نور چشم آبادان

پاسداشت مجاهدات و پایمردیهای ایت الله جمی ره

ارزوی سلامتی
ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  

برادر عزیزمان دکتر مرتضی مموئی پس از عمل جراحی قلب دوران نقاهت را سپری میکنند

برای ایشان و تمامی برادران ایمانی صحت و سلامتی ارزو مندیم

 آقای دکتر ممویی از بنیانگذاران جهاد سازندگی آبادان که دراوائل جنگ درآبادان نقش فعالی در پشتیببانی جنگ داشت ایشان همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه شهید چمران معاونت این دانشگاه ریاست دانشگاه کرمانشاه وهم اکنون مشاور استاندار خوزستان نیز در کارنامه خود دارد


کلمات کلیدی: مموئی مرتضی
 
زنده ام که روایت کنم :راحله فاظلی
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳٠  

در اواخر رنسانس، زمانی که فرد اهمیت بیشتری پیدا کرد، نوشتن خاطرات و یادداشت های روزانه در میان مردم به ویژه چهره های سرشناس رواج یافت. مساله فقط بیان خاطره نبود بلکه نگارنده نسبت به موضوعی خاص اظهارنظر کرده و موضع خود را مشخص می کرد. درحقیقت فرد نمی تواند نسبت به مسائل و حوادث بی تفاوت باشد. فرقی نمی کند موضوع زلزله و سیل باشد یا انتخابات یا روییدن گلی در زمستان. هرچیزی که بتواند احساس او را برانگیزد و موجب غم و شادی یا تعجب شود، می تواند سوژه ای برای نوشتن باشد. مرز بین خاطره و روزنوشت بسیار باریک است اما در هردو، رویداد یا احساسی ثبت می شود که می تواند اهمیت سیاسی و اجتماعی داشته باشد.
برای بسیاری از مردم دنیا داشتن دفترخاطرات امری عادی است. آنها روزانه وقایع را ثبت می کنند و از مردم، رویدادها و تجاربی که برایشان اهمیت دارد می نویسند. همین نوشته ها دست مایه های خوبی برای نوشتن خودزندگی نامه هاست. شاید این نوشته ها در زمان ثبت، چندان مهم به نظر نرسند اما بعدها به ویژه پس از مرگ نگارنده اهمیت بیشتری پیدا می کنند. درواقع با تحلیل این نوع نوشته ها حتی می توان فرهنگ و فضای سیاسی و اجتماعی زمان ثبت آنها را بررسی کرد.

 

نوشتن از زندان و جنگ

یادداشت های روزانه انواع مختلفی دارد. گاهی زندانیان به ویژه زندانیان سیاسی پس از آزادی خاطرات روزانه خود را منتشر می کنند. باتوجه به دشواری های ثبت وقایع در زندان این نوع نوشته ها برای خوانندگان به ویژه علاقه مندان به سیاست جذابیت بسیاری دارد. در ایران پس از انقلاب اسلامی، زندانیان یادداشت های خود را منتشر کردند که از آن جمله می توان به کتاب «چهارده ماه در خارک»، یادداشت های روزانه کریم کشاورز اشاره کرد. یا ضمیمه کتاب خاطرات شیخ مصطفی رهنما که به خاطراتش از دوران تبعید و زندان در خارک اختصاص دارد. جنگ نیز یکی دیگر از رویدادهای مهمی است که می تواند منبع مهمی برای خلق آثار مختلف ازجمله روزنوشت ها باشد. با توجه به اینکه اسارت یکی از پیامدهای مهم جنگ است، نوشته های اسرا نیز برای خوانندگان جذابیت خاص خود را دارد. آزادگان با انعکاس آنچه در دوران اسارت برآنها گذشته، ضمن بازتاب حالات خود ، لایه های پنهان جنگ و اوضاع سیاسی در آن سوی میدان نبرد را آشکار می کنند. از کتاب هایی که با این عنوان منتشر شده می توان «پایی که جا ماند»، یادداشت های روزانه سیدناصر حسینی پور از زندان های مخفی عراق را نام برد.
گاهی یادداشت های روزانه نگارنده پس از مرگ او منتشر می شود. مانند یادداشت های روزانه محمدعلی فروغی که هفت دهه پس از مرگش به چاپ رسید. با توجه به اینکه این نوشته بیشتر جنبه اجتماعی و فرهنگی دارند می تواند منبع مناسبی برای پژوهشگران و علاقه مندان به مطالعه در مورد ایران در آن زمان باشد.
هرچه نگارنده معروف تر و محبوب تر باشد، نوشته های او طرفداران بیشتری پیدا می کند. مردم دوست دارند از زندگی شخصی و عقاید شخصیت های محبوب خود بیشتر بدانند و به دنیای آنها راه پیدا کنند. به همین دلیل اگر دست نوشته های آنها منتشر شود با استقبال خوبی مواجه خواهد شد. در سال های اخیر، ایرج حسابی پسر پروفسور محمود حسابی، پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران کتابی با نام «استاد عشق» منتشر کرده که طی چهار سال به چاپ بیست و چهارم رسیده است. ایرج حسابی در این کتاب به بیان خاطرات و عقاید پدرش درباره موضوعات گوناگون پرداخته است. البته در این کتاب یادداشت های روزانه ثبت نشده اما به خوبی نشان می دهد آگاهی از زندگی و خاطرات چهره های ماندگار برای خوانندگان چقدر جذاب است.

 

صفحات وب جایگزین صفحات کاغذ

 


زمانی صفحات کاغذ و دفترخاطرات، یادداشت های روزانه را ثبت می کردند اما اکنون در عصر فن آوری اطلاعات شیوه های تازه ای برای ثبت این نوشته ها به کار می رود. حالا صفحات وب محل مناسبی برای ثبت و انتشار یادداشت های افراد هستند. آنها می توانند در زمانی بسیار کوتاه عده نامحدودی از افراد مختلف در سراسر دنیا را در جریان افکار خود قرار دهند. از شخصیت های سیاسی مانند رئیس جمهور گرفته تا خبرنگاران، نویسندگان و هنرمندان، حتی افرادی که در روستا ها زندگی می کنند، همه برای خود فضای مجازی دراختیار گرفته اند تا نسبت به مسائل روز واکنش نشان داده یا رویدادهای زندگی شخصی شان را منتشر کنند. بسیاری از این فضاها نام یادداشت های روزانه یا روزنوشت را برای خود انتخاب کرده اند اما به ندرت پیش می آید که هر روز به روز شوند و غالبا گاه نوشت هستند. طبعا برای روزانه نویسی باید وقت گذاشت اما به نظر می رسد مرتب به روز نشدن این فضاهای مجازی به عادت های نوشتاری ما ایرانیان نیز مربوط باشد زیرا به گفته حسین میرزایی، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران، ایرانی ها معمولا اهل روزنوشت و روزانه نگاری نیستند.

 

پدیده ای به نام وبلاگ نویسی

ایرانیان به ویژه نسل جوان جایگاه ویژه ای پیدا کرد. آنها تریبونی برای طرح عقاید یا انتشار آثار خود از جمله شعر و داستان پیدا کردند. کم کم دفترها بسته شد، خودکارها کنار گذاشته شد و رایانه بار ثبت و انتشار نوشته ها را به دوش کشید. در وبسایت های شخصی بخشی نیز به وبلاگ اختصاص یافت تا همان طور که از تعریف آن پیداست، افرادی فضایی برای روزنگاری داشته باشند. قادر اسدی یکی از این افراد است که پس از نوشتن در وبلاگ های گروهی و شبکه های اجتماعی، وبسایت شخصی اش با عنوان یادداشت های روزانه را راه اندازی کرده است.

او هدف از راه‌اندازی «یادداشت‌های روزانه» را نشر اطلاعات تخصصی خودش می داند و توضیح می دهد: انسان دنیای امروز، به واسطه منابعی که در اختیارش هست، روزانه با انبوهی از اطلاعات روبه رو می‌شود و خواه ناخواه درحوزه‌های مختلفی اطلاعات فراوانی کسب می‌کند و اغلب هم میل به کنکاش در موضوع، تحلیل و بررسی و در نهایت انتشار یافته‌های خود دارد.
به همین دلیل هم اگر نگاهی به وبلاگ‌های معروف بیندازید، می‌بینید که نویسندگان آنها طیف وسیعی از اطلاعات را با زبان و ادبیات خاص خودشان منتشر می‌کنند. به نظر من یکی از اهداف مشترک بین همه وبلاگ‌نویسان، ایجاد بستری برای تعامل با مخاطبانشان در خصوص موضوعات مورد علاقه خودشان است.
اسدی معتقد است فشردگی برنامه‌ها و سادگی انتشار در شبکه‌های اجتماعی، نمی‌گذارد بعضی از یادداشت‌ها به مرحله نگارش در وبلاگش برسند.


تفاوت های نوشتن روی کاغذ با وبلاگ

او که هفت سال است به طور جدی در فضای مجازی می نویسد با صفحات کاغذی هم میانه ای داشته است. به گفته او: چند سال پیش، با یادداشت‌برداری روزانه کاغذی از زندگی انس گرفته بودم و می‌توانم بگویم در یک دوره‌ای مرتب می‌نوشتم و خیلی هم به نظم فکری‌ام کمک می‌کرد، اما شرایط دنیای امروزم طوری است که کمتر سراغ خودکار و کاغذ می‌روم. نوشتن روی کاغذ با نوشتن در وبلاگ تفاوت‌های زیادی دارد. از جمله اینکه معمولا یادداشت‌برداری روی کاغذ جنبه کاملا شخصی دارد و قرار نیست با کسی به اشتراک گذاشته شود.
نوشتن روزنوشت به سبک کاغذی قطعا روی وبلاگ‌نویسی تاثیرگذار است اما به نظر من هیچ‌یک به طور کامل جای دیگری را نمی‌گیرد و نمی‌توانند نقش هم را بازی کنند.
به باور اسدی، وبلاگ نویس باید بتواند ابتدا به خوبی نوع یادداشتش را مشخص کند، بعد کیبورد یا خودکار را انتخاب کند زیرا قرار نیست در یک وبلاگ همه یادداشت‌ها و خاطرات و یافته‌های شما منتشر شود. هم از جنبه حفظ حریم خصوصی افراد، هم از نگاه حرفه‌ای در دنیای وبلاگ‌نویسی باید یادداشت‌ها قبل از اینکه به مرحله انتشار برسند، ممیزی شخصی شوند. رد یا قبول شدن یک نقد، پاسخ به سوالات کاربران، بررسی نظرها و... مواردی است که احترام به مخاطبان یک وبلاگ محسوب می‌شود و یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای نباید فراموش کند که وجه تمایز اصلی یادداشت‌های کاغذی او با وبلاگش هم همین کاربران و مخاطبان هستند نه شیوه ثبت یادداشت‌هایش.


