نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

ایت الله جمی (ره )به روایت اسناد ساواک
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱  
  حجت الاسلام غلامحسین جمی

 

تعداد صفحات 312
قیمت 80000 ریال
سال انتشار 1392

 

یاران امام به روایت اسناد ساواک
کتاب پنجاهم: حجت الاسلام غلامحسین جمی
تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات

حجت الاسلام غلامحسین جمی از چهره‌های مبارز و انقلابی استان خوزستان و خصوصاً شهر مهم آبادان بود که از دهه‌ی 30 وارد عرصه مبارزه شد و با آغاز نهضت حضرت امام(ره) در دهه 40 در جهت تحقق آرمان‌های ایشان به فعالیت پرداخت. مرکز بررسی اسناد تاریخی به منظور تجلیل از این روحانی مبارز و نشان دادن گوشه‌هایی از فعالیت‌های سیاسی ایشان، پنجاهمین اثر از مجموعه‌ی «یاران امام به روایت اسناد ساواک» را به وی اختصاص داده است. بر کسی پوشیده نیست که درک حادثه عظیمی مانند انقلاب اسلامی ایران، بدون توجه به همه‌ی ابعاد و زوایای آن در سراسر کشور و حتی منطقه ناقص خواهد بود، لذا این مجموعه‌ی اسنادی می‌تواند پژوهشگران را در جریان فعالیت نیروهای انقلابی، در شهر مهم و استراتژیک آبادان نشان دهد.
ناشر در سخن آغازین خود راجع به جایگاه حجت الاسلام جمی در آبادان می‌نویسد:
« در میان شهرهای مختلف کشور، آبادان به دلیل موقعیت حساس سیاسی و اقتصادی‌اش، جایگاه ویژه‌ای در تحولات سیاسی کشور داشت و به شدت از سوی رژیم پهلوی کنترل می‌شد. به رغم همه‌ی تلاش‌های رژیم برای دور نگه داشتن آبادان از تحولات کشور، بزرگانی چون حجت الاسلام غلامحسین جمی با سخنرانی‌ها و مواضع شجاعانه‌ای که اتخاذ می‌کردند، این سیاست رژیم را به شکست کشانده و آبادان را به یکی از کانون‌های انقلاب اسلامی تبدیل می‌کردند»
پس از سخن ناشر مقدمه‌ی کتاب ارائه شده است. مؤلف در مقدمه کوشیده است تا گوشه‌هایی از زندگی و مبارزات حجت الاسلام جمی را با تکیه بر اسناد کتاب و سایر منابع موجود به تصویر بکشد. اسناد کتاب پس از مقدمه آمده است. اولین سند کتاب متن تلگرام جمی از روحانیون آبادان در اعتراض به تصویبنامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در تاریخ 5/8/1341 است و آخرین سند کتاب نیز به 14/10/1357 باز می‌گردد.
فهرست اعلام و ضمایم پایان بخش کتاب هستند. در انتها به روال سایر کتاب مرکز بررسی اسناد تاریخی تعدادی تصویر ارائه شده است که برای علاقمندان جالب توجه خواهند بود. این تصاویر حجت الاسلام جمی را در حالات و سنین مختلف نشان می‌دهند.


 
آئین ششمین سالگرد درگذشت آیت‌الله جمی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱  
 
 فرماندار آبادان گفت: مرحوم آیت‌الله جمی به عنوان اسطوره بی بدیل و تمام‌نمای ایثار و از خودگذشتگی در دوران دفاع مقدس است.

به گزارش فارس، عزیزالله شهبازی امشب در جلسه هماهنگی برگزاری مراسم ششمین سالگرد درگذشت آیت‌الله جمی در محل سرسرای اجتماعات فرمانداری ویژه آبادان گفت: نقش مرحوم جمی چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن و به ویژه در دوران دفاع مقدس بی‌نظیر و ماندگار بود.

وی ادامه داد: تلاش‌ها و مجاهدت‌های وی در جهت حفظ آرمانها و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی زبانزد عام و خاص بود.

فرماندار آبادان اظهار کرد: ایشان در طول هشت سال دفاع مقدس شهر آبادان را ترک نکرد  و با حضور خود در جوار رزمندگان به آنان دلگرمی می‌داد.

شهبازی با بیان اینکه در بحبوحه جنگ تحمیلی برپایی نماز جمعه توسط آیت‌الله جمی حتی برای یک هفته نیز تعطیل نشد، تصریح کرد: وی سبب شد تا نماز جمعه آبادان ماندگار باشد و این حرکت انقلابی الگویی برای سایر ائمه جمعه بود.

معاون استاندار و فرماندار ویژه آبادان یادآور شد: بسیاری از مردم در سراسر کشور به ویژه رزمندگان در آن زمان خاطرات ارزشمند و بسیاری از وی دارند.

وی با ابراز امیدواری از اینکه برپایی این آئین بتواند برای نسل فعلی نیز اثربخش باشد، متذکر شد: موضوع برگزاری آئین سالگرد آیت الله جمی سبب ایجاد انگیزه در میان مسئولان و مردم شهر می‌شود، مردم آبادان به طور خودجوش آمادگی خود را برای برپایی و حضور در این آئین اعلام کرده‌اند و ما نیز قصد داریم همراه خوبی برای آنان باشیم.

شهبازی با اشاره به تشکیل ستاد مردمی سالگرد ارتحال آیت‌الله جمی در آبادان، بر تلاش مضاعف برای برپایی مراسمی باشکوه و درخور شان وی تأکید کرد.

وی با بیان اینکه آئین ششمین سالگرد درگذشت آیت‌الله جمی در سوم دی ماه برگزار می‌شود، اضافه کرد: بر اساس هماهنگی‌های به عمل آمده با مسئولان سازمان منطقه آزاد اروند کار ساخت یادمانی از آیت الله جمی تعهد شده است تا با انجام این کار ضمن آشنایی نسل‌های فعلی و آینده با مجاهدت‌ها و مبارزات وی زائران ورودی به شهر جایی برای پاسداشت یاد و خاطرات وی داشته باشند.

به گفته فرماندار آبادان، بر اساس این تعهد قرار است تا یادمان مذکور در محل گلزار شهدای آبادان احداث شود.

به گزارش خبرگزاری فارس، برپایی جلسات هفتگی برگزاری این آئین، پیگیری اتمام کار ساخت تندیس آیت‌الله جمی، تهیه لوح یادبود جمی توسط منطقه آزاد اروند، تهیه بنر با موضوعیت آیت‌الله جمی برای نصب در فرودگاه از جمله مصوبات این جلسه بود.


 
روایت اهل قلم از خاطره‌نویسی و تاریخ شفاهی
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱  
 

