازی آنها برای دفاع از این ارزش‌ها به هنگام ضرورت دارد؟
در مجموع تقدیر از انسان‌هایی که خدمت شایسته‌ای، از هر نوع، به جامعه، به کشور و به انقلا‌ب می‌کنند، مروج‌ راه‌های درست زندگی است. وظیفه ما این است که قدردانی کنیم و تاریخ با این چیزها زنده می‌ماند و الهام‌بخش است، چون اگر نگوییم، فراموش می‌شوند. شما فرض کنید اگر مراسم عاشورا هر سال برگزار نمی‌شد، چه پیش می‌آمد؟ 

در کربلا‌ یک فاجعه‌ای روی داده بود و تمام می‌شد، مثل صدها فاجعه‌ای که در تاریخ اسلا‌م داریم و فراموش شده‌اند. همین ذکر عاشورا، موجب حفظ آن شده است. البته واقعه عاشورا قابل مقایسه با جنگ ما نیست، ولی کلیت قضیه این است. انسان‌ها باید خدمات شایسته افراد را قدردانی کنند. قدرشناسی جزو ارزش‌های خوب است. کارهای آقای جمی از نوع کارهای تاثیرگذار در شرایط سیاسی و نظامی و دوران پرخطر تاریخ ماست یعنی واقعا حد نهایت فداکاری است. هر کسی که آنجا می‌ماند، باید خود را آماده می‌کرد که هر لحظه گلوله خمپاره‌ای بیاید. من گاهی که در خیابان‌های آبادان راه می‌رفتم، در همان مدت کوتاه، صدای صفیر پرتاب خمپاره را بارها می‌شنیدم. کسی که می‌خواست آنجا زندگی و کار کند، درست مثل خط مقدم جبهه و شاید خطرناک‌تر از آن بود، چون در خط مقدم و در سنگر‌ها، مساله جنگیدن بود، اما در آبادان باید زندگی می‌کرد و همیشه خطر وجود داشت، بنابراین کسی که آنجا می‌ماند، بی‌تردید پیوسته آماده شهادت بود و این، ارزش بسیار بزرگی است و نباید بگذارم فراموش شود. ‌

در نخستین سال‌های انقلا‌ب، تفرقه میان قومیت‌های مختلف، به خصوص در خوزستان به شکل بارزی نمود پیدا کرد. جنابعالی نقش آقای جمی را در وحدت بخشیدن به قومیت‌های خوزستان که به ویژه در سال‌های جنگ، به نحو شایسته‌ای از آن بهره‌برداری شد، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
کاملا‌ معلوم بود که دشمنان انقلا‌ب یکی از ابزاری را که برای به شکست کشاندن نهضت به کار می‌گرفتند، مساله قومیت‌ها بود که منحصر به اعراب هم نبود. در بلوچستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، کردستان و در هر جایی که زمینه قومیتی وجود داشت، این جریان را فعال کردند. در خوزستان هم زمینه مساعدی برای این کار وجود داشت. 

خوزستان نقش دوگانه‌ای را در انقلا‌ب برای خود قائل بود. از یک سو به دلیل اعتصاب شرکت نفت و نقش موثر آن در انقلا‌ب، خود را رکن محسوب می‌کردند و لذا یک وفاداری ویژه‌ای نسبت به انقلا‌ب در خوزستان وجود داشت. از سوی دیگر هم حق ویژه‌ای برای خود قائل بود و لذا کسانی که در پی ایجاد تفرقه و آشوب بودند می‌توانستند به آنها بگویند که شما باید مطالبات مهمی داشته باشید. نفوذ مجموعه روحانیت در آنجا بسیار کارا بود. شخصیت‌های شاخص مبارزاتی طی‌سال‌ها، شناخته شده بودند و مردم به آنها اعتماد داشتند و آقای جمی هم بسیار صریح و عاطفی صحبت می‌کرد. با آن چیز‌هایی که من در آن مقطع از ایشان می‌دیدم روی تاثیر ایشان در خاموش کردن آتش فتنه حساب می‌کردم و انصافا هم نفوذ داشتند. ‌