مادرانه های من، بچگی های تو

در میان وبلاگ هایی که فاصله زمانی انتشار آنها کوتاه است، موارد بسیاری دیده می شود که از زبان مادران و خطاب به فرزندان آنها نوشته می شود. وبلاگ هایی که فضایی کاملا متفاوت دارند و با جذابیت گرافیکی و زبانی صمیمی خوانندگان را جذب خود می کنند. هاجر حسن تقی یکی از مادرانی است که پیش از تولد دخترش نوشتن در وبلاگ را برای او آغاز کرده و هدفش این بوده که فرزندش بفهمد که چه حسی داشته، واکنشش چه بوده یا اتفاقاتی که دور و اطرافش افتاده چطور روی او تاثیر گذاشته است.
او در مورد نوشتن در صفحات کاغذی می گوید: تا قبل از ازدوج تقریبا تمام خاطراتم را می نوشتم اما الان نه. وقتی وبلاگ را دارم خیالم راحت است همان لحظه که دارم می نویسم حس نابم دم دستم است و هر چه به ذهنم می آید نوشته می شود. حالا حرف های خیلی خاصی را که دخترم می زند یا اتفاقات خیلی خصوصی را در تقویم روزانه ام می نویسم.
هرچند مخاطب اصلی این مادر وبلاگ نویس، دختر سه سال و نیمه اش است اما انتشار در فضای مجازی موجب می شود دیگران نیز به راحتی به روزنوشت هایش دسترسی داشته، آنها را بخوانند و نظر دهند. این نظرها چقدر برای او اهمیت دارد؟
خیلی وقتها از حرف یکی واقعاً دلم گرفته و حس توهین و تحقیر به من دست داده اما یا جوابش را مودبانه داده ام یا برایش توضیح مبسوطی نوشته ام. گاهی هم از حس خوبی که از نوشتن و تایید شدن گرفته ام سرخوش می شوم. بعضی وقت ها نظر مخاطبان باعث می شود بفهمم منظورم یک چیز بوده و نوشته ام چیز دیگری را نشان داده. من انتقاد پذیر هستم و دوست دارم نقدم کنند.


همه گیر شدن شبکه های اجتماعی

در سال های اخیر با همه گیر شدن شبکه های اجتماعی خوانندگان وبلاگ ها کمتر و محدودتر شده اند و بسیاری از افراد ترجیح می دهند در فضاهایی بنویسند که مخاطبان بیشتری دارد. سحر کمالی در گذشته روی کاغذ می نوشته اما بعد از آن که به اینترنت دسترسی پیدا کرده واژه هایش را در فضای مجازی منتشر کرده است. او پس از سال ها وبلاگ نویسی به استفاده از گوگل پلاس و فیس بوک نیز روی آورده است و نمی تواند بگوید صفحات کاغذی بهتر است یا صفحات وب: روی کاغذ تنها خودت یا چند نفر خواننده محدود داری؛ اما در فضای مجازی اگر جدی بنویسی مخاطب خود را داری که از تو انتظار نوشتن دارد، نظر می دهد یا با تو همدردی می کند. به گفته او اینکه بعضی ویژگی ها در افراد تکرار می شود می تواند دلیل توجه آنها به نوشته های دیگران به ویژه یادداشت های شخصی شان باشد.
وقتی کاربران عادت کنند هرروز یادداشت های افراد بخصوصی را بخوانند به مرور موجب می شود نوشته هایشان شبیه هم شود که کمالی آن را از نقاط ضعف نوشتن در فضای مجازی می داند. او ضمن اشاره به ارتباط تعاملی در شبکه های اجتماعی می گوید: براساس این که چند لایک بخوری، طرز نوشتن عوض می شود و این ممکن است دست و پای فرد را ببندد یا دچار خودسانسوری شود. ما از این که قضاوت شویم می ترسیم چون عادت داریم راحت قضاوت کنیم.
کمالی که گوگل پلاس را به فیس بوک ترجیح می دهد در مورد دلیل استقبال بیشتر از یادداشت های شخصی می گوید: وقتی مطلبی از ته دل نوشته شود، چون به خود فرد ربط دارد و آن را تجربه کرده راحت تر و زیباتر توصیف می شود. در ضمن آدم های شناخته شده حتی اگر حرف خیلی جدی هم نزنند، مورد استقبال قرار می گیرند.

منبع: کتاب هفته، ۲۸ دی ۱۳۹۲، ش ۴۱۸، ش پیاپی ۱۰۶۹، ص ۱۷

 


 
 
ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٥  

اینها مقدمه امر پذیرش قطعنامه بود که به آن جام زهر می گویند. ورود به این قضیه برای کسانی که امروز آن را مطرح می کنند صرف نمی کند. اگر مساله را باز کنیم به ضرر کسانی خواهد بود که الان این حرف را می زنند. اینکه به راحتی گفته شد در دوران جنگ هیچ کار عمرانی نشده و ساختاری نشده و فلان مقدار ناچیز هم برای جنگ صرف شده، باقی پول کجا رفته است؟ اینطور صحبت کردن و یک طرفه به قاضی رفتن اگر قرار باشد کارشناسی شود و مورد قضاوت قرار گیرد، به ضرر گویندگان آن خواهد بود. فقط به طور کلی می گویم که وارد شدن به این بحث شدیدا به ضرر کسانی است که امروز اینگونه آن را مطرح می کند  

اشاره: هادی نخعی عضو هیات علمی دانشگاه صنعتی امیر کبیر است. وی در دوران دفاع مقدس از راویان جنگ بوده و محقق تاریخ جنگ است. نخعی امر تحقیقات جنگ را بعد از دوران دفاع مقدس در مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ادامه داده که بعدا در قالب کتاب هایی منتشر شده است. وی در این مصاحبه در چارچوب نگاهی مشترک به انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، نوعی پایه تحلیلی برای بررسی جنگ ایران و عراق مطرح می کند. در این نگاه علاوه بر ضرورت توجه و تاکید بر وجود تحول پارادایمیک در مقایسه دفاع مقدس و بعد از آن، بر ضرورت پرهیز از یک جانبه نگری و لزوم حرکت ذهن در سطوح مختلف تحلیل(که وی از خرد تا کلان آن را ترسیم می کند) نیز تاکید می شود.

هادی نخعی در گفت و گو با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، به تشریح فضای دوران دفاع مقدس و چگونگی رخداد جنگ پرداخت و گفت: اگر جهانی را که آدم در آن تنفس می کند و دارای ارزش های مشخص است به عنوان یک پارادیم در نظر بگیریم، یک تحول پارادایمیک رخ داد که در واقع افرادی که در دوره جنگ بودند، چه کسانی که می جنگیدند و چه کسانی که نگاه می کردند، جهان دیگری را می دیدند و الان جهان دیگری را می بینند. فکر می کنم ابتدا باید تفاوت این دو جهان را توصیف کنیم. اگر ما درک کنیم که این حوادث در چه مقطعی زمانی اتفاق افتاده و حوادث جنگ در چه مقطعی بوده و ما الان در مقطع دیگری هستیم، قضاوت ما در این رابطه می تواند منصفانه و عادلانه باشد. در غیر اینصورت اگر به اشتباه جهان امروز و شرایط امروز را با آن روز یکی تلقی کنیم، و با یک نگاه واحد و یک معیار اندازه گیری کنیم و تصور کنیم که می توان با یک نگاه هر دو مقطع زمانی را دید، دچار اشتباه می شویم و هرچه سعی می کنیم توضیح بیشتری بدهیم دچار ابهام بیشتری می شویم.

نخعی با تاکید بر این که این دو جهان نیازمند دسته بندی و دسته بندی آنها نیازمند مقدمه ای برای شناخت موقعیت آغاز جنگ در آن مقطع زمانی است گفت: وقتی جنگ شروع شد ما در یک فضای دوگانه قرار داشتیم. به این معنا که یک مقدار قبل از این فضا وضعیت انقلابی بود. بعد از وضعیت انقلابی، نظامی توسط انقلاب تاسیس شد که نظام معمولی نبود. یک نظام که قانون در همه جا حاکم باشد، نهادهایش مستقر باشند، یک حکومت پاسخگو باشد، نبود. نیروهایی که در استخدام مردم بودند یعنی مردم به آنها حقوق می دادند و آنها طبق قانون موظف بودند کار مشخصی را انجام دهند و… ویژگی های مشخصی که یک نظام حکومتی باید داشته باشد را نداشت. در عین اینکه نظام حکومتی جدیدی در اثر انقلاب به وجود آمده بود، اما هنوز این نظام مستقر نشده که ما به آن وضعیت دوگانه می گوییم. به این معنی که هم وضعیت انقلابی است و هم جنبشی-ساختاری. پس مرحله اول وضعیت انقلابی است. سپس وارد وضعیت دوگانه جنبشی - ساختاری می شویم که در این فضا حق تقدم و غلبه با فضای انقلابی است ولی نه به طور مطلق. در واقع حکومت شروع به کار کرده و قانون وجود دارد. وزارت کشور وجود دارد. دادستانی هست. مجلس در حال برقراری است. قانون اساسی در حال تصویب است و قوه قضاییه و شوراها در حال شکل گیری هستند و به طور کلی جنبه های مختلف حکومت در حال شکل گیری است و آنهایی که شکل گرفته اند هم هنوز کاملا مستقر نیستند. در این شرایط چیزی که خلا قانون و نظم کاملا مستقر را  پرمی کند، وضعیت انقلابی است. پس وضعیت انقلابی همچنان به شکل یک تداوم دنباله دار وجود دارد ولی این گونه نیست که بگوییم وضعیت، انقلابی است.

وی در ادامه افزود: با اعلام جمهوری اسلامی و قطعی شدن پیروزی آن در 22 بهمن 57 و اعلام رسمی آن در فروردین 58 وارد فاز جدیدی شدیم که به آن وضعیت دوگانه جنبشی-ساختاری می گوییم. این وضعیت دوگانه به تدریج حرکت می کند، جلو می رود و وضعیت جنبشی آن کمتر شده و وضعیت قانونی پررنگ تر می شود . تا به وضعیت دیگری می رسیم که همچنان دوگانه است ولی این بار جنبشی-ساختاری نیست و تبدیل به وضعیت ساختاری-جنبشی شده است. یعنی تقدم با ساختار و نظام و قانون و نهادهاست. این وضعیت هم ادامه پیدا می کند تا به تدریج گرمای ماه‌ها و سالهای ابتدایی هم افت کند و پس لرزه هایش تمام شود و به تدریج همه در فضایی قرار می گیرند که قانون حکومت می کند و مشروعیت از حالت ساختاری انقلابی تبدیل می شود به حالت فقط ساختاری و حکومتی. بعد از این دیگر تحت عنوان حرکت انقلابی نمی توان قانون را زیر پا گذاشت و بی قانونی مورد سرزنش قرار می گیرد. در حالیکه در وضعیت انقلابی اصلا قانونی وجود نداشت و شما طبق معمول انقلاب حرکت می کردید. رفتار انقلابی کاملا پسندیده بود. در وضع دوگانه ی جنبشی-ساختاری هم رفتار انقلابی وجود داشت و هم رفتار قانونی و اتفاقا رفتار قانونی با رفتار انقلابی محک می خورد. چون هنوز غلبه با رفتار انقلابی بود. در وضعیت دوگانه دوم که ساختاری-جنبشی است باز هم رفتار انقلابی وجود دارد ولی این رفتار انقلابی نمی تواند با قانون تقابل داشته باشد و اگر هم تقابل پیدا کند به نحوی مورد توجیه دیگران قرار می گیرد. در واقع در اینجا قانون و نظام قانونی روز به روز پررنگ تر و عزیزتر می شود تا اینکه کلا وضعیت های دوگانه تمام می شود و یک نظام مستقری سرکار می ماند که البته چون از انقلاب گرفته شده در پایه های حکومت، ارزش های انقلاب وجود دارد . ارزش هایی مثل استقلال، آزادی، عدالت و… ولی کاملا همه چیز از مقام رهبری تا سایر رده های قدرت با قانون می آیند و می روند و دیگر اینطور نیست که چون کسی هژمونی کاریزماتیک یا رهبری انقلابی اجتماعی یا پرستیژ اجتماعی داشته باشد کاره ای باشد.