در اولین روز هفته کتاب، تماشاخانه مهر حوزه هنری، میزبان حماسه نگاران، پژوهشگران، سیاست گذاران و علاقه مندان کتاب دفاع مقدس در نشست «روایت قلم» بود.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، در این نشست چهره های شاخص ادبیات پایداری و مسئولان مربوطه حضور داشتند. محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری، دکتر عباس صالحی معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معصومه آباد عضو شورای شهر و نویسنده، مجتبی رحماندوست نماینده مجلس شورای اسلامی و نویسنده و... حضور داشتند.
 معصومه آباد که در کتاب «من زنده ام» خاطرات دوران اسارتش را شرح داده است، در این نشست با اشاره به شباهت دفاع مقدس به حادثه کربلا گفت: در یک طرف جوانمردان بی پناه و در طرف دیگر دنیای ناجوانمردان صف کشیده بودند.
آباد که یکی از چهار زن آزاده جنگ تحمیلی است، تاکید کرد: جنگ ها به هر دلیلی ممکن است شروع شوند اما مسئله مهم این است که چه می شود که جنگ ها تمام می شوند؟ دلیل اتمام جنگ ما منظومه و صحیفه ای اثرگذار است و همان طور که مقام معظم رهبری هم اشاره کردند، جنگ ما گنجی پایان ناپذیر است.
 وی همچنین اظهار کرد: تقدس دفاع ما از بی پناهی و مظلومیت ملت ما که در عین حال دارای ریشه های والای ایدئولوژیک و باورهای مردمی بوده اند، ریشه می گیرد.
 این زن آزاده در مورد روایت خاطرات و داستان های دفاع مقدس گفت: با توجه به این که پیش از من کتاب های زیادی درباره دوران اسارت نوشته شده بود، فکر می کردم آخرین نفری هستم که آخرین برگ های دفاع مقدس را می نویسم و به همین جهت مخاطبی برای شنیدن و خواندن ندارم. به همین دلیل کتاب را با تردید منتشر کردم اما امروز با توجه به استقبال مردم در سراسر ایران و حتی اروپا از این کتاب و بازخوردهایی که از مردم می بینم، متوجه می شوم که این کتاب انعکاس خوبی داشته و این مسئله نشان دهنده مظلومیت و حقانیت ایران در جنگ تحمیلی است.
 آباد با بیان این که اعتراف می کنم نویسنده نیستم، ادامه داد: صرفا احساس و عقیده و خاطره خودم را در کتاب «من زنده ام» مکتوب کردم؛ چرا که به نظرم می رسید باید این کار را برای آیندگان انجام دهم. به نظر من خاطرات می توانند چراغ راه آیندگان و نسل جوان باشند و باید این وظیفه مان را انجام دهیم.
 این عضو شورای شهر همچنین اظهار کرد: رسالت نویسنده رسالت بزرگی است. ما معجزه نمی کنیم اما با ابزاری سر و کار داریم که معجزه آفرین است، انبوه عواطف و احساسات وقتی با صداقت و درستی همراه باشد، تاثیرگذاری بسیاری خواهد داشت.
 این نویسنده تاکید کرد: باید حواسمان باشد دچار غفلت نشویم؛ چون بر اثر این غفلت و فراموشی، خاطرات ما ممکن است به افسانه پهلو بزند و باورپذیر نباشد.
 وی با اشاره به این که اسارت، اولین جبهه جنگ است، گفت: دشمن ما مسلح بود و ما بی سلاح. جنگ ما اولین جنگی است که مفهوم مفقودالاثر در آن به وجود آمده است؛ چون دشمنان بر خلاف قواعد جنگ عمل کرده و اسرای ما را پنهان می کردند.
 این آزاده با اشاره به این که باید در بیان خاطرات به واقعیات اشاره کرد و صداقت داشت، گفت: من در زمان اسارت هم امید داشتم هم ترسیدم، هم گریه کردم و هم خندیدم، اما ایستادم و به پای آرمانم ایستادگی کردم. در این کتاب هم به تمام این واقعیات اشاره کردم و بی هیچ مبالغه احساساتم را بیان کردم.
معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم که به عنوان سخنران در نشست «روایت قلم» عصر روز شنبه 24 آبان ماه حوزه هنری حضور داشت، موضوع ادبیات دفاع مقدس را به سه شاخه ادبیات، اسنادنگاری و حوزه کتابخوانی تقسیم و به تشریح وضعیت و ویژگی های آن پرداخت.  سید عباس صالحی گفت: جمله امام را که فرمود «جنگ یک نعمت است» امروزه می توان در زمینه فرهنگ مکتوب جنگ و ادب پایداری بررسی کرد. امروزه ژانری به نام ادبیات دفاع مقدس در ایران شکل گرفته که موجب پربار شدن و غنای مقوله کتاب و ادبیات شده است.
معاون فرهنگی وزیر ارشاد  افزود: در بحث خاطره نویسی، خاطره نگاری های جنگ بر ضلع مقابل خود یعنی خاطره نویسی آزاد تاثیر داشته و موجب غنای آن شده است. قوام این نوع کتاب ها موجب استقبال مردم و خوانندگان از خاطرات است.
وی در تشریح شاخه اسنادنگاری دفاع مقدس گفت: اسنادنگاری در دفاع مقدس که شامل وصیت نامه های شهدا هم می شود موجب اثربخشی بر اسنادنگاری رسمی شده است. این نوع  از اسناد در سطح عمومی جامعه نیز بازخورد قابل توجه و مطلوبی داشته است. امروزه فرهنگ مکتوب جنگ در تعاملی فعال با اضلاع مقابلش توانسته به جایگاه مطلوبی دست یابد و خود را به عنوان یک سبک ادبی مطرح سازد.
دکتر صالحی در ادامه به بیان ابعاد و ویژگی های سومین شاخه از ادبیات پایداری پرداخت و گفت: امروزه با تثبیت ژانر ادبیات دفاع مقدس در میان طیف خوانندگان، حوزه کتابخوانی پربار شده است و عملا مخاطبین کتاب افزایش یافته است.
وی در ادامه در مورد کارکردهای ژانر کتاب دفاع مقدس تصریح کرد: این کارکردها بر سه حوزه شناختی، رفتاری و عاطفی استوار است. حوزه شناختی به جای پرداخت به سطح رویدادها، با لایه های پنهان و پیچیده انسان شناختی سروکار دارد که موجب شناخت انسان است. کارکرد رفتاری و هنجاری همان همذات پنداری است که به علت وجود اقشار مختلف در جنگ، موجب یافتن وجه اشتراک تمام مخاطبان از هر قشر می شود.
وی در ادامه افزود: کارکرد سوم این ژانر، عاطفی است که ویژگی های آن بسیار خاص است. این کتب ترکیبی از لذت و اندوه، شادی و غم را پدید می آورد که به نوعی یک عاطفه است. 
صالحی در پایان گفت: کتب دفاع مقدس می تواند با تکیه بر این کارکردها و ترکیبشان همچنان پیشرفت کند. با اتصال تجربیات گذشته و پتانسیل های امروز باید برای جهانی شدن فرهنگ دفاع مقدس ایران اسلامی حرکت کرد.
نویسنده و نماینده مجلس شورای اسلامی هم در نشست «روایت قلم» که به مناسبت هفته کتاب در حوزه هنری برگزار شد، گفت: اگر نخواهیم در برابر رمان کلاسیک سر خم کنیم می‌توانیم تاریخ شفاهی جنگ را به عنوان رمان‌ نوین ایران معرفی کنیم که چیزی از مدل کلاسیک آن کم ندارد.
مجتبی رحماندوست نویسنده و نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: با گذشت بیش از سی سال از جنگ، اگر می خواهیم برای جنگ نشستی بگذاریم، آن نشست باید تخصصی باشد. بیست و یک سال گذشته نخستین سمینار رمان جنگ در ایران و جهان در کرمانشاه برگزار شد. اما حالا که زمان گذشته و می‌توان به صورت تفصیلی و جزئی به این مسائل پرداخت، گونه‌های متفاوتی از نوشته درباره جنگ مورد بررسی قرار بگیرد و کلی‌گویی نباشد.
وی ادامه داد: آنچه با مسئولیت در حوزه هنری و خواندن کتاب‌های متعدد به نظرم می‌رسد این است که گاهی دیده می‌شود نویسندگان تصویری صحیح از جانبازان و رزمندگان عرصه مقاومت نشان نمی‌دهند و آن ها را از افراد عادی کمتر جلوه می‌دهند؛ در حالی که واقعاً این طور نبوده است و قهرمانان جنگ ما انسان‌هایی بودند که پیروزی آفریدند.
رحماندوست ادامه داد: جنگ‌ ما با پیروزی به پایان رسید؛ به این معنی که یک وجب از خاک‌مان را از دست ندادیم و هیچ قانونی به نفع دشمن و یا به ضرر خودمان در مجلس به تصویب نرسید و دشمن هم نتوانست قانونی علیه ما تصویب کند و این پیروزی جنگ ما است. جنگی که برای ما افتخار است در حوزه داستان و شعر نباید یأس‌آفرین باشد و رمان جنگی ما نباید ناامیدکننده باشد که به نظرم امروز کمی به این سو رفته‌ایم و باید از ادبیات ما پیروزی افتخارآفرین خارج شود و اگر این خارج نشود شکست است.
این نویسنده با بیان این که در جنگ تلخی‌هایی نیز داشته‌ایم، اظهار کرد: ما نمی‌گوییم جنگ ما این تلخی‌ها را نداشته است. مگر می‌شود که جنگی که این همه سال و در این مرزهای طولانی طول می‌کشد انحراف و تخلف نداشته باشد؟ اما با تمام این تلخی‌ها و انحراف‌ها برآیند نهایی این جنگ صداقت، عزت، پیروزی و افتخار بوده است و هر وقت از آن یاد می‌کنیم سینه جلو می‌دهیم و می‌گوییم امام فرمانده کل قوا بوده است. اگر کسی آمد این تخلف‌ها را جمع کرد و در قالب یک رمان منتشر کرد آن رمان شر است و تحریف دفاع مقدس رخ داده است.
 این نماینده مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: ما باید پازل نیازهای جنگ را با نگاه علمی بررسی کنیم و به هر کدام از مواضع جنگ به طور مفصل بپردازیم. ما در بررسی رمان‌های خارجی متوجه شدیم که می‌توانیم از زاویه‌ دیدهای مختلف به جنگ بپردازیم. اکران فیلم «شیار 143» نشان داد که در حوزه جنگ این زاویه مورد توجه نبوده یا کتاب «من زنده‌ام» که توانسته روایت متفاوتی از موضوع اسارت را ارائه کند. ما سال‌های سال دنبال تولید رمان جنگ بودیم و بعضی مواقع آثار درستی خارج نشد و حاصل رمان ما آن چیزی است که می‌بینیم اما در حوزه تاریخ شفاهی که چند سالی است جدی گرفته شده کتاب‌های بی‌نظیری توانسته‌اند موفق شوند.
وی با بیان این که اصلی‌ترین عنصر رمان جاذبه و کشش است و رمانی که کشش نداشته باشد نمی‌تواند موفق شود، گفت: اگر این عنصر را قبول داشته باشیم، کتاب‌های تاریخ شفاهی جاذبه و کششی بیش از حد دارند و حتماً موفق خواهند بود و اگر نخواهیم در برابر رمان کلاسیک سر خم کنیم می‌توانیم تاریخ شفاهی جنگ را به عنوان رمان‌ نوین ایران معرفی کنیم که چیزی از مدل کلاسیک آن کم ندارد.
 رحماندوست در پایان گفت:‌ در صورتی که امام این جنگ را رهبری کرد و به پیروزی رساند، در رمان‌های خلق شده در حوزه جنگ کمتر شخصیت امام خمینی را می‌بینیم ولی در کتاب‌های تاریخ شفاهی امام خمینی حضور مؤثری دارد که این موضوع قابل توجه است.
معصومه رامهرمزی، نویسنده و پژوهشگر ادبیات دفاع مقدس هم تاکید کرد: کتاب‌های خوبی در عرصه جنگ داریم که خوش درخشیده‌اند اما آیا تمام تولیدات این عرصه در یک روند روبه رشد بوده‌اند؟ یکی از کارهای جدی بعد از تولید این همه کتاب این است که ببینیم چرا این روند به صورت صحیح رشد نکرده است و بدون برنامه‌‌ریزی و تنها به خاطر کنگره‌ها کتاب چاپ می‌‌شود؟
 معصومه رامهرمزی با تاکید بر این که در حوزه ادبیات دفاع مقدس نیازمند یک نگاه عالمانه و پژوهشگرانه هستیم، اظهار کرد: در ژانر خاطره‌نویسی باید مستند بودن در کنار جاذبه با هم حرکت کند و اگر به عناصر رمان اشاره می‌شود به معیارهای خاطره دفاع مقدس هم باید پرداخته شود.
این نویسنده ادامه داد: در حوزه دفاع مقدس موضوعاتی داریم که تاکنون به آنها پرداخته نشده است و حوزه دفاع مقدس به خاطر تعدد موضوع مانند یک باغ است که تمام اجزای این باغ ارزشمند است و باید به خوبی از تمام زوایای آن بهره بگیریم.
 رامهرمزی در ادامه یادآور شد: یکی از نکات مهمی که در بخش خاطره‌‌نگاری باید به آن دقت شود این است که نقش پدیدآورندگان جنگ در کجای ادبیات جنگ قراردارد؟ اگر می‌خواهیم نویسندگان حرفه‌ای به این کار ادامه دهند باید برای آنها انگیزه ایجاد کنیم زیرا خاطره‌نگاری دفاع مقدس توان می‌خواهد و ما امروز کسی را نداریم که بتواند این کار را ادامه دهد.
 وی با اشاره به این که اگر امروز ادبیات در جهان در حال رشد کردن است به خاطر این است که نویسنده آسودگی خاطر داشته و غم نان ندارد، بیان کرد: حقوق پدیدآورنده از موضوعات مهمی است که امروز دیده نمی‌شود همانطور که مطلع شدم در ترجمه کتاب «دا» اسمی از سید‌ه اعظم حسینی ذکر نشده است و این مایه تاسف است.
 این پژوهشگر تاکید کرد: راوی و خاطره‌نگار هر کدام نقش خودشان را در پدیدآوردن یک اثر دارند و جای تعجب است که می‌بینیم در اقتباس و ساختن فیلم و ترجمه آثار، نقش خاطره‌نگار اینقدر کمرنگ دیده می‌شود. در حالی که این افراد سال‌ها وقت را صرف مصاحبه و نگارش کتاب می‌کنند، یک بار از آنها به عنوان خاطره‌نویس یاد می‌شود و بار دیگر نویسنده و گاهی هم تنها پیش از نام پدیدآورنده عبارت "به کوشش" ذکر می‌شود. اینها مسائلی است که در خاطره‌نگاری باید مورد توجه قرار گیرد و همت مسئولان را می‌طلبد که کاری کنند این افراد از نگارش خاطره‌های باارزش دفاع مقدس ناامید نشوند.