بی‌تردید یکی از اهداف مهم دشمن پس از آغاز جنگ تحمیلی، دسترسی به آبادان بود. قبل از ورود به بحث حصر آبادان، جنابعالی نقش ایشان را در ایجاد هماهنگی با مرکز در جهت رفع این فتنه، تا چه حد موثر می‌دانید؟ ‌
باید در تاریخ نقش مهی برای ایشان ثبت شود و البته برای ثبت این نقش باید وارد جزئیات شویم و موردی بررسی کنیم که ایشان در کدام مرحله چه گفته‌اند و چگونه عمل کرده‌اند و این دیگر کار خود شماست که به شکل میدانی وارد عمل شوید، ولی آنچه ما شاهد بودیم این بود که ما در سراسر کشور برای ادامه مبارزات و حفظ انقلا‌ب، به روحانیت و نیرو‌های متدینی که در اطراف آنها بودند، اتکا داشتیم، چون پایگاه مبارزه هم همان‌ها بودند. جبهه‌ملی‌ها و چپی‌ها و التقاطی‌ها و توده‌ای‌ها هم بودند، ولی آنها خیلی رونق نداشتند. نیروی اصلی مبارزه، مردم بودند و محور آن هم روحانیت بود. 

مردم متدین البته نیروی اساسی کار بودند، منتها آنها چشمشان به حرکت روحانیت بود. حقیقتا متابعت می‌کردند. هرگاه دعوت به حضور می‌کردیم، می‌آمدند و هر گاه می‌خواستیم سکوت کنند، سکوت می‌کردند. چون بعضی‌‌ها داغ شده بودند و می‌خواستند کل مبارزه، مسلحانه شود، ولی مشی حضرت‌امام (ره) مشی مسلحانه نبود و ایشان نمی‌خواستند خونریزی شود و بیشتر نصیحت می‌کردند. روحانیت به طور کلی نقش داشت و آدم مطمئنی چون آقای جمی، طبیعتا نقش ویژه‌ای داشتند

 

   + اصغر وطنخواه Asghar Vatankhah ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱

کلمات کلیدی: هاشمی رفسنجانی ،خاطرات
 
نکوداشت جمی پاسداشت 8 سال مقاومت مردم خوزستان است .سال86
ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  
 خبرگزاری فارس به نقل از دبیرخانه کنگره ملی بزرگداشت جمی، حسین دهقان طی سخنانی با اشاره به سوابق طولانی مبارزاتی وی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و مجاهدتهای وی در دوران دفاع مقدس بویژه ایام محاصر شهر آبادان توسط متجاوزین بعثی، تجلیل و نکوداشت از شخصیت‌ ممتاز این اسوه اخلاق، مبارزه، جهاد و مقاومت را پاسداشت ارزشهای دفاع مقدس و ترویج فرهنگی مقاومت و ایثار دانست.
وی از جمی بعنوان یکی از چهره‌های پرافتخار و ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی و دفاع مقدس یاد کرد و افزود: حجت الاسلام جمی بی‌ادعا، خالصانه و گمنام در سالهای خون و خطر در خدمت آرمانهای امام راحل و انقلاب فعالیت کرد.
دهقان افزود: برپایی نمازجمعه در سخت‌ترین شرایط جنگی و ایراد خطبه‌های حماسی و آتشین ایشان در طول دفاع مقدس بویژه در شرایط بحرانی محاصره آبادان، فریاد بلند مدافعان مقاومی بود که با کمترین امکانات در شهر آبادان باقی ماندند و مانع از سقوط این شهر مهم و استراتژیک شدند.
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در ادامه گفت: ارزش‌ کار جمی و رزمندگان شجاع مدافع آبادان هنگامی به خوبی آشکار می‌شود که تصور کنیم اگر جزیره استراتژیک آبادان سقوط می‌کرد ضمن اینکه باز پس گیری آن به لحاظ نظامی بسیار سخت بود، معلوم نبود که ما بتوانیم در سالهای اول جنگ برتری نظامی خود را بر دشمن بعثی تحمیل کنیم.
معاون رئیس جمهور افزود: حضور موثر مستمر و روحیه بخش و تلاشهای ویژه‌ای که ایشان برای شکست حصر آبادان بعمل آورد و نهایتا منجر به صدور فرمان تاریخی حضرت امام مبنی بر شکست حضر آبادان شد، سرنوشت جنگ تحمیلی را به نفع ایران تغییر داد.
وی در ادامه از جمی بعنوان یکی از پرفروغ‌ترین چهره‌های روحانیت انقلاب در دوران دفاع مقدس نام برد و برگزاری با شکوه مراسم نکوداشت وی را به نوعی قدردانی و تجلیل از همه روحانیون رزمنده‌ای دانست که همگام با رزمندگان اسلام در خطوط مقدم نبرد جانفشانی می‌کردند.
آیین نکوداشت جمی با حضور رئیس مجلس خبرگان رهبری روز چهارشنبه 4 شهریور در محل سالن همایش‌های بین المللی سازمان صدا و سیما برگزار می‌گردد.