تداوم انقلاب به معنای استقرار قانونی و مقتدرانه یک نظام حکومتی است که روی ارزش ها و پایه های انقلاب استوار است

وی در ادامه افزود:پس از استقرار حکومت، یک قواعدی وجود دارد. انتخابات تک حزبی یا چند حزبی یا... هر شکلی که داشته باشد در چارچوب این قواعد کارها شکل می گیرد. هرچند افرادی که هستند وارثان آن وضعیت انقلابی بودند و در مبناها، انقلاب به معنای ارزش های پایداری همچنان وجود دارد ولی نه به معنای رفتار انقلابی. در واقع وضعیت انقلابی به پایان می رسد و ماموریتی که بر عهده انقلاب بوده به معنی استقرار ارزش ها را یک نظام قانونی عهده دار شده و این ماموریت را جلو می برد. به این معنا تداوم انقلاب در بعضی نظریات وجود دارد. تداوم انقلاب در بعضی نظریات اصلا وجود ندارد و در بعضی نظریات تداوم انقلاب به معنای استقرار قانونی و مقتدرانه یک نظام حکومتی است که البته روی ارزش ها و پایه های انقلاب استوار است و اهداف و آرمان های انقلاب را در نهایت به عنوان اهداف متعالی پیش رو دارد. به طور مثال یک نظام حکومتی می خواهد زمینه سازی دوران ظهور را که دوران عدل است برقرار کند. اگر حکومتی باشد که عهده دار پیش بردن چنین فضا و زمینه ساز آن باشد، یک نوع تداوم انقلاب صورت می گیرد. ولی به هیچ وجه تخطی از نظام قانونی دیگر وجود نخواهد داشت. چون یک قانونی امضا شده و نسبت ها توسط این میثاق مشخص شده است. ممکن است کسی اعتقاد چندانی هم به این قوانین نداشته باشد ولی برای تداوم زندگی اجتماعی ناچاریم حداقل هنجارهاهایی را بپذیری

مدرس دانشگاه امیرکبیر در ادامه گفت: برای این که جنگ را ترسیم کنیم که در چه فضایی به وجود آمد، لازم است زمینه ها و محیط جنگ را ترسیم کنیم. پس از بهمن 57 وضعیت انقلابی تمام می شود و وارد مرحله دوگانه جنبشی - ساختاری می شویم. می دانیم که در این وضعیت همه گروه ها هستند. پرتحرک اند و حتی اسلحه ها را تحویل نمی دهند و مسائلی که مقتضی آن زمان است، وجود دارد. وضعیت دوگانه جنبشی-ساختاری تا زمان فتح خرمشهر ادامه پیدا می کند . چون از آن زمان به بعد همه می پذیرند که با یک نظام مستقر سروکار دارند. انگار که دیگر همه به این باور رسیده اند که این نظام بحران ها را پشت سر گذاشته و توانسته حکومتش را حفظ کند. دشمن خارجی را بیرون کرده و در داخل هم گروه های محارب چون منافقین (مجاهدین خلق و سازمان چریک ها و...) که دست به اسلحه برده اند، تکلیفشان یک سره شده یا به خارج از کشور رفته اند و دیگر در داخل مدعی مسلح به معنی جنگ داخلی وجود ندارد. این اتفاق از سوم خرداد 61 افتاده است که می‌توانیم به عنوان مقطعی در نظر بگیریم که وضعیت دوگانه ما قسمت اول را پشت سر گذاشته و وضعیت دوگانه ای که تقدم با انقلاب است تمام می شود. از این به بعد دیگر رنگ قانون و امنیت ملی را پررنگ تر می بینیم و کم کم جناح بندی داخل حکومت شروع می شود. طبیعی است که وقتی احساس امنیت وجود دارد، تاسیس شروع می شود و در تاسیس اختلاف نظر وجود دارد. یعنی حزب جمهوری که یکپارچه در مقابل مجاهدین خلق است حالا طیف بندی می شود به میرحسین موسوی، عسگراولادی، ولایتی، جاسبی، هاشمی رفسنجانی و ... سازمان مجاهدین انقلاب همین طور، جهادسازندگی همین طور، سپاه همین طور. البته در سپاه، امام خمینی(س) می فرمایندکه کسانی که جناح بندی سیاسی دارند به حزب های خود بروند و جناح بندی سیاسی دیگر در سپاه نباشد. همان موقع کسانی که جناح بندی سیاسی داشتند از سپاه رفتند. عده ایی هم که ممکن است نرفته نباشند، توجیهاتی برای خود داشتند. به هر حال کسانی که به حرف امام وفادار بودند، سپاه را ترک کردند و همه جا این طیف شکل گرفت. یک زمانی به آن چپ و راست و میانه گفتند. بعدها می رسد به اصول گرایان، اصلاح طلبان، رادیکال و .

تفاوت دو فضای ساختاری و انقلابی در قانونمند شدن فضاست

نخعی در ادامه تشریح وضعیت دوگانه دوم افزود: یک مرحله مهم جنگ را در مرحله جنبشی –ساختاری قرار داشتیم که تقدم با وضعیت انقلابی بود و از خرداد 61 وارد وضعیت دو گانه ساختاری –جنبشی شدیم که تقدم با نظام قانونی بود. البته این که می گوییم از خرداد 61 نه این که ناگهان در یک روز این تغییر اتفاق افتاد. این فضا ابری است و به تدریج افراد خود را در یک فضای قانونی تر حس می کنند زیرا دیگر یک احساس آرامش و امنیت بیشتری وجود دارد. تهدید دشمن داخلی و خارجی تا حدودی مرتفع شده و حالا در فضای جدیدی هستیم. البته در حال حاضر هم حتی برخی معتقدند هنوز ما در این فضای دو گانه دوم قرار داریم. بعضی هم در خارج از کشور  معتقدند که ما در وضعیت گذار هستیم و جمهوری اسلامی باید برود و سرنگون شود و نظامی دیگر جایگزین شود. برخی طرفداران جمهوری اسلامی هم در این توهم هستند که هنوز مانند وضعیت انقلابی می توانند هر کاری که بخواهند بکنند. کاری به این اقلیت ها نداریم اکثرتی که مورد نظر ماست و نسل جدید هم در آن قرار می گیرد مرحله ساختاری-جنبشی را هم دیگر ندیده و پشت سر گذاشته است.

هادی نخعی در ادامه گفت: شاید یک زمان مناسب برای پایان مرحله دوگانه دوم را بتوانیم آذر ماه 1367 در نظر بگیریم. در آذر 67 امام خمینی(س) پیامی دادند در پاسخ به عده ایی از نمایندگان مجلس که نامه ایی به حضرت امام نوشتند و اظهار داشتند که شما گاهی کارهایی انجام می دهید که در چارچوب قانون نیست. چون در آن زمان حضرت امام وضعیتی داشتند که کسی نمی ترسید با ایشان صحبت کند و مورد اتهام و سرزنش قرار گیرد. امام بسیار صریح پذیرفت که به دلیل اضطرارهای جنگ و انقلاب این اتفاق افتاده است. ولی در این زمان که جنگ به پایان رسیده در نظر داریم که همه به قانون بر گردیم. این به این معنی است که وضعیت دوگانه دوم ساختاری-جنبشی به پایان می رسد. زیرا بالاترین مقام حکومتی که خود بنیانگذار است می گوید شرایط اضطرار به پایان رسیده است. پس می توانیم بگوییم 22 بهمن وضعیت انقلابی تمام شد. خراداد61 وضعیت دوگانه جنبشی-ساختاری تمام شد. آذر 67 یعنی چندماه مانده به رحلت امام وضعیت دوگانه ساختاری-جنبشی تمام شد و ما از آن به بعد یک نظام قانونی مستقر داریم که دیگر در چارچوب قانون پاسخگوست و در قانون اساسی حتی بالاترین مقام نظام را که توصیف می کند آن را مشمول وظایف و مسوولیت هایی معرفی می کند. مسوولیت بر عهده داشتن یعنی چارچوب و قواعدی وجود دارد که عده ایی از افراد می توانند طبق روال خاصی مسوول را مورد سوال قرار دهد. در حالی که امام خمینی(س) افراد را از خیابان جمع کرده و حکومت تشکیل داده است. این تفاوت دو فضاست.

وی در ادامه با اشاره به کادرسازی زمان جنگ در آن فضا گفت: ما بازگویی و مرور دوران جنگ و انتقال ارزشهای آن دوران، بسیار ضعیف آن را منتقل می کنیم و بیشتر هم بار حماسی و عاطفی ان را در نظر می گیریم تا عقلانی اش را. این کادر سازی که در وضعیت انقلابی آغاز شده بود، در وضعیت دو گانه جای رشد و نمو این افراد است. چون ساختاری مانند بسیج و سپاه وجود دارد که مثل ارتش کلاسیک نیست که یک فرد انقلابی پر شور و شر در آن احساس سکون کند. یعنی یک درجه به او بدهند و بگویند از بالا دست خود اطاعت کن و به پایین دست خود دستور بده. تجسم کنید وضعیت دوگانه جنبشی-ساختاری با تقدم وضعیت انقلابی مجال می دهد به مثلا حسن باقری که خبرنگار است وی در فضا، میدان عرض اندام پیدا می کند. هیچ وقت ما نمی توانیم امثال حسن باقری و بقیه فرماندهان سپاه را که عهده دار جنگ بودند، در یک دانشکده افسری تربیت کنیم. امروز اگر قرار باشد یک کادر نظامی داشته باشیم چاره ایی نداریم جز اینکه در دانشکده این افراد را بسازیم. الان فضا خیلی متفاوت است یا مثلا شهید صیاد در ابتدا با احساس تنگی از چارچوبهای ارتش به دنبال فضای بازتری است و به سپاه نزدیک می شود ولی بعدا که به تدریج وقتی وارد مرحله ساختاری-جنبشی می شویم، شهید صیاد مثل کلاهدوز و بقیه نمی آید کاملا آزادی بسیجی و سپاهی را اعمال کند و شما می دانید که شروع درجه دادن بعد از جنگ اغاز شد و تا پایان جنگ چند نفر سرتیپ داشتیم. یکی دو نفر که از قدیم مانده بودند بقیه هم اهمیتی نمی دادند که فرمانده لشگری داشته باشند که سر تیپ نباشد. امروز خنده دار است که کسی پایین تر از سر تیپ عهده دار مسوولیت نظامی مهمی باشد. ولی در آن مقطع زمان اهمیتی نداشت. این هم از تفاوت های دو فضاست

آزادی خرمشهر مدیون وضعیت انقلابی و انقلاب مدیون خرمشهر است

 نخعی این تفاوت را در جنبه های مختلف اجتماعی موثر دانست و افزود: پس کادرهای جنگ ساخته می شود، پرداخته می شود، نظم کمرنگ متناسب با نیروهای انقلابی را به خود می گیرد و وقتی جنگ تمام می شود، تازه ما کم کم نظام را از وضعیت دوگانه به وضعیت قانونی و نظامی مستقر تبدیل می کنیم که دیگر سپاه فرماندهی و سلسله مراتب دارد و درجه دادن ها شروع می شود. تا مدتی هم در برابر درجه دادن مقاوت می شد ولی چاره ایی نیست چون محیط عوض شده و کسانی که فضا را عوض کردند چاره ایی نداشتند. این سیر نا گزیری بود که باید طی می شد و به ناچار باید یک نظام مستقر قانونی پاسخگو داشته باشیم ولی ویژگی بارز جنگ ما این است که با انقلاب پیوند دارد. یعنی در عین اینکه کشور چیزی ندارد، سران ارتشش پراکنده شده و در تیر 59 کودتای نوژه بقایای آنها را متلاشی می کند، مخصوصا نیروهایی که در خوزستان هستند. چون خیلی از کادر های لشگر 92 به طور مشخص فرماندهانش فرار میکنند و به عراق می روند. بنابراین وقتی جنگ شروع می شود فضا کاملا تحت تاثیر وضعیت انقلابی است. مقاومت انقلابی سامان داده می شود، در عین این که ارتش هست.  هر کس نیروهای مسلح را به لحاظ ارتشی بودن حذف کند کاملا اشتباه کرده. این وضعیت دوگانه است و تقدم با حالت انقلابی است یعنی حتی خود ارتش که منظم است هم اگر بخواهند پویایی داشته باشند باید به سمت نیروهای انقلاب بکشد. این به این معنی نیست که آن نظم به درد نمی خورد. اگر به درد نمی خورد امام حفظش نمی کرد. ولی به طور طبیعی باید وضعیت دوگانه به سمتی برود که کاملا وضعیت نظام قانونی مستقر شود. این کوششی است برای بیان تفاوت جهان امروزی ما و جهان آن دوران و ربط این تحولات پارادایمیک به خود پدیده انقلاب.