 
سید حسین دهدشتی.شکست حصر آبادان سرنوشت جنگ را تغییر داد
ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٧  

 

مهر سالروز شکست حصر آبادان گفت: شکست حصر آبادان سرنوشت جنگ را تغییر داد.

سید حسین دهدشتی روز شنبه ، پنج مهر را روزی تاریخی و فراموش نشدنی برای ملت ایران اسلامی خواند و افزود: دشمن متجاوز بعثی در این روز نخستین شکست خود را مقابل ملت مقاوم ایران متحمل شد.

وی با اشاره به شکست حصر آبادان در عملیات ثامن الائمه اظهار داشت: این عملیات در پنجم مهرماه سال 61 به فرمان حضرت امام خمینی(ره) اجرا شد.

نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی افزود: عملیات پیروزمندانه ثامن الائمه مقدمه ای برای پیروزی های رزمندگان اسلام در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس و آزادی سازی خرمشهر بود.

وی با تاکید بر لزوم برگزاری آیین های گرامیداشت سالروز شکست حصر آبادان گفت: متاسفانه این روز تاریخی به خوبی به مردم معرفی نشده است.

دهدشتی پنج مهر را روزی ملی خواند و اضافه کرد: وحدت و هماهنگی مردم آبادان و نیروهای ارتش و سپاه منجر به شکست حصر آبادان شد.

وی اظهار کرد: پیروزی ها و شکست ها و تلخی ها و شیرینی های هشت سال دفاع مقدس باعث عزت و اقتدار نظام مقدس جمهوری اسلامی شد.

نماینده مردم آبادان در مجلس شورای اسلامی با تاکید بر لزوم گرامیداشت یاد و خاطره شهدا و ایثارگران افزود: ارزش های هشت سال دفاع مقدس باید ثبت و به نسل های آینده منتقل شوند.

 
مرجع / ایرن

 
یاد یکی از رزمندگان ابادان
ساعت ۸:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/٧  

باخبر شدم برادر رزمنده سالهی دفاع مقدس منصور عطشانی به علت سکته مغزی  در بستر بیماری است

برای ایشان و تمامی یادگاران دفاع مقدس ارزوی سلامتی و طوا عمر باعزت دارم

پسر ایشان از فعالین حوزه ادبیات دفاع مقدس و وبلاگ نویس چیره و زبر دستی خصوصا در ارتباط با موضوعات ابادان و رزمندگان و شهدای مظلوم ابادان هستند

سال پیش همزمان با مراسم بزرگداشت مرحوم ایت الله جمی در ابادان این برادر جوان سخت کوش و پرتلاش را ملاقات کردم افرین بر این همه احساس مسئولیت و صرف وقت .


 
پاسخ های صریح و شفاف شمخانی به ابهامات دفاع مقدس
ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳۱  

پاسخ‌های صریح شمخانی درباره دوران دفاع مقدس در تلویزیون + فیلم

شمخانی در ابتدای این برنامه در مواجهه با این پرسش که گفته شده بود شما عرب نیستید اما قرار است با اعراب بجنگید گفت: من عرب هستم. صدام در واقع به تصور خود آمده بود ما را آزاد کند اما برادرانمان را شهید کرد. او با این اندیشه آمد که با هلهله و گُل مورد استقبال جنوبی‌ها قرار می‌گیرد ولی واقعیت این است که با «گ» مورد استقبال قرار گرفت اما با «گِ» گلوله، نه «گِ» گل.
کد خبر: ۴۳۶۳۹۹
تاریخ انتشار:۳۱ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۶:۰۲-22 September 2014
 
 
وقتی که شهید با دو حوری به خواب همسرش می‌آید!
دریابان علی شمخانی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس و پس از دوران جنگ تحمیلی که اکنون در موقعیت حساس دبیری شورای امنیت ملی نقش‌آفرینی موثر در تحولات کلیدی برای کشورمان دارد، شب گذشته در گفت و گویی صریح به پرسش‌هایی پاسخ داد که بیانشان در فضای تلویزیون بی‌سابقه بود؛ پرسش‌هایی که با چراغ سبز شمخانی در ابتدای برنامه مطرح شد.

به گزارش «تابناک»، در اولین قسمت مجموعه 7 قسمتی سطرهای ناخوانده که هر شب با حضور یکی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و یا مسئولان ارشد موثر از شبکه یک پخش می‌شود، شب گذشته علی شمخانی فرمانده سپاه خوزستان در دوران پیش از جنگ و فرمانده پیشین نیروی دریایی سپاه و ارتش و دبیر کنونی شورای عالی امنیت ملی حضور یافت و سخنان صریح را بیان کرد که پاسخگوی بسیاری از ابهام‌هایی در فضای افکارعمومی بود که تاکنون پاسخی به آنها داده نشده بود.