 
آیت‌الله جمی از کما خارج شد
ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  
 نیکنام در آبادان افزود: در حال حاضر آیت‌الله غلامحسین جمی بدون نیاز به دستگاه، تنفس می‌کند و چشمهایش نیز از شب گذشته باز شده و توانایی تکان دادن دستش را نیز دارد.
فارس: پزشک معالج آیت‌الله جمی امام جمعه سابق آبادان گفت: با دعای خیر مردم و تلاش شبانه‌روزی کادر پزشکی بخش ICU بیمارستان امام خمینی (ره) شرکت نفت آبادان، آیت‌الله جمی این رزمنده و یادگار ارزنده دفاع مقدس از شب گذشته از حالت کما خارج شد.

شهرام نیکنام در آبادان افزود: در حال حاضر آیت‌الله غلامحسین جمی بدون نیاز به دستگاه، تنفس می‌کند و چشمهایش نیز از شب گذشته باز شده و توانایی تکان دادن دستش را نیز دارد.

وی اظهار داشت: با وجود این تغییرات اما هنوز ایشان از هوشیاری کامل برای شناخت محیط اطراف و پیرامون خود را ندارد اما تغییرات جدید جسمانی وی امیدوار‌کننده است.

این پزشک متخصص مغز و اعصاب خاطرنشان کرد: با وخیم شدن حال جسمانی آیت‌الله جمی با پیگیری رئیس بیمارستان امام خمینی (ره) شرکت نفت آبادان یک پزشک متخصص ICU از تهران به آبادان اعزام شد و اقدامات مراقبتی بیشتر در دستور کار قرار گرفت که این موضوع در بهبود نسبی حال ایشان تاثیر‌گذار شد.

پزشک معالج امام جمعه سابق آبادان بار دیگر از عموم مردم ولایت‌مدار خواست برای شفای عاجل این روحانی نستوه دعا کنند.

کلمات کلیدی:
 
آیت‌الله جمی به کما رفت
ساعت ٤:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

آیت‌الله غلامحسین جمی، امام جمعه سابق آبادان و از جانبازان و یادگاران هشت سال دفاع مقدس بر اثر عارضه مغزی پس از بستری در بیمارستان به کما رفت.

به گزارش فارس، آیت‌الله غلامحسین جمی روز یکشنبه به دنبال عارضه مغزی در بخش ICU بیمارستان امام خمینی (ره) شرکت نفت آبادان بستری شد که بنا به گفته منابع بیمارستانی، وی از شب گذشته به حالت کما رفته و تلاش‌ها برای بهبود وضعیت جسمانی او ادامه دارد.

آیت‌الله جمی از چند سال گذشته تاکنون چندین بار دچار عارضه مغزی شده و همچنین مورد عمل جراحی قرار گرفته بود.

وی در هیچ یک از لحظات دوران هشت سال جنگ تحمیلی با وجود خطرات فراوان، حاضر به ترک آبادان نشد و پا به پای رزمندگان اسلام سنگر نماز جمعه را در این شهر خالی نکرد.

در این رابطه امام جمعه آبادان نیز گفت: حجت‌الاسلام والمسلمین غلامحسین جمی امام جمعه آبادان در دوران دفاع مقدس، از شنبه 30 آذرماه، به دلیل کسالت در در بخش آی سی یو بیمارستان طالقانی آبادان بستری شده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعلی دهدشتی در گفتگو با ایسنا، با بیان این‌که " ایشان سابقه سکته داشت و احتمال می‌رود که این بار نیز سکته کرده باشد" افزود: در حال حاضر مقداری هوشیاری دارد و فعلا تحت نظر هستند. ولی وضعیت ایشان بحرانی نیست و طبق آخرین اخبار وضعیت جسمانی‌شان رو به بهبود است.

وی یادآور شد: حجت‌الاسلام و المسلمین جمی به‌عنوان نخستین امام جمعه آبادان، در سال 1358 از سوی امام(ره) منصوب شدند و تا سال 1382 این سمت را داشتند.