وی همچنین افزود: فتح خرمشهر، خود مدیون وضعیت انقلابی و وضعیت دوگانه جنبشی-ساختاری است. اگر وضعیت دوگانه جنبشی-ساختاری نبود، خرمشهر طبق موازنه معمولی قدرت آزاد نمی شد. چون ما از پس ارتش عراق بر نمی آمدیم. این مساله ای است که دیگر قابل تکرار نیست. امروز هیچگونه امکان ندارد که بگوییم وضعیت انقلابی را تجدید کنیم. آن روز فضا ایجاب می کرده و فضای دوگانه باعث رشد نیروی انقلابی شده و نیروی انقلابی جبهه ها را پر کرده و خرمشهر را آزاد می کند. متقابلا بهره و ثمره ای که آزادی خرمشهر می دهد باعث می شود نیروهایی که به ارزش های انقلابی اتکا کردند، جان تازه بگیرند و ثمره وضعیت انقلابی را بچشند و در تداوم وضعیت انقلابی بکوشند. ولی این تداوم حرکت همانطور که گفته شد به سمت گسترش وضعیت انقلابی نمی رود بلکه به سوی وضعیت دوگانه ساختاری-جنبشی حرکت می کند. این حرکت طبیعی جامعه است. 

نخعی در ادامه افزود: فرض می کنیم خرمشهر آزاد نمی شد . آزاد نشدن خرمشهر مثل کاردی که فرو می رود در بدن و مرتبا از آن خون می رود در واقع اصالت و درخشش و حقانیت انقلاب را زیر سوال می برد. در واقع چنین نتیجه گیری می شد که انقلاب اسلامی آمده باعث جدایی پاره تن ایران شده است. زیرا ارتش شاه ارتش قوی ای بود.اگر خرمشهر آزاد نمی شد این نتیجه گیری در میان عامه اتفاق می افتاد. عراق نام مُحَمَرِه را بر روی خرمشهر گذاشته بود و خیال ماندن داشت و نام این عملیات را آزادسازی عربستان یا خودمختاری عربستان گذاشته بود. اگر چنین چیزی اتفاق نمی افتاد ما اساس اقتدار انقلاب و شکوه و حقی که انقلاب در ذهن مردم ایجاد کرده بود را از دست می دادیم. پس آزادی خرمشهر خود مرهون و مدیون و در واقع فرزند انقلاب است. اما به نوبه خود به نوعی مادر هم هست و متقابلا اثرگذار است که حقانیت نیروهای انقلابی و بسیج مردمی به اثبات برسد .

برای یک ملت بسیار مهم است که پیروزی هایی به دست بیاورد تا بگوید من یک ملت هستم

نخعی با اشاره به این که با پیروزی خرمشهر برای اولین بار پس از دویست سال، ایران بعد از شکست های مختلف ایران و روس پیروزی به دست آورد، گفت: برای یک ملت بسیار مهم است که پیروزی هایی به دست بیاورد تا بگوید من یک ملت هستم. بنابراین خرمشهر باعث تثبیت نظامی شد که انقلاب اسلامی آن را آورده بود.اما این که آیا اگر انقلاب نمی شد جنگی هم نمی شد؟ نمی دانیم اگر انقلاب نمی شد، چه می شد. مسابقه تبلیغاتی را عراق شروع کرده بود . شواهد بسیاری وجود داشت که تحقیر عراق در سال 56 در مقابل شاه، صدام را در کورس تسلیحاتی انداخت. شاید جنگی می شد بسیار وحشتناک تر. ولی این جنگ با این مشخصات اتفاق نمی افتاد. ما نباید ساده نگاه کنیم که اگر فاکتور انقلاب را برداریم، چنگ نمی شد. نمی دانیم اگر جنگ نمی شد، چه می شد. آیا دیکتاتوری حکومت پهلوی در جنبه های دیگر نابودش می کرد و آیا استقرار نیروهای آمریکایی مستقل در منطقه روند دیگری را رقم می زد و آیاهای دیگری که ما را به فضای کاملا جداگانه ای می برد. بنابراین نمی توانیم بگوییم اگر انقلاب نمی شد جنگ هم نمی شد. بله اگر انقلاب نمی شد خیلی اتفاق ها هم نمی افتاد و خیلی اتفاق های دیگری می افتاد. ولی این اشتباه است که بگوییم جنگ فقط در ربط با انقلاب باید تفسیر شود. این در واقع توقف در سطح ابتدایی تحلیل است.

وی در ادامه به تشریح سطوح مختلف تحلیل پرداخت و گفت: ما پدیده هایی مثل جنگ ایران و عراق را باید در سطوح مختلف تحلیل، بررسی کنیم وگرنه دچار اشتباه می شویم. مثلا پایین ترین سطح تحلیل، سطح تحلیل نخبگان است. وقتی بین دو کشور جنگ می شود، شما در ایران، حضرت امام خمینی(س) و بهشتی و رجایی را نگاه می کنید که انقلابی اما صلح طلب و مدافع اسلام رحمانی و محمدی هستند. در عراق صدام و حسن البکر و... را نگاه می کنید و می بینید که آنها کودتاچی و جنگ طلب هستند و منتظر که از میان همسایه ها یکی ضعیف شود تا بلافاصله به او حمله کنند. پان عربیسم دارند و می خواهند بگویند ما رهبر جهان عرب هستیم. این در سطح نخبگان است که اگر در همین سطح بخواهیم نتیجه بگیریم می گوییم پس فهمیدیم چرا جنگ شد. در ایران انقلاب اسلامی شد و آنها هم بعثی های ضد اسلام بودند پس طبیعی است که جنگ اتفاق بیفتد. این درست است است اما اگر در این سطح توقف کنیم غلط است. چون سطح تحلیل بالاتری هم وجود دارد که سطح تحلیل ملی است. در این سطح قبل از این که انقلاب اسلامی اتفاق بیفتد و پیش از این که صدام سر کار بیاید بر سر آبراه شط العرب و اینکه ایران چه جایگاهی دارد و عراق چه جایگاهی دارد به طور طبیعی مساله وجود دارد. به دلیل اینکه عراق حاصلخیز و دارای گذشته متمدن است و مدعی که واقعا اگر با جنگ ها نابود نمی شد مثل خود ایران دارای مکان های بسیار ارزشمندی بود و هم ایران و هم عراق می توانستند از کشورهای اروپایی بالاتر باشند. عراق از نظر آبراه و ارتباط با دریای آزاد راهی دارد به نام شط العرب. تنها بندر موثر عراق که کشتی ها می توانند بارگیری کنند بصره است. اگر نقشه را نگاه کنید یک خور عبدالله دارند و بندر دیگری که ام‌القصر است و قابلیت بارگیری کشتی های بین المللی و بزرگ را ندارند و عراق به لحاظ ارتباط با آب های آزاد خفه می شود. پس در سطح تحلیل ملی عراق برای ارتباط با آب های آزاد نیاز دارد که یا به کویت حمله کند و مشکلش را از این راه حل کند تا بتواند توسعه اساسی پیدا کند یا باید هجوم بیاورد به ایران. به همین دلیل وقتی تصور کرد شرایط مناسب است به کویت هم زد. اگر عراق می توانست کویت را بگیرد و خود را به آب های آزاد برساند یقینا رابطه ما با عراق خیلی بهبود پیدا می کرد. الان اروند رود برای ما امنیت ملی، اعتبار و قدرت ملی است و نمی توانیم آن را از دست بدهیم چون اگر بخواهیم حرف عراق را بپذیریم که ساحل شرقی اروند رود خط مرزی ماست با جذر و مدی که دریا دارد مدام ساحل زیر آب است و نمی توانیم بپذیریم . ما به شدت بر ساحل غربی تاکید داریم و عراقی ها به ساحل شرقی و این پایان ناپذیر است. زیرا ربطی به نوع نظام حکومتی ندارد. دوکشور در کنار هم هستند و به لحاظ ژئوپولیتیک یک آبراه است که دُرٌ گرانبهای هر دو کشور است. به همین دلیل به محض اینکه فضا به لحاظ ظاهری نامساعد شود یکی می رود به سراغ آن. پس چه امام خمینی(س) می آمد، چه نمی آمد، چه انقلاب می شد یا نه، عراق باید مساله اقتدار و ژئوپولیتیکی خود را از طریق اروند رود حل کند. یا از راه کویت، یا از راه ایران؛ و ما هم نمی توانیم به این ماجرا تن دهیم . ما از زمان مظفر الدین شاه و ضعیف تر از او هم نتوانستیم به این ماجرا تن بدهیم . مثل سه جزیره. اگر سه جزیره را بدهیم دیگر حکومت مشروعیت ندارد. به ناچار چه انقلاب شود، چه نشود نمی توانیم سه جزیره و اروندرود را از دست بدهیم. مگر آنکه کلا نظم بین الملل به هم بخورد و نقشه ژئوپولیتیک منطقه عوض شود و اتفاقات غیرقابل پیش بینی بیافتد.

این مدرس دانشگاه در ادامه افزود: اکتفا به این سطح تحلیل هم کافی نیست. سطح تحلیل بالاتر سطح تحلیل منطقه است. در سطح تحلیل منطقه خلیج فارس تا اطلاع ثانوی گاوصندوق است. در حال حاضر هم همین حالت را دارد. در شکل گیری تمدن صنعتی که واقعا نقش بسیار اساسی داشته و الان هم دارد. این گاو صندوق یعنی سرمایه داری. یعنی نفت آزاد و ارزان.                                                           

وی ادامه داد: این منطقه سه قطب داشته که بالانس این سه قطب به طور طبیعی امنیت منطقه را تامین می کرد. عراق، عربستان و ایران. هرکدام از این سه قطب ویژگی های خاص خود را داشتند. با انقلاب 1958 عراق که چپ ها و کمونیست ها و سوسیالیست ها می آیند و سلطنت طرفدار انگلیسی را نابود می کنند، یک پایه این امنیت برای جهان سرمایه داری غرب را از بین می برد. دو پایه می ماند که به آن ستون های دوگانه یا دوقلوهای امنیتی می گویند. آنها ایران و عربستان هستند. اوایل دهه 1970 طرح ژاندارم (1) منطقه نیکسون می آید. در اینجا نمی خواهند کابوس ویتنام تکرار شود و خودشان مستقیما برای دخالت وارد منطقه شوند. حالا بین ایران و عربستان یکی را باید انتخاب کنند. بین این دو، ایران واجد شرایط بهتری است. زیرا هم جمعیت بیشتری دارد هم ساحل بیشتر و هم از لحاظ امنیتی ایران تنگه هرمز را دارد و موقعیتش در خلیج فارس بسیار بهتر از عربستان است و از طرف دیگر تنگه هرمز هم به آب های آزاد راه دارد. بنابراین در مجموع و نوع حکومتی که در ایران است و ادعا می کند که حکومتی است که با غربی ها راه می آید، ایران انتخاب و ژاندارم منطقه می شود. بنابراین اگر در سال 56 در زُفار عمان حرکت انقلابی صورت می گیرد، آمریکا به جای اینکه خودش وارد منطقه شود، ایران وارد می شود و حرکت را سرکرب می کند. عرب ها هم این حرکت را تشویق می کنند. چون حیاط خلوت سرمایه داری به خطر افتاده و شوروی می آید که در منطقه پایگاهی بگیرد. ایران هم توجیهی دارد که این سمت تنگه هرمز در دست ماست و سمت دیگرش نمی تواند در دست یک حکومت کمونیستی ضد ایران باشد. پس ما برای امنیت ملی خودمان امنیت سوی دیگر تنگه هرمز را برقرار می کنیم. این توجیه داخلی است اما اصل قضیه این است که ما به نیابت از آمریکا در صحنه هستیم. مزدمان را هم می گیریم. تسلیحات وارد می کنیم و ارتش را روز به روز قوی تر می کنیم