اجتناب ناپذیر بودن جنگ با عراق و بررسی چرایی جنگ 8 ساله محور سئوالاتی بود که در برنامه از علی شمخانی پرسیده شد. نحوه مدیریت جنگ در ماه‌های ابتدایی، آغاز بازپس گیری سرزمین های اشغالی تا فتح خرمشهر، لزوم ادامه و مدیریت جنگ بعد از فتح خرمشهر و موج دوم عملیات های موفق و روند پایان جنگ از منظر نظامی، دیپلماسی جنگ و روند پایان جنگ از منظر نظامی-سیاسی موضوعاتی هستند که هرشب با حضور یکی از سرداران جنگ به آنها پاسخ داده می‌شود و شخمانی نیز به مسائلی که در این باره از او پرسیده شد، پاسخ‌های صریحی داد.

در ابتدای این برنامه دریابان شمخانی در پاسخ به این پرسش مقدماتی مجریان که تا چه می‌توانند در طرح پرسش‌های صریح پیش بروند، تاکید کرد که تنها به پرسش‌های کلیشه‌ای پاسخ نمی‌دهد و آماده پاسخگویی به هر پرسشی درباره جنگ است. 

شمخانی تاکید کرد: دفاع مقدس تقدسش در این نیست که مورد بازخوانی، بازپرسی و چرایی قرار نگیرد. علت اینکه می‌گویند دفاع مقدس، مفهومش این نیست که یک هاله‌ای از نور را دور این پکیج بگیریم و بعد بگوییم کسی حق ندارد داخل این پکیج برود و درباره جزئیاتش سوالاتی را مطرح کند. 

وی در ادامه با اشاره به مفهوم دفاع مقدس خاطرنشان نمود: هیچ گاه محدودیتی برای طرح پرسش در بحث جنگ وجود نداشته اما باید بدانیم خاستگاه یک سوال کجاست، چه زمانی یک سلام مطرح شده است، کسی که این سوال را مطرح می‌کند با چه هدفی مطرح می‌کند. به عنوان نمونه وقتی بحث شد چرا بعد از خرمشهر ادامه دادید، این سوال درست اما نباید حماسه خرمشهر را زیرسوال ببرد.

پاسخ‌های صریح شمخانی درباره دوران دفاع مقدس در تلویزیون + فیلم


صدام آمد ما را آزاد کند اما برادرانمان را شهید کرد


شمخانی در ابتدای این برنامه در مواجهه با این پرسش که گفته شده بود شما عرب نیستید اما قرار است با اعراب بجنگید گفت: من عرب هستم. صدام در واقع به تصور خود آمده بود ما را آزاد کند اما برادرانمان را شهید کرد. او با این اندیشه آمد که با هلهله و گُل مورد استقبال جنوبی‌ها قرار می‌گیرد ولی واقعیت این است که با «گ» مورد استقبال قرار گرفت اما با «گِ» گلوله، نه «گِ» گل.

وی درباره اینکه «آیا این تصور صدام به قضایای فروردین تا خرداد 58 و داستان خلق عرب ربط داشته؟»، گفت: این حادثه انقدر کوچک و بی‌ارزش که نسبت به کلامی که امام خمینی در دیدار با عشایر عرب گفت، اصلاً رنگ می‌بازد. علت بزرگ کردن این ماجرا در برخی مقاطع تاریخی نیز علت خاصی دارد که اگر پرسیدید، می‌گویم. امام فرمود: «خوزستان، دِین خود را به اسلام ادا کرد» بفرمایید ببینیم امام چنین جمله‌ای درباره استان دیگری گفته است؟ 50 درصد خوزستانی‌ها هم عرب‌ها هستند. 

شمخانی در پاسخ به این پرسش‌ها که «آیا ما اشتباه محاسباتی بزرگی نکردیم که تصور کردیم شیعیان عراق، مانع (عامل بازدارنده) بزرگی برای حمله صدام به ایران هستند؟» و «آیا وقوع جنگ اجتناب ناپذیر بود یا علی‌رغم اینکه اجماعی جهانی بر علیه انقلاب ایران وجود داشت، با تدبیر بیشتر می‌شد جلوی جنگ را گرفت؟ و آیا می‌شد تدبیری چید که صدام حمله نکند یا حداقل تلفات جنگ را کاهش داد؟ و در همین سال‌های پس از جنگ نیز همواره تهدید جنگ وجود داشته اما ظاهراً با تدابیری مانع از جنگ دیگری شده‌ایم و آیا این تدبیر سال 58 و 59 نبود؟ و اگر همین تدبیر امروز در سال 59 وجود داشت، باز هم جنگ اتفاق می‌افتاد» گفت: بحث فقط تدبیر نیست. باید برگردیم به 34 سال پیش. یک انقلابی در ایران صورت گرفته و یک نظامی در دنیا حاکمه که دو قطبی است و یک قطبش اتحاد جماهیر شوروی و یک قطبش آمریکا است. اینها به عنوان قطب بعضی از کشورهای وابسته در منطق مختلف جهان دارند که هر زمان می‌خواستند بالانسی را بر هم بزنند، توازنی را کم کنند و برتری را در یک منطقه پیدا کنند، یک کار نیابتی را به یک کشور واگذار می‌کردند که انجام دهد، لذا همیشه جنگ‌ها تحت کنترل بود.


دفاع مقدس، نخستین جنگ خارج از اراده ابرقدرت‌ها بود

فرمانده سپاه خوزستان در ابتدای انقلاب، ادامه داد: جنگ، ماموریت بود و خارج از اراده ابرقدرت‌ها صورت نمی‌گرفت. انقلاب اسلامی ایران در معادله دوقطبی رخ داد، یعنی وقتی انقلاب اسلامی پیروز شد، اولین واقعه خارج از این معادله بود؛ واگرنه درگیری مرزی میان ما و عراق، قبل از سال 59 نیز وجود داشت. اگر بررسی کنید، خیلی از درگیری‌ها نقطه‌ای و پاسگاهی به مفهوم تبادل آتش، یک تاریخچه‌ای دارد اما جنگ نقطه‌ای و محدود بود. چرا نقطه‌ای می‌شد؟ برای اینکه روسیه و آمریکا توافق می‌کردند که خاتمه بیابد. 

شمخانی افزود: موقعی که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، ایران که آمریکایی‌ها لقب لنگر ثابت منطقه‌ای می‌دادند و یکی از پایه‌های دکترین دفاعی آمریکا در منطقه بود و یکی از خطوط مقدم ناتو برای مقابله با توسعه کمونیسم در منطقه بود، از دست آمریکایی‌ها خارج شد. روس‌ها هم به اشغال افغانستان پرداخته بودند که ایران مخالف این اشغال بود و این مخالفت را اعلام کرد. دو قطبی که جنگ‌های نیابتی را کنترل می‌کردند، طبیعتاً پشت سر کسی قرار می‌گیرند که بتواند لنگر ثبات را بازگرداند، بتواند مخالفت با افغانستان را تبدیل به موضوعی ثانویه کند. به این دلیل اولین نوع جنگی که در دنیا رخ داد که خارج از اراده (اراده به مفهوم جنگی نیابتی) دو قطب بود، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود.

وی تاکید کرد: لذا باید به 34، 35 سال پیش بازگردیم و تجزیه و تحلیل توزیع قدرت در دنیا را داشته باشیم و بعد به منطقه بیاییم. در منطقه انقلاب اسلامی پتانسیل اسلام‌خواهی را به عنوان موج اول تبدیل آموزه‌های دینی به حاکمیت را در منطقه نشر و گسترش داد، حتی اگر نمی‌خواست که نمی‌خواست دخالتی در هیچ کشوری را انجام دهد، نوع حکومتش، افراد کارگزارش، چهره‌های حاکم بر آن، طوری بود که انعکاسی از وضعیت بازگشت به اسلام را داشت. اسلام امروز در طراحی داعش‌سازان، اسلام شیعه و سنی شده و آن موقع اصلاً چنین بحثی را میان مسلمانان نمی‌بینید. این پیام در منطقه زلزله ایجاد می‌کرد. به شکل طبیعی در کنارِ آن، به هم خوردن توازن قدرت،  به یک شکلی سرکوب این تحرک در کشورهای منطقه بود.

دبیر شورای امنیت مالی ادامه داد: تحلیل شخصی که عقده تجاوز دارد و این عقده نه صرفاً به دلیل اینکه قدرت طلب است، بلکه به این دلیل که او حس می‌کند قرارداد 1975 در شرایط غیرمتوازی به دولت عراق تحمیل شده و تحلیل می‌کند شرایط منطقه تغییر پیدا کرده که رهبری جهان عرب را برعهده بگیرد، چون کم دیوید رخ داده بود و مخالف پیچیده کم دیوید بود و مخالف واقعی کمپ دیوید نبود؛ مثل کسانی که امروز جمع شده‌اند و می‌خواهند علیه تروریسم مقابله کنند و کالبدشکافی کنید که کدام‌شان مشرف فکری داعش را تولید کرد، کدام‌شان مشرب مالی داعش را تغذیه می‌کند و کدام‌شان تسلیحات می‌دهد و کدام‌شان نیروی انسانی می‌فرستد.