وی خاطرنشان کرد: حجت‌الاسلام والمسلمین جمی در هر شرایطی نماز جمعه را ترک نکرد و حتی در دوران دفاع مقدس و زمانی که آبادان از سکنه تخلیه شده بود، در هشت کیلومتری این شهر نماز را برپا می‌کرد و اقدام ایشان مورد توجه حضرت امام(ره) و عنایت مقام معظم رهبری بود.

امام جمعه آبادان ادامه داد: حجت‌الاسلام و المسلمین جمی هم‌چنین قبل از پیروزی انقلاب اسلامی از جلوداران مبارزه با رژیم پهلوی و از کسانی بود که در دانشگاه تهران در انتظار ورود حضرت امام(ره) به کشور به همراه روحانیون آن دوران تحصن کرد و به تقاضای خود و با موافقت مقام معظم رهبری در سال 1382 بازنشسته شد.

حجت‌الاسلام و المسلمین جمی در حال حاضر 83 سال سن دارد.


کلمات کلیدی: دهدشتی
 
امام جمعه غیور آبادان در دوران دفاع مقدس در بیمارستان بستری شد
ساعت ٤:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  
جام جم آنلاین: حجت السلام غلامحسین جمی امام جمعه غیور آبادان در دوران دفاع مقدس به دلیل عارضه مغزی در بیمارستان بستری شد.
به گزارش خبرگزاری فارس، حجت الاسلام غلامحسین جمی نماینده امام (ره) و مقام معظم رهبری و اولین امام جمعه آبادان که در طی ایام دفاع مقدس در کنار مردم و رزمندگان مدافع این شهر، امامت جمعه آبادان را بر عهده داشت، روز شنبه به دنبال عارضه مغزی، هوشیاری خود را از دست داده و در بخش آی.سی.یو بیمارستان شرکت نفت آبادان تحت مراقبت‌های ویژه پزشکی قرار گرفت.

حجت الاسلام غلامحسین جمی نخستین امام جمعه آبادان بود که توسط امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی به این سمت منصوب شده بود و تا پایان جنگ نیز در آبادان ماند و رزمندگان را تنها نگذاشت.

این امام جمعه غیور آبادان در دوران دفاع مقدس با حضور در میان رزمندگان که در اطراف شهر در سنگرهای نه چندان مستحکم با نیروهای مهاجم درگیر بودند، به آنها روحیه می‌داد. دیدار از مجروحین، سرزدن به خانواده شهیدان و البته پاسخ به مسائل شرعی رزمندگان از دیگر اقدامات آیت الله جمی بود.

وی به طور مرتب به رادیو آبادان می رفت و برای رزمندگان پیام می فرستاد که البته این برنامه اختصاص به آبادان نداشت و دیگر رزمندگانی که در حوزه پوشش این رادیو قرار داشتند، مخاطب سخنان وی بودند. دشمن بعثی نیز روی این سخنرانی ها و به خصوص خطبه های نماز جمعه که از همین رادیو پخش می شد، خیلی حساس شده بود.

جمی هر از چند مدت نیز گزارشی به محضر امام (ره) می فرستاد و یا برخی اوقات از دفتر امام (ره) با وی تماس می گرفتند و از اوضاع شهر و جبهه ها اطلاعاتی خواسته می‌شد.

سرهنگ پاسدار ابراهیم موسی پور فرمانده ناحیه مقاومت آبادان و از محافظان جمی امام جمعه خرمشهر در زمان جنگ تحمیلی نیز چندی پیش در گفت ‌و گو با خبرنگار خبرگزاری فارس در خرمشهر گفته بود: ‌اهمیت برگزاری نماز جمعه در آبادان و خرمشهر و در حالی که دشمن این دو شهر را گلوله باران می‌کرد بسیار مهم بود و رزمندگان اسلام با درک این موضوع در صفوفی به هم فشرده با شهروندانی که در این دو شهر باقی مانده بودند نماز جمعه را برگزار می کردند.

موسی پور با اشاره به اینکه نماز جمعه در آبادان حتی با دو نفر مامور نیز برگزار شد گفت: جا دارد از جمی امام جمعه سابق آبادان که اکنون در بستر بیماری هستند و نوری امام جمعه فعلی و همچنین جزایری امام جمعه اهواز به طرز باشکوهی تقدیر شود.