                                                           بنیه انقلابی ما جبران کننده ضعف های ما در جنگ بود

وی در ادامه افزود: از سطح تحلیل سوم یعنی تحلیل منطقه که نگاه میکنیم کاملا ایجاب می کند که تنها رکن امنیتی منطقه که با انقلاب اسلامی ویران می شود و متحد و ژاندرام آمریکا تبدیل می شود به دشمن آمریکا، دچار آشفتگی شود. در این وضعیت، عراقی که ضد غرب است به دیوار حایل و امنیتی غرب برای مهار ایران تبدیل می شود. پس در این سطح هم می بینیم که جنگ معنی دارد. از این سطح بالاتر سطح تحلیل نظام بین الملل است که بسیار مفصل است و فقط در این سطح توجه کنید که شورای امنیت سازمان ملل که همه کاره صلح جهانی است در مورد ایران چه رفتاری دارد. وقتی عراق وارد خاک ما می شود، توصیه به آرامش می کند، بدون این که به آنها بگوید باز گردند و صلح جهانی هم به خطر نمی افتد ولی بعد از 22 ماه وقتی ما اولین قدم ها را در تعقیب متجاوز بر میداریم و وارد خاک عراق می شویم پشت سر هم قطعنامه صادر می کنند و نهایتا 598 که تا حدودی ملاحظه ایران هم شده است. این هم یکی از سطوح تحلیل مهم است. همه این سطوح تحلیل مهم هستند و از هرکدام که غفلت کنیم تحلیل مان غلط می شود. یکی از این موارد پیدایش انقلاب در ایران است.

نخعی در ادامه افزود: عراق وقتی به ایران حمله کرد چند هدف داشت. کمترین هدفش حل و فصل مساله عراق بود. هدف بعدی تصرف خوزستان بود. یعنی آزادسازی به قول خودش عربستان که اگر موفق می شد، لیدر جهان عرب علیه فارس ها می شد و اگر خیلی رویایی و آرمانی عمل می کرد فروپاشی و انهدام انقلاب اسلامی بود که عزیز غربی ها شود. به این معنی که خار چشم آنها را ازبین برده است. البته در هیچ جنگی مشخص نمی کنند که اگر به فلان جا رسیدیم پیروزیم و اگر نرسیدیم شکست خورده ایم. مرحله به  مرحله این اتفاق می افتد. جنگ از نظر آمریکایی ها، از نظر روس ها، از منظر نظام بین الملل، از دیدگاه اردن و... باید به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گیرد. برای اینکه هر کدام از اینها با حکومت جدید به نسبت منافع ملی شان برخورد می کنند. به این دلیل که در درگیری های جهانی می توانند برای خود متحد درست کنند

نخعی در ادامه افزود: بلوک شرق در آن زمان مرتب به دنبال ایجاد ارتباط است که اگر غرب عراق را تامین می کند آنها ایران را تامین کنند که البته ایران به دلیل مسایل داخلی و سابقه خیانت روسیه روی خوش نشان نمی دهد. روس ها یکی دو سال هم قرارداد دوستی شان را با عراق تمدید نمی کنند، بلکه ایران را به دست بیاورند ولی ایران این کار را نمی کند که یکی از دلایلش هم فقر دیپلماسی در ایران است. طبیعی است وقتی انقلاب پیروز شده،وقت کافی برای تربیت دیپلمات نداشته است. به هرحال دیپلماسی ما در مقایسه با دیپلماسی عراق ناتوان و ضعیف است ولی بنیه انقلابی مان است که جبران کننده ضعف های ماست. بنابراین جنگی که به ما تحمیل شد،  از جمله برای این بود که حکومت اسلامی را سرنگون کند. ما الان بعد از سی سال، می بینیم اگر قصد جنگ افروزی داشتیم در همان سال 57 می توانستیم با مانورهای دیگری وارد شویم، ولی چنین نکردیم. با در نظر گرفتن شرایط روز در آن موقع ما توانمندترین نوع اقدام را انجام دادیم. البته اگر در دیپلماسی قوی تر بودیم و در محاسبات قوی تر عمل می کردیم، می توانستیم بهتر عمل کنیم. عراقی ها مستحکم بودند. چون سازمان دهی و حزب و رهبری مشخص داشتند. به هر حال جنگ به ما تحمیل می شد ولی اینکه در این تحمیل شدن می توانستیم بهتر عمل کنیم شکی نیست. نباید خودمان را گول بزنیم. اگر خودمان را گول بزنیم بارها این اشتباه را تکرار می کنیم. ما "امروز" می توانیم بگوییم قدرت مانور بهتری داشتیم اگر می دانستیم

روزی که خرمشهر را گرفتیم نمی توانستیم جنگ را به پایان ببریم زیرا مورد سرزنش تاریخ و مردم کشورمان قرار می گرفتیم

هادی نخغی در پاسخ به این سوال که آیا تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در انقلاب تاثیری در روند جنگ داشت، گفت: این که بگوییم اگر با آمریکا درگیر نمی شدیم و می توانستیم با او به توافق برسیم، عراق بسیار زحمتش بیشتر می شد و حتی شاید جرات نمی کرد حمله کند بی پایه نیست ولی اینکه بگوییم چون میان ایران و آمریکا شکرآب شد، جنگ شد باز هم همان اشتباه پیش می آید که در یک سطح تحلیل پیش برویم.

وی در ادامه افزود: روزی که خرمشهر را گرفتیم نمی توانستیم جنگ را به پایان ببریم زیرا مورد سرزنش تاریخ و مردم کشورمان قرار می گرفتیم و گفته می شد چه قدر ناتوان بودید که ارتش فراری که نوزده هزار اسیر از او گرفته بودید، تعقیب نکردید و عافیت طلبی پیشه کردید. چون عراق وقتی در خرمشهر شکست خورد شکست را نپذیرفت و گفته شد خودمان عقب نشینی کردیم. چون قصد جنگ با اسراییل را داریم و در اختلافات، حق را با خود میدانست و کوچکترین حقی برای ایران قایل نبود. بسیار مقتدرانه صحبت می کرد چون هم پشتوانه جهانی و هم پشتوانه منطقه ای داشت. طبیعی بود که با یک شکست، کوتاه نمی آمد. اگر آن روز جنگ را به پایان می بردیم، استخوان لای زخم باقی می ماند و به عنوان یک حکومت خائن و بی رمق و پست که می توانست عراق را به طور کامل شکست دهد ولی دریغ کرد و ترسید، معرفی می شدیم.

حالا بعد از سی سال، معلوم شده است که در آن زمان می توانستیم جنگ را تمام کنیم. حضرت امام هم کارشناسی را به عهده متخصصین گذاشت و همه بالاتفاق گفتند که زمان پایان جنگ نیست. اگر در این زمان یک نظام کاملا مستقر کلاسیک هم داشتیم، در شرایطی که در اوج پبروزی بودیم، نوزده هزاراسیر جنگی گرفته بودیم و چند قدم تا تثبیت کامل مرزها فاصله داشتیم، عقلانی نبود که جنگ را به پایان برسانیم

استاد دانشگاه امیرکبیر ادامه داد: آتش بسی که سازمان ملل اعلام کرده بود، اعلام حقانیت نبود. این که حق با چه کسی است و خسارات وارده را چه کسی باید بدهد، مشخص نبود. در واقع دستمان به جایی بند نبود و سرزنش تاریخی را هم باید میپذیرفتیم در اینصورت خود ما امروز نشسته بودیم و می گفتیم افراد ضعیفی بودند که هنگام عقب نشینی دشمن به جای تعقیب وی عافیت طلبی پیشه کردند و برگشتند و ادعای صلح کردند. الان دراین زمان مشخص شده که شاید اگر دیپلماسی قوی داشتیم و می توانستیم پشت جبهه عراق را به نحوی با آمریکا و عربستان درست کنیم ،شاید می شد در آنجا قائله را ختم کنیم. الان می بینیم که اگر آن توانایی را داشتیم می توانستیم ولی آنچه امروز می توانیم مورد بررسی قرار دهیم این است آیا می توانستیم در آن روز دیپلماسی قوی تر داشه باشیم؟ بنابراین اگر درگیری ما با آمریکا اگر درنظر گرفته نشود تحلیل ما ناقص است. ولی اگر به عنوان تنها عامل شروع جنگ در نظر گرفته شود باز هم تحلیل مان ناقص خواهد بود. ما در آن زمان توان دیپلماسی آن که جنگ را پایان بدهیم نداشتیم. الان که تجربه سی سال را داریم با این شرایط در مورد آن زمان قضاوت می کنیم. شاید هم می توانستیم در آن زمان یک چیزی از کسی بگیریم ولی اصلا پیروزی ما را کسی نمی پذیرفت. اگر تبلیغات آن زمان را نگاه کنید، متوجه می شوید. ولی اگر ما هنرمند بودیم و توان دیپلماسی داشتیم و روابط بین المللی مان را می توانستیم سازمان دهی کنیم، اگر و اگر و...در این شرایط می توانستیم از پیروزی خرمشهرمان استفاده کنیم. بنابراین امام یک مکثی کرد که فکر کنیم که اگر می خواهیم، جنگ را به پایان ببریم. امام در همان زمان گفت اگر می خواهید جنگ را به پایان ببریم. اگر توان داشتیم می شد. اما دقت کنید، اگر توان داشتیم. توان ما در آن زمان فقط به اندازه ای بود که می تواستیم جنگ را ادامه دهیم.

وی ادامه داد: اگر بررسی کنید، می بینید که هیچ سازمانی در داخل، در زمان فتح خرمشهر اعلامیه صلح نداد. سازمان های بین المللی برای منافع ملی خودشان صلح می خواستند. البته این درست نیست که در عرصه بین المللی خودمان را فرشته و دیگران را دیو ببینیم. گرچه آنها منافع ملی شان برایشان بسیار عزیز است و برای آن هر کاری می کنند، ولی ما اهل آن نبودیم که هر کاری کنیم. شاید الان شده باشیم ولی آن موقع نبودیم. بنابراین این طور نیست که بگوییم ما هیچ اشکالی نداریم و هیچ کاری به کار کسی نداریم و فقط آنها هستند که مقصرند. یعنی از مطلق اگر پرهیز نکنیم، نمی توانیم به خوبی تحلیل کنیم. ولی با بررسی ضعف هایمان تحلیل عادلانه تری می توانیم ارائه دهیم. کسانی که به ما حمله کردند خیلی احتیاجی نداشتند مردمشان را قانع کنند. صدور انقلاب و شعارهای آن هم برای همین سطح موثر است. آنها خودشان می دانستند که با ما چه مناسبتی داشتند و در سطح تبلیغات شان توجیهاتی برای جنگ می آوردند

هادی نخعی در مورد وجوب ادامه جنگ گفت: بالاترین مرجع تصمیم گیری حضرت امام بوده است. امام یک فرد مومن و مذهبی بوده و وقتی چیزی را می گفتند، واقعا صادق بودند. بنابراین کسی تصمیم گرفته که مرجع تقلید است و هم به لحاظ دینی اجازه فتوا دارد و هم به لحاظ حکومتی خود بنیانگذار است و هم مشروعیت انقلابی دارد و هم مشروعیت قانونی دارد.