وی یادآور شد: البته شاید آن موقع این پیچیدگی‌هایی که در امروز تحلیل‌ها وجود دارد، وجود نداشت و بعضی‌ها هم این فریب را خوردند که صدام مخالف کمپ دیوید بود. صدام می‌دانست که با مخالف کمپ دیوید می‌تواند جای مصر را بگیرد، نه اینکه مخالف اسرائیل بود و اگر نه امام خمینی قبل از پیروزی انقلاب و از خرداد 1342 فلسطین، فلسطین می‌کرد و روز پیروزی انقلاب سفارت اسرائیل را تعطیل کرد و سفارت فلسطین را افتتاح کرد. می‌شود با چنین حاکمیتی مخالفت کرد و گفت من مخالف کمپ دیویدم؟ چنین چیزی بیشتر یک تئاتر و نمایش است.


بهترین راه تولید صلح، تولید قدرت است

شمخانی تحلیل صدام را برای حمله به ایران چنین تشریح کرد: یک، می‌گوید من هیچ وقت بهتر از این شرایط، شرایطی را به دست نمی‌آورم که یک همراهی جهانی دارم، یک همراهی منطقه‌ای دارم، یک موضوعی برای تحکیم خودم به عنوان رهبر حزب بعث دارم، یک موقعیتی برای تحکیم خودم به عنوان رهبر جهان عرب دارم و می‌خواهم به یک کشوری حمله کنم که اگر زمان پیدا کند، به سرعت طبیعت انقلاب برایش قدرت دفاعی می‌سازد -که در طول جنگ ساخته شد- که شکننده نخواهد بود و لذا زمان، زمان اقدام است اما فکر می‌کنید صدام این تصمیم را 31 شهریور سال 59 گرفت؟ نه. صدام این تصمیم را 22 بهمن سال 57 گرفت و 19 ماه خودش را تجهیز کرد و به ایران حمله کرد.

وی ادامه داد: من مجموعه تغییرات داخلی، تغییرات جهانی و تغییرات منطقه‌ای را می‌گویم به دلیل اینکه قدرت بازدارندگی ما ناشی از تحلیل غلط دشمن ما شکسته شد، تجاوز قطعی بود و بحثش، بحث تدبیر و اداره میدان نبود. قدرت نداشته باشید، مورد تجاوز واقع می‌شید. بهترین راه تولید صلح، تولید قدرت است. مگر می‌شود کسی بی‌قدرت باشد و صلح‌خواهی هم کند؟ این ممکن نیست. حتماً باید یا خودش قدرتمند باشد و یا به قدرتی وصل باشد.

 
مراسم 5مهر در تهران
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۳۱  

به همت "هیئت ابادانیهای مرکر"سی و سومین سالگرد شکسته شدن محاصره ارمان شهر ابادان .جمعه چهارم مهر ماه باحضور همرزمان و خانواده محترمشان در سالن فرهنگی 5اذر در واقع در اتوبان بسیج {افسریه }ار ساعت 18ای 21برگزار می گردد

سال گذشته نیز مراسم باشکوهی در موزه دفاع مقدس تهران بر قرار گردید


 
ابتکار در مورد معصومه آباد می گوید
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٧  

معصومه ابتکار

می گویند درد و رنج باعث شرح صدر می شود. یعنی علاوه بر اینکه انسان را صبور می سازد، نشانه هایی از وسعت دید و بزرگواری نیز در او بروز می کند. شاید به همین خاطر است که ایثارگران دوران دفاع مقدس سعی می کنند با احتیاط در عرصه های مختلف اجتماعی و سیاسی وارد شوند تا مبادا موضع حق را از دست بدهند و یا مورد سوءاستفاده اصحاب قدرت و جریانات سیاسی قرار گیرند.

فکر می کنم خانم معصومه آباد از این دست آدم هاست. او در جایی درباره فیلم اخراجی ها با بزرگواری گفته بود خوشحالم که از دل رنج ها وغم های دوران اسارت ما توانستید موضوعات طنزی را برای لبخند زدن مردم استخراج کنید.

معصومه آباد به همراه سه خانم جوان دیگر در ماههای ابتدای جنگ در قالب یک گروه امدادگر توسط نیروهای بعثی اسیر شد و به مدت ۴ سال بدترین شرایط را در زندان هایی مانند ابوغریب را تحمل کرد. او آن همه رنج را تحمل کرد تا ما امروز بتوانیم آزادانه و از سرآگاهی و بیداری آینده خود را رقم زنیم و انتخاب کنیم.

خانم آباد چند وقت پیش ماجرای جالبی را از میان خاطرات دوران اسارتش برایم تعریف کرد. می گفت: «مدتی بود که سرو کله یک موش در سلول ما پیدا شده بود. ولی هر کار که می کردیم نمی توانستیم این موش را به دام بیاندازیم. با علائم مورس از اسرای سلول مجاور که شهید تندگویان و همرزمانش در آن بودند چاره جویی کردیم. آنها پیشنهاد کردند که به هر نحو ممکن راه ورود او بسته شود. ولی ما ابزاری برای بستن سوراخ موش ها نداشتیم. کم کم تعداد موش ها اضافه می شد و هر چه هم به نگهبان ها می گفتیم که موش در سلول ماست، انکار می کردند .

بالاخره یک روز تکه نانی را در لنگه کفشم گذاشتم و بعد از اینکه سرو کله چند موش پیدا شد، توانستیم یکی از آنها را بکشیم. وقتی نگهبان همیشگی که وجود موش را انکار می کرد آمد، صدایش کردم و گفتم: بیا، موش می خواستی، این هم موش ...

با بلند شدن صدای من، سایر اسرا پشت در سلول ها آمدند تا ببینند چه خبرشده است. بعد هم موش را به سوی او پرت کردم. نگهبان به شدت ترسید و با فریاد خود را عقب کشید».

این خاطره برای اسرا ماندگار شد که خانم آباد، عراقی ها را با موش مرده ترساند. حالا چه کسی می گوید خانم ها از موش می ترسند و آقایان نه؟

راستی فکر کنم خانم آباد هم سبز باشد.

کلمات کلیدی: اباد معصومه ،طنز
 
دکتر عباس شیبانی .اوایل جنگ در ابادان
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٧  

به گزارش نامه نیوز، یکی از صندلی های انتهای ردیف اول صحن شورای اسلامی شهر تهران چندین سال است که میزبان عضو سپیدمویی است که تجربه 13 سال زندان پیش از انقلاب و فراز و نشیب های سیاسی 35 سال بعد از آن نتوانسته وی را از عرصه های سیاسی کشور به در ببرد. پزشک 83 ساله شورا 64 سال است که فعالیت سیاسی دارد و هنوز خسته به نظر نمی رسد. عضویت در شورای انقلاب و وزارت کشاورزی دولت انقلابی، نمایندگی مجلس خبرگان قانون اساسی، نمایندگی تهران در مجلس شورای اسلامی برای چهار دوره، ریاست دانشگاه تهران، کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری دوم و پنجم و اینک عضویت در شورای شهر تهران برای سه دوره، بخشی از کارنامه پربار عباس شیبانی را تشکیل می دهد.

عضو کم حرف شورای شهر، همیشه اول وقت و پیش از سایر اعضا در جلسه حاضر می شود، صندلی خود را به ندرت در طول جلسه ترک می کند و تا آخر جلسه در صحن باقی می ماند و در رای گیری ها حضور فعال دارد، حساس ترین عضو شورا نسبت به تاخیر و غیبت اعضا است و اغلب راجع به این موضوع تذکر می دهد، به ندرت مصاحبه می کند و وقتی در مقابل خبرنگاران قرار می گیرد، صریح و بی پرده است.

گفتگوی فارس با این چهره شورای شهر را بخوانید؛

کمی در مورد خودتان توضیح دهید؟

شیبانی:  سال 1348 فارغ‌التحصیل  رشته پزشکی شدم. واقعیت این است که خانواده ما از ابتدا در مسائل سیاسی ورود پیدا کرده  و بنده نیز در جریان اتفاقات بودم. مصدق را قبول داشتم و حمایت می‌کردم. سیاسی‌کاری نمی‌کردم .من یک محصل معمولی بودم .سیاست را با دیانت ترکیب کرده بودم و  یقین داشتم این دو از هم جدا نشدنی است.

در مورد کارهای سیاسی خود قبل از انقلاب توضیح دهید؟

شیبانی: حافظه تاریخی ندارم سوال کنید جواب می‌دهم.

برای اولین بار چه زمانی دستگیر شدید؟

شیبانی:سال1336 یا 1137 بود از دانشجویان فعال در دانشگاه بودم .جزو مبارزین بودم که دستگیر شدم.

در مورد نحوه دستگیرتان توضیح دهید؟

شیبانی: یادم نمی‌آید.

در زندان خیلی شکنجه شدید؟

شیبانی: در زندان زیاد سخت نمی‌گذشت، خیلی به ما سخت نمی‌گرفتند.

چند سال محکوم بودید؟

شیبانی: من شش سال محکوم شدم. یک  بار سه سال محکوم شدم که مرا 5 سال نگه داشتند و بقیه محکومیت هم خرد خرد بود.