کلمات کلیدی:
 
اطلاع رسانی
ساعت ٤:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

دراین مقطع و  فر صت سعی خواهم کرد در این وبلاگ نسبت به وضعیت ایت الله جمی  اطلاع  رسانی نمایم هم برای ارادتمندان و علاقه مندان به ایشان و هم ارباب رسانه و خبر قدری اخبارروز و مقداری مطالب ارشیوی


کلمات کلیدی:
 
جمی چشم آبادان
ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

غلامحسین جمی به سال 1304 در اَهْرَم (مرکز تنگستان) از توابع بوشهر به دنیا آمد. کودکی را در فقر گذراند. پدرش احمد، با کشت گندم در زمینی کوچک و داشتن چند نخل به سختی خانواده را تأمین می‌کرد. او که در مکتب‌خانه درس خوانده بود شبها برای فرزندانش قرآن، ناسخ‌التواریخ، دعاهایی از مفاتیح‌الجنان و اشعاری از سعدی می‌خواند. چشمه دینی و اعتقادی پدر، غلامحسین را به دانستن و تحصیل علم تشنه‌تر کرد، لذا مقدمات را در مکتب‌خانه گذراند و از آن‌جا به دبستان رفت. مدرسه انوشیروان تنها مدرسه اهرم بود؛ لذا جمی پس از پایان تحصیلات ابتدایی باید راهی دیگر برای علم‌آموزی و اقناع روح و علایق خویش می‌یافت. به نزد حاج شیخ علی ماحوزی در همسایگی خود رفت و جامع‌المقدمات و بخشی از سیوطی را از وی آموخت.

پدر غلامحسین در چهل سالگی فوت کرد و مسئولیت اداره مادر، پنج برادر و تنها خواهر بر شانه‌های او قرار گرفت. از طرفی در چنین شرایط سخت و در اوج تنگدستی، او درس و طلبگی را رها نکرد و در 1327 به آبادان مهاجرت کرد تا نزد آیت‌الله شیخ عبدالرسول قائمی (1275 ش، اصفهان – 1373 ش، قم) مؤسس تنها مدرسه علمیه آن زمان آبادان، تحصیل دروس حوزوی را پی‌بگیرد. در آبادان و به سن بیست بود که با یکی از علویه‌های بوشهری ازدواج کرد که ثمره آن چهار پسر و دو دختراست.

او پس از چندی به نجف اشرف رفت و در آن‌جا حاشیه ملاعبدالله و مطول را خواند و از محضر آیت‌الله راستی کاشانی و شیخ محمدعلی مدرس استفاده کرد. در هنگامه نهضت ملی شدن صنعت نفت و قیام 30 تیر 1331 که بنابر آن، حمایت آیت‌الله کاشانی و قاطبه مردم از نخست‌وزیری مصدق رقم خورد، جمی در نجف بود؛ اما مدت اقامت او دو سال بیشتر طول نکشید و مجبور شد به دلیل بیماری به آبادان بازگردد و نزد حضرات آیات قائمی، صدرهاشمی و محمدطاهر شبیرخاقانی تحصیل علوم دینی را ادامه دهد. در این زمان با آیت‌الله شیخ عیسی طرفی هم مباحثه شد و رفاقت یافت.

جمی پس از پایان درس سیوطی و مغنی بخشی از عروه الوثقی را نیز به استادی آیت‌الله قائمی خواند.

بدین‌ترتیب جمی در آبادان ماند، با مردم شهر کاملاً مأنوس شد و در غمها و شادیهای آنها شریک شد و در سردی و گرمی روزگار همواره در کنار مردم این خطه ماند و تبلیغ دینی را پیشه کرد.

او که برخاسته از خطه تنگستان بود در شرایط فرهنگی ضد استعماری این سرزمین، ذیل تعالیم ظلم‌ستیزانه قهرمانان مبارزی چون باقرخان تنگستانی و فرزند شهیدش احمدخان، رئیس‌علی دلواری، زائر خضرخان اهرمی، شیخ حسین خان چاه‌کوتاهی و غضنفر السلطنه دشتستانی تربیت یافت. او از کودکی و از نزدیک شاهد ظلم و ستم بی‌حد حاکمان دست‌نشانده رضاشاه پهلوی بود و می‌دید که به غیر از به تاراج بردن اندک دستمایه و ماحصل رنج و زحمت مردم، فرهنگ و اعتقادات ایشان هم مورد هجوم و لطمه قرار گرفته است و چادر از سر زنان کشیده می‌شود، «شاپو» بر سر مردان گذاشته به ستیز با جلسات مذهبی آنان برمی‌خیزند، لذا او به اندیشه پیکار و مبارزه با جور و ستم افتاد.