نخعی در مورد شرایط پذیرش قطعنامه گفت: در اوایل سال 66 قطعنامه 598 تصویب شد. از همان زمان ما قطعنامه را نه رد کردیم و نه قبول کردیم. سال 66 چون در قطعنامه مواردی را دیدیم که جای تامل بود مساله را کش می دادیم. تایک عملیات بسیارقوی و کمرشکن انجام دهیم سپس مساله را پای میز مذاکره بکشانیم. ولی وقتی مساله بمباران شیمیایی حلبچه پیش آمد، عراق نشان داد، تا هر کجا جنایت پیش برود، به هر قیمتی، اجازه نخواهند داد که ما به آن پیروزی مدنظرمان برسیم. علاوه بر آن توانایی ما در جنوب و غرب آسیب پذیر شده بود. اینها مقدمه امر پذیرش قطعنامه بود که به آن جام زهر می گویند. ورود به این قضیه برای کسانی که امروز آن را مطرح می کنند صرف نمی کند. اگر مساله را باز کنیم به ضرر کسانی خواهد بود که الان این حرف را می زنند. اینکه به راحتی گفته شد در دوران جنگ هیچ کار عمرانی نشده و ساختاری نشده و فلان مقدار ناچیز هم برای جنگ صرف شده، باقی پول کجا رفته است؟ اینطور صحبت کردن و یک طرفه به قاضی رفتن اگر قرار باشد کارشناسی شود و مورد قضاوت قرار گیرد، به ضرر گویندگان آن خواهد بود. فقط به طور کلی می گویم که وارد شدن به این بحث شدیدا به ضرر کسانی است که امروز اینگونه آن را مطرح می کنند.

پذیرش قطعنامه در یک مقطع بسیارهنرمندانهتوسط حضرت امام صورت گرفت

وی در ادامه افزود: پس مقدمه پذیرش قطعنامه حاضر شده بود و منتظر یک عملیات کمرشکن بودیم. چون در ادامه روند کار تعیین کننده بود. اگر دقت کنید ما تا چند سال مذاکره می کردیم و چون دست بالا را نداشتیم عراق ما را به دنبال خود می کشاند و وقتی می خواست به کویت حمله کند با ما راه آمد. یعنی وقتی چیز دیگری پیش آمد مذاکرات برای ما قابل پذیرش تر و راحت تر شد و ما منتظر عملیات بزرگ بودیم که جنایت حلبچه رخ داد و به دلیل مناسباتی که عراق با نظام بین الملل داشت بر روی این جنایت سرپوش گذاشته شد. وگرنه با همان جنایت رژیم عراق سرنگون می شد. بعد از آن ما در دور شکست قرار گرفتیم. اول فاو وبعد شلمچه و بعد جزایر مجنون و... امام احساس کردند که اگر همین طور پیش برویم به زودی باید از موضع ضعف بر سر میز مذاکره بنشینیم. به نظر من در یک مقطع بسیار هنرمندانه در اوج ادعای اینکه ما تا آخر می ایستیم و زمانی که دنیا انتظار نداشت که قطعنامه را بپذیریم و در فکر این بود که براثر پیروزی های نظامی عراق ما را با ذلت بر سر میز محاکمه بنشاند و یقینا شرط آن تغییر نظام جمهوری اسلامی بود، در اوج این قضیه و برخلاف انتظار جهانی، امام اعلام کرد که قطعنامه را می پذیرد. این یک هنرمندی بزرگ بود. البته شاید چون حضرت امام یک عارف بزرگ بود و خدا کمکش می کرد توانست، ولی به هر حال در اوج این مساله و آن طور ناگهانی غافلگیر کردن دنیا بسیار هنرمندانه بود. عراق هم غافلگیر شد ولی مقاومت کرد. به خرمشهر حمله کرد و ما حمله را پس زدیم و سپس منافقین از غرب حمله کردند که ما آن حمله را هم خنثی کردیم. حمله منافقین به نوعی چک کردن مشروعیت حضرت امام بعد از پذیرفتن قطعنامه هم بود. اگر بسیج مردم نبود و جلوی هجوم منافقین را نمی گرفتند قصد تسخیر تهران را داشتند. فکر کردند با پذیرش قطعنامه ممکن است مشروعیت امام میان مردم کمرنگ شده باشد ولی برعکس چون امام صادقانه با مردم رفتار می کرد باز هم همه از امام حمایت کردند. بنابراین ما قطعنامه 598 را به یک معنا به عراق تحمیل کردیم. چون عراق نمی خواست بپذیرد و بعد از پیروزی هایی که به دست آورده بود قطعنامه به نفع او نبود. قطعنامه 598 در اوج پیروزی های ما طراحی شده بود یعنی بزرگترین امتیازی که می خواستند در اوج پیروزی های ما به ما بدهند ما به موقع و در زمان خودش بهترین استفاده ها را از آن کردیم. بعد هم عراقی ها با ما راه نمی آمدند تا اینکه تصمیم گرفتند به کویت حمله کنند. در اینجا می توانیم ببینیم که سطح تحلیل چقدر موثر است و سطح تحلیل منطقه بر پایان جنگ هم چه تاثیری داشته است.

نخعی در ادامه افزود:عراقی ها فکر کردند که به کویت حمله می کنند و شوروی از آنها حمایت خواهد کرد. چون هنوز شوروی دچار فروپاشی نشده بود و عراقی ها نمی دانستند که شوروی در حال فروپاشی است. عراق بر این امید بود که یک ساحل عمده ای را در خلیج فارس از کویت بگیرد و شوروی از آنها حمایت می کند که حیاط خلوت آمریکا را بر هم بزند. وقتی شوروی حمایت نکرد، عراق خیلی ناراحت شد. اگر وضعیت جهانی همچنان دو قطبی مستحکم باقی می ماند، عراق وقتی به کویت حمله می کرد، حتما یک چیزی به دست می آورد. چون شوروی هم یک آرزوی تاریخی داشت که به نوعی به آبهای خلیج فارس دست پیدا کند. بنابراین قطعا از آنها حمایت می کرد. منتها فضای جهانی عوض شده بود و هنوز آشکار نشده بود که عوض شده. عراق هم در واقع فریب این نظام دو قطبی را خورد که بعد هم به شدت تنبیه شدند. این هم پایان جنگ در سطح تحلیل بین الملل است. این که ما بگوییم این ما بودیم که صلح بزرگ را گرفتیم و چنین کردیم و چنان کردیم باز هم در یک سطح ماندیم. البته ما بودیم. اگر خرمشهر را نمی گرفتیم، اگر در غرب مقاومت نمی کردیم، باید ذلت را می پذیرفتیم. پس ما بودیم. ولی اگر بگوییم فقط ما بودیم، توقف در یک سطح تحلیل داشتیم

هادی نخعی در پایان خاطر نشان کرد: بنابراین در بررسی جنگ دو مساله بسیار مهم است. 1- فضای سیاسی، انقلابی یا هر نامی که بر آن بگذارید. من می گویم تحول پارادایمی. چه در آغاز جنگ، چه در پیروزی ها و شکست ها و چه در پایان جنگ، به تغییر فضا که به عنوان فضاهای دوگانه معرفی کردم، دقت کنید. 2- در بررسی جنگ به سطوح مختلف تحلیل دقت کنیم و در جنگی مانند جنگ ایران و عراق، زندانی یک سطح تحلیل نشویم. در این تحلیل نمی توانیم امام خمینی یا انقلاب یا وضعیت ژتوپولیتیک ایران یا نظام منطقه ای یا بین الملل را خط بزنیم. هر کدام از این ها را که خط بزنیم دچار اشتباه شده ایم و تحلیل ناقصی داشته ایم. البته می دانیم که خیلی ها به خاطر منافعشان می خواهند که بر یک سطح یا یک دلیل تاکید کنند. چه از موضع ما که صاحب خانه ایم و چه در موضع مخالف ما. این پیچیدگی و انعطاف را در کل برخوردها باید در نظر گرفت تا بتوان استفاده ببرد. چون به هر حال جنگ که دیگر به پایان رسیده و هر چقدر هم بگوییم که کار خوبی کردیم یا کار بدی کردیم، فرقی نمی کند و فقط عبرتی است که باید بگیریم. نقل به مضمون در بیانی از امام علی(ع)، کسی که عبرت نگیرد ناچار به تکرار گذشته است. پس اگر بخواهیم عبرت بگیریم با لحاظ کردن سطوح مختلف تحلیل و بدون تعصب و با نگاه باز باید به بررسی مساله بپردازیم.


 
بیانیه طلاب و فضلای آبادان مقیم حوزه علمیه قم
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢٥  

بیانیه طلاب و فضلای آبادان مقیم حوزه علمیه قم به مناسبت پنجمین سالگرد آیت الله جمی(ره)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

وعد الله الذین امنوا و عملوا الصالحات لهم مغفرة و اجر عظیم  ( مائده-9)

اکنون که به همّت ستودنی ستاد برگزاری مراسم یکی از عالمان بزرگ این سامان،  فقیه پارسا و عبد صالح مرحوم حضرت آیت الله آقای حاج شیخ غلامحسین جمی«قدّس‌سرّه‌الشّریف»  در این محفل نورانی  جمع گشته ایم، به روح متعالی آن عالم ربّانی، درود می‌فرستیم و از بانیان برپایی این همایش قدردانی و تشکّر می‌کنیم.

حضرت ایشان در مراتب علمی، از محضر اساتید و اساطین عالی قدر قم و نجف«رضوان‌الله‌تعالی‌علیهم‌اجمعین»، بهره برده و به جایگاه رفیع تفقه نایل گردید. او به حقّ در مراتب عرفانی، وارستگی و التزام به ورع و تقوای الهی نیز، آیتی روشن و دست یافته به جایگاهی بلند و سرمشقی برای همگان به ویژه حوزویان بودند. او در فضای"کُوُنُوا دُعَاةٌَ النَّاسِ بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم" تمرین و ممارست کرده بود و دارای ویژگی‌ها و فضیلت‌هایی همچون  تواضع، ایثار، حلم و مدارا، حوصله و شرح صدر بود که همگی لازمه تفقد پدرانه‌اش با شهروندان تلقی می‌شد. معاشرت و مصاحبت و دوستی این عالم عالیقدر با عالمان عامل و عارفی همچون حضرات آیات عظام آقایان مکارم و سبحانی و نیز آیت‌الله شهیدمطهری، که همگی از سالکان طریق الی الله می‌باشند نیز نشان‌گر شخصیّت و جهت‌گیری‌های علمی، اخلاقی و معنوی ایشان است که از او شخصیّتی جامع با روحی لطیف و وارسته ساخته بود بدان گونه که  عموم مؤمنین و خصوصاً بزرگان حوزه‌های علمیه و از جمله استاد عظیم الشّأن امام خمینی «قدّس‌سرّه‌الشرّیف»، به ایشان اعتنا و علاقه و توجّه خاصّی داشتند.  این شخصیت وارسته سال‌ها برای رضای خدا مبارزه کرد، زندان رفت و شکنجه دید. او از کسانی بود که در محضر امام (ره) و مقام معظم رهبری به نظام و انقلاب خدمت کرد. آیت‌الله جمی با معرفت  و تاسی به مکتب  اهل بیت(ع)، الگوی جوانان ورزمندگان جوان شد.  انرژی متراکم جوانان را جهت بخشید و افکار و اندیشه‌ها را در مسیری بالنده و پاینده هدایت کرد و در پرتو شوق و شیدایی ، مسیرکمال یابی و تأثیرپذیری را برای جوانان مهیا ساخت.