دلیل زندانی شدنتان چه بود؟

شیبانی: رژیم را قبول نداشتم. اصلاً از بیخ و بن با شاه و  دار و دسته‌اش خوب نبودیم.

از فعالیت‌هایتان بعد از انقلاب بگویید؟

شیبانی: من پزشک بودم، مدتی هم وزیر کشاورزی شدم. واقعیت این بود که پدرم کشاورزی می‌کرد و من هم در این زمینه تخصص‌هایی داشتم و در مقطعی وزیر کشاورزی شدم. پدرم در کاشان زمین داشت.

پدرم کاشانی بود ولی در تهران متولد شده بود و مادرم هم تهرانی بود و در امیریه کوچه شیبانی که در حال حاضر شهید جان‌پناه شده  سکونت داشت.


در دوران دفاع مقدس چه می‌کردید؟

شیبانی: اوایل جنگ یک ماه در آبادان بودم و بقیه را در تهران، زمانی که کارها روی روال افتاد به تهران آمدم.

مسئولیت دولتیان در زمان جنگ چه بود؟

شیبانی: در آن زمان نماینده دولت بودم.اگر مشکلی پیش می‌آمد حل می‌کردم .


 
دیدار شهردار تهران و هیئت همراه با خانواده شهید غلامرضا رهبر
ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٧  

شهردار تهران به اتفاق شهردار منطقه شش و هیئت همراه با مادر ، همسر و خانواده شهید غلامرضا رهبر دیدار کرد.
به گزارش خبرنگار واحد مرکزی خبر ؛ شهید غلامرضا رهبر خبرنگار و گزارشگر صداوسیما بود که در عملیات کربلای 5 در 21 دی سال 65 به درجه رفیع شهادت نائل شد.
خانواده شهید رهبر از شهردار تهران خواستند اقدامات فرهنگی بیشتری درخصوص شناخته شدن هر چه بیشتر این شهید صورت گرفت.
محمدباقر قالیباف پس از استماع سخنان خانواده شهید رهبر به جایگاه این شهید در دوران دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: بعید است رزمندگان آن دوران صدای شهید رهبر را نشنیده باشند .
وی گفت: صادق آهنگران در یک فضا ، شهید آوینی در فضایی دیگر و شهید رهبر هم در حوزه گزارشگری در دوران دفاع مقدس جریان ساز بودند .
وی وعده داد : تندیس این شهید و همچنین تله فیلمی در ارتباط با این شهید ساخته شود .
قالیباف گفت: در قطعه هنرمندان بهشت زهرا هم می توان یادمانی برای این شهید ایجاد کرد تا نسل های بعدی با این شهید همچنان آشنا شوند.
وی گفت: در ساخت و سازهای جدید شهرداری تهران هم تلاش خواهد شد مکانی به نام این شهید بزرگوار نامگذاری شود


 
مراسم اولین سالگرد درکذشت مرحوم محمد رشیدیان
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٥  

مراسم اولین سالگرد درکذشت معلم مبارز استاد  مرحوم محمد رشیدیان نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی  .روز جمعه  مورخ 30/30/93 از ساعت 10تا11/30صبح در مسجد حضرت

ولیعصر( عج ) واقع در خیابان وزرا جنب پارک ساعی برگزار می گردد 


کلمات کلیدی: رشیدیان محمد ،مسجد ولیعصر ،س
 
مراسم تجلیل ازنمایندگان ابادان ئ
ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٤  

222


 
مراسم تکرم نمایندگان استان خوزستان
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٤  

11


 
نقدی فلسفی بر اخلاق فناوری اطلاعات
ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳٠  

از نقطه نظر فلسفی ، فناوری اطلاعات دوران هستی شناختی جدیدی را برای جوامع رقم زده است که طی آن مفاهیم بنیادی معرفتی و اخلاقی در تمام سطوح علوم انسانی،تجربی و فرهنگ روزمره دستخوش تحول شده و می شوند و از این منظر شاهدیم که در جوامع ِ خاستگاه فناوری ، از دوران موسوم به “روشنگری” ( قرن هفدهم میلادی ) به این سو، بحث پیرامون مبانی هستی شناسی و معرفتی تکنولوژی، مدّ نظر اندیشمندان ، فیلسوفان و نهادهای آکادمیک بوده است.

جوامع غیر غربی در مواجه با برقراری نسبت میان تکنولوژی و فلسفه و مبانی اندیشه ورزی آن در حوزه های مختلف دین،روانشناسی،فرهنگ، جامعه شناسی و هنر؛ به سه گروه قابل تفکیک اند: اول جوامع شرق دور مثل ژاپن، چین،

فنجان تغییر

فنجان تغییر

اندونزی،مالزی، تایلند، سنگاپور و… این جوامع با توجه به خاصیت فلسفی جاری در فرهنگ روزمره ی آنان که از ادیان بی خدائی چون تائوئیست، کنفوسیوسیست،ذنیست و بودیسم نشآت میگیرد، توانسته اند با برقراری نسبتی مبتنی بر فاصله گذاری (یا همان اپوخه ی هوسرل) با پدیده هایی با خاستگاه مغرب زمین، رابطه ای مثبت و ایجابی برقرار کنند و از این رهگذر، چنان با تکنولوژی درگیر شوند که انگار خود خاستگاه آن بوده اند؛ چنانکه امروزه در حوزه IT این کشورها به توسعه ای گاه موازی توسعه IT در کشورهای پیشرفته غرب دست یافته اند. و این پیشی گرفتن آنان به چالشی برای صنایع IT غرب تبدیل شده است.

 

گروه دوم جوامع و کشورهایی اند که اصولاً ازچندان پشتوانه فرهنگی و معرفتی برخوردار نیستند تا با چنین پرسش هایی مواجه شوند و به خاطر نوع حکومت های سیاسی شان، تکنولوژی را ابزاری خنثی میدانند که فقط باید به فکر مجهز شدن به آن بود. عمده کشورهای آفریقایی غیر مسلمان و مسلمان و نیز جوامع عرب زبان و عمده کشورهای آسیایی چنین روندی را در پیش گرفته اند.

گروه سوم جوامعی را شامل میشود که از بنیان های کهن فلسفی و معرفتی برخوردارند و ورود هر عنصر جدید به حیطه ی زندگی روزمره، آنان را با چالش های هویتی ای مواجه میکند که بدان آگاهند، و از این رو بدنبال راه برون رفت بر اساس الگو و معیارهایی منطبق با فرهنگ و مبانی فلسفی خود میگردند. چند کشور انگشت شمار اسلامی و عرب از این جمله اند و توجه اندیشمندان و متفکران آنان به مقوله مبانی معرفتی و هویتی ی IT سندی دال بر این مدعا ست.akhlaq-320x240

ایران جزء گروه سوم قرار دارد و تاریخ معاصر آن حاکی از مساله داشتن جریان های اندیشه ورزی آن با تکنولوژی است.اگر «غرب زدگی» جلال آل احمد را با تأویلی باز، نگاهی انتقادی به «فرهنگ مصرفی» غرب، که خود محصول تکنولوژی دوران مدرنیته است بدانیم از بعد فلسفه اسلامی، بحث و طرح پرسش پیرامون نسبت تکنولوژی وسنتِ دینی به دکتر “احمد فردید” یکی از پیروان هایدگر و فیلسوف متأخر ایرانی باز میگردد.”دکتر مشکی” نیز در مقالات و کلاس های دانشگاهی خود به بحث هستی و تکنولوژی و “دکتر سروش” در نظریات فلسفی خود به بحث اخلاق و تکنولوژی پرداخته اند.

ایدئولوژیک بودن ساختار حاکمیت سیاسی در ایران، خود زمینه ساز مسأله ساز شدن و گریز ناپذیری مواجه با پیامدهای تحقق IT در جامعه است. و از این منظر می توان انتظار داشت که توجه ویژه ای از سوی نهادهای حکومتی به مسأله شود.هر چند این توجه خود را تاکنون در رویکردهای سلبی نشان داده باشد. به هر حال آَنچه مسّلم است این است که ، در تقسیم کارِ صورت گرفته میان ده پانزده نهاد حکومتی و دولتی، جایگاه شورای عالی اطلاع رسانی بر اساس وظایف تعریف شده برای آن، که متمرکز بر تولید محتوا است، می طلبد تا چالش برقراری نسبتی معرفت شناختی با IT،از منظر حاکمیت سیاسی ایران،و حدودِ فقه شیعی،را در دستور کارخود قرار داشته باشد) الویری،.۱۳۸۵: ۶۳)

پیش روی ما آنچه گشوده است، بدون نیاز به هیچ تأویلی نشان می دهد که در کجای رهیافت برای مواجهه با چالشی ایستاده ایم که ارمغانِ گذار به جامعه اطلاعاتی است،عصری که از آن گریزی نیست. تکنولوژی و خصوصا فناوری اطلاعات با گسترش خود در جوامع، تغیرات بنیادی در بسیاری از مفاهیم و بنیان های فلسفی و اخلاقی ایجاد کرده اند .