با ظهور جمعیت فداییان اسلام به رهبری سیدمجتبی میرلوحی (نواب صفوی) و ایجاد کانون و شعبه‌ای از این جمعیت در آبادان، جمی ضمن تأثیرپذیری از تعالیم و اهداف این گروه و مبارزات آنها برای برقراری حکومت اسلامی، با بسیاری از اعضای آن همچون مظفرعلی ذوالقدر (عامل ترور نافرجام حسین علاء) آشنا شد. با فرجام تلخ فداییان اسلام در 1334 و اعدام نواب صفوی و برادران واحدی و ذوالقدر، راه مبارزه با رژیم پهلوی بسیار صعب و دشوار می‌نمود و باید برای آن برنامه‌ریزی و روشنگری می‌شد. پس جمی منبر را برگزید و در روشن کردن افکار عمومی نسبت به بی‌عدالتی و ظلم و فساد رژیم پهلوی کوشید.

با آغاز حرکت اعتراض‌آمیز حضرت امام خمینی در قضایای مربوط به تصویب‌نامه انجمنهای ایالتی و ولایتی و لوایح شش‌گانه انقلاب شاه و مردم (موسوم به انقلاب سفید) و همچنین قیام 15 خرداد 1342، جمی نیز با دیگر روحانیان و مردم انقلابی و مبارز همراه شد و در منابر و مساجد آبادان به سخنرانی پرداخت. با آزادی امام از زندان، او از جمله کسانی است که به دیدار و ملاقات ایشان در قم شتافت.

پس از تبعید حضرت امام از کشور در سال 1343، جمی و دیگر روحانیان آبادان در اول آذر 1343 تلگرافی مبنی بر اعلام مراتب ناراحتی و تأسف علما و مردم آبادان از این واقعه (تبعید) تنظیم و برای امام به ترکیه مخابره کردند. بعد از این زمان، وظیفه و مسئولیت سنگینی بر دوش روحانی سرشناس و مبارز آبادان قرار گرفت. جمی این شهر را به کانون ارتباط ایران با نجف تبدیل کرد. مبارزین برای خروج از کشور و ورود به عراق و بالعکس از این منزلگاه عبور می‌کردند و جمی در سازماندهی، حمایت و همراهی ایشان نقش بسزایی داشت. حتی اعلامیه‌ها و نوارهای سخنرانی و کتب، رساله و دیگر آثار حضرت امام از نجف ابتدا به این شهر می‌رسید و از آنجا به دیگر کانونها و مراکز انقلابی سراسر ایران گسیل می‌شد، و در این مسیر و گذر این روحانی نحیف‌الجثه اما بلندنظر و مبارز به عنوان حامی و هماهنگ‌کننده نقش بسیاری داشت.

در همین دوره بود که با حجت‌‌الاسلام فاکر و آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی ارتباط عمیق و دوستانه‌ای یافت. جمی در این سالها معیشت خانواده‌اش را فقط از طریق دفتر ازدواج (و نه طلاق)ی که دارد تأمین می‌کرد و بلافاصله پس از رسیدن به تمکن لازم به سال 1349 برای اولین و آخرین بار به حج و زیارت خانه خدا رفت، در آنجا بود که با پیام افشاگرانه، امام علیه رژیم شاه، عقب‌ماندگی مسلمین و هشدار نسبت به خطر نفوذ اسرائیل مواجه شد، لذا در ضمن انجام مناسک حج به امر توزیع این پیام و اعلامیه هم مبادرت ورزید.

از آنجا که آبادان مهد فعالیت کسروی، بهاییها، یهودیها و انجمن حجتیه‌ایها بود، غلامحسین جمی برای خنثی نمودن فعالیت ایشان، بیشتر به سخنرانی، وعظ و خطابه روی آورد و در این فرایند، مبارزان انقلابی آبادان حول شخصیت وی گرد آمدند و قوایی شدند تا در روز حادثه شهر را به تمامی به حرکت در آورند، و در حوادث سیاهی چون آتش‌سوزی سینما رکس آبادان، در 28 مرداد 1357 توسط عوامل رژیم شاه (ساواک) رخ داد، با هوشیاری تمام دستهای آلوده را رسوا کنند و موج اعتراض را نه تنها در شهر آبادان بلکه در سراسر کشور راه اندازند.