او همیشه سعی می‌کرد در ارتباط با مردم زیستی ساده و بی‌آلایش داشته باشد که این امر سبب شد تا قلب‌ها را تسخیر کرده و اسباب شیفتگی دیگران را به خود فراهم آورد. این شخصیت وارسته با درایت و تدبیر خود سعی کرد مشعل‌دار وحدت و حاکمیت معنویت در جامعه باشد. تداوم اندیشه پاک، حسن خلق و شخصیت علمی این عالم وارسته برای نسل آینده ضروری است. آن فقید بیش از پنجاه سال از عمر شریف و با برکت خود را وقف خدمت صادقانه و عالمانه در راه رشد و اعتلای فرهنگ دینی مردم شریف آبادان نمود که منشاء خیر و برکت بسیار فراوانی شده است. در حقیقت بزرگداشت این عالم وارسته از یک سو تعظیم صبر و صلابت و تکریم فخر و شرافت است و از سویی تعمیم شور و حماسه و تحصیل نور هدایت و تجلیل شهدا و رزمندگان دفاع مقدس، پژواک شمشیرهایی است که در عرصه‌های چهارده قرن مصاف اسلام با کفر طنین افکنده است. برقی که از شمشیر رزم آوران اسلام در عملیات ثامن الائمه درخشید و در فتح المبین چشم دشمنان اسلام را کور کرد و سفیر رعدش در فضای ملکوتی مسجد جامع خرمشهر و هشت سال حماسه دفاع بر نفیر کفر و نفاق فرود آمد و پیام شورانگیز «نصر من الله و فتحٌ قریب» را به جهان وجهانیان اعلام کرد.

 به راستی چرا دشمن نتوانست ظهور این حماسه را پیش بینی کند؟ این عوامل ناپیدا که قدرت ظاهری او را برهم زد، عوامل فرهنگی و معنوی‌ای بودکه آیت الله جمی در دفاع مقدس از خود نشان داد . همان عواملی که امام خمینی (ره) می‌فرماید: «آن ها حساب همه چیز را می‌کردند الا یک حساب و آن حساب، معنویت بود. آن ها توجه به این نداشتند که ملت همه با هم علاقه به خدا دارند و علاقه به اسلام» (صحیفه نور، ج 13، ص 277).و به قول رهبری معظم و فرهیخته جمهوری اسلامی «محاسباتشان از عنصر «توکل» و «ایمان به خدا» خالی بود و آن را در زندگی ما به حساب نیاورده بودند» (حدیث ولایت، ج 5، ص 124). واین مرد بزرگ بود که با ایمان مستحکم خود به رزمندگان روحیه مقاومت، شهامت و شهادت می‌داد«إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتی‏ کُنْتُمْ تُوعَدُونَ (فصلت:30).

اینک گرامیداشت آن همه رشادت ها و شهامت ها همچون نسیم معطری است که بار دیگر عطر دل انگیز آن لاله‌های بهشتی را به مشام جان زمینیان می‌رساند و پرتو هدایتی از کهکشان روشن آن حماسه سازان را، فرا راه رهروان و آیندگان قرار می‌دهد، این کار در گرو حمایت بی دریغ و همکاری همه عزیزانی است که میراث‌دار افتخارات گذشته و پاسدار اعتبارات امروز و خواستار انتظارات آینده‌اند. اینها همان فضائلی است که نیاز مبرم امروز جامعۀ ما و خصوصاً روحانیت و حوزه‌های علمیۀ ماست. صفات حسنه‌ای که درمان عمدۀ دردهای مزمن اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی ماست. بی‌تردید، ما امروز برای پر کردن خلأهای معنوی و نارسائی‌های روحی خود، چاره‌ای جز «بازگشت به اخلاق» و التزام به صفات حسنه‌ای که سیرۀ عالمان عاملی همچون مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ غلامحسین جمی «رحمة‌الله‌علیه» بوده است، نداریم.

امید است خداوند متعال به همۀ ما توفیق توجّه و شناخت و عمل به سیرۀ حسنۀ علماء الهی را، که اتخاذ شده و برگرفته از سیرۀ حسنۀ رسول خدا و ائمّۀ هدی «صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین» است، عنایت فرماید و ارواح عالیۀ عالمان با فضیلت تشیّع را، که راه راستی و درستی را به ما آموختند، متعالی فرماید و عموم مردم با ایمان آبادان خصوصاً روحانیّت گرامی آن شهر عالم دوست و عالم پرور را در شناخت هر چه بهتر اسلاف علمی و معنوی خود و تمسّک به روحیّات اخلاقی و معنوی آنان موفّق بدارد. از همۀ شما شرکت کنندگان در این مراسم و متصدّیان برگزاری آن صمیمانه تشکّر می‌کنیم و انشاء‌الله این حرکت باعث لطف الهی و مصداق تعظیم شعائر خداوند متعال به شمار آید. «وَ مَنْ‏ یُعَظِّمْ‏ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ». و السّلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

بیانیه طلاب و فضلای آبادان مقیم حوزه علمیه قم


کلمات کلیدی: طلاب ابادانی قم ،بیانیه
 
محسن رضایی: باید برای مردم آبادان و خرمشهر امکان درآمدزایی ایجاد شود
ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧  

به گزارش روز پنج شنبه ایرنا از روابط عمومی و امور بین الملل منطقه آزاد اروند، ˈ محسن رضایی ˈ پس از حضور در بیت آیت ا... جمی و تجدید میثاق با آرمان های انقلاب و دفاع مقدس، در حاشیه دیدار از سازمان منطقه آزاد اروند، بر لزوم تحول در زندگی مردم تاکید کرد.

وی افزود: لازمه این تحول شجاعت و تصمیم گیری های بزرگ است که با اتحاد و همدلی انجام می شود.

وی با حمایت از منطقه آزاد اروند اظهارکرد: گام های نخست برای تحقق اهداف والای انقلاب باید طوری برداشته شود که مردم امیدوار شوند.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در دیدار از جزیره مینو از توابع خرمشهر و حضور در سایت صنعتی منطقه آزاد اروند با ظرفیت های صنعتی این منطقه آشنا شد.

وی پس از دیدار از شرکت ارتباط همراه گویا اروند خرمشهر ، نخستین تولیدکننده گوشی تلفن همراهGLX، گفت: زیر ساخت های خوبی فراهم شده ولی هنوز برای رسیدن به یک منطقه ایده آل در جنوب خوزستان فاصله هست.

وی به توانمندی متخصصان داخلی اشاره کرد و افزود: نوآوری شرکت جی ال ایکس قابل تقدیر است.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهارکرد:این شرکت با تولید کالای با کیفیت با قیمت پایین استراتژی خوبی در پیش گرفته است.

وی افزود: با افزایش کیفیت محصول، می توان سهم خوبی از بازار داخلی و خارجی را بدست گرفت.

مدیر عامل سازمان منطقه آزاد اروند نیز گفت: اعتبارات برای توسعه زیرساخت ها در این منطقه بسیار کم است.

ˈ اسماعیل زمان ˈ افزود: نگاه سازمان منطقه آزاد اروند برای تجارت، منطقه تجاری شلمچه و بازار عراق است.

وی اظهارکرد: با احیا و گسترش فعالیت بندرخرمشهر، تجارت در این منطقه توسعه خواهد یافت.

رییس هیات مدیره منطقه آزاد اروند افزود: با احداث خط آهن بندر امام به شلمچه در منطقه آزاد اروند، و اتصال آن به بصره، با شرق مدیترانه ارتباط اقتصادی خواهیم داشت.

وی مهمترین پروژه زود بازده را کالای همراه مسافر دانست و گفت: طرح کالای همراه مسافر در حال اجرایی شدن است که باعث رونق اقتصاد در منطقه می شود.


 
آیت ا... جمی نماد مقاومت ایران اسلامی است/دکتر محسن رضائی
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧  

دبیر تشخیص مصلحت نظام با اشاره به مبارزات آیت ا... ˈغلامحسین جمی ˈ در دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس گفت: آیت ا... جمی نماد مقاومت ایران اسلامی است.

به گزارش ایرنا، ˈ محسن رضایی ˈ روز چهارشنبه در بیت آیت ا... مرحوم جمی در مجموعه فرهنگی آدینه آبادان افزود: مرحوم آیت ا.. جمی پرچم برافراشته امام حسین(ع) در آبادان و مظهر مقاومت و ایستادگی در برابر تجاوز دشمن بعثی بود.

وی برگزاری نماز جمعه توسط آیت ا... جمی در زمان محاصره آبادان را یادآور شد و اظهار داشت: برگزاری نماز جمعه در این زمان تمام تبلیغات منفی صدام علیه نظام جمهوری اسلامی ایران را نقش برآب کرد.

دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، آیت ا... جمی را یکی از استوانه های دفاع مقدس خواند و افزود: این عالم ربانی نقش برجسته ای در ارتقای روحیه مردم و رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل داشت.

وی نقش آیت الله جمی در علمیات والفجر هشت را فوق العاده توصیف کرد و گفت: این مرحوم در خارج کردن مردم از منطقه در زمان عملیات نقش مهم و اساسی ایفا کرد.

رضایی با اشاره به اعتماد مردم به آیت ا... جمی افزود: مردم با تخلیه منازل خود منطقه را برای اجرای عملیات والفجر هشت آماده کردند و این عملیات در شرایطی که جنگ به حالت سکون درآمده بود، پیروزمندانه اجرا شد.

وی با اشاره به مقاومت مردم خوزستان در هشت سال دفاع مقدس گفت: مردم این خطه از کشور اکنون نیز به رغم وجود مشکلات زیاد با صبوری و نجابت، کشور و انقلاب را همراهی می کنند.

آیت ا... جمی نخستین امام جمعه آبادان بود که توسط امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی به این سمت منصوب شد و تا پایان جنگ تحمیلی نیز این شهر را ترک نکرد و تکیه گاه همیشگی رزمندگان در طول جنگ بود


 
باید یاد و خاطره آیت الله جمی را بعنوان یک ارزش برای نسل جدید انقلاب بازگو کرد.
ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧  
 
آیت الله جمی یک مقتدای عملی بی نظیر بود/ در بسیاری از امور از جمله در زمینه رشادت ها و راهنمایی ها مدیون آن بزرگوار می دانم.

 
دکتر لاریجانی در ابادان :مشکلات استان خوزستان اولویت بندی شوند
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧  
رونمایی از تابلوی جدید فرودگاه بین المللی آبادان/بازدید لاریجانی از باغ موزه دفاع مقدس آبادان/رئیس مجلس به مقام والای شهیدان آبادان ادای احترام کرد/مقامات آمریکایی به جای صحبت از همه گزینه ها، از عقل خود استفاده کنند/رئیس مجلس به مقام والای شهدای خرمشهر ادای احترام کرد/بازدید از یادمان شهدای شلمچه/مشکلات استان خوزستان اولویت بندی شوند

 
رئیس مجلس به مقام شهدای دفاع مقدس و سینما رکس آبادان ادای احترام کرد
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧  
رئیس مجلس به مقام شهدای دفاع مقدس و سینما رکس آبادان ادای احترام کرد

رئیس مجلس شورای اسلامی با حضور در گلزار شهدا به مقام شامخ شهدای دفاع مقدس و سینما رکس شهرستان آبادان ادای احترام کرد.

خبرگزاری فارس: رئیس مجلس به مقام شهدای دفاع مقدس و سینما رکس آبادان ادای احترام کرد
 

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، علی لاریجانی با حضور در گلزار شهدا به مقام شامخ شهدای دفاع مقدس و سینما رکس شهرستان آبادان ادای احترام کرد.

در این مراسم که با حضور مسئولان آبادانی و خرمشهری صورت گرفت به شهدای گلگون کفن آبادان با نثار فاتحه و گل ادای احترام شد.

پس از اتمام این مراسم با رایزنی مسئولان، خودروی رئیس مجلس از مسیر ذوالفقاری، سده و جمشیدآباد شهرستان به سوی حسینیه ثارالله آبادان گذری داشته و در مراسم پنجمین سالگرد ارتحال آیت‌الله جمی حضور پیدا خواهد کرد.