در اندیشه فلسفی مغرب زمین، به عنوان خاستگاه تکنولوژی، به طور مشخص از زمان نیچه بحث هایی شروع میشود که راجع به نسبت میان هستی و تکنولوژی، و اخلاق تکنولوژی بحث می کنند. بعدها هایدگر و پس از او اعضای مکتب فرانکفورت در یکی از مباحث اصلی شان، تحت عنوان «فرهنگ مصرف» به بحث اخلاق و فرهنگ تکنولوژی به طور عام می پردازند. هم اکنون نیز شاهدیم که پیروان هایدگر در غرب، به طور اخص به بحث اینترنت و اخلاق پرداخته اند.خلاصه آنکه، پیرو نسبت معرفت شناختی و فلسفی میان تکنولوژی و فضای مجازی و اخلاق در اندیشه و فلسفه اروپا و امریکا بحث پویایی در جریان بوده است.در مشرق زمین، فرهنگ های تائویی چین و شرق دور نیز به گونه ای با تکنولوژی به عنوان امری پدیداری مواجه شده اند.

در کشورهای اسلامی مشرق زمین مستنداتی دال بر طرح پرسش برای دستیابی به چگونگی تحول در مفاهیم اخلاقی، شرعی و فرهنگی تحت تأثیر جریان فنآوری اطلاعات در دست نیست، اما در ایران خاصه از بعد فلسفه اسلامی، بحث و طرح پرسش پیرامون نسبت تکنولوژی و اخلاق به دکتر “احمد فردید” یکی از پیروان هایدگر و فیلسوف متأخر ایرانی باز میگردد.

“دکتر مشکی” نیز در مقالات و کلاس های دانشگاهی خود به بحث هستی و تکنولوژی و “دکتر سروش” در نظریات فلسفی خود به بحث اخلاق و تکنولوژی پرداخته اند(حاج رحمت اللهی ،۱۳۸۳: ۸۳).

حوزه اخلاق

حوزه فلسفه اخلاق بخشی دارد به نام« اخلاق کاربردی»که در آن حوزه های خاص عمل انسانی مورد بررسی قرار میگیرد. مانند اخلاق پزشکی و یکی هم فن آوری اطلاعات .از یک نظر بین اخلاق پزشکی و اخلاق IT هیچ تفاوتی وجود ندارد و از یک نظر هم تفاوت وجود دارد.از وجهی که اخلاق کاربردی به آن نگاه میکند هیچ فرقی بین آنها نیست. عمده مساله ای که باعث می شود یک موضوع وارد اخلاق کاربردی شود،آن است که یک سری مباحث جدید اخلاقی در آن حوزه پدید می آید. آن جا که یک بحث جدید اخلاقی پدید می آید، تبدیل به یک اخلاق کاربردی می شود و در کتاب ها آورده می شود. فرقی هم بین فنآوری اطلاعات و پزشکی نیست. پزشکی هم به خاطر امکاناتی که فنآوری اطلاعات برای آن فراهم کرده است وقبلاً این امکانات نبوده، اکنون سوالات خاصی ایجاد کرده است. شاید سقط جنین قبلاً هم امکانپذیر بوده ، اما سقط جنین امروز با یک آمپول یا قرص ساده اتفاق می افتد، درحالیکه قبلا با انجام یک سری کارهای سخت انجام می شده است.

یا موضوع “آسان مرگی”؛ قبلا خود کشی بسیار سخت و از طریق طناب دار،گلوله،چاقو،یا سلاح سرد و یا کمتر رگ زدن بوده است. اما امروزه خیلی راحت تر شده است،با ابزارهای بسیار ساده.” آسان مرگی” حوزه جدیدی است لذا در حوزه اخلاق کاربردی تفاوت چندانی نمی کند. البته خود فناوری اطلاعات نو و جدید است.مخصوصا با ورود وب که آن را متفاوت و ویژه ترکرده است. از نظر اخلاق کاربردی با هم اشتراک تام و تمام دارند. و اشتراک آنها در این است که مساله جدید ایجاد کرده است.اعم از اینکه خودش جدید بوده است مانند IT و یا نبوده است مانند پزشکی و حقوق. و این در حقیقت نسبتی است که بین اخلاق کاربردی و فناوری اطلاعات وجود دارد(Spinello,Richerd.(۲۰۰۴).P ۳۲).

با کمی تامل متوجه می شویم که ،اگر از بعد کاربردی به موضوع نگاه کنیم، دیگر اخلاق پزشکی اسلامی و غیراسلامی نداریم! یک اخلاق جهان شمول وجود دارد که تمام پزشکان در سراسر دنیا ملزم به رعایتِ آن هستند.اما IT در تمام سطوح زندگی راه یافته و بسیاری از قواعد و مفاهیم را دگرگون کرده است.هنگامی که از اخلاق کاربردی صحبت می کنیم باید از یک سری اصول استفاده کنیم و بر اساس آن اصول در حوزه کاربردی نظر دهیم.

مثلا در حوزه سقط جنین اگر شما بنیان تفکرتان لیبرالی باشد ، یعنی بالاترین ارزش اخلاقی شما آزادی باشد، وقتی وارد بحث سقط جنین شوید استدلال می کنید که جنین بخشی از بدن مادر است و همانطور که مادر می تواند ناخن خود را کوتاه کند ، حق دارد قسمتی از بدن خود، که البته هنوز روحی در آن دمیده نشده است را، از خود جدا کند. لذا آن بنیان شما را آنگونه هدایت می کند اما اگر شما اینطور به قضیه نگاه کنید که درست است این جنین یک تکه از اندام مادر است ، اما مانند ناخن یا مو نیست،بلکه توانائی تبدیل شدن به یک موجود زنده دیگر را دارد، زیرا در واقع یک انسان بالقوه است و انسان بالقوه هم حقوقی دارد مانند مادر . این تفکر لیبرالیستی است بر مبنای حقوق بشر. لذا برای بچه هم حقوقی قایل است، زیرا بنیان هنجاری در این تفکر حقوق بشر است.در مقابل آن تفکر سود انگارانه است که منفعت یا سود طرف را در نظر می گیردیعنی اینکه سقط جنین یا حفظ آن، کدام یک سودمندتر است؟که این نوعی تفکر سود انگارانه ی مادی گرا است که شارح آن هم جان استوارت میلز است. بنیان در اینجا منفعت است.

در مقابل اینهایک دیدگاه اسلام گرایانه داریم که معتقد به حقوق الهی است.دراین دیدگاه معتقدیم که این جنین یک امر الهی و یک موهبت الهی است و ما مالک آن نیستیم و حق نداریم که در برابر آن تصمیم گیری کنیم بلکه آن امانتی است در اختیار ما و این حیاتِ این جهانی است،و خدا هم گفته که باید چه کنیم. و حتی اگر به طور طبیعی هم سقط شود باید دیه آن را پرداخت و اگر روح در آن حلول کرده باشد که دیگر در آن مورد مادر قاتل است. بنیان این تفکر معرفت الهی است یعنی رضایت الهی بالاترین ارزش حیات است(Furrow,Dwight.(۲۰۰۷).P ۷۲).

اخلاق فناوری اطلاعات هم همین طور است . ما باید ببینیم که ما در مواضع خودمان و مبتنی بر ارزش های خودمان در اخلاق هنجاری چگونه عمل می کنیم و بعد بر اساس آن تصمیمات متفاوتی اتخاذ کنیم.

مثالی که می توان در اینجا آورد بحث حریم خصوصی است. آزادی مطلق لیبرالی اقتضا دارد هر کسی هر عملیاتی را انجام دهد تا به نفع حداکثر برسد، لذا ما نباید قایل به حریم خصوصی باشیم. البته خود این مساله که حریم خصوصی چیست جای اختلاف دارد. مثلا برای بعضی علما، نام کوچک همسرشان جزء حوزه خصوصی آنها محسوب می شود، یا خانم ها دوست ندارند سن خود را بگویند یعنی حریم خصوصی آنهاست. اما در عین حال می بینیم که در گواهینامه های تصدیق، هم اسم کوچک و هم سن آنها نوشته شده است. لذا باید ابتدا روشن کنیم که حریم خصوصی چیست؟ و این مبتنی بر این است که شما در فلسفه قایل به چه تفکری هستید.

در مورد حریم خصوصی، اسلام هم برای خودش دیدگاه و رویکردی دارد و بعضی تعبیرها مبتنی بر این است که مثلا اگر کسی نامه کسی را بخواند مثل این است که به چیز وقیح و بدی در او نظر کرده است. لذا این دیدگاه اسلام است که برای تفرّد انسانی و جایگاه انسانی و خصو صیت انسانی اهمیت خاصی قایل است. حتی برای کسی که دارد مخفیانه گناه انجام می دهد ،تجسس را منع کرده است.تجسس در اینکه او دارد گناهی را مرتکب می شود، خود گناه بزرگی تلقی می شود. مثلا از بالای پشت بام سرک کشیدن منزل همسایه و تجسس در اینکه او مشروب می خورد یا نه مذمت شده است و بسا بسیار تعبیرهای عجیبی در مورد آن شده است و حتی نص صریح قرآن است که “و لا تجسسوا..”