در گرماگرم سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب، پیرو رهنمود حضرت امام مبنی بر برگزاری جلسات روحانیون در شهرستانها برای بررسی اوضاع کشور، روحانیون آبادان همچون صدرهاشمی و قائمی، حاج مکی، سنابادی و برهانی و در رأس ایشان غلامحسین جمی نسبت به برگزاری جلسه هفتگی روحانیون مبادرت ورزیدند. این جلسات هر هفته عصرهای جمعه و در مساجد مختلف شهر برگزار می‌شد که در آن جمی سخنرانی می‌کرد و روحانیون را در جریان آخرین اخبار قیام و نهضت امام خمینی و اوضاع سیاسی کشور قرار می‌داد و آخرین توصیه‌ها، رهنمودها و اعلامیه‌های حضرت امام را برای آنان یادآور می‌شد.

در سال 1351 جمی به سختی بیمار شد و از فعالیت عادی باز ماند و برای درمان و جراحی تومور مغزی به بیمارستان نمازی شیراز اعزام شد پس از عمل جراحی پیچیده، سخت و سنگین، از بیماری و مرگ نجات؛ یافت اما وضعیت عادی و ظاهری صورتش تغییر کرد. این عمل جراحی به هیچ روی سبب نشد که او دست از مبارزه و سخنرانیهایش بردارد بلکه پس از طی دوره نقاهت ادامه مسیر زندگی را صرف فعالیتهای انقلابی‌اش کرد.

فعالیتها و سخنرانیهای جمی در آبادان سبب شده بود تا او سکان‌دار و چهرة پیش‌رو انقلاب در آن خطه باشد. از این‌رو وقتی روحانیون مبارزی چون سیدعبدالکریم هاشمی‌نژاد، محمد مفتح، هاشمی رفسنجانی و هادی غفاری و... برای سخنرانی به آبادان می‌رفتند جمی وظیفه حمایت و پشتیبانی ایشان را در آنجا به عهده داشت و تدارکات لازم را مهیا می‌کرد و حتی اسباب و وسایل سفر ایشان را به نجف اشرف و دیدار با حضرت امام فراهم می‌نمود.

وضعیت او و سخنرانیهایش برای رژیم شاه مشکل‌ساز شد و وی را از بردن نام امام خمینی بر بالای منابر سخنرانی‌اش منع کردند.

برادرش عبدالرسول نیز از جمله مبارزانی بود که با سازمانها،‌ مراکز انقلابی در ارتباط بود. در سال 1355 ساواک در پی به‌دست آوردن مدارکی دال بر این ارتباط و فعالیت علیه رژیم شاه، او را دستگیر و به شدت شکنجه کرد و تا 1357 وی را در زندان نگهداشت.

حجت‌‌الاسلام جمی نیز که به همراه برادر دستگیر و به او اهانت شده بود به واسطه فشار مردم و روحانیت آبادان از بازداشتگاه ساواک رهایی یافت. هیچ یک از این وقایع سبب خاموش شدن صدای انقلابی جمی نشد. با فوت حاج آقا مصطفی خمینی به سال 1356 او نیز به همراه دیگر روحانیان آبادان پیام تسلیت و همدردی برای حضرت امام فرستاد.

از جمله وقایع مهم انقلاب، اعتصاب در صنعت نفت بود که ستاد مرکزی آن در آبادان قرارداشت و اعتصاب از آنجا شکل می‌گرفت. افراد و اعضای این ستاد با جمی در ارتباط بودند و از راهنمایی و مشورت وی بهره‌مند می‌شدند. جمی نیز در میان اعتصابیون حاضر می‌شد ضمن سخنرانی آنان را به ادامه راه ترغیب می‌کرد.