هدف از این اقدام مشاهده وضعیت مناطق محروم‌ آبادان و رسیدگی به آنهاست.


کلمات کلیدی: گلزار شهدا
 
لاریجانی در پنجمین سالگرد ارتحال آیت‌الله جمی:دغدغه اصلی مرحوم آیت‌الله جمی(ره)
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧  

 رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: دغدغه اصلی علمای بزرگ کشورمان از جمله مرحوم جمی، دفاع از اسلام و انقلاب بوده است

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، علی لاریجانی ظهر امروز در مراسم پنجمین سالگرد ارتحال ملکوتی آیت‌الله جمی که با حضور مسئولان شهری و استانی و اقشار مختلف مردمی در حسینیه ثارالله این شهرستان برگزار شد، اظهار کرد: حق آیت‌الله جمی بیشتر از اینهاست و آن مرحوم جایگاهی بزرگ در دفاع از انقلاب و نظام دارد.

وی افزود: با آیت‌الله جمی از سال‌ها پیش آشنایی داشته و به خوبی می‌دانم که آن بزرگوار یک سنگر محکم در دفاع از اسلام و پیروزی انقلاب و حتی در دوران جنگ تحمیلی بود.

رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بارها از آیت‌الله مطهری در خصوص خدمات و فعالیت‌هایی که مرحوم جمی در آبادان داشته شنیدم، تصریح کرد: وضعیت کشور در دوران پیش از انقلاب به گونه‌ای بود که وظایفی را متوجه آیت‌الله جمی و علمای انقلاب دیگر کشور می‌کرد و آنان بر حسب وظیفه‌ای که داشتند در زمینه‌های مختلف فعالیت می‌‌کردند.

وی ادامه داد: پس از انقلاب اسلامی نیز این وظیفه را به گونه‌ای دیگر انجام دادند و تا جان از آن ایستادگی کردند که در واقع این نماد یک جریانی در روحانیت است که دغدغه اصلی آنها در دفاع از اسلام و انقلاب بوده است.

لاریجانی اضافه کرد: این جریان تبدیل به یک فرهنگ در جامعه روحانیت شد و نمونه‌های بارز آن آیت‌الله مطهری، بهشتی، باهنر و بسیاری از بزرگان روحانیت کشور هستند که دغدغه اصلی آنها حفظ دین، ارتقای معرفت مردم و بهبود شرایط کشور و حل مشکلات بوده است.

وی ابراز داشت: مشکلات کشور در مقاطع مختلف شکل متفاوتی داشته است، قبل از انقلاب جریانات مادی گرایانه توسط رژیم گذشته قصد قطع نفوذ در جامعه را داشته و فضای کشور را تحت تاثیر قرار داد.

رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه جمی و دیگر علمای کشور در این راه مبارزه کرده‌اند و همیشه یک مسئولیت در زمینه دین بر گردن داشته‌اند، اظهار کرد: وقتی جریان انقلاب آغاز شد این علما برای پیروزی انقلاب حرکت کردند و آن زمان اقتضا می‌کرد که وظیفه دفاع از انقلاب را داشته باشند.

وی ابراز داشت: در حادثه سینما رکس که رژیم طاغوت می‌خواست آن را به جریان مخربی علیه انقلاب تبدیل کند آیت‌الله جمی بار دیگر روشنگری کرد و خباثت رژیم را نشان داد.

لاریجانی همچنین عنوان کرد: در دوران پس از انقلاب اسلامی نیز دسیسه‌های مختلفی برای اختلاف افکنی بین مردم کشور انجام گرفت و در نهایت حمله صدام و جنگ هشت ساله اتفاق افتاد که در آن زمان نیز مرحوم جمی لباس رزم پوشید و در دفاع مقدس نقش رکنی داشت.

وی با بیان اینکه مرحوم جمی با ایستادگی خود سرنوشت جنگ را تغییر داد چرا که سرنوشت آبادان به همه خوزستان مربوط می‌شد، گفت: آیت‌الله جمی با همه سختی‌های دوران جنگ تحمیلی ایستاد و خطرات آن دوران را به جان خرید و هیچ گاه میدان را خالی نکرد.

رئیس مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: به همین دلیل است که می‌گویند وقتی عالمی از دنیا برود شکافی ایجاد می‌شود که برداشته شدنی نیست و این یکی از ویژگی‌های علماست.

وی با اشاره به فرمایشی از امام حسین(ع) تصریح کرد: علما به دین حیات می‌دهند و برای تعالی جامعه عواملی نیاز است که عقل، دین، ادب، حیا، شرم و خوش خلقی جزو این ویژگی‌ها هستند.

لاریجانی در پایان سخنانش عنوان کرد: عقلانیت برای پیشرفت جامعه لازم است و عقل نیکو توسعه کشور را بر اساس علم و دانش فراهم می‌کند.


 
با حضور رییس مجلس شورای اسلامی:پنجمین سالگرد ارتحال آیت الله جمی امام جمعه فقید
ساعت ٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۳  

تهران- ایرنا- پنجمین سالگرد ارتحال آیت الله « غلامحسین جمی »نماینده حضرت امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری و امام جمعه فقید آبادان با سخنرانی «علی لاریجانی» رییس مجلس شورای اسلامی برگزار می شود.

 

به گزارش ایرنا، مراسم پنجمین سالگرد ارتحال آیت الله جمی روز پنجشنبه پنجم دی ماه از ساعت 9:30 در حسینیه ثارالله آبادان با حضور جمعی از مقامات کشوری، لشکری، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مردم قدرشناس این شهر برگزار خواهد شد.

برگزاری شب شعر پایداری و نمایشگاه « یاد ایام، یاد یار» و نیز انتشار تلخیصی از دستنوشته های مرحوم آیت الله جمی در سال های دفاع مقدس، از دیگر برنامه های ویژه پنجمین سالگرد ارتحال ایشان است.

آیت الله « غلامحسین جمی » نماینده حضرت امام خمینی امام (ره) و مقام معظم رهبری در شهر آبادان، اولین امام جمعه این شهر و به عنوان اسطوره مقاومت این خطه از میهن اسلامی بود.

آیت الله جمی نخستین امام جمعه آبادان بود که توسط امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی به این سمت منصوب شده بود و تا پایان جنگ تحمیلی نیز این شهر را ترک نکرد و تکیه گاه همیشگی رزمندگان در طول جنگ بود.

دیدار از مجروحان، سرکشی به خانواده شهدا و پاسخ دادن به مسائل شرعی رزمندگان از جمله اقدامات آیت الله جمی در آبادان بود.

رزمندگان منطقه جنوب خصوصا اهالی خونگرم آبادان همواره از شنیدن لحن شیرین و امیدوارکننده آیت الله جمی از رادیو در سال های جنگ تحمیلی به عنوان قوت قلب خود یاد می کردند.


 
تصاویر تشیع باشکوه پیکر ایت الله جمی (ره )در ابادان .دیماه 1387
ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 
سخنرانی: دکتر علی لاریجانی در مراسم پنجمین سالگرد ارتحال ایت الله جمی (ره)
ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱  
صراط:   سید رضا طباطبایی امروز در جلسه هماهنگی بزرگداشت آیت الله جمی در محل سرسرای اجتماعات فرمانداری ویژه آبادان افزود: آیین مذکور روز پنجم دی ماه سال جاری در محل حسینیه ثارالله برگزار می شود که دکتر علی لاریجانی ریاست محترم  مجلس شورای اسلامی در این آیین شرکت و به ایراد سخنرانی می پردازد.

وی اظهار کرد: برای هر چه پربارتر برگزار شدن این آیین از علما، خطبا و مسئولان کشوری، استانی و منطقه ای از جمله آیت الله جزایری نماینده ولی فقیه در استان خوزستان دعوت شده است.

مسئول ستاد بزرگداشت مرحوم آیت الله جمی از مجتهده صفاتی و دکتر زهرا مصطفوی دختر امام راحل(ره) به عنوان دیگر میهمانان این مراسم نام برد و تصریح کرد: برای این منظور تدابیر خاصی اندیشیده شده است.

طباطبایی از برپایی نمایشگاه عکس با مضمون آیت الله جمی و مقاومت در محل تالار مهر آبادان، برپایی شب شعر مقاومت با حضور شعرای کشوری، استانی و محلی، توزیع 50 کتاب با عنوان "چشم آبادان" که در بردارنده خلاصه ای از زندگی مرحوم جمی است در میان دانش آموزان و برپایی مسابقه در همین زمینه، برپایی ایستگاه صلواتی و نصب بنر در 30 نقطه شهری با فرازهایی از مقام معظم رهبری در خصوص مرحوم جمی و تصاویری از وی به عنوان دیگر کارهای برنامه ریزی جهت اجرا در این آیین یاد کرد.

وی یادآور شد: در دیداری که با دکتر مقتدایی استاندار محترم استان خوزستان داشتیم وی نکات ارزشمند را جهت انجام هرچه باشکوه تر برگزار شدن پنجمین مراسم  متذکر شدند که از جمله آنها می توان به هماهنگی برای نصب تابلو فرودگاه آبادان تحت عنوان "فرودگاه آیت الله جمی" اشاره کرد.

مسئول ستاد بزرگداشت مرحوم آیت الله جمی با مهم خواندن موضوع اطلاع رسانی از صدا و سیمار مرکز آبادان خواست تا در این خصوص مستنداتی از زندگی مرحوم جمی تهیه و پخش شود ضمن آنکه تهیه مصاحبه هایی نیز با امام جمعه، فرماندار، و بیان خاطرات از سوی نزدیکان در این ویژه برنامه دیده شود.

به گزارش خبرنگار مهر دعوت از عشایر غیور منطقه برای حضوردر آیین با همراهی امامان جمعه اروندکنار، چوئبده و بخشداران ، تهیه و نصب نمادی در گلزار شهدا از مرحوم جمی و نواخته شدن زنگی به همین مناسبت در مدارس آبادان با هماهنگی اداره آموزش و پرورش از دیگر خواسته های این ستاد بود.
منبع: مهر

 
نمایشگاه عکس با عنوان ˈ یاد ایام یاد یارˈ در آبادان.بمناسبت پنجمین سالگرد ارتحال
ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱  

 

نمایشگاه عکس با عنوان ˈ یاد ایام یاد یارˈ به مناسبت پنجمین سالگرد ارتحال آیت الله ˈ غلامحسین جمی ˈ نخستین امام جمعه آبادان در موزه هنرهای معاصر آبادان گشایش یافت.

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آبادان روز پنجشنبه در آیین افتتاح این نمایشگاه گفت: نمایشگاه ˈ یاد ایام یاد یارˈ تا هفتم دیماه صبح و عصر برای بازدید عموم دایر است.

فرهاد پورغراوی علوانی افزود: 100 قطعه عکس از سه دوره زندگی و ارتحال آیت الله جمی در این نمایشگاه در معرض دید عموم قرار گرفته است.

وی اظهار داشت: حضور امام جمعه فقید آبادان در جبهه های حق علیه باطل و نماز جمعه در این نمایشگاه به خوبی به تصویر کشیده شده است.

رییس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی آبادان افزود: مرحوم آیت الله جمی در دفاع مقدس هرگز شهر را ترک نکرد و به اقامه نماز جمعه در جمع رزمندگان و بسیجیان زیر آتش دشمن می پرداخت.

وی گفت: نمایشگاه ˈ یاد ایام یاد یارˈ با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری آبادان و ستاد برگزاری پنجمین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله جمی برپا شد.

امام جمعه، نمایندگان مجلس، فرماندار ویژه، اعضای شورای اسلامی شهر آبادان و جمعی دیگر از مسوولان محلی و هنرمندان در این آیین حضور داشتند.

 
گزارش تصویری ملاقات ستاد برگزاری مراسم با ایت الله سید حسن خمینی
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٩  
 

 

 
image 1 of 11