بر این اساس الان ما مجاز نیستیم که نامه های افراد را باز کنیم مگر یک استثنائاتی وجود داشته باشد. اما این موضوع ، که گستره این استثنائات چیست در جای خود بحث جذابی است. مثلا در دانشگاه منچستر ابتدا از کاربر امضا می گیرند که بعد از کار با کامپیوتر چنانچه دستگاه ویروسی شد، بتوانند باکس او را باز کنند، که البته خود این امضا گرفتن با توجه به اینکه شما چه مبنای جامعه گرایانه یا نحله فکری دارید متفاوت می شود.

سوالی که مطرح است این است که در حال حاضردر حوزه کاربردی فناوری اطلاعات، قوانینی که فی المثل برای حریم خصوصی اعمال می شود،یا قوانینی که اساسِ کار سازمان های امنیتی قرار می گیرد، یا برخی اعمال که خود سرانه انجام می شوند، بر چه مبنایی مبتنی هستند؟

بایستی توجه داشت که بحثی که ما در مورد کشور های غربی می کنیم غیر از عملی است که در حوزه اجتماعی از آنها می بینیم. ما در فضای نظری بحث می کنیم و این جدا از واقعیتی است که از آنها در اجتماع شاهدیم. به عنوان مثال شاهد برخوردهای وحشیانه سربازهای امریکائی در جنگ هستیم ، صحنه هائی که امروزه بسیار از استکبار جهانی سر می زند. اما جدای از اینکه عمل اجتماعی آنها عمدتا سلطه گر و متوحش است و این توحش از امریکا به اروپا نیز سرایت کرده است. البته منظور ما از امریکا دولت امریکا و روحیه سلطه گر و توحش آن است. اما در بحث نظری این مباحث از این کشور به آن کشور متفاوتند مثلا در مورد سقط جنین … ، در حوزه فناوری اطلاعات هم همین طور است، مثلا فرض کنید یکی از مسایل فناوری اطلاعات بحث پورنو است که در کشور ها متفاوت است، در امریکا بسیار باز است و گسترده. ولی در برخی کشور ها مانند فرانسه پورنوی کودکان محدودیت دارد، اما پورنو بزرگسالان محدودیتی ندارد.

در کشورهای دیگر مانند کشور های اسکاندیناوی دسترسی به تصاویر پورنو محدودتر است، با این استدلال که بعضی از امور مخالف شان انسانی تلقی می شوند، البته نه اینکه ممنوع باشند اما محدودیت دارند و قبیح اند.برخی از مسئولان معتقدند که مسایل پورنو نباید به فناوری اطلاعات راه پیدا کنند زیرا بسیار گسترده هستند. برخی دیگر با پورنوی بزرگسالان در حوزه فناوری اطلاعات مشکلی ندارند و اظهار میدارند که «ما در بن مایه های فکری و اصولی مان با هم یکی نمی شویم که بنشینیم و بیانیه بنویسیم و امضا کنیم. چون در مبانی با هم مشکل داریم لذا مشکل است که بتوانیم در نوشتن بیانیه ای مشترک با هم توافق کنیم». در مقابل افراد دسته نخست اظهار می کنند که « برهنه شدن یک انسان در برابر انسان دیگر مخالف کرامت انسانی است، این امر برای حیوانات محدودیتی ندارد اما برای ما به عنوان انسان مهم است.ما نه تنها به پوشش داشتن بلکه به چگونگی پوشش هم اهمیت می دهیم». باری قوانین و ضوابط بر اساس مبنای تفکرات حاکم بر جامعه استخراج می شوند و البته این می تواند در جای خود یک پروژه تحقیقاتی باشد .

اخلاق، بخشی ازحوزه های عقلی است و این موارد کاملا الگو برداری شده از کشور های غربی هستند. البته در بخش های قابل ملاحظه ای مسایل بومی و خاص خودمان هستند. این مسایل تنها مختص به مسایل دینی نمی شوند ما درکل زندگی مان ، رفت و آمد مان ، غذا خوردن مان، عادات و سلایق خاص خود را داریم که با کشور های دیگر متفاوت است.خود این امر سبب می شود که ما قوانین و مقررات خاص خودمان را داشته باشیم.

موخره

فناوری اطلاعات پدیده ای جدید است، اخلاق برای ما ( پژوهشگران حوزه اخلاق در ایران) دانشی نوپا و جدید است.ما تازه توانسته ایم رشته اخلاق را به عنوان یک رشته دانشگاهی تصویب کنیم. در حوزه های علمیه نیز درس تخصصی اخلاق در دوره های آموزشی وجود ندارد گرچه اخلاق عملی و توصیه های عملی وجود دارد.اما درس اخلاق به عنوان یک رشته درسی وجود ندارد. واین مسایل ما را دچار بحران در حیطه نظریه پردازی می کند.طی کردن این بحران ها نیاز به زمان و نیروی انسانی دارد.تربیت متخصص در این حوزه نیازمند گذرزمان است.به هرحال در حال حاضر هر کاری در این زمینه با الگو برداری از جوامع بین المللی صورت می گیرد.از انجا که فناوری از غرب آمده است لذا نیازهای اخلاقی آن نیز از غرب می آید و ما خواسته یا نا خواسته مجبوریم گام های اولیه مان را از جائی شروع کنیم که آنها گام های خود را به پایان رسانده اند. منتهی بعد از اینکه الگوهای غربی را بررسی کردیم و دیدیم که قابلیت بحث و پذیرش دارند، نه اینکه بگوییم صد درصد قابل قبول اند. بایستی حساسیت های خودمان را در مورد ان لحاظ کنیم و نسبت با آنها عکس العمل نشان دهیم .به عبارت دیگر از منظر ما مبنا اخلاق اسلامی است. مثلا در مناسبات رابطه بین دختر ها و پسرها ما الگوهای خاص اسلامی خودمان را داریم. ارزش های خاصی بر مناسبات ما حاکم است و مبناهای اعتقادی ما در اینجا تعیین کننده هستند.

از سوی دیگر دنیای فناوری اطلاعات، رابطه مجازی است. نمی توان گفت همه چیز روشن است، اگر روشن بود نیازی نبود تا ما «سند محرمانه اخلاق اسلامی فناوری اطلاعات» را تدوین کنیم. البته مسأله وضوح حکمی ندارد. در اینجا حتی موضوعات آن نیز مشخص نیست.ولی ما معیارهایی داریم ، بحث بر سر این است که ما چگونه می خواهیم به آن اخلاق «خودی» برسیم. ما یک سری معیارهای کلی داریم که از عدالت برخاسته است.

مهترین آن هم خدا محوری است. عشق به امام حسین، ایام رمضان،… اینها اعتقادات عمیق دینی است.این اعتقادات عمیق دینی در اینجا هم سر ریز می شود و وجود دارد و تاثیر گذارند، و ریشه اولیه این بنیان ها عدالت و آزادی است. ما لیبرال نیستیم اما با آزادی مخالف نیستیم.

اما در پاسخ به این سوال که حدود این مسایل را چه کسی تعیین می کند؟میتوان گفت ، اخلاق و قواعد شرع دقیقا تعیین کننده است.اما دوباره مسئله ای که در اینجا سر بر می اورد این است که اینها برای شرع مسایل جدیدی اندو این مسایل از مستحدثات هستند. کسانی می توانند در مورد آن حکم دهند که با موضوع آشنایی داشته باشند. آشنایی با موضوع نیازمند این است که کسانی که با موضوع ها و حوزه های شرع آشنائی دارند و بر آنها مسلط و آگاهند بر این حوزه ها نیز اشراف داشته باشند. وجود متخصصان بین رشته ای در این میان بسیار ضروری به نظر می رسد. اینها همه از خلاءهایی است که امیدواریم با سرمایه گذاری و تاکیداتی که بزرگان بر این حوزه دارند ، نظریه پردازی در این حوزه را حل کنیم. تمام تلاش ما بر این است تا مسایل و احکام را توضیح دهیم و یا بتوانیم برخی ملاحظات دینی را در این حوزه وارد کنیم. و اینها همه تلاش هایی است که ما به عنوان یک پیشگام در این حوزه باید در نظر داشته باشیم.

رسول بزرگواری


 
ارزوی سلامتی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  

برادر عزیزمان دکتر مرتضی مموئی پس از عمل جراحی قلب دوران نقاهت را سپری میکنند

برای ایشان و تمامی برادران ایمانی صحت و سلامتی ارزو مندیم

 آقای دکتر ممویی از بنیانگذاران جهاد سازندگی آبادان که دراوائل جنگ درآبادان نقش فعالی در پشتیببانی جنگ داشت ایشان همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران معاونت این دانشگاه ریاست دانشگاه کرمانشاه وهم اکنون مشاور استاندار خوزستان نیز در کارنامه خود دارد


کلمات کلیدی: مموئی مرتضی