پس از آنکه بختیار وعده‌های خود را به تعویق انداخت و برای ورود حضرت امام خمینی به کشور مانع‌تراشی ‌کرد، روحانیون انقلابی سراسر کشور به تهران مهاجرت کردند و در دانشگاه تهران متحصن شدند، جمی از پیشروان این حرکت بود و در جمع متحصنین حضور داشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت بر دوش روحانی انقلابی، مبارز و پیشرو شهر آبادان سنگین‌تر شد. ریزشها و خیزشها منحصر به آبادان نبود. در سراسر کشور عوامل و سرسپردگان رژیم مسئولیتها را واگذاشته یا فراری یا مخفی و یا دادگاهی شدند. نیروهای پرشور انقلابی با کم‌ترین سازماندهی و تجربه عهده‌دار هدایت و اداره دستگاه‌ها و سازمانهای لشکری و کشوری شدند.

در آبادان نیز نیروهایی تازه نفس عهده‌دار وظایف اداره شهر شدند و یا به هدایت و خدمت در نهادهای برآمده از دل انقلاب پرداختند. در رأس این تغییر و تحولها جمی بود که بر این فرایند کنترل و نظارت داشت. او به همراه چند نفر از علاقه‌مندان انقلاب، شورای انقلاب آبادان را شکل داد و بعد کمیته انقلاب اسلامی را راه‌اندازی نمود.

جمی علاوه بر برپایی و اقامه نماز جمعه در آبادان، تحولات و تحرکات سیاسی شهر را با دقت و وسواس زیر نظر داشت، تا در این شرایط از فضای به‌دست آمده سوءاستفاده نشود و گروههای ضدانقلاب نشو و نما ننمایند. تقریباً تمامی ارکان اداره‌کننده شهر با او در ارتباط بودند و با او مشورت می‌کردند.

با شروع جنگ تحمیلی شهر آبادان که به هیچ‌وجه مانند بسیاری از شهرهای مرزی آمادگی ورود به جنگ را نداشتند، در وضعیتی بحرانی قرار گرفت و یک سال در محاصره به سر برد. در چنین شرایط و وضعیت آشوب‌زده‌ای، با تمام محدودیتها و تنگیهای موجود، جمی در شهر ماند و نقطه قوتی برای مقاومت آن شد.

یادداشت‌های وی از این روزهای آتش و خون محور اصلی بحث این کتاب است.

جمی در زیر باران بمب و خمپاره در آبادان ماند و نمازهای جمعه آن را در چنین شرایطی اقامه کرد. نماز و نماد عبادی ـ سیاسی‌ای را که بسیار مورد توجه حضرت امام بود در این شهر زنده نگهداشت.

او در آذر 1361 در انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان به نمایندگی از مردم خوزستان برگزیده شد اما در انتخابات دومین دوره این مجلس به دلیل شرکت نکردن در آزمون وضع شده از سوی شورای نگهبان از صحنه رقابت بازماند.

غلامحسین جمی نه تنها در دوران مبارزه و طول جنگ بلکه در زمان بازسازی نیز در کنار مردم آبادان ماند و بعد از جنگ نیز سنگر نماز جمعه آبادان را ترک نکرد تا آنکه در سال 1382 به دلیل کهولت سن و ضعف جسمی از این جایگاه کناره گرفت.

جمی در سال 1380 سکته کرد و بخش عظیمی از حافظه تاریخی‌اش را از دست داد.

بنیاد ایثارگران انقلاب اسلامی درچهارم مهر 1386 مقارن با سالگرد عملیات ثامن الائمه و روز شکست حصر آبادان در سالن همایشهای صدا وسیما در اقدامی پسندیده از آیت الله جمی وسالها مبارزه وپایداری وی تجلیل کرد.

همچنین کتاب یادداشتهای روزانه وی از جنگ با عنوان "نوشتم تا بماند" در آبان ماه 1387به عنوان بهترین اثردوازدهمین جشنواره کتاب سال دفاع مقدس شناخته شد.

 

                                                             محسن کاظمی 


کلمات کلیدی: بیوگرافی
 
ایت الله جمی بستری شد
ساعت ٤:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  

باخبرشدم خضرت ایشان بدلیل عارضه حادث شده در بخش مرقبتهای ویژه بیمارستان شرکت نفت ابادن بستری شده اند برای ایشان ارزوی سلامتی و طول عمر با عزت دا رم یاد و خاطره استواری و راد مردی ایشان در سینه ستبر این مرز و بوم برای همیشه بیادگار خواهد ماند

 

   + اصغر وطنخواه Asghar Vatankhah ; ٩:۴٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱

کلمات کلیدی:
 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/٧  
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
کلمات کلیدی: